Showing posts with label مسعود رجوي. Show all posts
Showing posts with label مسعود رجوي. Show all posts

Monday, 2 July 2018

بازتاب همایش بزرگ گردهمایی ایرانیان در رسانه‌های بین‌المللی/ رجوی: تغییر رژیم ایران در دسترس است

بازتاب همایش بزرگ گردهمایی ایرانیان در رسانه‌های بین‌المللی/ رجوی: تغییر رژیم ایران در دسترس است
1397/04/11
همایش بزرگ گردهمایی ایرانیان در پاریس
رجوی: تغییر رژیم در تهران بیش از هر زمان دیگری در دسترس است
الشرق‌الأوسطانگلیسی - ۱ ژوئیه ۲۰۱۸

مریم رجوی، پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران در پاریس گفت سرنگونی رژیم حتمی است. وی به نشانه‌های این تغییر از جمله اعتراضات خیابانی و خواست فزاینده مردم برای تغییر در سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اشاره کرد.

مریم رجوی در همایش سالانه اپوزیسیون ایران با نام " ایران آزاد " که روز شنبه در ویلپنت پاریس برگزار شد، تأکید کرد: " تغییر رژیم اکنون بیش از هر زمانی در دسترس است. "
رجوی در سخنرانی خود درباره تحولات اخیر در شهرهای ایران به‌نقل از مسعود رجوی گفت: " اگر ایران بایستد، جهان با ما و در کنار ما خواهد ایستاد. "
مریم رجوی همچنین بر نیاز به یک " مقاومت سازمان‌یافته و یک سازمان پیشرو " تأکید کرد و به ارگان شورایی اشاره کرد که در حال حاضر ریاست آن را برعهده دارد.
رجوی در پیامش در حضور نمایندگان رده بالای دهها کشور منطقه‌یی و خارجی خواستار " یک ایران آزاد غیر‌اتمی" شد که در همزیستی مسالمت‌آمیز با همکاریهای منطقه‌یی و بین‌المللی به‌سر می‌‌برد.
این پیام همچنین توسط سایر سخنرانان مورد تأکید قرار گرفت. آنان ضمن محکوم کردن رژیم کنونی، خواستار حمایت از قیام مردم ایران و برپایی " ایرانی آزاد " شدند.
شهردار رودی جولیانی گفت: " اکنون به‌طور واقع‌بینانه می‌توان پایان رژیم ایران را شاهد بود. "
او افزود: " ترامپ به مبارزان آزادی پشت نخواهد کرد. "
نمایندگانی از فرانسه، بلژیک، آمریکا، کانادا، بریتانیا، ایتالیا، آلمان، آلبانی، سوئیس، یمن، رومانی، اردن، فلسطین، مراکش و بسیاری دیگر از سخنگویان این کنفرانس بودند.

Wednesday, 21 March 2018

وحشت باندهای حکومتی از موج جدید تغییرات در آمریکا

وحشت باندهای حکومتی از موج جدید تغییرات در آمریکا
ایران
1396/12/28


درگیری میان باندهای رژیم
با تشکیل جلسه کمیته مشترک برجام در وین و با پیشنهاد تحریمهای جدید اروپا علیه رژیم برای حفظ برجام، دوباره تحولات مربوط به برجام شتاب گرفته است. برآیند این تحولات فشار مضاعف بر رژیم برای تن‌دادن به جام‌زهر و جام‌زهر منطقه‌یی است.
آنچه به واکنشهای رسمی رژیم برمی‌گردد بیشتر به بهت‌زدگی می‌ماند. مثلاًًً عراقچی مهمترین نکته‌یی که در خصوص اجلاس اخیر وین گفت این بود: «برخی از اعضای گروه پنج به‌علاوه یک، مانند روسیه و چین، معمولاً با مواضع ایران در خصوص نقض برجام از سوی آمریکا هم‌عقیده‌اند، ولی برخی دیگر از اعضای گروه پنج به‌علاوه یک، هر چند اذعان دارند که آمریکا به تعهدات خود بر اساس برجام پایبند نیست، تا حدی از گفتنِ علنیِ این مطلب [علیه آمریکا] ابا دارند متأسفانه آمریکا کماکان بر شرکتها و بانکهای اروپایی و سایر کشورها فشار می‌آورد و فضای تهدید و ارعاب ایجاد می‌کند تا آنان را از انجام دادن هر گونه تجارت، تعامل اقتصادی یا داد و ستد بانکی با ایران بازدارد». (تلویزیون رژیم - 25اسفند ۹۶).
غیر از این حرفهای عراقچی به‌عنوان یک مقام مسئول دولتی، سایر مقامات رژیم از خود خامنه‌ای تا روحانی در سکوتند. اما تا بخواهیم هوچی‌ها و بوقچی‌های نظام صدایشان بلند است. این بار اما برای ابراز وحشت از پیامدهای تحولات اخیر در ساختار سیاست خارجی آمریکا. مثلاًًً آخوند احمد خاتمی در روز ۲۵اسفند گفت:‌ «با روی کار آمدن وزیر امور خارجه ضدایرانی آمریکا توسط ترامپ توطئه‌های جدیدی علیه ایران آغاز شد که پس از برجام موضوع قدرت موشکی ایران مطرح شد. آمریکا می‌خواهد که ایران موشک دوربرد با برد 2هزار کیلومتری نداشته باشد. برای آمریکا مسأله فلسطین و‌ حزب‌الله مهم است و گفته‌اند اگر ایران کوتاه بیاید روابط عادی می‌شود. آمریکا می‌خواهد ایران مانعی در مسیر تشکیل خاورمیانه جدید نبوده و در لبنان، عراق و سوریه تاثیرگذار نباشد. باید توجه داشته باشیم که مسیری که دشمنان در آن حرکت می‌کنند، براندازی است».

Tuesday, 13 March 2018

شهرام احمدی نسب عمران:‌ چرا دلواپسان برون مرزی مدام کابوس جنگ آمریکا با رژیم را می بینند؟

شهرام احمدی نسب عمران:‌ چرا دلواپسان برون مرزی مدام کابوس جنگ آمریکا با رژیم را می بینند؟ دوشنبه, 14 اسفند 1396

دلواپسان برون مرزی اصولأ پدیده های جالبی هستند۰ یکی از ویژگی های جالب توجه و متمایز کننده ی این جماعت این است که در گیر و دار رنج ها و گرفتاری ها و تهدید ها و خطرهای بی شماری که از جانب حکومت ولایت فقیه متوجه ایران و ایرانیان است، دلواپسان برون مرزی دائمأ کابوس حمله نظامی آمریکا به رژیم را می بینند و مردم را از پیامدهای تحقق چنین خواب هایی می ترسانند۰ این کابوس های ادواری دارای مضمون های مشترکی هستند همچون سوریه ای شدن ایران ؛تبدیل ایران به کشورهایی چون لیبی و کره شمالی؛ عطش شدید دولت آمریکا به درگیری با ایران و این که گویا آمریکا برای این کار دنبال بهانه می گردد؛ تعبیر و تفسیر هر اقدام آمریکا علیه آخوندهای حاکم بر ایران به زمینه سازی آمریکا برای حمله به ایران؛ و این که گویا جنگ افروزی و ماجراجویی حاکمان ایران در منطقه صرفأ ادعای کشورهای عرب منطقه و اسرائیل و توطئه آنها برای آماده سازی فضا به سمت درگیری نظامی با حکومت ایران است۰ نگارنده بر آن است تا با مرور چنین کابوس هایی دلیل خواب نما شدن هر از چند گاهی دلواپسان برون مرزی را بیابد۰

نخستین احتمال در بررسی علت کابوس دیدن های دلواپسان برون مرزی این است که شاید این نگرانی شان به جا باشد و واقعأ دولت آمریکا در صدد حمله نظامی به جمهوری اسلامی باشد۰ اگر این گونه باشد، پاسخ پرسش در باره ی علت آن کابوس ها نیز پیدا شده است۰اما با مرور خبرها و تحلیل ها هر چه بیشتر تلاش کنی کمترین نشانه ای از یک اقدام نظامی قریب الوقوع آمریکا علیه ایران نخواهی یافت۰ تازه این در شرایطی است که رقیب های دموکرات، تقریبأ همه غول های رسانه ای آمریکا و اروپا، و حتی بخش بزرگی از دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده به دنبال یافتن بهانه ای برای انتقاد از دولت ترامپ و سیاست خارجی او هستند و اگر کمترین نشانه ای دال بر چنین احتمالی وجود داشت، نخست باید صدای آژیر آنها را می شنیدیم۰ در غیاب چنین خبرهایی حتی در میان منابعی که به شدت علیه ترامپ سوگیری دارند، شیون و زاری دلواپسان برون مرزی از نقشه دولت ترامپ برای حمله نظامی به ایران نیاز به تحلیل و تفسیر دارد۰

بهتر فهمیدن و رمزگشایی کابوس های جنگی دلواپسان برون مرزی نیازمند نگاهی عمیق تر به پیش فرض های این کابوس دیدن هاست. نخستین پیش فرض این است که دلواپسان اساسأ نرم خو و صلح دوست هستند و با هر گونه جنگ و خون ریزی مخالفند، برای همین است که جنگ برای شان کابوس وحشتناکی است۰ آدم تندخو و ماجراجو که جنگ برایش کابوس نیست، اگر رؤیا نباشد! اما صلح دوستی و ضدیت اساسی با جنگ به دو دلیل به دلواپسان نمی آید۰
نخستین دلیل این که صلح دوستی، نرم خویی، و پرهیز از هر گونه خشونت در شخصیت و منش آدم ها ریشه دارند و در زمره ی باورهای مربوط به جهان نیستند که به راحتی با آموزش و یادگیری دستخوش تغییر شوند۰ حال باید دید که آیا شواهد و قرائن موجود مؤید منش معتدل و صلح طلب دلواپسان برون مرزی هست یا نه۰نگاهی گذرا به پیشینه یکایک دلواپسان برون مرزی نه تنها هیچ شاهد و قرینه ای برای فرض اعتدال و نرم خویی در منش و شخصیت شان ارائه نمی کند، بلکه نشان می دهد که حضرات از پنجه بوکس، پونز، و تیغ موکت بر نازک تر به "دیگران" نگفته اند۰ تازه اگر خبری که سال ها پیش در روزنامه های به اصطلاح دوم خردادی منتشر شد درست باشد یکی از همین جماعت به گفته ی وزیر وقت اطلاعات به دلیل این که یکی از زندانیان را هنگام بازجویی کشته بود از وزارت اطلاعات اخراج شد۰البته ناگفته پیداست که اخراج این فرد از آن دستگاه اهریمنی، اگر گفته ی وزیر اطلاعات درست باشد، نه به دلیل اهمیت جان آدمی در آن دستگاه بلکه به این دلیل بود که کار بازجو گرفتن اطلاعات است نه جان افراد! این همه بدان معناست که ادعای صلح طلبی و مخالفت با هر گونه خشونت با منش و کاراکتر این جماعت سازگار نیست۰
دومین دلیل این که دستگاه اهریمنی ولایت فقیه نزدیک به چهار دهه است که به جنگ افروزی و ماجراجویی در منطقه و جهان مشغول است و دلواپسان برون مرزی هیچ گاه، نه آنگاه که بخشی از دستگاه سرکوب حاکم بر ایران بودند و نه حتی زمانی که مثلأ از آن بیرون آمدند، سخنی در نکوهش دخالت های مرگبار و ویرانگر دستگاه ولایت در دیگر کشورها بر زبان نیاوردند۰ اگر جنگ و ویرانی مطلقأ بد است پس چرا جنگ افروزی دستگاه ولایت در سوریه، یمن، لبنان و دیگر کشورها مورد اعتراض حضرات واقع نشده است؟ این جماعت دلواپسان برون مرزی آن چنان جدی در باره ی لزوم پرهیز از درگیر شدن ایران در جنگ سخن می گویند که گویی خبر ندارند نظام ولایت فقیه هم اکنون ایران را در چند جنگ منطقه ای درگیر کرده است! حال پرسش این است که آیا مخالفت دلواپسان برون مرزی با جنگ به مخالفت آنها با آتش افروزی دستگاه ولایت دراین جنگ های منطقه ای انجامیده است؟ نه، بلکه کاملأ برعکس، این جماعت تا آنجا که توانسته اند در دفاع از جنگ افروزی های منطقه ای دستگاه ولایت قلم فرسایی کرده اند تا آن را عادی و معمول جلوه دهند۰ از جمله مدعی شده اند که گویا همه ی کشورها همین کار را می کنند و دخالت دستگاه ولایت در چند جنگ منطقه ای نیز در جهت منافع ایران بوده و امری غیر عادی نیست۰ این بدان معناست که صلح طلبی و پرهیز از خشونت در منش دلواپسان برون مرزی جایی ندارد، چرا که هرگاه جنگ و خون ریزی برای بقای جمهوری اسلامی ضروری باشد، در پشتیبانی تمام عیار از جنگ تردیدی به خود راه نمی دهند۰ یک بام و دو هوا هم یعنی همین!

چکیده سخن تا اینجا این است که آن گونه که مرور پیشینه دلواپسان گواهی می دهد کابوس جنگ آمریکا با رژیم که می بینند از سر ناهمخوانی خشونت و جنگ با منش و شخصیت آنها نیست۰ این حالت وحشت و هراس از جنگ همچنین با پشتیبانی تمام عیار دلواپسان از درگیری ایران در چندین جنگ منطقه ای نیز ناهمخوان و ناسازگار است۰
نکته جالب توجه در باره ی کابوس حمله آمریکا و تبدیل شدن ایران به سوریه و لیبی و کره شمالی این است که در گیر و دار انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران و آنگاه که رژیم به آوردن ناراضیان به پای صندوق نیاز داشت، همین دلواپسان برون مرزی چنان تبلیغ می کردند که گویا خامنه ای و سپاه می خواهند با سر کار آوردن رئیسی ایران را به سوریه و کره شمالی تبدیل کنند۰بر همین مبنا نیز می گفتند که باید به روحانی رأی داد تا آن نقشه خامنه ای عملی نشود۰ به عبارت دیگر، کابوس همین کابوس سوریه و لیبی شدن ایران بود اما موجب آن در آن زمان احتمال ریاست جمهوری رئیسی بود، اما حالا که رئیسی رئیس جمهور ایران نیست هنوز همان کابوس دست از سر دلواپسان بر نمی دارد و معلوم نیست چرا هنوز خواب سوریه ای شدن و جنگ آمریکا با رژیم را می بینند۰ مگر قرار نبود روحانی چاره ی کار باشد و رأی دادن به او پایانی بر کابوس جنگ و کره شمالی شدن باشد، حال چگونه است که دلواپسان همچنان خواب حمله نظامی آمریکا را می بینند؟

یک بام و دو هوا (اندر مذمت خشونت طلبی)

یک بام و دو هوا (اندر مذمت خشونت طلبی)
1396/12/18


راستی جدای از سپاه پاسداران و نیروهای سرکوبگر رژیم و اصلاح طلبان، چه کس یا کسانی بیشترین خدمت را به رژیم جهت جلوگیری یا دفع خطر سرنگونی می‌کنند؟

سرکوب نظامی و شکنجه و اعدام نه تنها در درازمدت نمی‌تواند از سرنگونی رژیم جلوگیری کند، بلکه باعث فوران بیشتر خشم مردم و بالا رفتن ایمان و انگیزشهای بیشتری در مبارزه برای سرنگونی می‌شود.

بنابراین بالاترین خیانت و جنایت و جدی‌ترین گناه از آن کس یا کسانی است که با انواع ترفندها و فریبکاریها تلاش می‌کنند تا این ایمان و انگیزش و پتانسیل مبارزه و سرنگونی جنایتکاران حاکم بر میهن اسیرمان را از مردم بگیرند و سلب کنند.

به همین خاطر هم بود که از همان روزهای شروع قیام ایران این بازوها و شاخک‌های رژیم مأموریت خائنانه خودشان را برای تخطئه و ایجاد تردید و ناامید کردن مردم تحت عناوین مختلف از جمله این‌که دادن شعار مرگ بر خامنه‌ای زودرس بود و یا این‌که در مقابله با رژیم چپ‌روی شده، و این‌که تظاهرات راه به جایی نمی‌برد، سعی در ایجاد یأس و در نتیجه پاسیو کردن مردم داشتند تا کسی سراغ سرنگونی رژیم نرود.

از جمله این ترفندهای خائنانه زدن مارک خشونت‌طلبی به تظاهرات و قیام قهرمانانه مردم ایران بود، و یک‌شبه آقایان معلم اخلاق شدند که خشونت بد و اخ است. حرف اصلی این رذالت پیشگان این است که یا برای احقاق حق خودتان تظاهرات نکنید و در گرسنگی و محرومیت بمیرید و یا اگر تظاهرات می‌کنید، خوب، سرکوب هم هست، گاز اشگآور و گلوله و شوکر هم هست، بخورید ولی حق پاسخگویی و مقاومت ندارید. بقول بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس در دعوا حلوا پخش نمی‌کنند‍.

در یک کلام این‌که گلوله و باتون و اعدام های روزانه و ۱۲۰هزار اعدام دهه 60و شکنجه و... توسط رژیم خشونت نیست ولی واکنش طبیعی مردم در قبال سرکوب مثل پرتاب سنگ و آتش زدن مراکز سرکوب و پاره کردن عکس خامنه‌ای که همه این جنایات با دستور او انجام می‌شود خشونت طلبی است، ای ننگ و لعنت ابدی بر شما دشمنان خدا و خلق.

آری به‌محض این‌که قیام مردم علیه رژیم اوج می‌گیرد، مور و ملخهای رژیمی و اپوزیسیون نماها در داخل و خارج و اصلاح طلبهای وطنی آژیرهای خشونت سنج شان به صدا در آمده افاضات آکادمیک و روضه‌خوانی اندر باب مضار و ناروا بودن خشونت شروع می‌شود. این نابغه‌های معاصر تا وقتی رژیم سرکوب و اعدام و خودکشی زیر شکنجه می‌کند، لال‌مونی گرفته و خشونت سنج‌شان از کار میافتد. توجه کنید:

« و خلاصه این که: امروز روز تفاهم و توافق بر سر مقابله با خشونت و افراطی‌گری و روز دفاع از دستاوردهای آزادی و دموکراسی در برابر همه تلاش‌هایی است که می‌خواهند از آرامش، امنیت و ثبات ایران انتقام بگیرند و راه دشوار اما خوش‌فرجام مردم‌سالاری را مسدود کنند». (هادی خانیکی –روزنامه حکومتی اعتماد11دی 96)

در واقع این جناب تحت عنوان مقابله با خشونت به همه نیروهای نظام بسیج می‌دهد که با تفاهم و با تمام قوا برای سرکوب قیام و مردم به پاخیزند.

عباس عبدی گروگانگیر سابق و اصلاحطلب امروز از « بی‌تفاوتی کسانی که به‌طور قطع از چنین رفتارهای غیرمدنی و خشونت‌آمیز ناراحت بودند، از اصل این رفتارها بدتر بود» گله دارد که چرا قاطع‌تر سرکوب نکردید.

لطفاً بفرمایید این مردم به چه صورت صدای اعتراض خودشان و شکم های گرسنه کودکان بیگناه‌شان را به گوش حکومت برسانند؟ آیا مردم حق اعتراض و تظاهرات دارند یا خیر؟ این حق در تمام دنیا و در اعلامیه جهانی حقوق بشر به‌رسمیت شناخته شده است:

ماده 19اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.

ماده20اعلامیه جهانی حقوق بشر:
هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت‌آمیز است.
هیچ کس را نمی‌توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

حتی مطابق اصل27قانون اساسی خودتان هم به‌رغم اما و اگرها و شرط و شروطش تظاهرات به‌رسمیت شناخته شده است: اصل بیست و هفتم (27) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.

اگر هم که ادعای اسلام و مسلمانی دارید این روش حکومت امام علی بود که حتی خوارج بی‌منطق در مسجدی که علی نماز می‌خواند و در واقع مرکز تصمیم‌گیری آن حضرت بود شعار می‌دادند و اصل و اساس حکومت علی را زیر سؤال می‌بردند و هیچ کس حق تعرض به آنان را نداشت. حتی وقتی دست به شمشیر بردند و جنایت کردند باز آن حضرت با آنان گفتگو کرد و از آنان درخواست کرد که از این اعمال دست بردارند و به دامن جامعه بازگردند.در حکومت علی (ع) مخالفت و شعار علیه حکومت جرم نبود و هرگز اینگونه نبود که آن حضرت مخالفان خود را محارب یا خارج از دین بخواند و آنان را مجازات کند.

حتی وقتی به امام علی خبر دادند که ابن ملجم با سلاح وارد کوفه شده و از حضرت خواستند اقدامی کند، امام علی گفت تا زمانی که کاری خلاف انجام نداده آزاد است. همین ابن ملجم چند شب بعد امام را شهید کرد. آری این است علی و حرمت آزادی در اسلام.

واقعیت این است که در عرض این 39سال هیچگاه مردم در اعتراضات و تظاهرات ابتدا به‌ساکن دست به واکنشهای قهرآمیز نزده‌اند، و بیشتر با دادن شهید و بدنهای مجروح و کتک خورده صحنه را ترک کرده‌اند و یا دستگیر شده و...

واقعیت این است که کمیت مقابله به‌مثل و دفاع از خود مردم در قبال حجم سرکوب رژیم اصلاً قابل مقایسه نیست.

این‌که مردم مشکلات معیشتی خود را به‌وسیله تظاهرات یا اعتراض یا اعتصاب یا هر شکل دیگری به اطلاع حکومت برسانند یک امر طبیعی و لازم است. هم‌چنانکه جان لاک فیلسوف انگلیسی که اعلامیه استقلال آمریکا بر اساس نظریات او تدوین شده می‌گوید: «اگر یک دولت نخواهد و یا نتواند حقوق اتباع را محفوظ بدارد، منطق وجودی خود را از دست می‌دهد و بر مردم است که حاکم دیگری را برگزینند. لاک می‌گوید: این فقط مردم هستند که باید تصمیم بگیرند که چه کسی بر آنان حکومت کند».

ٰچهارشنبه سوری و مشکلات رژیم!


ٰچهارشنبه سوری و مشکلات رژیم!
1396/12/20

تا چهارشنبه‌سوری چیزی باقی نمانده.
ظاهراً چهارشنبه‌سوری هم سنتی است مثل دیگر سنن ملی، چیزی از جنس نوروز و سیزده بدر. اما حقیقتاً چیزی است ورای دیگر سننی که سالها و سده‌ها در کنار ش نشسته بودند. یا اگر دقیق‌تر بگوییم حداقل حالا دیگر چهارشنبه‌سوری آن چهارشنبه‌سوری دهه‌های قبل نیست. تفاوت کرده! نسبت به گذشته خودش هم تفاوت کرده، فرصتی شده برای درافتادن مردم با دیکتاتوری!
جشنی ساده و آیینی قدیمی که اینک تجدید حیات کرده، چیزی بایسته روزگار حاضر شده، آن‌چنان که از دیگر آیین‌هایی که قرن‌ها با همدیگر زیسته بودند، به کلی ممتاز شده،
حقیقتاً که چهارشنبه سوری، با خیزی بلند خود را از دایره بسته رسوم مربوط به دوران و تمدن زراعی جدا کرده و تا حد پدیده‌یی نوین و کارآمد در زندگی مدرن امروزی فرا رفته. امکان و موقعیتی که توده‌ها با هر اندیشه و قومیتی آن را هم‌چون ظرفی و فرصتی برای در افتادن با دیکتاتوری حاکم بر ایران، غنیمت شمرده و از آن حداکثر استفاده را می‌کنند. و این همان چیزی است که آخوندهای حاکم بر ایران به‌شدت از آن وحشت دارند.

طی روزهای اخیر و به‌ویژه همین چند روزه آخری که به برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری باقی مانده، بی‌اغراق تمامی رسانه‌های حکومتی از روزنامه‌ها گرفته تا رادیو تلویزیون دولتی و حتی شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی خرج مقابله با چهارشنبه‌سوری مردمی و ممانعت از برگزاری آن یا حداقل مهار آن شده!

حتی فراتر از این تمامی نهادهای حکومتی و دولتی گوییا که سهمیه مقابله با چهارشنبه‌سوری از مدیران خود گرفته‌اند که سران و مسولانشان یکی یکی و به نوبت جلوی دوربین تلویزیون و مقابل میکروفون رادیو آمده و تلاش می‌کنند با خرج کردن خود، با هشدار دادن، با تهدید به بازداشت و زندان کردن، با تطمیع کردن برای شرکت در ورژن حکومتی مراسم، و با هزار ترفند و توطئه دیگر، مانع برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری مردمی شوند.

علت چیست؟

علت بنیادین این مسأله که یک مراسم سنتی ساده به صحنه و ساعت رزم عمومی و سراسری مردم با حاکمیت تبدیل شده چیزی نیست جز سرکوب وحشیانه‌ای که آخوندها به مردم اعمال کرده و می‌کنند!

سرکوبی که تمامی امکانات نفس کشیدن آزاد مردم را حتی در شخصی‌ترین و نهانی‌ترین اندیشه‌هایشان در مخمصه قرار داده و هر«تخلفی» از نرم‌های حکومتی را نه فقط معادل یک «جرم» بلکه عین یک «گناه» قلمداد کرده! و آن را نماد مخالفت با خداوند و خالق هستی دانسته و مستوجب سخت‌ترین عقوبتها دانسته و بدتر این‌که همه این مزخرفات را به لباس قانون هم در آورده و متخلفین را با تمسک به قانون ضدبشری‌اش، مشمول یک سرکوب سیستماتیک، سراسری و مستمر می‌کند! جنایتی که پس از نزدیک به ۴دهه، امان مردم را بریده و کار را به قیامی سراسری کشانده و

اما در تمامی این دهه‌ها مردم به آرامی و با طمأنینه خاص تحولات اجتماعی و با آزمودن تمامی راههای ممکن و در دسترس و با عبور از راهکارهای سهل و ساده، به راه‌کار نهایی و کارآمدترین راه‌کار رسیده‌اند، راهکاری آتشین که مقاومت ایران با تکیه به شناخت عمیق خود از موجودیت آخوندی حاکم و در جریان یک پراتیک جانکاه دو و نیم ساله کمر به حل آن بسته. پراتیکی تماماً مسالمت‌آمیز با تلاشی مسئولانه برای حل اصولی تضاد بین مردم و حاکمیت ضدمردمی.

تلاشی که بیش از همه و پیش از همه بنیانگذار جنایتکار و دجال‌وش نظام ولایت‌فقیه با آن ضدیت داشت و همو بود که با تعطیل کردن تمامی نهادهای اجتماعی، سازمانهای غیردولتی مستقل و احزاب مردمی، سنگ‌های دفاع از مردم را بست و سگ‌های هار ولایت را بند گشود تا مردم را از هم بدرند.

از همین‌روست که اینک مردم با آزمودن تمامی امکانات در دسترس به راهی روی آورده‌اند که اولین دستمایه‌اش «آتش» است!‌

تمامی‌ترس و وحشت رژیم هم از همین موضوع است. وحشتی که همه ساله مثل بیماری «تب نوبه» گریبان آخوندها را می‌گیرد، حسابی تکانشان می‌دهد و پس از یک دوره یکی دو سه هفته‌یی در حالیکه در شب اجرای مراسم، به اوج خود می‌رسد، آخوندها را تکیده و خیس عرق، با پیکری در هم کوفته به جا می‌گذارد و باقی ماجرا را به دیدار بعدی وامی گذارد!

این تقریباً تمامی حکایت آن «خودکرده‌ای» است که دیگر« تدبیر»ی ندارد.

اما امسال مشکل از اینهم کمی فراتر رفته چرا که این چهارشنبه‌سوری در شرایطی برگزار می‌شود که گرمای قیامی بزرگ سراسر میهن را در خود گرفته و وقتی این گرما با آتش چهارشنبه‌سوری هم قرین شود، میزان‌الحراره تب آخوندها را آن‌قدر بالا می‌برد که برای آنها شاید دیگر قابل‌تحمل نباشد.

به یاد داشته باشیم که همین یکی دو ماه پیش بود که بنا‌ به آمار حکومتی، جوانان بپاخاسته در قیام دی، اقامتگاه حداقل 60نماینده خامنه‌ای را در سراسر ایران به آتش کشیدند و حداقل در 20حوزه جهل و جنایت آخوندی آتش افکندند، بیشمار خودروهای نیروهای سرکوبگر را از کار انداختند و دهها مراکز استانداری و فرمانداری آخوندها را در شهرهاى مختلف به تصرف خود درآوردند آن هم در شرایطی که هنوز تا چهارشنبه‌سوری یکی دو ماه فاصله بود.

اکنون در نظر بگیرید روز چهارشنبه‌سوری را که تمامی آحاد مردم از شهری و روستای و پیر و جوان به خیابانها می‌آیند، رسماًًً و علناً آتش می‌افروزند، بساط آتشبازی دایر می‌کنند و زمینه‌ای عمومی فراهم می‌گردد که بهترین پوشش مردمی برای جوانان پرشوری است که تمایل قلبی عمیقی برای تسویه کردن خرده حسابهای تمامی سالیانی دارند که مورد تحقیر و سرکوب پاسداران فاشیست و آخوندهای تبهکار حاکم قرار گرفته‌اند.

بی سبب نیست که در آخرین روزهای مانده به چهارشنبه‌سوری فوقانی‌ترین نهادهای سرکوبگر حکومتی بی‌عبا و عمامه و سر و پا برهنه به میدان رسانه‌ها پریده و با صدور چپ و راست اطلاعیه و هشدار و انذار و تهدید و التماس و تطمیع، تلاش می‌کنند آتشی را خاموش کنند که هنوز روشن نشده!

در تازه‌ترین اقدام از این دست، شنبه شب دادستانی کل آخوندها با یک اطلاعیه شداد و غلاظ به صحنه آمد و از جمله اعلام کرد:

«به‌منظور حفظ نظم و امنیت عمومی و... پیشگیری از بروز حوادث ناگوار و ندامت آفرین ناشی از کاربرد نامتعارف و غیراستاندارد مواد انفجاری و آتش‌زا و نیز جلوگیری از سوءاستفاده برخی افراد فرصت‌طلب از هموطنان خواستار همکاری با نیروهای انتظامی شد».
در همین اطلاعیه و با اشاره به آنچه که «افراد فرصت‌طلب» نامیده، آمده است: «با توجه به روزهای پایانی سال با اقدامات ناهنجار یا مجرمانه خود موجبات تلخ کامی و ایراد خسارات جانی و مالی بر جامعه تحمیل و با ایجاد رعب و وحشت، امنیت روانی را مخدوش می‌سازند، از هم میهنان گرامی و عموم خانواده‌های عزیز خصوصاً نوجوانان و جوانان آینده ساز ایران اسلامی تقاضا می‌شود، در صورت مشاهده و مواجهه با هر نوع اخلال در نظم و آسایش عمومی، ضمن مراقبت کافی، مراتب را به مراجع انتظامی و قضایی اعلام و با مأموران و حافظان نظم و امنیت و مجریان قانون همکاری کنند».

بی تردید، اگر این اطلاعیه‌ها دردی دوا می‌کرد باید پیش از همه، درد بنیانگذار خبیث نظام، خمینی را دوا می‌کرد که از غصه فعالیت‌های مجاهدین دق کرد و مرد! و آرزوی نابودیشان را با خود به گور برد.

در آخرین روزهای سال و کمی‌مانده به چهارشنبه سوری، تماشای تقلاهای همه‌جانبه آخوندها واقعاً که تماشایی است.

وضعیت بحرانی رژیم در آستانهٴ چهارشنبه سوری

وضعیت بحرانی رژیم در آستانهٴ چهارشنبه سوری


۱‍۳۹۶/۱۲/۲۲
در آستانهٴ چهارشنبه‌سوری که طبعاً مسأله مبرم و مقدم رژیم است، شاهد گسترش بحرانهای اجتماعی؛ اعتراضات کارگران، کشاورزان، دانشجویان، غارت‌شدگان و دیگر اقشار مردم هستیم. در همین حال بحران درونی رژیم هم اوج کم سابقه‌یی پیدا کرده و درست در بحبوحهٴ همین شرایط، موضوع استیضاح سه وزیر دولت روحانی هم توسط مجلس رژیم به جریان افتاده و بحران سنگین دیگری را روی میز نظام قرار داده است. جالب این‌که زمان استیضاح این سه وزیر؛ یعنی وزرای راه و شهرسازی، جهاد کشاورزی و تعاون،کارو رفاه اجتماعی یا لااقل دوتای آنها را هم برای همان روز چهارشنبه‌سوری برنامه‌ریزی کرده‌اند.پس می‌شود تصور کردکه اکنون رژیم درگیر این بحرانها، در وضعیت دشواری قرار دارد. به نوشته یکی از روزنامه‌های حکومتی، استیضاح همزمان 3وزیر از زمان مشروطه به این طرف سابقه نداشته است. آیا این طرح و زمان بندی‌ آن حساب شده و مهندسی شده است؟ یا این‌که به‌طور اتفاقی همزمان شده است؟

با یک نگاه همه جانبه‌تر به آخرین وضعیت رژیم، باید گفت که موضوع فراتر از این حرفهاست که حساب شده بودن یا اتفاقی بودن این استیضاح‌ها و زمان آن بتواند تاثیری داشته باشد. واقعیت این است که جدای از این‌که آنها چه تصمیمی گرفته‌اند، رژیم در بن‌بستی گرفتار شده که از هر طرف می‌رود با مشکل مواجه می‌شود. اگر حتی فرض کنیم که همزمانیش با چهارشنبه‌سوری کاملاً اتفاقی بوده، اما همزمانی استیضاح سه وزیر با هم که از مدتها پیش مطرح بوده دیگر نمی‌تواند اتفاقی باشد و این نشان می‌دهد که رژیم حداقل در این سه زمینه، خود را در یک وضعیت اورژانس و حاد و فوری احساس می‌کند.بگذریم که به‌نوشته ایلنای20اسفند 96: اگر بنا بود نمایندگان مجلس به دولت هشداری بدهند و از دولت انتظارات جدی‌تری داشته باشند، باید سراغ حوزه‌های دیگری می‌رفتند.

و بعضی هم نوشتند که در استیضاح این سه وزیر مشخص باج‌خواهی و انگیزه‌های فردی هم در کار بوده است. روزنامه‌ایران (21اسفند) هم به‌نقل از احمد مازنی عضو مجلس رژیم نوشت: «در شرایط فعلی به نظر می‌رسد حداقل مجموعه‌یی از نمایندگان قصد دارند تا با استیضاح و تلاش برای برکناری وزرا پاسخی به شرایط عمومی کشور بدهند. در رأس این شرایط مجموعه اعتراضات اخیر وجود دارد که از دیماه آغاز شد و در چند روز اخیر هم یک بار دیگر به شکل درگیری بر سر مسائل آبی و یا سلسله اعتراضات صنفی و اقتصادی بروز کرده است. دیدگاهی در بین نمایندگان معتقد است اگر مجلس بتواند یکی از این سه وزیر را برکنار کند، پاسخ درخور و اثربخشی به مجموعه اعتراضات اخیر داده و حداقل قدری فضا را آرام می‌کند. خبر دیگری هم حاکی از این است که گویا این استیضاح و نتیجه آن بین دو باند توافق شده است. کما این‌که در موضعگیری روحانی در قبال این استیضاح نیز که تلویزیون رژیم(20اسفند) گزارش کرده، چنین مضمونی برداشت می‌شود:« رئیس‌جمهور با اشاره به استیضاح سه وزیر در مجلس، آن را حق نمایندگان دانست و آن را فرصتی برای تبیین خدمات دولت دانست و گفت استفاده از این حق با لحاظ رعایت مصلحت کشور و مصالح عمومی و منافع ملی است، انجام می‌شود و ضمن اعلام حمایت خود از وزرای مربوطه به آنان توصیه کرد بیلان کار خود را به نمایندگان و مردم اعلام کنند».

اکنون سؤال این است که آیا این استیضاح واقعاً می‌تواند در قبال اعتراضات اجتماعی، مؤثر باشد؟ و آبی بر روی آتش اعتراضات مردم بریزد؟

پاسخ قطعاً منفی است. البته سه وزیری که انتخاب شده‌اند، هرسه مربوط به سه حوزه بسیار پرچالش اجتماعی هستند:حوزه وزیر کار با ابر چالش بیکاری و وضعیت انفجاری محیطهای کارگری، حوزه وزیر راه و شهرسازی با وضعیت فاجعه‌بار جاده‌ها و سوانح جاده‌یی(با نیم میلیون کشته طی دو دهه) و هوایی و تراژدی فاجعه‌بار زلزله‌زده‌ها و بالاخره حوزه وزیر جهاد کشاورزی با شرایط نامطلوب کشاورزان و روستاها، فقدان آب، تخلیه روستاها و فقر و آوارگی روستاییان و اعتراضات کشاورزان.

اما این مانور در مقایسه با مانورهای رژیم شاه در مرحله پایانی(مثل برکناری هویدا نخست‌وزیر یا زندانی کردن نصیری رئیس ساواک وو...)که تازه هیچ فایده‌یی هم نداشت، مطلقاً مانوری بسیار ضعیف و دیرهنگام است. از قضا برخی رسانه‌های حکومتی هم به همین مسأله اشاره کرده‌اند که حالا زمان مناسبی برای این قبیل کارها نیست و نتیجه معکوس خواهد داشت. چون وقتی جامعه یک صدا می‌گوید مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر اصل ولایت فقیه، برکناری عناصر اجرایی پایین‌تر (مثل وزیر) هیچ مسأله‌یی حل نمی‌کند، جز این‌که یک پیام ضعف به جامعه و به همان مردم معترض می‌دهد.

اما در پایان ببینیم چه رابطه‌یی بین بحرانهای مختلف رژیم و کارزار چهارشنبه‌سوری که اکنون در یک قدمی آن هستیم، وجود دارد؟

قبل از پاسخ این سوال، خوب است اشاره‌یی به سایر بحرانهای حاد رژیم هم بکنیم تا وضعیت بهم تنیدهٴ کنونی بیشتر روشن شود. بحران در سیاست خارجی یکی از حادترین بحرانهای رژیم است که خامنه‌ای عمیقاً در آن درگیر است، موضوع مهلت 120روزه در رابطه با برجام، مسأله موشک‌ و دخالتهای منطقه‌یی رژیم، بحرانی که پس از سفر بی‌نتیجه وزیر خارجه فرانسه به یک بن‌بست تمام عیار تبدیل شده است.

بحران رژیم در رابطه با نیروهای نگه دارنده‌اش و مهمتر از همه سپاه پاسداران که سرکردهٴ سپاه اعتراف کرد که وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است و افزود: این وضعیت نیازمند عمق‌بخشی بیشتر معنویت و افزایش روحیه جهادی است؛ چرا که قدرت و صلابت سپاه در عرصه‌های مختلف نیز مدیون همین روحیه معنوی در کنار وجود تجهیزات بوده است.

به این ترتیب رژیم درمحاصره سلسلةی از بحرانهای لاعلاج قرار گرفته است: از بحران اجتماعی تا بحران ارزشی و ریزشی در سپاه و نیروهای سرکوبگرش و از آنجا تا بن‌بست در سیاست خارجی، و این همه اکنون با کابوس چهارشنبه‌سوری نیز همزمان شده و شرایط انفجاری و حادی را برای رژیم رقم زده است. این مجموعه بهم تنیده است که اکنون به کارزار چهارشنبه‌سوری اهمیتی مضاعف داده است.

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی
1396/12/19


درست در فضای قیام شکوهمند سراسری مردم ایران در 7دی فرماندهی ارتشآزادیبخش ملی ایران ضمن انتشار اولین بیانیه یادآور شد که:

«دستور محوری روز برای جوانان و رزمندگان آزادی و همه نیروهای انقلابی تشکیل تیم ها، دسته‌ها و یگانهای ارتش آزادیبخش ملی در راستای هزار اشرف و کانونهای شورشیبرای گسترش قیام است. حق گرفتنی است».

و در بیانیه دوم فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران یادآوری شد:

«حق مسلم رزمندگان آزادی و کلیه واحدهای ارتش آزادیبخش ملی که برای دفاع از خلق و میهن و برای جلوگیری از خونریزی توسط سپاه و بسیج و اطلاعات آخوندی مجهز و آماده شوند. تمامی سلاحها و امکانات متعلق به مردم ایران و فرزندان دلیر این خلق به‌پاخواسته است».

و بالاخره در سومین بیانیه که در تاریخ 11دی 1396 منتشر شد تکلیف کانونهای شورشی در رو در رویی با نیروهای سرکوبگر و دشمنان خلق و کسانی که بخواهند قیام و خیزش به‌حق مردم ایران را سرکوب کنند در یک جمله خلاصه می‌شود «شاه سلطان ولایت مرگت فرا رسیده، آتش جواب آتش»

تردیدی نیست که ارتش آزادیبخش - مانند تمام تاریخچه‌اش - در قبال قتل‌عام 10شهریور 1392 که خامنه‌ای می‌خواست در آن به‌طور فیزیکی بر اشرف که همان بیان سمبلیک ارتش آزادیبخش و نبرد مسلحانه آزادیبخشآن است نقطه پایان بگذارد نه تنها به یمن برخورداری از اراده‌ای سترگ و به برکت خون شهدای قتل‌عام 10شهریور و درایت و پاکبازی فرماندهی آن خواست خامنه‌ای را به گور سپرد، بلکه این نقطه را به تاریخ تولد هزار اشرف تبدیل کرد. این همان پایه‌گذاری استراتژیک کانونهای شورشی بود که در مرحله اخیر در میهن اسیرمان ریشه دوانده و گسترش پیدا کرده است و اکنون زنان و مردان انقلابی و بپا خواسته خلقمان را در کانونهای شورشی در سراسر میهن سازماندهی کرده و گسترش داده است.

این همان پدیده مبارکی است که قبل از هر کس تمامی رژیم آخوندی از اصلاح‌طلب تا اصول گرا را آن‌چنان دچار رعشه مرگ کرده که ناگهان محمد خاتمی شیاد با همان لحنی علیه این کانونها صحبت می‌کند که جانور وحشی نظام یعنی احمد خاتمی وقتی در جمعه بازارها عربده‌های خامنه‌ای را بازتاب می‌دهد.

اجازه بدهید به سنت همیشگی نسل مجاهد خلق که نسلی حق شناس و سپاسگزار است خاطره تابناک چه گوارا این چهره اسطوره‌ای و فراموش ناپذیر انقلابی را که برای اولین بار مبتکر تئوری «کانونهای شورشی» است، گرامی بداریم. او که در زمان خود کوشید با اتکاء به کانونهای شورشی انقلاب را در آمریکای لاتین تداوم بخشد. گفته می‌شود که او معتقد بود:

«یک نیروی نامنظم با همه کوچکی‌اش می‌تواند در یک نبرد نابرابر بر ارتشی منظم پیروز شود»

وی همچنین می‌گفت: «ما نباید به انتظار پیش آمدن موقعیت انقلابی بنشینیم چنین موقعیتی را خود می‌توانیم به‌وسیله یک کانون انقلابی پدید آوریم.»

چه گوارا همچنین اعتقاد داشت این کانونها می‌توانند به نقطه امید مردم در برابر حاکمیت ضدمردمی تبدیل شوند و با به حرکت در آوردن جامعه زمینه انقلاب و دگرگونی را به‌وجود آوردند.

هر چند چه‌ گوارا مجال آن را نیافت که ثمرهٴ پیروزمند تئوری خود را به‌ چشم ببیند، اما با شهادت در راه ایمان خود به‌ رهایی همه خلقهای ستمزده در آرزوها و رؤیاهای مردمان تحت ستم برای همیشه جاودانه شد.

اسم «کانونهای شورشی» اگر ‌چه یادآور تئوری است که به آن اشاره شد اما باید گفت انقلاب ایران در مداری متکامل‌تر از تمامی انقلابهای دوران معاصر راه منحصربه‌فرد خود را پیموده است. کانونهای شورشی که اکنون در بالاترین فراز مقاومت ایران تشکیل شده‌اند، از یک سو متکی به‌یک پشتوانه و فرماندهی نیرومند و از سوی دیگر برخوردار از یک ارتباطات دارای تضمین بالا با فرماندهی است.

کانونهای شورشی بر ریشه‌های عمیق ۴دهه رزم مستمر رزم‌آوران مجاهد خلق استوار است که همه اشکال مختلف نبرد، از جنگ چریکی شهری، تا مقاومت در جنگل، تا جنگ در مناطق روستایی در دسته‌های پارتیزانی و تا جنگ جبهه‌یی در هیأت ارتش آزادیبخش را پشت سر گذاشته و از هر یک از آنها کتابها تجربه پرارزش انقلابی اندوخته است.

با قیام قهرمانانه و سراسری مردممان در 142شهر میهنمان در دی ماه 96 تاریخچه کانونهای شورشی وارد مرحله نوینی شد و توانمندی بسیار شگفت‌انگیزی را به نمایش گذاشت. جمعبندی این قیامها البته نتیجه‌گیریهای استراتژیک و تاکتیکی بسیار ارزشمندی دارد که بر تجارب پیشین افزوده می‌شود.

ولی اکنون کانونهای شورشی در آستانه کارزار آتشین چهارشنبه‌سوری قرار دارند. کارزاری که هیچگونه غافلگیری در آن برای رژیم وجود ندارد و طبعاً رژیم با تمام قوا و امکاناتش برای ممانعت از فعالیتهای کانونهای شورشی در «جشن آتش» وارد صحنه خواهد شد. و درست‌تر این است که بگویم از هم‌اکنون ورود به صحنه را آغاز کرده است. 

سه‌شنبه 22اسفند که پاسدار رحیمی سرکردهٴ نیروی انتظامی تهران اعلام کرد که «از ساعت 2بعدازظهر این روز کلیهٴ نیروهای سرکوبگر انتظامی (و طبعاً همه انواع نیروهای امنیتی و اطلاعات اونیفورم پوش و شخصی پوش رژیم) برای مقابله با مردم و جوانان قیام آفرین به‌حالت ‌آماده‌باش صددرصد می‌آیند»

در این رویارویی، ظاهراً یک طرف، نیروهای استبداد حاکم، از همه امکانات و وسایل، از انواع سلاحها، از یک دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی و از یک دجالگری بی‌حد و حصر و از همه مهمتر، از ماشین جهنمی سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام برخوردار است؛ اما در طرف دیگر این جبهه، نیرویی قرار دارد که ظاهراً دستش از همه امکانات خالی است اما این ظاهر قضیه است که می‌تواند گمراه‌کننده باشد. از قضا این جبهه، جبهه مردم و جوانان قیام‌آفرین امکانات و توانمندیهای عظیمی دارد که دشمن از آنها محروم است. این امکانات و توانمندیها عبارتند از:

1- نیروی انسانی کماً و کیفاً بسیار برتر؛ عاملی که در هر جنگی عامل تعیین‌کننده است. توده‌های عظیم مردم، ارتش بیکاران و گرسنگان، توده‌هایی که جز زنجیرها و دردهای خود چیزی برای از دست دادن ندارند و محروم از نان و کار و آزادی، عطشی سوزان، انگیزه‌یی بسیار نیرومند و آمادگی برای فدا در هجوم به‌ قلعهٴ غارتگران حاکم دارند. مهمتر این‌که قیام 7دی نشان داد که این توده‌ها نه تنها انگیزه بسیار قوی برای درافتادن با رژیم دارند در نتیجه سالها تجربه و همچنین در سایه آگاهی بخشی و فداکاری نسل مجاهد خلق به سطح عالی از شعور سیاسی و اجتماعی در رابطه با رژیم دست یافته‌اند که در کاکل آن شعار «اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمام ماجرا» می‌درخشد و این نشان می‌دهد که اراده خلق برای سرنگون کردن تمامیت رژیم شکل گرفته است و به این یقین رسیده‌اند که برای رهایی از رنج ها و دردهایشان باید این رژیم را نابود کرد. این یک سرمایه بسیار بزرگ برای قیام و انقلابیون جان برکف می‌باشد. در حالی که تنها عامل حرکت سربازان و مزدوران جبهه مقابل، پول و انگیزه‌های مادی و فردی است.

2-خوشبختانه در مرحله فعلی قیام برای سرنگونی رژیم در ایران از مساعدترین شرایط بین‌المللی و منطقه‌یی برخوردار است چرا که به‌دلیل سالها حاکمیت آخوندها و نقشی که در صدور تروریزم و بنیادگرایی و جنگ‌افروزی در منطقه و در جهان داشته‌اند همچنین در سایه آگاهی بخشی مقاومت و فعالیتهای بین‌المللی آن امروز دیگر جهان به این واقعیت رسیده است که با تداوم حاکمیت آخوندها در ایران خبری از ثبات، صلح و امنیت در منطقه و در جهان وجود نخواهد داشت. به همین دلیل رژیم محتضر آخوندی زیر انواع مختلف فشارهای سیاسی و اقتصادی بین‌المللی است.

3-ولی عنصر تعیین‌کننده این است که کانونهای شورشی در داخل خاک میهن از یک پشتیبانی ارزشمند و بی‌نظیر و تعیین‌کننده برخوردارند که آنهم عبارتند از عنصر هدایت کننده و رهبری کننده که راه را برای کانونهای شورشی ترسیم می‌کند و در واقع قدرت آن را دارد که نسل قیام را از سویی در هیأت کانونهای شورشی گرد آورد و راه درست را پیش پای آنها بگذارد و از سوی دیگر منبع و منشأء امید، باور، قدرت شورش علیه نظم موجود برای آنها باشد. به این ترتیب کانونهای شورشی می‌توانند با ایمان به این‌که سرمایه عظیم ایمان و اراده سرنگونی را دارند این باور را به توده‌های مظلوم منتقل کنند و آنها را در مسیر قیام رهبری نمایند. 

4-عامل تعیین‌کنندهٴ دیگر در هر جنگی زمین است، در نبرد میان خلق و ضدخلق، زمین به‌طور استراتژیک در اختیار نیروی خلق است. به‌عنوان مثال در همین کارزار پیش‌رو (کارزار چهارشنبه‌سوری آتشین) مردم و جوانان هر خیابان و محله، آشنایی و اشراف کامل به‌ محل سکونت خود و امکانات آن دارند و نیروی انتظامی از این اشراف بی‌بهره است. این به کانونهای شورشی و جوانان قیام‌آفرین امکان می‌دهد که با تسلط تاکتیک جنگ و گریز را به‌کار بگیرند و پس از ظاهر شدن در یک نقطه و محله و پس از مشتعل کردن شعله‌های حرکت اعتراضی و شعارهای اعتراضی هنگامی که نیروهای سرکوبگر وارد صحنه می‌شوند، آنجا را ترک کرده و به سرعت در نقطه و محله دیگری ظاهر شوند. همین اشراف به‌ محل و زمین به‌ رزمندگان کانون شورشی این امکان را می‌دهد که نیروی سرکوبگر را متفرق کرده و آنها را به‌ محلهایی که برایشان ناشناخته است کشانده و سپس مورد حمله و گوشمالی قرار داده و ناپدید شوند.

5-امتیاز دیگر کانونهای شورشی در نبرد پیش رو در چهارشنبه‌سوری و در هر صحنه دیگر نبرد در آینده این است که برای نیروهای منفور و روحیه باخته دشمن که خشم و شورش خلق را در قیام دی از نزدیک لمس کرده‌اند و ضربات آن قیام بر پیکر فرتوتشان فرود آمده هر ایرانی در خیابان از کودک 6-7ساله بلوچ تا مادران و پدران سالمند یک دشمن بالقوه هست تا چه رسد به زنان و مردان دلیر قیام. به‌عبارت دیگر امروز دیگر هیچ‌یک از نیروهای انتظامی و مزدوران دشمن احساس امنیت در خیابانها و حتی در خانه هایشان ندارند و این به سرعت روحیه آنها را تضعیف می‌کند. در حالیکه برعکس هر ایرانی، ولو این‌که اعضاء کانون شورشی مستقیماًًً آنها را نشناسند بالقوه و بالفعل یک حامی و کمک‌کار و دوست هستند. و دیگر حتی افراد بی‌تفاوت بسیار کم شده‌اند. این یک سرمایه عظیم، مادی و معنوی برای کانونهای شورشی است.

این نوشته درصدد تشریح امکانات و مزیتهای تاکتیکی نیروی انقلابی نیست و تنها به‌عنوان مثال و نمونه، درصدد آن است که اذهانی را که در شرایط اختناق به‌طور خود به‌خودی «از آنچه خود داشت» غافل است، متوجه آن «گوهری» سازد که «از صدف کون و مکان بیرون» است اما در کف خودشان است و با آن می‌توانند فلک سیاسی اجتماعی این میهن را تغییر دهند و تسخیر کنند.

فراتر و تعیین‌کننده‌تر از همه این بحثها، تجربه‌ عملی و واقعیتی است که در قیام دی ماه رخ داد و همه آن را به‌چشم دیدند که در دو کلمه خلاصه می‌شود: قدرت برتر نیروی مردم و ضعف و شکنندگی و آسیب‌پذیری رژیم!

دشمن این واقعیت را با تمام وجود دریافته و از آن غرق وحشت شده است. این وحشت را در همه روزهای پس از قیام تا اکنون که در اظهارات و مطالب تمامی سردمداران و مهره‌ها و رسانه‌های رژیم موج می‌زند، به‌روشنی می‌توان دید، اما فراتر از همه آنها، تنها کافی است به‌ اظهارات اخیر ولی‌فقیه ارتجاع در دیدار با مداحان و روضه‌خوانهای ولایت در روز پنجشنبه 17اسفند اشاره کنیم که در اشاره‌یی سربسته، هراس خود را هم از قیام دی ماه و هم از کارزار جشن آتش پیش رو چنین بیان کرد:

«همین چند ماه قبل از این، به‌قول خودشان در اتاق فکر دور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دی‌ماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دی‌ماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم، تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع می‌کنیم»

درک این‌که منظور خامنه‌ای کدام دشمن است که او از بیان نام آن نیز هراس دارد، چندان دشوار نیست، چرا که خود او طی اظهاراتی که دربارهٴ قیام دی ماه داشت گفت:‌ «از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند؛ خود رسانه‌های منافقین در همین روزها اعتراف کردند... نسبت به‌ این قضیّه؛ که پادویی کنند، سازمان‌دهی کنند، بروند این و آن را ببینند، کسانی را در داخل نشان کنند و پیدا کنند که بهشان کمک کنند تا بیایند به‌ مردم فراخوان بدهند -فراخوان را هم آنها دادند-»

خامنه‌ای در همین سخنان اخیر نیز اگر ‌چه صراحتاً از چهارشنبه‌سوری و فراخوان مجاهدین برای برپایی کارزار چهارشنبه‌سوری نام نبرد، اما گماشته او آخوند صدیقی روز بعد در نمایش جمعهٴ تهران، حرف خامنه‌ای را در موردآنچه که قرار است در اسفند ماه اتفاق بیفتد و «تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع» کند با روشنی تمام معنی کرد و با تکرار جملات خامنه‌ای گفت:

«مسأله چهارشنبه‌سوری را که ما اسلاممان هیچ وقت سنتهای ملی را هیچ وقت مقابله نکرده، ولی تهدیدها را به‌ فرصتها تبدیل کرده، آنچه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد، بنا بود ماه دی آن شورش را بپا کردند، برای بهمن نقشه کشیده بودند، برای اسفند هم نقشهٴ دیگری کشیده بودند...

مسأله چهارشنبه‌سوری انشاالله بعضیها که توجه ندارند بدانند هم امنیت روانی جامعه را به‌هم نریزند، هم جان خودشان را همه ساله در این آتش سوزیها انفجارها چه جوانهایی سلامتی‌شان را از دست می‌دهند...».

البته در فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور گفته نشده که با کارزار چهارشنبه‌سوری رژیم سرنگون می‌شود، اما ببینید خود دشمن چه حسابی در مورد آن باز کرده و تا کجا هراسان و وحشت‌زده است که ولی‌فقیه ارتجاع این چنین بر خود می‌لرزد و گماشتگان خود در نمایشهای جمعهٴ سراسر کشور را به‌خط می‌کند تا دربارهٴ آن سخن گفته و نیروهای پاسدار و بسیجی رژیم را حول این خطر بسیج و هشیار کنند. آیا این واکنش دشمن خود بیانگر شدت پوسیدگی و آسیب‌پذیری آن و بینه‌یی روشن حاکی از پیروزمندی کانونهای شورشی و استراتژی هزار اشرف نیست؟

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع
1396/12/20




یکی از اعضای مجلس آخوندی گفت: «طرح بازگردندان اموال نامشروع مسئولان وارد دستورکار شده است». وی اضافه کرد:‌ «به‌عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این طرح را امضا کردم اما خوشبین نیستم. از این طرحها در کشور زیاد مطرح می‌شود اما کسی اهمیتی برای آن قائل نیست».

«فلاحت‌پیشه با بیان این‌که طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان را امضا کرده‌ام، اظهار کرد معمولاً در کشور از این قبیل طرح‌ها و کارها زیاد مطرح می‌شود اما در نهایت عملیاتی نمی‌شود و متأسفانه اثر عکس دارد». (خبرگزاری قدس - تسنیم ۱۵اسفند ۹۶)

چرا برای این طرحها کسی اهمیتی قائل نیست. عوامل رژیم می‌گویند برای مبارزه با فساد طرحهایی مطرح شده اما اقدامی انجام نشده است.

چه اقدامی قرار است انجام شود، چه کسی این کار را می‌خواهد بکند؟

دولت، قوه قضاییه را مسؤل فساد می‌داند، قوه قضاییه دولت را، شورای نگهبان هم می‌گوید دولت روحانی که حکومت را به‌دست گرفته فساد بیشتر شده است.

خمینی در سال ۶۱طرح ۷ماده‌یی را هم برای مبارزه با فساد اعلام کرده بود که یک اقدام نمایشی بوده است.

چون کسانی که همان موقع در حاکمیت بودند عامل دزدیها و غارت اموال مردم بودند.

اگر خمینی می‌خواست با فساد مبارزه کند باید اول سرکرده‌های خود از رئیس مجلس و رئیس شورای عالی قضاییی و رئیس‌جمهور، خامنه‌ای را مواخذه و محاکمه می‌کرد.

اما بزرگترین فساد این بود که انقلابی که با شکنجه‌ها، اعدامها و سر‌کوبهای فراوانی به پیروزی رسیده بود توسط خمینی سرقت شد.

اگر مبارزه با فساد و دزدی قرار بود انجام گیرد اول باید با دزد بزرگ، خمینی، برخورد می‌شد.

باید او محاکمه می‌شد که چرا ثمره بیش از ۳۰سال مبارزه مردم با حکومت دیکتاتوری شاه را با یک دیکتاتوری وطن‌فروش و به‌مراتب وحشی‌تر عوض کرده است.

همان‌طور که همین نماینده مجلس آخوندی گفت طرح خوب است اما در این کشور که طرحی اجرا نمی‌گردد.

در این کشور آن که دزد است، هم‌زمان دادستان است. آن که فساد می‌کند، رهبر و رئیس‌جمهور است آن که ادعای مبارزه با فساد دارد، همین ۲زوج فاسد هستند.

آن امام جمعه که بیشتر از همه شلوغ می‌کند که فساد باعث شده مردم به زیر خط فقر بروند خودش و امثال خودش فاسدترین هستند.

کسانی که ادعای این را دارند که اموال اضافه و دزدیده شده را می‌خواهند پس بگیرند، خودشان اولین دزدان اموال مردم هستند.

بانک مرکزی که پول و سرمایه مردم در آنجا هست یکی از بالاترین مسئولانش دهها میلیون دلار را دزدیده و به کانادا رفته است.

کدام مسئول درجه ۱ و ۲ تا ۱۰ اموال خود را از حاصل کار و زحمت خود به‌دست آورده است که بگوییم بقیه اموالش نامشروع است.

در توفان قیام، مردم هر روز در چهارگوشه کشور به غارتگری عوامل رژیم آخوندی اعتراض می‌کنند.

این اقدامات نمایشی چوب زیربغل رژیم نمی‌شود.

سرکوب بیرحمانه کشاورزان در ورزنه که آب کشاورزی‌شان به سرقت بردند به چه دلیل است؟

بیش از یک‌سال است که سرمایه‌های مردم توسط ایادی رژیم تحت عنوان بانکهای قرض‌الحسنه مانند کاسپین به غارت رفته است آیا کسی به اعتراض آنها رسیدگی کرده است؟

آنها بارها توسط نیرهای امنیتی مورد حمله قرار گرفته‌اند و مواردی حتی دستگیر شدند.

به چه دلیل؟ چون پولشان را می‌خواهند!

آنهایی که دزدی می‌کنند و اموال مردم را بالا می‌کشند هرگز دستگیر نمی‌شوند.

آنهایی که آب مردم را می‌دزدند کسی با آنها کاری ندارد.

کسانی که حقوق کارگران را نمی‌پردازند آزاد می‌چرخند.

مردم خوب می‌دانند که هیچ تغییری با این حاکمیت ایجاد نمی‌شود.

این پیام قیام دیماه است، مردم فریب نمی‌خورند. همه ماهیت رژیم با همه باندهای آن را شناختند.

حرف اصلی را مردم زدند و به کلیت حکومت نه گفتند: «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا».

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری
سخن روز
1396/12/21


در آستانهٴ جشن ملی چهارشنبه سوری، رژیم اگرچه مدعی است که کنترل کامل بر صحنه دارد، اما علائمی از خود نشان می‌دهد، که نشاندهندهٴ بهم ریختگی و وحشتزدگی مضاعف اوست.
رژیم امسال هم از مدتی قبل اقدامات و آماده‌سازیهایش را برای مقابله با چهارشنبه‌سوری شروع کرد. این اقدامات حول دو محور بود؛ یکی رو به مردم که طبق معمول همه ساله ابتدا از یک دور تهدید و خط و نشانکشیدن شروع شد، بعد کم کم عقب‌نشینی کرد و سرانجام هم دست به دامان خانواده‌ها شد که مواظب جوانان خود باشند. در رابطه با نیروهای سرکوبگر خودش هم طبعاً به کار سازماندهی و آمادهباش و رسیدگی و تقویت امکاناتشان پرداخت. از جمله خبری بود مبنی بر این که برای مزدوران بسیجی هم در حال خریدن موتور نو و اقدامات امکاناتی مشابه است اما در مضمون همه این خبرها، ترس و وحشتزدگی دیده می‌شود که به‌طور محسوس امسال خیلی بیشتر از گذشته است. فراموش نباید کرد خامنه‌ای در صحبتی که روز پنجشنبه 17اسفند برای گروهی از نیروهایش می‌کرد، از جمله گفت دشمن در پی این است که طبق گفته‌اش در اسفند ماه کار رژیم را تمام کند.

اکنون سؤال این است که رژیم همه ساله در آستانهٴ چهارشنبه سوری، در عین تهدید و خط و نشان کشیدن، همین نوع نگرانیها را از خود ساطع می‌کرده است. اما امسال این نگرانیها به جد بیشتر و عمیق تربه نظر می‌رسد، علت چیست؟

دوماه پیش، ایران یک قیام بزرگ را با شعار محوری مرگ بر خامنه‌ای از سر گذرانده و اکنون چهارشنبه‌سوری با تمام تهدیداتش علیه رژیم، در بستر این قیام در حال وقوع است. جامعهٴ ایران اکنون در فضای قیام و انقلاب است. طبعاً در چنین شرایطی رژیم با خودش حساب می‌کند وقتی جرقه قیام از گرانی شروع شد و در عرض یک روز به سراسر ایران گسترش یافت، الآن در چهارشنبه‌سوری که بستری بسا مهیاتر از قبل است، چه خواهد شد و چه شعله‌ای سر خواهد کشید؟!

بی جهت نیست که می‌بینیم هر روز که به چهارشنبه‌سوری نزدیک‌تر می‌شویم، به‌رغم این‌که رژیم مدعی مهار و مدیریت آن است اما بر میزان ترس و نگرانیهای مقامات وکارگزاران رژیم افزوده می‌شود و خلاصه هر چه بیشتر پرده را کنار زده و نگران اصلی‌شان را که نگرانی نسبت به سرنوشت رژیم در کارزار چهارشنبه‌سوری است را علنی می‌کنند و نسبت به آن هشدار می‌دهند.

به نوشته ایرنا (20اسفند96)، علیرضا شایان مهر جامعه شناس و پژوهشگر علوم اجتماعی می‌گوید چنان‌چه برای شناسایی مطالبات جوانان گامهای موثری برداشته نشود، فرصتها به نقاط ضعف جدی‌تری تبدیل خواهند شد و این‌گونه خسارتهای بیشتری به بار خواهد آمد...

منتظری دادستان کل آخوندها هم به صحنه آمد و در رابطه با چهارشنبه‌‌ سوری گفت«مردم باید مراقب شبکه‌های معاند و تبلیغات آنها باشند». منظورش از تبلیغات چیست؟ آیا جز امواج فزاینده استقبال از چهارشنبه‌سوری پیرو فراخوان سازمان مجاهدین؟ بسیار خوب او نخواست اسم ببرد، اما شب گذشته دادستانی رژیم در فارس این جمله سربسته را به خوبی معنی کرد و گفت: «‌گول فراخوانهای دشمنان برای چهارشنبه‌سوری را نخورید!».

سایت بسیج‌نیوز هم گفت: «دشمن در حال برنامه‌ریزی است که از روزنه چهارشنبه‌سوری برنامه‌های شوم خود را پیاده کند».

عبدالله نوری هم که پس از دهه‌ها ناگهان سروکله‌اش پیدا شده امروز گفت: «آیا عاقلانه است که در مقابل... براندازان ‏ که ‏کسی نمی‌داند ‏چه در سر ‏دارند، ساکت بود؟».

بنابراین پیداست که رژیم با چنین صحنه‌ای روبه‌روست و این چهارشنبه‌سوری برایش سراپا خطرناکتر از سالهای قبل است.

اما نکته مهم دیگری که در اینجا باید وارد ارزیابی وضعیت رژیم کرد و می‌تواند توجیه کنندهٴ شدت نگرانیهایش باشد، بحرانهای درونی رژیم از سویی و بحران بیرونی‌اش از سوی دیگر است. به چند نمونه از این دست توجه کنید:

پاسدار جعفری سرکردهٴ سپاه: «مهمترین دغدغه رهبری وضعیت درونی سپاه است»

حمله باندها به یکدیگر از جمله دهان به دهان شدن مستمر روحانی و باند رقیب که در نمونهٴ اخیر، او در سخنرانیش آنها را کم عقل خوانده بود و متقابلاًً آنها به به او حمله کردند.

داستان احمدی‌نژاد و باندش و افشاگریهای متقابل و دعوا بر سر عضویتش در مجلس تشخیص مصلحت و...

صحبت حسن خمینی در مورد فروپاشی: «امروز دارای یک طبقه ضعیف اقتصادی هستیم که بزرگ‌تر شده است و مطالباتش سیاسی نیست. این مطالبات غیرسیاسی یا غیرفرهنگی، اگر برآورده نشود، فارغ از یأس و ناامیدی که پدید می‌آورد می‌تواند زمینه‌ساز...فروپاشی (نظام باشد).

یا همین عبدالله نوری که مدتها حضور در صحنه نداشت، الآن که متوجه وضعیت نظام شده به صحنه آمده و می‌گوید: «به نظر من یک جریانی در کار هست که هر روز در کشور یک بحرانی ایجاد می‌شود..».

در صحنهٴ خارجی و بین‌المللی هم می‌بینیم که رژیم تحت فشار و درگیر بحران است. بحران برجام و مهلت 120روزهٴ آمریکا، مسأله موشک ها و دخالتهای منطقه‌ای، بالاخره رژیم باید تصمیم‌گیری کند، جام‌زهرهای 2و 3و.. یا بازگشت به تحریم‌ها و..

آری بحرانهای درونی و بیرونی، رژیم را در تعادل‌قوا پایین کشیده و در وضعیت نامطلوبی قرار داده است و همین موجب می‌شود در عالم واقع نتوانند اوضاع را چندان مهار کند و این علت وحشت فزاینده رژیم از فراخوان چهارشنبه‌سوری مجاهدین است.

بسیج گسترده برای مقابله با چهارشنبه‌ سوری آتشین

بسیج گسترده برای مقابله با چهارشنبه‌ سوری آتشین
1396/12/21


با نزدیک شدن به چهارشنبه سوری، رژیم با بسیج همه ارگانهای سرکوبگر و تمامی نیروهای لشکری و کشوری در زمین و هوا و اشغال تمام فضای رسانه‌ها و تلویزیونهای حکومتی و شبکه‌های مجازی و تریبونهای نمایش جمعه توسط آخوندها ترس و وحشت خود را از آنچه که در پیش‌رو دارد، نمایان می‌کند، که گویا هشدار برای آمادگی تمام‌عیار برای یک جنگ با دشمن بیگانه است. دستگاههای اورژانس و سازمان آتش‌نشانی و بیمارستانها، اعلام آمادگی برای شیفتهای ۲۴ساعته کرده‌اند. علاوه بر آن، شهرداریها هم امسال با ابتکار بی‌نظیری فضای رعب و وحشت در جامعه را گسترش داده است.
کوروش محمدی رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی رژیم، در مورد اقداماتی که شهرداری انجام داده گفته است: «این روزها بنرهای حاوی عکسها و دست و پای قطع‌شده و چشمهای کور‌شده، توسط شهرداری بر در و دیوار شهر نصب شده است». وی در ادامه ترقه‌بازی و نورافشانی با فشفشه و سایر ابزار چهارشنبه‌ سوری را ناهنجاری نامیده و می‌افزاید: «این هنجار‌گریزی‌ها سال به سال رو به فزونی بوده است». این جامعه‌شناس حکومتی در پایان نتیجه می‌گیرد: «نوجوان و جوان ما از طرف دشمن هدف‌گذاری شده است، دشمن ما نمی‌آید روی پیرمرد و پیرزن ما کار کند، دقیقاً می‌رود سراغ نوجوان ما و روی افکار، عقاید و نگرشهایش کار می‌کند، لذا ما نیاز داریم که روی محکم‌سازی عقاید این نسل کار کنیم و در عین‌حال با همین نگاه و توجه به سنتِ آیینی و باستانی جامعه، می‌توانیم او را از توجه به فرهنگِ بیگانه، بی‌نیاز کنیم». (خبر آنلاین 20اسفند 96)

جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران نیز گفت: «هم‌زمان با شب چهارشنبه آخر سال، مأموران 130ایستگاه آتش‌نشانی شهر تهران مانند همیشه در آماده‌باش قرار دارند 2هزار و 731آتش‌نشان که 998نفر آنان به‌صورت پیاده هستند در یک‌هزار و 28نقطه شهر تهران مستقر می‌شوند. وی بیان کرد: آتش‌نشانان با استفاده از 234خودرو سنگین؛ 232خودرو سبک و 109موتورسیکلت از حدود ساعت 16روز سه‌شنبه تا پاسی از شب در خیابانها، معابر و حاشیه بزرگراه‌ها مستقر خواهند بود». (همان منبع)

استاندار تهران درباره ظرفیت امدادرسانی اورژانس تهران نیز گفت: «امدادرسانی در اورژانس تهران... آمادگی لازم را برای چهارشنبه آخر سال دارند. وی ظرفیت اورژانس تهران را در حال حاضر ۱۷۵آمبولانس در ۱۴۲پایگاه و حدود ۳۰دستگاه موتورسیکلت آمبولانسی و ۷بالگرد دارای تجهیزات امداد هوایی، اعلام کرد». (خبرگزاری حکومتی اقتصادی ایران 20اسفند 96)

مهرزاد حمیدی معاون تربیت‌بدنی وزارت آموزش و پرورش رژیم در جمع خبرنگاران اعلام کرد: «طی جلساتی که با معاونان تربیت‌بدنی و سلامت استانها برگزار می‌شود بر ضرورت ایمن‌سازی مدارس در جشن جهارشنبه پایان سال تأکید می‌کنیم و معاونان تربیت‌بدنی و سلامت ملزم هستند تا توصیه‌های لازم را به مدیران مدارس داشته باشند». (باشگاه خبرنگاران 13اسفند 96)

این‌همه آمادگی و بسیج امکانات لشگری و کشوری برای چیست؟

در این سو اما، فراخوانهای اقشار مختلف کشور برای برپایی جشن آتشین در چهارشنبه سوری، ناقوس مرگ ظالمان و دیکتاتورها را به‌صدا درآورده و همبستگی ملی برای امید به آزادی خلقی اسیر را نوید می‌دهد. از جمله: فراخوان جمعی از معلمان استان تهران، فراخوان جمعی از دانشجویان تبریز، فراخوان دانشجویان دانشگاههای بوشهر و مشهد، بیانیه جمعی از جوانان و نوجوانان رباط کریم، بیانیه جمعی از دانش‌آموزان دورود لرستان، بیانیه جمعی از عشایر بختیاری استان چهارمحال و بختیاری، فراخوان جمعی ازکسبه و بازاریان تهران، حمایت انجمن حسابداران خبره مشهد از فراخوان ستاد اجتماعی در داخل کشور سازمان مجاهدین خلق ایران و....

بی‌دلیل نیست که این هفته نمایندگان ولی‌فقیه در نمایش جمعه شهرها در یک کر هماهنگ، چهارشنبه‌ سوری و فراخوان تمامی اقشار جامعه به‌خصوص جوانان و دانشجویان را نقشه دشمن نامیده و به ارگانهای حکومتی هشدار دادند. از جمله: آخوندصدیقی امام نمایش جمعه تهران گفت که «مسأله چهارشنبه سوری. اونچه را که دشمن برای ما خط ‌و نشان می‌کشند؛ بنا بود ماه دی اون شورش رو بپاکردند. برای بهمن نقشه کشیده بودند. برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند». (آژانس ایران خبر ۱۹اسفند ۹۶)

ولی از همه مهمتر این‌که خامنه‌ای ولی‌فقیه رژیم که صدای ناقوس مرگ رژیمش را شنیده، روز ۱۷اسفند 96 به میدان آمده و گفت: «دشمنان ایران از چند ماه قبل در اتاق‌های فکر دور هم نشستند و برای ۳ماه آخر سال طراحی کردند که به خیال خود کار جمهوری اسلامی را در اسفندماه تمام کنند». (آژانس ایران خبر ۱۹اسفند ۹۶)

خامنه‌ای ضحاک ماربدوش که از خوردن و کشتار جوانان میهن سیراب نمی‌شود. با زبان اشهد شنیدن ناقوس مرگش را رسید دریافت می‌دهد.

آری، مردم ایران و به‌خصوص جوانان شجاع میهن اسیرمان، دست در دست دیگر اقشار جامعه، خشم و کین خود را در روز چهارشنبه سوری، بر سر و روی دژخیمان حاکم بر میهنمان خواهند بارید.

آری، آرشان و کاوه‌های میهن یک‌صدا فریاد می‌زنند: (ای جلاد، ای شیاد، آتش جواب آتش)

دغدغه وضعیت درونی سپاه

دغدغه وضعیت درونی سپاه
ایران
1396/12/21


«وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است».

این جمله را محمدعلی جعفری سرکرده کل سپاه پاسداران روز 20اسفند در مراسم جا به‌جایی آخوند سعیدی نماینده کنار گذاشته شده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران بر زبان آورد. این تازه‌ترین و رسمی‌ترین نشانه بحران‌زدگی در درون نیروی اصلی سرکوب است. علنی کردن این تشویش، همراه با تغییر معنی‌داری در رأس نمایندگی ولایت فقیه در سپاه، از آثار شکست سپاه پاسداران در برابر قیام مردم ایران است.
در جلسه یاد شده محمدعلی جعفری، به «عوامل سلامت و اقتدار سپاه» اشاره کرد و این‌که «وضعی که امروز سپاه دارد که یک وضعیت خوب به سمت بالاست». کسانی که با رویکرد سیاسی و ایدئولوژیک مقامهای رژیم آشنایی دارند، پس از شنیدن این کلمات قاعدتاً منتظرند که جعفری «سلامت و اقتدار» سپاه را به‌ذوب‌ شدگی پاسداران در ولایت خامنه‌ای یا ایمان‌شان به‌راه خمینی دجال و نظایر این‌ها نسبت بدهد. اما او به‌جای این کلمات، گفت: «‌سلامت و اقتدار سپاه... به‌دلیل عملکرد دو سازمان حفاظت و نمایندگی ولی‌فقیه است».

کار سازمان اطلاعات سپاه (ساس) و نمایندگی ولی‌فقیه رو به‌درون سپاه پاسداران، سرکوب عوامل ناراضی، کنترل عقیدتی پاسداران، مهار ریزش‌ها و مقابله با گرایش‌هایی است که از نظر ولایت فقیه انحرافی و خطرناک به‌حساب می‌آید.

وی تأکید کرد که سپاه «نیازمند عمق بیشتر معنویت و روحیه جهادی است. قدرت و صلابت سپاه در عرصه‌های مختلف مدیون روحیه معنوی در کنار تجهیزات است».

این جملات نیازی به‌رمزگشایی ندارد. معنویت و روحیه جهادی که سرکرده سپاه «نیازمند عمق بیشتر» آن‌ است، انسجام درونی سپاه و اعتقاد پاسداران به رهبری خامنه‌ای است که هر دو از دست رفته است.

این جملات از ظاهر مبهم سخنان روز 16اسفند جعفری نیز پرده برمی‌دارد. او هنگام عیادت پاسداری که گفته می‌شود در درگیری خیابان پاسداران مجروح شده، گفت: «اگر نیروهای امنیتی و بسیجی دستشان این طور بسته نبود و محدودیت نداشتند، این شیطنت ها بسیار زودتر در نطفه خفه می‌شد».

اشاره او به‌دست بستگی و محدودیت نیروهای امنیتی قاعدتاً با وضعیت دغدغه‌آور«درون سپاه» مرتبط است.

تحول دیگری که خامنه‌ای و جعفری سعی کرده‌اند محتوای واقعی آن را مخفی کنند، کنار گذاشتن سعیدی از نمایندگی ولایت فقیه است. جعفری گفت: «در دوره گذشته بارها محضر حضرت آقا عرض کردم که کمال هماهنگی را با حاج آقای سعیدی داریم و از نظر دیدگاه -چه مسایل سیاسی و مدیریتی و فرهنگی و سازمانی- هم عقیده‌ایم».

اگر پاسدار مزبور در مورد «کمال هماهنگی» راست گفته باشد، پس حادثه مهمی باید در کار باشد که این آرایش هماهنگ و هم‌عقیده را به‌هم زده است. این حادثه قیام است.

خامنه‌ای نیز در حکم انتصاب صادقی نماینده جدیدش، با آوردن این اشاره که« نظر به پایان مأموریت جناب حجه‌الاسلام آقای حاج شیخ علی سعیدی...» این طور القا کرد که گویا مأموریت سعیدی دوره معینی داشته که حالا به‌آخر رسیده است. اولین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران پس از روی کار آمدن خامنه‌ای، عراقی بود که از تیر 69تا بهمن 70در این سمت بود. سپس موحدی کرمانی به‌مدت 14سال نماینده شد. و دوره سعیدی، 12سال به‌طول انجامید. بنابراین، سمت مزبور برخلاف مواضعی مانند ریاست قضاییه که پنچ سال یک‌بار تمدید می‌شود، دوره‌ زمانی ثابتی نداشته است.

اصل موضوع تأثیر متزلزل‌کننده قیام بر سپاه پاسداران است. مأموریت نماینده جدید نیز چنان که خامنه‌ای در حکم او تصریح کرده «ارتقاء تقویت روحیه جهادی و انقلابی آحاد فرماندهان و پاسداران و بسیجیان و خانواده‌های آنان» و نیز «تعامل ‌هم‌افزا با فرماندهی کل سپاه» است.

محمدعلی جعفری با این مأموریت به‌فرماندهی سپاه رسید که این نیروی ضدمردمی را برای مقابله با تهدید قیام تجدید سازمان بدهد. تقسیم سپاه پاسداران به‌سپاه‌های 31گانه جهت مهار اوضاع در یک به‌یک استانها پاسخ به همین ضرورت بود. در این تجدید سازمان، خامنه‌ای و پاسداران‌اش به‌مزدوران بسیجی به‌مثابه «بسیجی جنگنده» می‌نگریستند و با همین تلقی آنها را به‌کار گرفتند. قیام دامنه‌دار سال 88شکست سنگینی به‌ این طرح وارد کرد. در پاییز سال 88، به‌دستور خامنه‌ای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران ایجاد شد که مستقیماًًً از بیت خامنه‌ای دستور می‌گرفت. این تحول در عمل به‌ این معنی بود که ایده «بسیجی جنگنده» با «بسیجی جاسوس» جایگزین شد. به‌عبارت دیگر، سازمان اطلاعات سپاه به‌عنوان مهم‌ترین نهاد سرکوب داخلی، بسیجی‌ها را به‌عنوان سرانگشتان اطلاعاتی‌اش به‌کار می‌گرفت. برای بیت خامنه‌ای و فرماندهی سپاه پاسداران تردیدی وجود نداشت که تهدید اصلی نظام قیام مردم ایران است. بنابراین عملیات سرکوبگرانه و فعالیت‌های اطلاعاتی را در رویارویی با همین تهدید جهت داده بودند. با این‌همه فوران قیام در 7دی و به‌خصوص سرعت گسترش آن در 142شهر بیت خامنه‌ای و سپاه پاسداران را غافلگیر و شوکه کرد. قیام این‌بار شکست به‌مراتب بزرگ‌تری دامنگیر سپاه پاسداران کرده و سطوح مختلف آن را دستخوش تزلزل و انفعال کرده است.

«وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است». این دغدغه از این پس آن‌قدر زیاد می‌شود که گلوی ولایت فقیه را خواهد فشرد.

Monday, 12 March 2018

مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان


مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان

CATEGORIES // پیام‌ها

حق‌آبه کشاورزان اصفهان، حقوق معوق‌مانده کارگران و حق‌آزادی و حاکمیت ملت ایران در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است

درود به پایداری کشاورزان ستمدیده ورزنه اصفهان و جوانان غیوری که به حمایت از آنها برخاستند و با پایداری و تهاجم با سنگ و چوب، به مزدوران سرکوبگر و یگان‌ ضدشورش خامنه‌ای، آنها را وادار به عقب‌نشینی کردند.


خیزش کشاورزان ورزنه و مردم و جوانان شرق اصفهان، هم چون اعتراض‌های کارگران فولاد‌سازی یا نیشکر هفت‌تپه یا اعتصاب مردم بانه، بخشی از جنبش اعتراض و قیام در برابر نظامی است که مردم ایران و به خصوص زحمتکشان شریف میهنمان را به‌خاک سیاه نشانده است. در همین ورزنه و شرق اصفهان، بسیاری از کشاورزان به‌ناچار محل سکونت و کشت و کار خود را ترک کرده و برای یافتن کار روانه شهرهای دیگر شده‌اند و کم‌ نیستند مردم شریف و زحمتکشی که به خاطر سیاست‌های تبهکارانه این رژیم، به‌نان شب محتاج‌اند. 
بله، گرسنگی دهها میلیون ایرانی، بحران سراسری آب و فجایع زیست محیطی ناشی از خشک شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌ها که حتی نفس کشیدن را هم در بسیاري نقاط کشور ناممکن کرده است، پیامد حکومت تبهکار آخوندهاست که به خاطر سیاستهای تبهکارانه و جنگ افروزی و دخالت در کشورهای منطقه، ایران را به ‌شوره‌زار و کشتزارها را به ‌برهوت تبدیل کرده است.
کشاورزان شرق اصفهان فریاد می‌زنند «روحانی دروغگو -زاینده رود ما کو؟».
و شعارهای مردم در قیامهای سراسری دیماه این بود که: «آخوند خدایی می‌کند، ملت گدایی می‌کند» و«آخوندها حیا کنید، مملکت را رها کنید». 
بله، امروز از حق‌آبه کشاورزان اصفهان و حقوق معوق‌مانده کارگران، تا حق‌آزادی و حق حاکمیت ملت ایران، تماماً در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.

چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟

چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟
1396/12/20

شاید برای برخی ناباوران این سؤال کمی زود باشد و مقدم بر آن باید پرسید آیا نظام ولایت فقیه از چهارشنبه‌ سوری می‌ترسد؟ مگر این همان چهارشنبه ‌سوری نیست که هر سال نظام به هر ترفندی شده آن را به قول پاسدار رحیمی سرکرده انتظامی تهران بزرگ «مدیریت کرده» و از سر گذارنده است؟

در پاسخ به چنین ناباورانی باید گفت این حرف را که نظام از چهارشنبه‌ سوری می‌ترسد مخالفان نظام نمی‌گویند. سردمداران نظام می‌گویند. آخرین موردش خامنه‌ای است که در روز ۱۷اسفند به مداحانش گفت: «در همین چند ماه قبل از این، به قول خودشان در اتاق فکر -یعنی گروه‌های فکری ویژه- دُور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دیماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دیماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم» (سایت خامنه‌ای - ۱۷اسفند).

یا در روز ۱۸اسفند نمایشهای جمعه صحنه ابراز وحشت از چهارشنبه‌ سوری بود در تهران و تبریز و دورود و بسیاری شهرهاى دیگر گماشته‌های خامنه‌ای ابراز نگرانی کردند. در تهران آخوند صدیقی از جمله گفت: «مسأله چهارشنبه‌ سوری را که ما اسلام‌مان سنتهای ملی را هیچ‌وقت مقابله نکرده... آنچه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد بنا بود ماه دی آن شورش را به‌پا کردند برای بهمن نقشه کشیده بودند برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند».

در یک‌کلام رژیم از چهارشنبه ‌سوری بوی قیام و سرنگونی به مشامش خورده است. و از این رو از آن می‌ترسد. حال می‌رسیم به همان سؤال اول: چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟

تا آنجا که به خود سران نظام برمی‌گردد، جمع‌بندی واقعی‌شان را از جریان قیامی که در دیماه ِآغاز شده بیرونی نکرده‌اند. اما در میان سخنان پراکنده سران نظام نوک‌هایی بیرون زده است.

مثلاًًً خامنه‌ای در روز ۱۹دی گفت یک مثلثی در این قضایا فعال بوده است... ۲ضلع مثلث را آمریکا و عربستان نام برد و تأکید کرد «این سازماندهی‌شده بود» ضلع سوم این مثلث را هم مجاهدین معرفی کرد. بعد هم با فرهنگ گاوگندچاله دهانش افزود: «پادوئی‌اش هم مربوط به سازمان (مجاهدین) بود. از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند؛ خود رسانه‌های (مجاهدین) در همین روزها اعتراف کردند؛ گفتند ما از چند ماه قبل با آمریکایی‌ها در ارتباط بودیم نسبت به این قضیّه؛ که پادویی کنند، سازمان‌دهی کنند... فراخوان را هم آنها دادند و شعار «نه به گرانی» بگذارند. خب این شعاری است که همه خوششان می‌آید؛ با این شعار یک عدّه‌یی را جذب کنند، بعد خودشان بیایند وسط، اهداف شوم خودشان را دنبال کنند و مردم را هم دنبال خودشان بکشند؛ هدف این بود». (سایت خامنه‌ای - ۱۹دی ۹۶».

تا این‌جا خامنه‌ای به آمادگی از قبل و نقش سازماندهی و طراحی اعتراف کرده است. پاسدار جعفری سرکرده سپاه خامنه‌ای درد بی‌درمان دیگری را اذعان کرد و گفت: اگر مجاهدین برای نظام ایجاد دست بستگی نکرده بودند این اغتشاش‌ها را در نطفه خفه می‌کرد. (سایت حکومتی ذاکر نیوز - ۱۵اسفند).

تا همین‌جا به چند نکته مهم خواسته و ناخواسته اعتراف کرده‌اند. یکی این‌که برخلاف سال ۸۸که قیام از میان شکاف باندهای حاکم جرقه زد، در سال 96 قیام از میان تضاد و بحران عمیق اجتماعی شراره کشید. چرا که به قول خامنه‌ای «‌از شعار نه به گرانی همه خوششان می‌آید».

در این اعترافات یکی از پایه‌های مهم استمرار قیام مردم ایران روشن می‌شود. وضعیت انفجاری جامعه در اثر فقر و بیکاری و گرانی و گرسنگی. اگر رژیم توان حل اینها را داشت که وضعیت به این نقطه نمی‌رسید. و اگر الآن بخواهد برای رفع آنها در حد آب روی آتش ریختن، کاری بکند تنگنای محاصره اقتصادی و بلوکه بودن پولهایش چنین توانی را به رژیم نمی‌دهد. در نتیجه این کانون اصلی قیام هم‌چنان ملتهب و آماده انفجار می‌ماند. آن‌هم در هنگامه‌یی که به قول خامنه‌ای مجاهدین «از قبل آماده بودند و سازماندهی کرده بودند و...» یعنی دیگر برخلاف سال ۸۸نیروی رهبری قیام در داخل رژیم نیست که امکان کوتاه‌آمدن و سازش برای رژیم باشد. نیرویی برانداز است که با استفاده از شرایط بین‌المللی به قول پاسدار جعفری برای نظام «ایجاد دست‌بستگی» در سرکوب کرده است. هر چند که با توجه به فضای انقلابی جامعه اگر هم پاسدار جعفری بخواهد سپاهش را به صحنه بیاورد و شلیک کند انگار که بنزین بر آتش قیام بریزد و اگر شلیک نکند باز هم قیام گسترش می‌یابد.

از این‌رو است که می‌گوییم رژیم حق دارد از چهارشنبه ‌سوری بترسد چرا که بستر اجتماعی آماده‌یی است برای خیزی دیگر توسط قیام‌آفرینان و کانونهای شورشی. این وحشت با اعلام حمایت اقشار مختلف مردم اعم از دانشجویان، کسبهٴ‌ بازار، متخصصین، کارگران، دانش‌آموزان و سایر اقشار جامعه از فراخوان ستاد فرماندهی مجاهدین در داخل کشور برای تبدیل چهارشنبه ‌سوری به قیامی دیگر به‌صورت مضاعف ضریب می‌خورد. چرا که نیروی عصیانی و شورشی همراه با سازمان رهبری‌کننده را رژیم در صحنه با گوشت و پوست لمس کرده است.

پرهیز از بکاربردن صفت «خرافه» برای چهارشنبه ‌سوری در نمایشهای جمعه!

پرهیز از بکاربردن صفت «خرافه» برای چهارشنبه ‌سوری در نمایشهای جمعه!
1396/12/20

مقایسه خطبه‌های پارسال و امسال امام جمعه‌های خامنه‌ای درباره چهارشنبه‌ سوری حاوی پیامی برای قیام‌آفرینان برای برپایی گسترده‌تر و آتشین‌تر این جشن ملی و خصلت ضدحکومت آخوندی آن است.

تأثیرات قیام سراسری مردم ایران در دیماه را در همه پهنه‌ها می‌توان دید. از جمله در وضعیت تدافعی امام جمعه‌های هار و وحشی خامنه‌ای در خط‌ و نشان کشیدن برای مردم و جوانان میهن.

چهارشنبه سوری از زبان امام جمعه‌های رژیم در سال گذشته

آخرین نمایش جمعه قبل از چهارشنبه ‌سوری را در سال گذشته به‌یاد بیاوریم که اغلب چهارشنبه ‌سوری را خرافه،آتش‌پرستی و شب عزا توصیف می‌کردند و برای مردم و جوانان خط‌ و نشان می‌کشیدند. موحدی کرمانی مراسم چهارشنبه ‌سوری را مراسمی جاهلانه توصیف کرده بود و از مقامهای رژیم خواسته بود که فکری به‌حال آن بکنند.

امام‌جمعه رژیم در بجنورد گفته بود: چهارشنبه ‌سوری در دین اسلام و تاریخ ایران باستان جایگاهی ندارد!

امام‌جمعه دزفول مراسم چهارشنبه‌ سوری را حرام و آن را هیجان کاذب که به تحریک دیگران صورت می‌گیرد، عنوان کرده بود.

امام‌جمعه خامنه‌ای در قیدار نیز گفته بود: چهارشنبه ‌سوری یک خرافه است و از هر گونه حقیقت و واقعیت تهی و خالی است و با عقل در تضاد است و کارهایی است از روی جهل و نادانی.
نگاهی به خطبه‌های جمعه امسال درباره چهارشنبه سوری

بلاشک، امام جمعه‌های فاسد و جنایتکار رژیم سال گذشته هرگز فکر نمی‌کردند که یک سال بعد، در شرایطی قرار خواهند گرفت که نه تنها چنین سخنان ضدایرانی را علیه سنتهای مردم نتوانند به زبان بیاورند بلکه باید در حالت تدافعی صرفاً به خواهش و تمنا بسنده کرده و تنها یک چیز بخواهند و آن هم این است که چهارشنبه‌ سوری به قیامی دیگر علیه حکومت آخوندی تبدیل نکنند. خطبه ترسان امام‌جمعه گریان و کودن خامنه‌ای در تهران، آخوند صدیقی، بسیار گویاست:

«مسأله چهارشنبه‌ سوری رو که ما اسلام‌مون سنتهای ملی رو هیچ‌وقت مقابله نکرده ولی تهدیدها را به فرصتها تبدیل کرده. اون‌چه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد بنا بود ماه دی اون شورش رو به‌پاکردند برای بهمن نقشه کشیده بودند برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند... لذا مسأله چهارشنبه‌سوری انشاالله بعضیها که توجه ندارند بدانند هم امنیت روانی جامعه رو به‌هم نریزند هم جان خودشون رو همه‌ساله در این آتش‌سوزیها انفجارها چه جوانهایی سلامتی‌شون رو از دست می‌دهند».

نمونه دیگری از خطبه‌های امام جمعه‌های خامنه‌ای درباره چهارشنبه بعد از قیام دیماه

شاهچراغی(سمنان): با شادی مخالف نیستیم و اسلام هم دین عزا و عاشورا و هم شادی‌های معقولانه هست!

طباطبایی‌نژاد(اصفهان): حواسمان جمع باشد با رقص نمی‌توان دل را شاد کرد!

طه‌ محمدی(همدان): از پرتاب ترقه و ایجاد صدای انفجار ناشی از آن خودداری کنند!

مطهری ‌اصل(تبریز): روی موضوع چهارشنبه آخر سال و شادی در آن روز مشکلی نیست. مردم کنار هم با آرامش چهارشنبه آخر سال را بگذرانند!

قریشی(ارومیه): شاد بودن بدون ایجاد مزاحمت به دیگران اشکالی ندارد!

ویژگی چهارشنبه ‌سوری امسال

ملاحظه می‌فرمایید در حرفهای امام جمعه‌های خامنه‌ای نه از خرافه و آتش‌پرستی نشانی هست و نه از فرمان به نیروهای سرکوبگر رژیم برای جلوگیری از مراسم و بگیر و ببند.

این همان تأثیر قیام سراسری مردم ایران است که اکنون خود را به‌صورت اعتراضات گسترش‌یابنده، سازمان‌یافتگی و تشکلهای جوانان و اقشار مختلف ملت در چشم حکومت آخوندی فرو کرده و آنان را این‌چنین به تدافع و استیصال کشانده است.

این واقعیت نشان می‌دهد که چهارشنبه ‌سوری را می‌توان به مدار دیگری از پس‌زدن آخوندهای حاکم از یک‌سو، و ایجاد فضا و امکانات جدیدی برای قیام‌آفرینان در راستای سرنگونی اهریمنان حاکم تبدیل کرد.

بر این اساس است که امام‌جمعه خامنه‌ای در تهران از قیام مردم در دیماه و خیزشهای بهمن‌ماه نتیجه گرفت که در اسفندماه هم قیام‌آفرینان درصدد قدرت‌نمایی برخواهند آمد. معنای دیگر این سخنان، اعتراف به این واقعیت است که تنها زبان قابل‌فهم برای حکومت آخوندی زبان قدرت سازمان‌یافته مردم است و بس. یعنی در قبال سرکوب و شکنجه و زندان و کشتار، جواب واقعی، آتش خشم سمت و سوی یافته مردم است. آتش جواب آتش.