Showing posts with label ولایت فقیه. Show all posts
Showing posts with label ولایت فقیه. Show all posts

Wednesday, 21 March 2018

در آستانهٴ نوروز، دیدن واقعیت آن‌گونه که هست

در آستانهٴ نوروز، دیدن واقعیت آن‌گونه که هست
ایران
1396/12/28


قیام ادامه داره.
ابری رسید
چهر درخت از شعف شکفت
دلشاد گشت و گفت:
ای ابر، بشارت باران!
... آمد نسیم و رایحه‌ام را برد
تا ساحل سپیده صبح ستاره سوز
تا آستان روز

دیدن واقعیات در پس ابرهای سیاه دروغ و دجالیت و سرکوب و اختناق کار سختی است. زیرا حرفه و هنر دیکتاتوری با ثبات جلوه دادن خود و کشتن امید به تغییر در محرومان و ستمدیدگان است. ایمان داشتن به قدرت عظیم توده‌های در زنجیر کار انقلابیون بزرگی است که در کوران مبارزات اجتماعی و سیاسی آبدیده شده‌اند. وقتی قیام دیماه ۹۶شعله‌ور شد چشمان بسیاری گرد شد، بسیاری گفتند اصلاً باور نمی‌کردیم. آنها راست می گفتند زیرا طبیعت دیکتاتوری القاء ناباوری به میان مردم است. اما اگر به مواضع مریم رجوی نگاه کنیم می‌بینیم که ایمان به پوسیدگی استبداد مذهبی و قدرت تغییر توده‌ها چگونه ماهها قبل از قیام خود را نشان داده است. مریم رجوی در سخنرانی خود در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس در دهم تیر ۱۳۹۶یعنی ۵ماه قبل از قیام دیماه گفت:

«دومین حقیقت این است که سرنگونی رژیم ولایت فقیه، شدنی است و در دسترس است. زیرا با نارضایتی گسترده اجتماعی محاصره شده است. به تصریح سرکردهٴ نیروی انتظامی، سال گذشته نزدیک به ۱۱هزار تظاهرات و اجتماع اعتراضی در سراسر کشور برپا شده است، نگاه کنید به گورخوابها، نگاه کنید به جمعیت ده میلیونی بیکاران، به ۲۰میلیون زاغه نشین و به ۳۰درصد جمعیت کشور که گرسنه هستند، آخوندها توسط همینها محاصره شده‌اند. کاندیداهای دستچین شده نمایش انتخابات، اقرار کردند که این یک حکومت ۴درصدی است و ۹۶درصد مردم از آن بیزارند. بله، بزرگترین تهدید رژیم برخلاف تبلیغاتش دشمن خارجی نیست؛ بلکه قیامهای کمین کرده در دل جامعه ایران است»

مریم رجوی در ادامه گفت:

«واقعیت این است که سرنگونی رژیم ولایت فقیه، شدنی و در دسترس است. به‌دلیل ناتوانیهای رژیم، از جمله: ناتوانی در مهار فروپاشی اقتصادی و فجایع زیست محیطی و ناتوانی در تأمین ابتدایی‌ترین خواستهای مردم به‌جان آمده، ناتوانی در دستیابی به بمب اتمی و حتی ناتوانی در یکدست کردن رژیم.» (سایت مریم رجوی)

Thursday, 15 March 2018

بررسی اقتصادی قیام برای نشان دادن راه‌حل‌های سیاسی برون رفت؛ ترسیم بن‌بست نظام توسط مسعود نیلی

بررسی اقتصادی قیام برای نشان دادن راه‌حل‌های سیاسی برون رفت؛ ترسیم بن‌بست نظام توسط مسعود نیلی
۱۳۹۶-۱۲-۲۴
بررسی اقتصادی قیام برای نشان دادن راه‌حل‌های سیاسی برون رفت؛ ترسیم بن‌بست نظام توسط مسعود نیلی
مسعود نیلی دستیار ویژه رئیس جمهور نظام در امور اقتصادی به بررسی اقتصادی قیام ایران می‌پردازد تا نشان دهد مشکل در تفرق درونی نظام است.

جنبه اقتصادی

مسعود نیلی دستیار ویژه رئیس جمهور نظام در امور اقتصادی در مصاحبه‌ای با روزنامه ایران به تشریح وضعیتی که نظام در آن به سر می‌برد می‌پردازد.
او با این پرسش مواجه می‌شود که ارزیابی‌اش از قیام ایران چیست و هرچند پاسخ می‌دهد که «من فقط می‌توانم جنبه‌ی اقتصادی‌اش را توضیح دهم» اما در عمل گام را فراتر می‌گذارد و به تجویزهای سیاسی می‌رسد.
او سعی می‌کند به‌عنوان یک اقتصاددان ارشد در جناح روحانی ابتدا به بازخوانی «شرایط رفاهی خانوارها» بپردازد و به طور طبیعی دوره‌ی ۷۴ تا ۸۴ را که دولت در کنترل هاشمی رفسنجانی و خاتمی قرار داشت را دوره‌یی می‌داند که رفاه خانوارها افزایش یافته است و هنگامی که به دوره احمدی‌نژاد می‌رسد آنرا منفی ارزیابی می‌کند.
نیلی هنگامی که به بررسی اقتصادی دوره‌ی روحانی می‌رسد آنرا جبران خراب‌کاری‌های دوره‌ی احمدی‌نژاد می‌داند و تصریح می‌کند رشدی که در دوره‌ی روحانی اتفاق افتاده است تا آثارش را در رفاه خانوارها نشان دهد طول می‌کشد؛ به این ترتیب او خود را از توضیح اینکه چرا ادعاهای رشد اقتصادی توسط دولت نمود عینی ندارد خلاص می‌کند!

مریض بد حال

به هر رو، اما صرفه نظر از قرائت سیاسی مسعود نیلی از اقتصاد، حرف اصلی او در فروپاشی‌یی‌ست که در درون نظام ولایت فقیه در حال جریان است. او تایید می‌کند که سرمایه اجتماعی نظام بسیار پایین است به این معنی که مردم اعتماد خود را به مسئولین از دست داده‌اند و از سوی دیگر تصریح می‌کند وضعیت نظام به «مانند مریضی است که در حالت بد در بیمارستان قرار گرفته اما هم بستگان با هم و هم پزشکان با هم درگیرند.»
نیلی می‌گوید: «چیزی که به نظر من اهمیت دارد وضعیت سرمایه اجتماعی و امید به آینده است. اگر جامعه به این نتیجه برسد که به رغم وجود مشکلات و شرایطی که رضایت‌بخش نیست، روند سیاست‌های کشور و نحوه برخورد مسئولین در جهت بهبود شرایط مردم است، همراهی خواهند کرد. اگر به مردم این اطمینان داده شود که» «در ۱۰ سال آینده بیش از دو برابر رشد خواهید داشت، به سمت آرامش حرکت خواهیم کرد.
بنابراین به نظر من گلوگاه ما امید است؛ آمارهای اقتصادی نیست.»
او نتیجه می‌گیرد که تفرقه‌ی موجود در نظام به ناامیدی مردم از بهبود اوضاع دامن می‌زند. نیلی در همین رابطه می‌گوید: «برآیند فضای رسانه‌ای کشور این موضوع را به مردم القا کرده که مسئولین شما مشکل دارند؛ یا حقوق بالا می‌گیرند یا درگیر مسائل فساد مالی هستند. وجه غالب تبلیغات رسمی‌مان این است. و این در حالی است که در دنیا این کار را نمی‌کنند. چون خطرناک است.
در واقع در اتاقی که پر از گاز است، هی کبریت می‌کشند. شاید اگر این مسائل درست تجزیه و تحلیل می‌شد و مسئولان کنار هم قرار می‌گرفتند، آن موقع رویکرد دیگری در حکمرانی داشتیم. صادقانه به مردم می‌گفتیم: «مردم! این مشکلات ما هستند؛ ما هم قبول داریم و سعی می‌کنیم حلشان کنیم.» همه هم دست به دست هم می‌دادیم. اما الآن همه مقابل هم هستند.»

واقعیت

واقعیت اما همان است که نیلی خودش نیز به آن معترف است. او تایید می‌کند که « شرایط زندگی مردم از نظر استاندارد زندگی الآن با مشکلات زیادی مواجه است.» و البته اشاره‌ای هم نمی‌کند که گوش مردم از شنیدن وعده‌های دروغ نظام پر شده است.
در ادامه او سرکوب صورت گرفته به‌خصوص در رابطه با نسل جوان را مورد تایید قرار می‌دهد. به گفته‌ی نیلی «کشور ما جزو جوان‌ترین کشورهای دنیاست و باید نحوه رفتار و سلوک با جوانان اصلاح شود؛ اثر این خیلی بیشتر از کاهش تورم است. این که جوان حس کند دیده می‌شود و مسأله‌اش مورد توجه است و به خواسته‌هایش توجه می‌شود.»

در معرض خطر

برای عبور از بحران پیش روی نظام که خود را در قیام ایران بارز کرد، نیلی می‌گوید: «من پیش‌تر هم گفته‌ام ما اگر مانند افغانستان لویی‌جرگه‌ای درست کنیم که از جناح‌های مختلف در آن حضور داشته باشند و روی یک اصولی توافق کنیم، مشکلات قابل حل است. بارها گفته شده همه در یک کشتی نشسته‌ایم و اگر این کشتی غرق شود، همه ضرر می‌کنند. به همین خاطر قبلاً گفتم و الآن هم می‌گویم نقطه شروع «گفت‌و‌گوی ملی» می‌تواند از اقتصاد باشد؛ چون قابل اندازه‌گیری است. در حوزه‌های دیگر مسائل کلی مطرح می‌شود و معیار و سنجش دقیقی برای محاسبات و توافقات نیز وجود ندارد.»
نیلی می‌افزاید: «اگر مؤسسات مالی امروز دچار مشکل شده‌اند، هشداری است که ممکن است بانک‌ها هم با چنین مشکلی مواجه شوند. اگر تظاهرات مردم را در دی‌ماه شاهد بودیم، هم هشدار این است که ممکن است بیشتر و بزرگ‌تر شود و ابعاد وسیع‌تری به خود بگیرد. مسائلی که در مقیاس کوچک می‌بینیم، به ما علامت آماده‌باش می‌دهند. ممکن است دفعه بعد فرصت در اختیار شما نباشد و اگر همینطور ادامه دهیم و در همین روند پیش برویم، در معرض خطر خواهیم بود.»

شکست لویی‌جرگه

جالب آنکه در ادامه او می‌پذیرد که کوشش‌هایش برای تحقق گفتگوی ملی بین جناح‌های نظام به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است.
روزنامه ایران از او می‌پرسد: «در آستانه ششمین سال دولت روحانی هستیم؛ شما در این شش سال ایده گفت‌و‌گوی ملی را پیگیری کرده‌اید؟ هم در همفکری و همیاری با رئیس جمهوری و هم با دیگرِ بخش‌های دولت و حاکمیت. آیا به نتیجه‌ای رسیدید؟ آیا استقبالی از این ایده شد؟»
و نیلی پاسخ می‌دهد: «خیر»
به گفته‌ی نیلی علت عدم شکل‌گیری این گفتگو بین جناح‌های نظام، «متفاوت بودن فهرست اولویت‌ها»ی آنهاست که باعث شده است «اختلافات به صورت فرسایشی در بیاید».
در چنین بستری‌ست که نیلی نتیجه می‌گیرد در فقدان سرمایه اجتماعی مکفی برای نظام انجام اصلاحات اقتصادی در آن «هزینه بر است و در شرایط موجود خطرناک!»

Tuesday, 13 March 2018

گزارش ذوالفقاری از قیام ایران؛ جا ماندن جامعه اطلاعاتی نظام ولایت فقیه از قیام‌آفرینان

گزارش ذوالفقاری از قیام ایران؛ جا ماندن جامعه اطلاعاتی نظام ولایت فقیه از قیام‌آفرینان
۱۳۹۶-۱۲-۱۸
گزارش ذوالفقاری از قیام ایران؛ جا ماندن جامعه اطلاعاتی نظام ولایت فقیه از قیام‌آفرینان
ذوالفقاری معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور درباره قیام ایران گفت: «ما در گذشته چنین پدیده‌ای نداشتیم. ما با وضعیت متفاوت‌تری از گذشته مواجهیم. این اعتراضات بسیار سریع و عموما در شهرهای کوچک گسترش یافت و خشونت در این اعتراضات بیش از همیشه بود. این اعتراضات عبور از همه جریان‌های سیاسی کشور بود».

با گذشت بیش از دوماه از شروع قیام ایران در ۷ دی ۹۶ همچنان بررسی این قیام در کانون توجه جامعه اطلاعاتی نظام ولایت فقیه می‌باشد. اظهار نظرهای تاکنون صورت گرفته درباره قیام بر این تاکید دارد که شرکت‌کنندگان در این قیام دارای این ویژگی‌های بودند:
۱.جوان
۲.تحصلیکرده
۳.محروم
در گزارش سنایی‌راد، معاون سیاسی سپاه تایید شد که ۴۸ درصد دستگیر شدگان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده‌اند که آماری بالاتر از متوسط تحصیل‌کردگان دانشگاهی به نسبت کل جمعیت کشور است. [گزارش معاون سیاسی سپاه از قیام ایران و نقش محوری سازمان مجاهدین خلق در آن] در ارزیابی زیباکلام نیز بر حضور نسل دهه‌ی ۷۰ و محرومان در قیام تاکید شد.[قیام دی‌ماه خطرناک‌تر از قیام ۸۸؛ جوانان و تهی‌دستان؛ اوضاعی که از کنترل نظام خارج خواهد شد]

از نظر سیاسی نیز از طرف جامعه اطلاعاتی نظام تایید شده است که مجاهدین دارای نقش محوری بوده‌اند. این امر هم در تماس تلفنی روحانی با رئيس جمهور فرانسه برای محدود کردن مجاهدین در آن کشور مشاهد شد؛ تماسی که تنها چند روز پس از شروع قیام صورت گرفت. هم در اطلاعیه محمد خاتمی ذیل عنوان مجمع روحانیون مبارز صورت گرفت. [محمد خاتمی در اشتیاق حفظ نظام در هنگامه‌ای که همه چیز به پایان نزدیک می‌شود] هم در سخنرانی خامنه‌ای در ۱۹ دی به صراحت گفته شد که دادن فراخوان برای تجمع، عملیاتی کردن و هدایت آن برعهده‌ی مجاهدین بوده است.[روایت یک شکست نظام؛ سخنرانی خامنه‌ای درباره‌ی قیام ایران]

سنایی‌راد نیز در گزارش خود گام را فراتر نهاد و از زنانی سخن گفت که از جانب مجاهدین فرماندهی صحنه را در تظاهرات برعهده داشته‌اند.

۵ هزار تجمع بدون مجوز

در ادامه همین گزارش‌ها و موضع‌گیری‌ها حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور گفت که از ابتدای سال ۹۶ تا آخر آذر «حدود ۵ هزار تجمع عمده در کشور برگزار شد». او سپس تصریح کرد که «این تجمع‌ها بدون مجوز بود».
در اظهارات او دو نکته قابل توجه است نخست آنکه فقط تعداد تجمعات عمده به عدد ۵۰۰۰ می‌رسیده است اما از تعداد تمامی تجمعات ذکری نمی‌کند، شاید علت عدم اعلام آمار کل تجمعات، چنانچه بعدا در اظهاراتش می‌گوید، به این خاطر باشد که همه چیز را نباید رسانه‌ای کرد زیرا موجب ناامیدی بدنه‌ی نظام می‌شود. و دوم آنکه تایید می‌کند که همه این تجمعات بدون اخذ مجوز بوده است که نشان می‌دهد ابهت نظام در نظر مردم فرو ریخته است.
اما نکته‌ی سوم که او اشاره نمی‌کند، زمینه‌ای‌ست که همین هزاران تجمع بدون مجوز برای قیام ایران در ۷ دی فراهم کردند؛ انباشت کمیت‌ها به کیفیت جدید راه می‌برد.

قیام ایران

ذوالفقاری در توصیف قیام دی ۹۶ می‌گوید: «ما در گذشته چنین پدیده‌ای نداشتیم. ما با وضعیت متفاوت‌تری از گذشته مواجهیم. این اعتراضات بسیار سریع و عموما در شهرهای کوچک گسترش یافت و خشونت در این اعتراضات بیش از همیشه بود. این اعتراضات عبور از همه جریان‌های سیاسی کشور بود و هیچ حزب یا گروه سیاسی یا مذهبی آن را رهبری نمی‌کرد.»
معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور افزود: «عمده دستگیرشدگان این اعتراضات، افرادی فاقد سابقه امنیتی بودند و ۸۵درصد این افراد زیر ۳۵سال سن داشتند. در این راستا باید توجه داشت که ۷۰درصد کشور زیر ۴۰سال هستند.»
علاوه بر جوان بودن قیام‌آفرینان او بر نکته‌ی دیگری نیز دست می‌گذارد که به قیام‌آفرینان فرصت داد که شبکه اطلاعاتی نظام را دور بزنند و آنهم استفاده گسترده از فضای مجازی بود. ذوالفقاری در این رابطه می‌گوید: «یکی از مولفه‌های این اعتراضات، استفاده حداکثری از فضای مجازی بود». به نظر او «تا دیر نشده باید با دنیای مجازی مانند دنیای واقعی مواجه شویم و قانون و چارچوب‌هایی برای آن تعیین کنیم.»
او همچنین می‌پذیرد که پوشش رسانه‌ای قیام آنرا توسعه بخشید و کار را بر نظام دشوار کرد. ذالفقاری گفت: «فضاسازی‌های رسانه‌ای موجب شد تا آتش اعتراضات بیشتر شود».
او در ادامه نتیجه می‌گیرد که «راه حل مشکلات، رسانه‌ای کردن آنها نیست» بلکه «باید مشکلات شناسایی و به نهادهای مربوطه ارجاع داده شود تا با اقدام، عمل، رسیدگی و برنامه ریزی، آن ها را حل کنند در غیر این صورت تنها نتیجه بردن مسائل میان مردم ناامیدی مردم است.»[عصر ایران ۱۷ اسفند ۹۶]

غافلگیری‌های بعدی

او در حالی نیروهای نظام را دعوت به رسانه‌ای نکردن مشکلات می‌کند، که کنترل چنین موضوعی از دست آنها خارج است. در روزگاری که هر انسان می‌تواند یک خبرنگار و یک سخنگو باشد و هر آنچه را که مطلع می‌شود یا می‌بیند، به سرعت در سطح جهان منتشر کند، تجویز رسانه‌ای نکردن مشکلات رجوع به راه‌‌حل‌های ماقبل عصر ارتباطات شبکه‌ای است؛ رویکردی که به نظر می‌رسد قبل از اجرایی شدن شکست خورده باشد.
واقعیت آن است که قیام ایران نظام را در عرصه‌های گوناگون به چالش کشید؛ از جمله‌ در پهنه‌ی ارتباطات، و همه‌ی شواهد و تاییدات جامعه اطلاعاتی نظام نشان می‌دهد که نظام در همه‌ی این پهنه‌ها جا مانده است.

چهارشنبه سوری و کوچ از فضای مجازی!

چهارشنبه سوری و کوچ از فضای مجازی!
1396/12/20


یکی از تفاوتهای چهارشنبه‌سوری امسال با سالهای قبل این است که در فضای مجازی قیام آفرینان غوغا بپا کرده‌اند و اوضاع رژیم آخوندی را نسبت به چهارشنبه‌سوری آتشین، حسابی به هم ریخته‌اند، به‌طوری که رئیس اداره پیشگیری از جرایم سایبری پلیس فتا ناجا گفت: «متأسفانه شاهد افزایش فعالیت فروشندگان مواد محترقه و منفجره در فضای مجازی و کوچ آنان از فضای حقیقی به فضای سایبر نیز می‌باشیم». پاسدار سرهنگ شکیب اما ظاهراً باید از این کوچ خوشحال باشد زیرا در فضای مجازی امور بی‌سر و صدا طی می‌شود. اما این پاسدار رژیم در ادامه نگرانی واقعی نیروهای سرکوبگر رژیم را از کوچ از فضای نرم به فضای سخت اینطور بیان می‌کند: «مهم‌تر از کوچ فروشندگان مواد محترقه و منفجره به این فضا، شاهد آموزش، ساخت مواد منفجره و محترقه در این فضا و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی نیز می‌باشیم، موادی که بسیار خطرناک‌تر از ترقه‌ای ساده بوده و در صورت انفجار می‌تواند خسارت مادی بسیاری به همراه داشته باشد». (سایت حکومتی جام نیوز ۱۹اسفند ۹۶)

کوچ از فضای مجازی به فضای حقیقی بسیار نگران‌کننده است. چرا که آگاهیهای کسب شده در فضای مجازی در صحنه عمل اجتماعی محمل مادی پیدا می‌کند و از تئوری به‌عمل کوچ می‌کند. این همان جایی است که رژیم آخوندی نه فقط از چهارشنبه‌سوری بلکه از تمامی این کوچیدن به‌شدت نگران است.

در قیام دیماه فضای مجازی نقش کلیدی داشت

پاسدار حسین ذوالفقاری معاون امنیتی وزیر کشور کابینه آخوند روحانی در همایش استانداران در مورد قیام دیماه نکاتی را گفت که شایان توجه است. او گفت: «ما در گذشته چنین پدیده‌یی نداشتیم. ما با وضعیت متفاوت‌تری از گذشته مواجهیم. این اعتراضات بسیار سریع و عموماً در شهرهاى کوچک گسترش یافت و خشونت در این اعتراضات بیش از همیشه بود. این اعتراضات عبور از همه جریانهای سیاسی کشور بود.

معاون وزیر کشور تأکید کرد: عمده دستگیر ‌شدگان این اعتراضات، افرادی فاقد سابقه امنیتی بودند و ۸۵درصد این افراد زیر ۳۵سال سن داشتند. در این راستا باید توجه داشت که ۷۰درصد کشور زیر ۴۰سال هستند».

ذوالفقاری با اشاره به این‌که یکی از مولفه‌های این اعتراضات، استفاده حداکثری از فضای مجازی بود و فضاسازیهای رسانه‌یی موجب شد تا آتش اعتراضات بیشتر شود گفت: «تا دیر نشده باید با دنیای مجازی مانند دنیای واقعی مواجه شویم و قانون و چارچوب‌هایی برای آن تعیین کنیم». (خبرگزاری حکومتی ایلنا 17اسفند 96) 

کانونهای شورشی تدابیر دشمن در چهارشنبه‌سوری را خنثی می‌کنند

می بینیم که دشمن به خوبی اعتراف می‌کند که «استفاده حداکثری از فضای مجازی« زمانی رخ می‌دهد که «آتش اعتراضات بیشتر شود». از همین روست که رئیس کل دادگستری رژیم در استان فارس با وحشت از فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور برای برپایی قیامی دیگر در چهارشنبه‌سوری گفت: «عوامل ضد انقلاب در فضای مجازی فعال هستند و مردم باید مراقب باشند که گول فراخوانهای دشمنان را نخورند. علیالقاصی در یک نشست خبری افزود: اجازه برگزاری هیچگونه مراسمی در تخت جمشید و پاسارگاد داده نمی‌شود. برای چهارشنبه آخر سال تدابیر ویژه‌یی انجام شده است. کسانی‌که اقدامات علیه امنیت انجام دهند با قانون مواجه خواهند شد». (سایت حکومتی انتخاب: 19اسفند 96)

بیچاره «علی القاصی» که فکر می‌کند کانونهای شورشی و قیام آفرینان پشت این گیر کرده‌اند که از پوسیده مغزهایی مثل او اجازه برپایی مراسم در تخت جمشید و پاسارگاد یا جاهای دیگر را بگیرند. آنان بر اساس دستورالعمل ستاد اجتماعی مجاهدین «در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ هر کوچه را سنگری، هر خانه را قلعه‌یی، و هر خیابان و هر کوی و برزن را میدانی برای کارزار آزادی خواهند کرد.

در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جوانان انقلابی و کانونهای شورشی، قیامی دیگر علیه دیکتاتوری آخوندی برپا می‌کنند.

معنای این حرف این است که کانونهای شورشی با ابتکارات ویژه خودشان و متناسب با شرایط امنیتی و حساسیتهای دشمن محل تظاهرات و بستر قیام را انتخاب می‌کنند و پشت سد و مانعهای دشمن که بسیاری از آنها هم پوشالی و فریبکارانه است نمی‌مانند.

قیام گرسنگان در چهارشنبه‌سوری پاسخی به هتاکیهای رژیم نسبت به چهارشنبه سوری

دشمن هم‌اکنون یا با زبان تهدید یا با زبان فریب یا با زبان التماس و درخواست تلاش می‌کند تا آنجا که می‌تواند روی عزم جزم میلیونها هموطنی تأثیر منفی بگذارد که چهارشنبه‌سوری را فرصتی برای بیان خواسته‌ها و دردهایشان می‌دانند. از جمله دادستانی کل رژیم با صدور اطلاعیه‌یی اعلام کرد: «دادستانی کلی کشور با ارج نهادن به ارزشهای اصیل و انتظام بخش ملی، حفظ آرامش، نشاط و سلامتی همه شهروندان گرامی را ضروری دانسته و هیچگونه رفتار ناهنجار وغیرقانونی را برنمی تابد و لذا دادستانهای سراسر کشور موظفند ضمن هماهنگی و تعامل با نیروهای امنیتی و انتظامی در چارچوب قوانین و مقررات مراقبتهای لازم را به‌عمل آورند».
حالا دیگر ترس رژیم آخوندی از فضای مجازی به فضای حقیقی کوچ کرده است و حجم تبلیغات گسترده آنها علیه چهارشنبه‌سوری آتشین و تهدید قیام گرسنگان و مردم به جان آمده کاملاً مشهود است. قیام همه آنهایی که در این رژیم از هستی ساقط شده یا به خاک سیاه نشسته و داراییهای اندکشان تاراج شده است. آری ترس از خارج شدن اوضاع از کنترل در چهارشنبه‌سوری کاملاً در اعترافات کارگزاران رژیم مشهود است. پاسدار حسین ذوالفقاری معاون وزیر کشور رژیم گفت: «اگر دچار برخی غفلت‌های راهبردی شویم و پدیده‌ها را دقیق نشناسیم و درست تحلیل نکنیم، امنیت، اجتماعی شده تبدیل به تهدید اجتماعی شده می‌شود». (خبرگزاری حکومتی ایسنا 17اسفند96) 
آخوند مصطفی درایتی وابسته به باند روحانی نیز در زمینه قیام در تقدیر هشدار می‌دهد: «اتفاقات ممکن است در کشور هر روز به شکلی دیگر خود را نشان دهد و بعضی از مواقع حتی ممکن است آمادگی لازم را نداشته باشیم همان‌گونه که در دی ماه اتفاق افتاد». (خبرگزاری مجلس رژیم 17اسفند96)

جان کلام در چهارشنبه‌سوری چیست؟

جان کلام همان است که در اطلاعیه ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور آمده است: «جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جشن آتش برای روشنایی و آزادی در ظلمت استبداد آخوندی فرا می‌رسد. قیام ایران زمین، بار دیگر، شعله‌ور می‌شود. پرچمهای برافراشته کاوه‌های آهنگر و آتش‌افروز در هزار اشرف به اهتزار در می‌آید

توفان قیام سرِ بازایستادن ندارد و تا سرنگونی فاشیسم دینی با شعارهای مرگ بر اصل ولایت فقیه به پیش می‌تازد«.

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی
1396/12/19


درست در فضای قیام شکوهمند سراسری مردم ایران در 7دی فرماندهی ارتشآزادیبخش ملی ایران ضمن انتشار اولین بیانیه یادآور شد که:

«دستور محوری روز برای جوانان و رزمندگان آزادی و همه نیروهای انقلابی تشکیل تیم ها، دسته‌ها و یگانهای ارتش آزادیبخش ملی در راستای هزار اشرف و کانونهای شورشیبرای گسترش قیام است. حق گرفتنی است».

و در بیانیه دوم فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران یادآوری شد:

«حق مسلم رزمندگان آزادی و کلیه واحدهای ارتش آزادیبخش ملی که برای دفاع از خلق و میهن و برای جلوگیری از خونریزی توسط سپاه و بسیج و اطلاعات آخوندی مجهز و آماده شوند. تمامی سلاحها و امکانات متعلق به مردم ایران و فرزندان دلیر این خلق به‌پاخواسته است».

و بالاخره در سومین بیانیه که در تاریخ 11دی 1396 منتشر شد تکلیف کانونهای شورشی در رو در رویی با نیروهای سرکوبگر و دشمنان خلق و کسانی که بخواهند قیام و خیزش به‌حق مردم ایران را سرکوب کنند در یک جمله خلاصه می‌شود «شاه سلطان ولایت مرگت فرا رسیده، آتش جواب آتش»

تردیدی نیست که ارتش آزادیبخش - مانند تمام تاریخچه‌اش - در قبال قتل‌عام 10شهریور 1392 که خامنه‌ای می‌خواست در آن به‌طور فیزیکی بر اشرف که همان بیان سمبلیک ارتش آزادیبخش و نبرد مسلحانه آزادیبخشآن است نقطه پایان بگذارد نه تنها به یمن برخورداری از اراده‌ای سترگ و به برکت خون شهدای قتل‌عام 10شهریور و درایت و پاکبازی فرماندهی آن خواست خامنه‌ای را به گور سپرد، بلکه این نقطه را به تاریخ تولد هزار اشرف تبدیل کرد. این همان پایه‌گذاری استراتژیک کانونهای شورشی بود که در مرحله اخیر در میهن اسیرمان ریشه دوانده و گسترش پیدا کرده است و اکنون زنان و مردان انقلابی و بپا خواسته خلقمان را در کانونهای شورشی در سراسر میهن سازماندهی کرده و گسترش داده است.

این همان پدیده مبارکی است که قبل از هر کس تمامی رژیم آخوندی از اصلاح‌طلب تا اصول گرا را آن‌چنان دچار رعشه مرگ کرده که ناگهان محمد خاتمی شیاد با همان لحنی علیه این کانونها صحبت می‌کند که جانور وحشی نظام یعنی احمد خاتمی وقتی در جمعه بازارها عربده‌های خامنه‌ای را بازتاب می‌دهد.

اجازه بدهید به سنت همیشگی نسل مجاهد خلق که نسلی حق شناس و سپاسگزار است خاطره تابناک چه گوارا این چهره اسطوره‌ای و فراموش ناپذیر انقلابی را که برای اولین بار مبتکر تئوری «کانونهای شورشی» است، گرامی بداریم. او که در زمان خود کوشید با اتکاء به کانونهای شورشی انقلاب را در آمریکای لاتین تداوم بخشد. گفته می‌شود که او معتقد بود:

«یک نیروی نامنظم با همه کوچکی‌اش می‌تواند در یک نبرد نابرابر بر ارتشی منظم پیروز شود»

وی همچنین می‌گفت: «ما نباید به انتظار پیش آمدن موقعیت انقلابی بنشینیم چنین موقعیتی را خود می‌توانیم به‌وسیله یک کانون انقلابی پدید آوریم.»

چه گوارا همچنین اعتقاد داشت این کانونها می‌توانند به نقطه امید مردم در برابر حاکمیت ضدمردمی تبدیل شوند و با به حرکت در آوردن جامعه زمینه انقلاب و دگرگونی را به‌وجود آوردند.

هر چند چه‌ گوارا مجال آن را نیافت که ثمرهٴ پیروزمند تئوری خود را به‌ چشم ببیند، اما با شهادت در راه ایمان خود به‌ رهایی همه خلقهای ستمزده در آرزوها و رؤیاهای مردمان تحت ستم برای همیشه جاودانه شد.

اسم «کانونهای شورشی» اگر ‌چه یادآور تئوری است که به آن اشاره شد اما باید گفت انقلاب ایران در مداری متکامل‌تر از تمامی انقلابهای دوران معاصر راه منحصربه‌فرد خود را پیموده است. کانونهای شورشی که اکنون در بالاترین فراز مقاومت ایران تشکیل شده‌اند، از یک سو متکی به‌یک پشتوانه و فرماندهی نیرومند و از سوی دیگر برخوردار از یک ارتباطات دارای تضمین بالا با فرماندهی است.

کانونهای شورشی بر ریشه‌های عمیق ۴دهه رزم مستمر رزم‌آوران مجاهد خلق استوار است که همه اشکال مختلف نبرد، از جنگ چریکی شهری، تا مقاومت در جنگل، تا جنگ در مناطق روستایی در دسته‌های پارتیزانی و تا جنگ جبهه‌یی در هیأت ارتش آزادیبخش را پشت سر گذاشته و از هر یک از آنها کتابها تجربه پرارزش انقلابی اندوخته است.

با قیام قهرمانانه و سراسری مردممان در 142شهر میهنمان در دی ماه 96 تاریخچه کانونهای شورشی وارد مرحله نوینی شد و توانمندی بسیار شگفت‌انگیزی را به نمایش گذاشت. جمعبندی این قیامها البته نتیجه‌گیریهای استراتژیک و تاکتیکی بسیار ارزشمندی دارد که بر تجارب پیشین افزوده می‌شود.

ولی اکنون کانونهای شورشی در آستانه کارزار آتشین چهارشنبه‌سوری قرار دارند. کارزاری که هیچگونه غافلگیری در آن برای رژیم وجود ندارد و طبعاً رژیم با تمام قوا و امکاناتش برای ممانعت از فعالیتهای کانونهای شورشی در «جشن آتش» وارد صحنه خواهد شد. و درست‌تر این است که بگویم از هم‌اکنون ورود به صحنه را آغاز کرده است. 

سه‌شنبه 22اسفند که پاسدار رحیمی سرکردهٴ نیروی انتظامی تهران اعلام کرد که «از ساعت 2بعدازظهر این روز کلیهٴ نیروهای سرکوبگر انتظامی (و طبعاً همه انواع نیروهای امنیتی و اطلاعات اونیفورم پوش و شخصی پوش رژیم) برای مقابله با مردم و جوانان قیام آفرین به‌حالت ‌آماده‌باش صددرصد می‌آیند»

در این رویارویی، ظاهراً یک طرف، نیروهای استبداد حاکم، از همه امکانات و وسایل، از انواع سلاحها، از یک دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی و از یک دجالگری بی‌حد و حصر و از همه مهمتر، از ماشین جهنمی سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام برخوردار است؛ اما در طرف دیگر این جبهه، نیرویی قرار دارد که ظاهراً دستش از همه امکانات خالی است اما این ظاهر قضیه است که می‌تواند گمراه‌کننده باشد. از قضا این جبهه، جبهه مردم و جوانان قیام‌آفرین امکانات و توانمندیهای عظیمی دارد که دشمن از آنها محروم است. این امکانات و توانمندیها عبارتند از:

1- نیروی انسانی کماً و کیفاً بسیار برتر؛ عاملی که در هر جنگی عامل تعیین‌کننده است. توده‌های عظیم مردم، ارتش بیکاران و گرسنگان، توده‌هایی که جز زنجیرها و دردهای خود چیزی برای از دست دادن ندارند و محروم از نان و کار و آزادی، عطشی سوزان، انگیزه‌یی بسیار نیرومند و آمادگی برای فدا در هجوم به‌ قلعهٴ غارتگران حاکم دارند. مهمتر این‌که قیام 7دی نشان داد که این توده‌ها نه تنها انگیزه بسیار قوی برای درافتادن با رژیم دارند در نتیجه سالها تجربه و همچنین در سایه آگاهی بخشی و فداکاری نسل مجاهد خلق به سطح عالی از شعور سیاسی و اجتماعی در رابطه با رژیم دست یافته‌اند که در کاکل آن شعار «اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمام ماجرا» می‌درخشد و این نشان می‌دهد که اراده خلق برای سرنگون کردن تمامیت رژیم شکل گرفته است و به این یقین رسیده‌اند که برای رهایی از رنج ها و دردهایشان باید این رژیم را نابود کرد. این یک سرمایه بسیار بزرگ برای قیام و انقلابیون جان برکف می‌باشد. در حالی که تنها عامل حرکت سربازان و مزدوران جبهه مقابل، پول و انگیزه‌های مادی و فردی است.

2-خوشبختانه در مرحله فعلی قیام برای سرنگونی رژیم در ایران از مساعدترین شرایط بین‌المللی و منطقه‌یی برخوردار است چرا که به‌دلیل سالها حاکمیت آخوندها و نقشی که در صدور تروریزم و بنیادگرایی و جنگ‌افروزی در منطقه و در جهان داشته‌اند همچنین در سایه آگاهی بخشی مقاومت و فعالیتهای بین‌المللی آن امروز دیگر جهان به این واقعیت رسیده است که با تداوم حاکمیت آخوندها در ایران خبری از ثبات، صلح و امنیت در منطقه و در جهان وجود نخواهد داشت. به همین دلیل رژیم محتضر آخوندی زیر انواع مختلف فشارهای سیاسی و اقتصادی بین‌المللی است.

3-ولی عنصر تعیین‌کننده این است که کانونهای شورشی در داخل خاک میهن از یک پشتیبانی ارزشمند و بی‌نظیر و تعیین‌کننده برخوردارند که آنهم عبارتند از عنصر هدایت کننده و رهبری کننده که راه را برای کانونهای شورشی ترسیم می‌کند و در واقع قدرت آن را دارد که نسل قیام را از سویی در هیأت کانونهای شورشی گرد آورد و راه درست را پیش پای آنها بگذارد و از سوی دیگر منبع و منشأء امید، باور، قدرت شورش علیه نظم موجود برای آنها باشد. به این ترتیب کانونهای شورشی می‌توانند با ایمان به این‌که سرمایه عظیم ایمان و اراده سرنگونی را دارند این باور را به توده‌های مظلوم منتقل کنند و آنها را در مسیر قیام رهبری نمایند. 

4-عامل تعیین‌کنندهٴ دیگر در هر جنگی زمین است، در نبرد میان خلق و ضدخلق، زمین به‌طور استراتژیک در اختیار نیروی خلق است. به‌عنوان مثال در همین کارزار پیش‌رو (کارزار چهارشنبه‌سوری آتشین) مردم و جوانان هر خیابان و محله، آشنایی و اشراف کامل به‌ محل سکونت خود و امکانات آن دارند و نیروی انتظامی از این اشراف بی‌بهره است. این به کانونهای شورشی و جوانان قیام‌آفرین امکان می‌دهد که با تسلط تاکتیک جنگ و گریز را به‌کار بگیرند و پس از ظاهر شدن در یک نقطه و محله و پس از مشتعل کردن شعله‌های حرکت اعتراضی و شعارهای اعتراضی هنگامی که نیروهای سرکوبگر وارد صحنه می‌شوند، آنجا را ترک کرده و به سرعت در نقطه و محله دیگری ظاهر شوند. همین اشراف به‌ محل و زمین به‌ رزمندگان کانون شورشی این امکان را می‌دهد که نیروی سرکوبگر را متفرق کرده و آنها را به‌ محلهایی که برایشان ناشناخته است کشانده و سپس مورد حمله و گوشمالی قرار داده و ناپدید شوند.

5-امتیاز دیگر کانونهای شورشی در نبرد پیش رو در چهارشنبه‌سوری و در هر صحنه دیگر نبرد در آینده این است که برای نیروهای منفور و روحیه باخته دشمن که خشم و شورش خلق را در قیام دی از نزدیک لمس کرده‌اند و ضربات آن قیام بر پیکر فرتوتشان فرود آمده هر ایرانی در خیابان از کودک 6-7ساله بلوچ تا مادران و پدران سالمند یک دشمن بالقوه هست تا چه رسد به زنان و مردان دلیر قیام. به‌عبارت دیگر امروز دیگر هیچ‌یک از نیروهای انتظامی و مزدوران دشمن احساس امنیت در خیابانها و حتی در خانه هایشان ندارند و این به سرعت روحیه آنها را تضعیف می‌کند. در حالیکه برعکس هر ایرانی، ولو این‌که اعضاء کانون شورشی مستقیماًًً آنها را نشناسند بالقوه و بالفعل یک حامی و کمک‌کار و دوست هستند. و دیگر حتی افراد بی‌تفاوت بسیار کم شده‌اند. این یک سرمایه عظیم، مادی و معنوی برای کانونهای شورشی است.

این نوشته درصدد تشریح امکانات و مزیتهای تاکتیکی نیروی انقلابی نیست و تنها به‌عنوان مثال و نمونه، درصدد آن است که اذهانی را که در شرایط اختناق به‌طور خود به‌خودی «از آنچه خود داشت» غافل است، متوجه آن «گوهری» سازد که «از صدف کون و مکان بیرون» است اما در کف خودشان است و با آن می‌توانند فلک سیاسی اجتماعی این میهن را تغییر دهند و تسخیر کنند.

فراتر و تعیین‌کننده‌تر از همه این بحثها، تجربه‌ عملی و واقعیتی است که در قیام دی ماه رخ داد و همه آن را به‌چشم دیدند که در دو کلمه خلاصه می‌شود: قدرت برتر نیروی مردم و ضعف و شکنندگی و آسیب‌پذیری رژیم!

دشمن این واقعیت را با تمام وجود دریافته و از آن غرق وحشت شده است. این وحشت را در همه روزهای پس از قیام تا اکنون که در اظهارات و مطالب تمامی سردمداران و مهره‌ها و رسانه‌های رژیم موج می‌زند، به‌روشنی می‌توان دید، اما فراتر از همه آنها، تنها کافی است به‌ اظهارات اخیر ولی‌فقیه ارتجاع در دیدار با مداحان و روضه‌خوانهای ولایت در روز پنجشنبه 17اسفند اشاره کنیم که در اشاره‌یی سربسته، هراس خود را هم از قیام دی ماه و هم از کارزار جشن آتش پیش رو چنین بیان کرد:

«همین چند ماه قبل از این، به‌قول خودشان در اتاق فکر دور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دی‌ماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دی‌ماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم، تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع می‌کنیم»

درک این‌که منظور خامنه‌ای کدام دشمن است که او از بیان نام آن نیز هراس دارد، چندان دشوار نیست، چرا که خود او طی اظهاراتی که دربارهٴ قیام دی ماه داشت گفت:‌ «از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند؛ خود رسانه‌های منافقین در همین روزها اعتراف کردند... نسبت به‌ این قضیّه؛ که پادویی کنند، سازمان‌دهی کنند، بروند این و آن را ببینند، کسانی را در داخل نشان کنند و پیدا کنند که بهشان کمک کنند تا بیایند به‌ مردم فراخوان بدهند -فراخوان را هم آنها دادند-»

خامنه‌ای در همین سخنان اخیر نیز اگر ‌چه صراحتاً از چهارشنبه‌سوری و فراخوان مجاهدین برای برپایی کارزار چهارشنبه‌سوری نام نبرد، اما گماشته او آخوند صدیقی روز بعد در نمایش جمعهٴ تهران، حرف خامنه‌ای را در موردآنچه که قرار است در اسفند ماه اتفاق بیفتد و «تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع» کند با روشنی تمام معنی کرد و با تکرار جملات خامنه‌ای گفت:

«مسأله چهارشنبه‌سوری را که ما اسلاممان هیچ وقت سنتهای ملی را هیچ وقت مقابله نکرده، ولی تهدیدها را به‌ فرصتها تبدیل کرده، آنچه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد، بنا بود ماه دی آن شورش را بپا کردند، برای بهمن نقشه کشیده بودند، برای اسفند هم نقشهٴ دیگری کشیده بودند...

مسأله چهارشنبه‌سوری انشاالله بعضیها که توجه ندارند بدانند هم امنیت روانی جامعه را به‌هم نریزند، هم جان خودشان را همه ساله در این آتش سوزیها انفجارها چه جوانهایی سلامتی‌شان را از دست می‌دهند...».

البته در فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور گفته نشده که با کارزار چهارشنبه‌سوری رژیم سرنگون می‌شود، اما ببینید خود دشمن چه حسابی در مورد آن باز کرده و تا کجا هراسان و وحشت‌زده است که ولی‌فقیه ارتجاع این چنین بر خود می‌لرزد و گماشتگان خود در نمایشهای جمعهٴ سراسر کشور را به‌خط می‌کند تا دربارهٴ آن سخن گفته و نیروهای پاسدار و بسیجی رژیم را حول این خطر بسیج و هشیار کنند. آیا این واکنش دشمن خود بیانگر شدت پوسیدگی و آسیب‌پذیری آن و بینه‌یی روشن حاکی از پیروزمندی کانونهای شورشی و استراتژی هزار اشرف نیست؟

Monday, 12 March 2018

نگرانی نظام ولایت فقیه از توافق جدید آمریکا و اروپا؛ امضای توافق و تبدیل موشک به تیر و کمان

نگرانی نظام ولایت فقیه از توافق جدید آمریکا و اروپا؛ امضای توافق و تبدیل موشک به تیر و کمان
۱۳۹۶-۱۲-۱۲
055 2 دقیقه خوانده شده
New agreement between America and Europe
کارشناسان نظام ولایت فقیه نگران از توافق جدید آمریکا و اروپا بر سر برجام‌های جدید، بر این باورند که در این صورت موشک‌‌های آنها تبدیل به تیر و کمان خواهد شد.
شهرام توانا

سرکردگان نظام ولایت فقیه در هراس و نگرانی از چشم انداز توافقِ آمریکا و اروپا درمورد بررسی مجدد برجام و نسبت به مقابله بین‌المللی با جنگ افروزی‌ها و مداخلات منطقه‌یی و برنامه موشکی نظام، مستمراً هشدار می‌دهند.
صادق خرازی، سفیر سابق نظام در فرانسه، در این‌باره در سایت دیپلوماسی ایرانی در تاریخ ۷ اسفند نوشت: «وضعیت خاورمیانه پیچیده است و اروپایی‌ها پی‌بردند در حال حاضر در صحنه جهانی نقش تعیین کننده‌ای ایفا نمی‌کنند». با توجه به بحران‌های درونی و منطقه‌ای و بین المللی، نظام ایران باید در انتظار روزهای پرالتهاب‌تری نسبت به گذشته باشد.
سپاه پاسداران با نگرانی از توافق اروپا و آمریکا در مورد برجام با عنوان «نیویورک تایمز مدعی شد موافقت اروپایی‌ها با سه اصلاح و تغییر در برجام» در خبرگزاری فارس ۷ اسفند ۹۶ نوشت: «آن‌ها خواستار دسترسی نامحدود و بی قید و شرط بازرسان به پایگاه‌های نظامی ما هستند». در دستورالعمل‌های (دولت آمریکا) که به نیویورک تایمز نشان داده شده‌اند، تصریح شده که اروپایی‌ها موافق سه تعمیر و اصلاح اساسی هستند:
(۱) تعهد برای مذاکره مجدد در قبال محدودیت‌های آزمایش موشکی توسط ایران
(۲) دادن اطمینان مبنی بر اینکه بازرسان دسترسی نامحدود و بی‌قید و شرط به پایگاه‌های نظامی ایران داشته باشند
(۳) تمدید و گسترش دادن تاریخ‌های انقضای توافق برای ممانعت از، از سرگیری تولید سوخت هسته‌ای بسیار فراتر از محدودیتهای کنونی (برجام) که در سال ۲۰۳۰ منقضی می‌شود.
در حالی‌که هیأت مذاکره‌کننده نظام در لندن در حال مذاکره جدید بر سر تن دادن نظام به مفاد برجام است،
عسگرخانی یکی از کارشناسان نظام نیز در تلویزیون شبکه دو (نظام) به تاریخ ۶ اسفند می‌گوید: «ملاحظه می‌کنید در مقدمه برجام هدفش رو مشخص می‌کنه، خلع سلاح ابدی ایران و ملت ایران و جمهوری اسلامی ایران، ایران با هر اسمی، الی الابد، نه فقط از بمب اتم از هر گونه ابزارهای هسته‌ای، خوب بعد ببینید در فازهای بعدی اگر این توافق به امضا برسه، موشک‌های ما تبدیل به تیرکمان می‌شه و الان می‌بینید برنامه این هست که در وهله اول آمدن بازدارندگی رو و خلع سلاح در هسته‌ای رو مطرح کردن».
فؤاد ایزدی کارشناس دیگر نظام نیز در تلویزیون شبکه دو (نظام) تاریخ ۶ اسفند می‌گوید: «اصولاً ترامپ از شما امتیازهای بیشتر می‌خواهد، می‌خواهد، بقول آقای دکتر (عسگر خانی) می‌خواهد موشک‌های شما رو تبدیل به تیرکمان بکنه، می‌خواهد نفوذ منطقه‌ای شما رو از بین ببره، اهرم‌های قدرت ایران رو شناسایی کردن، هسته‌ای یکی بود، احساس کردن آن رو گرفتن، می‌خواهند اهرمهای قدرت دیگر رو هم بگیرند».
عسکرخانی نیز در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: «تهدیدهایی که ما داریم می‌کنیم ما خودمون می‌دونیم که الان بهیچوجه امکان اینکه خروج ما از برجام بشه وجود نداره؛ وقتی این تهدید پشتوانه‌اش قدرت اجرایی سیاسی نداشته باشه وقتی تهدیدی که شما انجام می‌دهید نتونید اجرا بکنید بلوف حساب می‌شه یعنی در ادبیات روابط بین الملل بهش می‌گند بلوف زدن و این در نتیجه پیامد بسیار ناجوری برای ما خواهد داشت».
بنابراین می‌بینید که نظام ولایت فقیه به زبان خودش و به روشنی صحبت از محاصره همه جانبه در زمینه برنامه ضد ملی اتمی‌اش و همچنین جنگ افروزی در کشورهای منطقه و موشک پرانی می‌کند و اذعان می‌کند که همه تهدیداتش نیز فقط بلوف سیاسی است که بعداً هم برای خودش مایه آبرو ریزی می‌شود.

تلاقی آتش قیام و آتش چهارشنبه‌سوری – عباس داوری

تلاقی آتش قیام و آتش چهارشنبه‌سوری – عباس داوری
1396/12/20


انرژی حاصله از تلاقی دو آتش قیام و چهارشنبه سوری، رژیم ضدنور و گرما را به وحشت انداخته‌است. آتش قیام مردم ایران که از 7دیماه 96 زبانه کشید، با سرعت شگفت‌انگیزی که رژیم را غافلگیر کرد؛‌ با شعارهای مرگ بر خامنه‌ای روحانی، تمامیت آن را با باندهای مختلف‌اش هدف قرار داد. آتش خشم مردم علیه تمامیت رژیم به حدی بود که یکی از به‌اصطلاح اصلاح‌طلبان گفت:‌ «هم اقشار و لایه‌های اجتماعی که نیروی اصلی این اعتراضات هستند، با اقشار و لایه‌های اجتماعی اعتراضات سال ۸۸متفاوت هستند و هم این‌که شعارهای متفاوتی سر می‌دهند. به هر میزان اعتراضات ادامه یافت شکاف میان اصلاح‌طلبان و اعتراضات اخیر بیشتر و بیشتر شد... تیر خلاص را رئیس دولت اصلاحات [آخوند محمد خاتمی] به شقیقه نا‌آرامی‌ها شلیک کرد». (صادق زیبا کلام - خبرگزاری تسنیم به‌نقل از روزنامه آرمان 16دیماه 96)

در حقیقت آتش خشم قیام مردم ریشه در ۴دهه چپاول و غارت نجومی ثروتهای ملی و سرمایه‌های مردم، به‌ویژه استثمار بسیار شدید از دسترنج کارگران و زحمتکشان ایران توسط باندهای مختلف رژیم دارد. خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت:‌ «بانکها دچار میلیاردها دلار قرض بد هستند... در اینحال عمده اقتصاد در چنگ سرویسهای امنیتی ایران قرار دارد». (خبرگزاری آسوشیتدپرس ۱۹اسفند 96)

اما اوضاع بسیار بسیار دردناکتر از آنچه که خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشته‌ است، می‌باشد «تا اول امسال بدهی دولت به 700هزار میلیارد تومان [قطعا الآن بیشتر شده] رسید. 700هزار میلیارد تومان یعنی به اندازه دهسال درآمد نفت پارسال ما پیشاپیش بدهکار شدیم» (شبکه یک رژیم اول اسفند 96) به‌رغم این بدهی فوق‌العاده سنگین دولت به بانکها، این دولت ماهانه حدود ۱۰۰هزار میلیارد تومان باید به این سرکرده‌های سیری ناپذیر رژیم و این نیروی سرکوبگر بپردازد.

فساد مالی و رانتخواری مهره‌های رژیم باعث ایجاد یک قشر اشرافی بنا شده بر روی استخوانهای مردم زیر خط فقر شده ‌است. یکی از روزنامه‌های رژیم می‌نویسد:‌ «فاصله طبقاتی و شکاف درآمدی در سطح اقتصاد کشور گسترده‌تر شده و ثروت در دست عده قلیلی متمرکز شده است. این موضوع را می‌توانیم به‌راحتی در نوع سبک زندگی اطرافیان‌مان ببینیم. در خیابانهای شهر ماشین‌هایی را می‌بینیم که قیمت میلیاردی دارند و خانه‌های مسکونی را می‌بینیم که قیمت هر متر زمین آن به اندازه حقوق پرداختی چند ماه یک کارگر است». (روزنامه جهان صنعت ۱۵بهمن۹۶)

موضوع بسیار مهم این است که مردم بعد از قیام دیماه، مطلقاً گول فریبکاریهای خامنه‌ای و روحانی را نمی‌خورند زیرا آتش خشم مردم و نفرت آنها از این رژیم بسیار عمیق بوده و پیوسته عمیق‌تر هم می‌شود. به این دلیل هر تظاهراتی که در ماههای بهمن و اسفند در شهرهاى مختلف ایران انجام شده است، بار و رنگ قیامی دارد. حتی رژیمی‌ها هم اعتراف می‌کنند «اعتراضاتی که مانند موج دریا عقب می‌روند و با شدت بیشتر باز می‌گردند». (سعید حجاریان - روزنامه اعتماد ۴بهمن 96)

اعتراضات و تظاهرات اقشار و طبقات مختلف ایران، هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد. سپرده‌گذاران در مؤسسات مالی که اموالشان توسط همین مؤسسات؛ مانند کاسپین متعلق به پاسداران، به غارت رفته هر روز علیه رژیم تظاهرات اعتراضی در شهرهاى مختلف دارند. روز 19اسفند آنها در مقابل مجلس ارتجاع تجمع کردند و شعار مرگ بر روحانی و مرگ بر لاریجانی می‌دادند. تظاهرات کشاورزان ورزنه از ۲۷بهمن علیه رژیم در شرق اصفهان شروع شده و روزهای 18و 19اسفند با شعار روحانی دروغگو زاینده رود من کو؟‌ با سنگ و چوب دستی با نیروهای سرکوبگر رژیم رو در رو شدند و روز ۱۹تظاهرات را به اصفهان کشاندند. هزاران کارگر هر روز در شهرهاى مختلف در شب عید حقوقهای معوقه چند ماهه‌ی خود را طلب می‌کنند اما پاسخی از کسی نمی‌گیرند...

در چنین شرایطی که خشمهای ۴دهه‌ی گذشته در قیام مردم شعله کشید، اکنون با شدت بیشتری مانند آتشفشانی که در حال فوران باشد در فرصت چهارشنبه‌سوری زبانه خواهد کشید و این چنین دو آتش علیه تمامیت رژیم با هم تلاقی می‌کنند.

سرکردگان رژیم برای مهار کردن این دو آتش بسیار تلاش می‌کنند چون اثر شعله‌های آن را کاملاً لمس می‌کند. مأموران ریز و درشت رژیم هر روز در تلویزیونها ظاهر می‌شوند و به‌طرز مضحکی مردم را از خطرات «ترقه بازی» و «انفجار» و... می‌ترسانند.

اما مردم هوای دیگری دارند آنها خوب می‌دانند «سانحه»سازی و کارهایی از این قبیل، سالهاست برای مردم کهنه شده‌است. امسال مردم ایران اراده کرده‌اند به هر قیمتی سنت چهارشنه سوری را برپا دارند و فساد و بدیهای رژیم را در آتشی که خود می‌افروزند، بسوزانند. 

چیزی که امسال را با سالهای گذشته بسیار متمایز می‌کند؛ علاوه بر شعله‌های قیام، وجود کانونهای شورشی در سراسر ایران است. کانونهای شورشی از آثار ظلمت و تباهی سوز تلاقی آتش قیام و آتش چهارشنبه‌سوری به‌خوبی مطلع هستند و برای رسیدن آن لحظه شماری می‌کنند تا آتش را به ریش و ریشه‌ی رژیم بکشانند.





بالا گرفتن بحران در رأس نظام در توفان انقلاب (گفتگو با محمدعلی توحیدی)

بالا گرفتن بحران در رأس نظام در توفان انقلاب (گفتگو با محمدعلی توحیدی)
1396/12/20


سوال: حرف‌های روحانی در این هفته که در جلسه دولت هم بیان کرد، به‌طور مشخص حاکی از تشدید تضادها و بحران‌ها در داخل حاکمیت است. این حرف‌ها در جواب حملاتی بود که باند مقابل به خودش و هیأت دولتش می‌کرد. باز هم دیدیم که بعد از این حرف‌ها، مجلس به این موضوع پرداخت و حملاتش را ادامه داد. اجازه بدهید چند نمونه را ببینیم تا من سوالم را در این رابطه مطرح کنم.

تلویزیون رژیم، آخوند سالک: «شما در طول دوره یازدهم و دوازدهم، بالغ بر50مورد به ملت ایران توهین کردید. اخیراً حضور پرقدرت مردم در 22بهمن را با مسأله رفراندوم مطرح می‌کنید. اگر این روندی را که در پیش گرفته‌اید و ما آن مطالب را دنبال کنیم، شما ما را به این نتیجه می‌رسانید که یا پای استیضاح شما یا پای اجرای اصل 89قانون اساسی ـ یعنی عدم کفایت سیاسی ـ را رقم بزنیم. شما عامل عدم اعتماد بین دولت و ملت هستید. شما باید پاسخگوی اعتراضات مردم از جمله مالباختگان باشید».

حسن روحانی: «بعضی‌ها فکر می‌کنند که هنوز انتخابات است. یادشان رفته که انتخابات تمام شده. بسیاری از سخنان، بسیاری از حرف‌ها و بسیاری از نکات از طرف افرادی به گوش می‌رسد که اگر آدم عمق حرف را بشکافد، این است که ما هنوز در فضای انتخابات و رقابت انتخاباتی هستیم. این چنین نیست که یک عده مسؤل هستند، یک عده مسؤل نیستند. باید باور کنیم که ضربه به دولت، ضربه به نظام است. اگر کسی فکر می‌کند که دولت را تضعیف کنیم تا نظام قوی شود، این از آن حرف‌هایی است که عجیب و غریب است. بعضی‌ها فکر می‌کنند که اگر دولت تضعیف شد، نهادهای دیگر تقویت می‌شوند. این یک کشتی است که تویش نشستیم؛ اگر شما بخشی از کشتی را تخریب کردید، همه کشتی با هم غرق می‌شود».

نقوی حسینی نماینده مجلس آخوندی: «با اهانتی که آقای رئیس‌جمهور امروز مجدداً به منتقدینشان کردند، ما می‌ترسیم که انتقاد بکنیم. چون ایشان هر بار یک توهینی د و یک فحشی به منتقدان نثار می‌کنند. واقعاً در سطح رئیس‌جمهور نیست که به منتقدان اینطوری اهانت بشود».

چندتا از این زدوخوردها را دیدیم. واقعاً چه خبر است؟ می‌دانید که 15اسفند در مجلس، نسبت به حرف‌های 22بهمن روحانی، مسألهٴ عدم کفایت و تهدید برکناری را مطرح کردند. روحانی هم گفت اینطوری نیست؛ همه غرق می‌شوند. بعد هم اضافه کرد بعضی‌ها فکر می‌کنند هنوز در دوران انتخابات و مبارزات انتخاباتی هستند. واقعاً چه خبر است؟

محمدعلی توحیدی: همان‌طور که اول برنامه گفتید، خبر، خبر توفان انقلاب و قیام است که این‌ها را به این وضعیت انداخته که روحانی می‌گوید بعضی‌ها فکر می‌کنند انتخابات است. در واقع می‌خواهد از روی این واقعیت بپرد. البته خودش می‌فهمد و صورت مسأله را گفت؛ آنجایی که گفت «همه ما غرق می‌شویم»، اصل موضوع را گفت. منتها این‌که می‌گوید انتخابات است، می‌خواهد بگوید من برنده انتخابات هستم و یک‌طوری جواب بدهد. از قضا برخلاف این ادعا، به نظر من خیلی خوب متوجه است که این قیام، از نظر سیاسی یک پیام بسیار قوی و محکم علیه نمایش انتخاباتی رژیم داشت. پیام قوی برای همه ناظران، برای خود حاکمیت و برای حواشی حاکمیت که دنبال مماشات و حفظ این سیستم و به‌اصطلاح حاشیه‌نشینهای دستگاه‌اند؛ هر چند رژیم راهشان نمی‌دهد. خیلی بازارگرمی برای انتخاب روحانی می‌شد که جا بیندازند چند میلیون شرکت کردند. برایشان بسیار غیرمترقبه بود که در فاصلهٴ چند ماه بعد از انتخابات، چنین قیامی در نفی کل رژیم صورت بگیرد. اولین ضربه کوبندهٴ قیام، به بازی انتخابات است.

بنابراین بحث انتخابات مطرح نیست. آن‌چه که این‌ها را این‌طور به جان هم انداخته، معادله جدیدی است که بعد از قیام صورت گرفته است. این معادله عبارت از رویارویی تمام مردم با تمام سیستم و کل نظام است. این معادله از پایین جامعه دارد ضربه می‌زند. از آن‌طرف هم صورت مسأله سرنگونی، مرگ بر ولایت فقیه، مرگ بر خامنه‌ای، مرگ براصل ولایت فقیه را مطرح می‌کند. دیگر شعار، شعار انتخاباتی نیست. شعار آن‌هایی است که انتخابات را تحریم کردند، نه جلاد و نه شیاد می‌گفتند. حالا این شعار آمده صورت مسألهٴ روز شده است. خودشان هم خیلی موارد با ۳۰خرداد مقایسه می‌کنند. یعنی بحثهایی را که خودشان با هم دارند، با اوضاع و احوال آن روزها قیاس می‌کنند. یعنی چه؟ یعنی صورت مسأله‌یی که از نظر سیاسی، کل نظام در خطر است. یعنی جامعه از نظر تقابل سیاسی و قطب‌بندی سیاسی، کل سیستم را نمیخواهد. یعنی یک طرف آن مجاهدین هستند و یک طرف آن کل حاکمیت و رژیم ولایت فقیه.

دعوای مجاهدین از نظر سیاسی با این رژیم، از نفی قانون اساسی و نفی ولایت فقیه که همان مبانی مرگ بر اصل ولایت فقیه است، شروع شد. بنابراین خبر واقعی این است که صورت مسأله قیام، برای سرنگونی آمده جلوی صحنه و قابل پاک کردن نیست.



سوال: فکر می‌کنم با توجه به صحبتی که شما کردید، همین که در برنامه‌های تلویزیونی از این مسائل ـ از جمله مسائل سال 60و مجاهدین و انتخابات ریاست‌جمهوری ـ صحبت می‌کنند، برمی‌گردد به همین تضادی که از بالای حاکمیت غلیان کرده است. اجازه بدهید یک قطعه در این رابطه ببینیم؛ بعد مسائل بعدی را مطرح کنیم.

گزارش تلویزیون رژیم: «مسعود رجوی در رأس این سازمان، در مخالفت با رفراندوم قانون اساسی و محتوای آن، اوج زاویه فکری این تشکیلات با اساس انقلاب اسلامی را نشان می‌دهد. با این وجود، رجوی در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری نام‌نویسی می‌کند؛ اما با تذکر امام و اقدام مسؤلین، صلاحیتش برای ریاست‌جمهوری تأیید نمیشود. رجوی با این‌که پیش‌بینی می‌کرد احتمال رد صلاحیتش زیاد است، اما باز هم نامزد می‌شود و با تبلیغاتی وسیع، حضوری فعال در عرصه انتخابات ایفا می‌کند. رجوی تلاش می‌کند تا به قول خود با رد صلاحیت شدنش، هزینهٴ حکومت را بالا ببرد».

آقای توحیدی! علاوه بر آن مسأله، با توجه به تهدید قبلی روحانی و هر دو رئیس‌جمهور قبلی ـ خاتمی و احمدی‌نژاد ـ که آمدند هشدارهای تند و تیزی به رژیم دادند و هر کدام راه‌حلی ارائه ‌کردند، آیا واقعاً این‌ها فکر می‌کنند حرف‌ها و پیشنهاداتشان مشکلی و تضادی از رژیم حل می‌کند؟

محمدعلی توحیدی: آخوند روحانی می‌گفت شاید آنها هم به این خیال هستند که بساط انتخابات برپا شده است؛ چون احمدی‌نژاد پیشنهاد انتخابات هم کرده بود! واقعیت این است که نخیر، آ‌ن‌ها امتحانشان را دادند. آنها ۸سال در رأس دستگاه اجرایی بودند. از قضا همه‌شان با ولایت فقیه و با همین اصل، در چرخش امور به بن‌بست رسیدند. الآن هم آن چیزی که می‌گویند، آن وجهی که به واقعیت قیام اذعان می‌کنند، خیلی برجسته است. خاتمی همین حرفی را که شما اشاره کردید، این هفته زده بود که: «بعضی‌ها می‌گویند عبور از روحانی مطرح شده؛ درصورتی‌که این بحث مطرح نیست؛ بحث عبور از کل نظام است. ما باید جمهوری اسلامی را نجاتبدهیم». این را کاملاً اذعان می‌کند. این را احمدی‌نژاد هم می‌گوید. هرچه نامه به خامنه‌ای می‌نویسد، حرفش این است که اوضاع جوری است که غیرقابل مدیریت و غیرقابل کنترل است. عبدی هم اخیراً تحلیل کرده بود که نه قوه نظامی و نه قوه تئوریک و ایدئولوژیک، دیگر قادر به کنترل اوضاع در سیستم نیست. به‌طور واقعی، واقعیت یک پیام واضح را خوب متوجه هستند: جامعه از این‌ها عبورکرده است. ولی آن وجه دیگر، یعنی مرگ براصل ولایت فقیه یا پایان نظام مبتنی بر قانون اساسی ولایت فقیه را نادیده می‌گیرند. بنابراین راه‌حلشان در آن مدار دور می‌زند. در نتیجه، هرگز راه‌حلی نیست.



سوال: در ادامه این بحث، شاهد یک سریال عذرخواهی در درون رژیم هستیم. این هفته هم نمونه‌های زیادی داشتیم. قسمتی از این سریال را ببینیم.

میزگرد تلویزیون رژیم، مجری: «آقای دکتر توکلی! فکر می‌کنید که رهبر انقلاب به‌جای چه کسانی در چهار دهه اخیر، هم از خدا و هم از مردم عذرخواهی کردند؟

توکلی: ایشان از طرف خودشان عذرخواهی کردند. مسئولیت اصلی به عهدهٴ ایشان است.

نماینده مجلس رژیم: همه باید از کوتاهی‌های انجام شده، از ملت ایران عذر‌خواهی کنیم.

اژه‌ای: من واقعاً عرضم این است، معتقد هستم که اگر به فساد نرسیم، باعث سقوط نظام می‌تواند شود.

من بارها گفتم، الآن هم با صدای بلند ـ نه یک بار، نه ده بار، بلکه صدها بار ـ از همه کوتاهی‌هایی که داشته و دارم ـ از ابتدای مسؤلیتم تا امروز ـ واقعاً از مردم و از کشورمان عذرخواهی می‌کنم».

آیا این عذرخواهی‌ها مسأله‌یی از رژیم حل می‌کند؟ چرا این‌قدرتکرار می‌کنند؟

محمدعلی توحیدی: اگر از شاه حل کرد، از این‌ها هم می‌تواند حل کند. البته فکر می‌کنم این‌جا یک تفاوتی است؛ اگر مفروض بود که در رژیم وابستهٴ بورژواییِ شاه رفرمی اتفاق بیفتد، در ولایت فقیه که هرگز! بنابراین عذرخواهی به مفهوم این‌که از چیزی عذر بخواهند که چیز دیگری را شروع کنند، هرگز، هرگز! فقط همین دستشان مانده است. این همان بیان صورت مسأله واقعی است که گفتم رو آمده است.

شما در سؤال قبلی به دو رئیس‌جمهور قبلی‌شان اشاره کردید. یک رئیس‌جمهور هم رفسنجانی بود. چهار رئیس‌جمهور هم هر کدام 8سال سر کار بودند. حالا روحانی هم دو سالش مانده است؛ می‌شود ۳۰سال. هر کدام در رأس حاکمیت بودند و کل سیستم اجرایی دستشان بوده است. الآن اما حرف از بن‌بست، حرف از فقدان کنترل و حرف از نارضایتی عمومی است. رفسنجانی هم که الآن نیست. آن زمان که نامه به خامنه‌ای نوشت ـ نامه سرگشاده ـ گفت «آتشفشانهایی بلند می‌شود که همه ما را می‌برد». این جمله را ه‌ برد. خیلی‌ها ریختند سرش که چرا نامه‌ی سرگشاده نوشتی؟ بعد هم گفت به خدا پناه می‌برم.

بعد از رفسنجانی، خاتمی و بعد از خاتمی، احمدی‌نژاد. الآن هم 5ـ 6سال از روحانی ـ از امنیتی‌ترین آخوند سیستم ـ گذشته است. خودشان می‌گویند راه‌حلی نداریم؛ نمی‌توانیم راه‌حلی داشته باشیم. انواع و اقسام بازی‌ها را در می‌آورند. اتفاقاً همین هفته حمید بقایی که معاون رئیس‌جمهور قبلی سیستم بوده، گفت اژه‌ای ـ که جلادی در این سیستم است ـ در آن زمان که حمید بقایی معاون رئیس‌جمهور بوده و اژه‌ای وزیر اطلاعات ـ و زیردست حمید بقایی ـ گفته که «ما اصلاً ماندنی نیستیم؛ نظام ماندنی نیست». بقایی گفت که اژه‌ای می‌گفت بعضی کارها را نکنید.

اینها فقط نشان می‌دهند این 4تا رئیس‌جمهور راه‌حلی نداشته‌اند. اژه‌ای هم که معاون و نفر دوم سیستم قضایی است، در مجلس می‌گفت باید همه ما در هر سه قوه سیستم عذرخواهی بکنیم. آن یکی هم از قول خامنه‌ای گفت؛ سؤال کرد که خامنه‌ای از طرف کی عذرخواهی کرد؟ خواست خامنه‌ای را دور بزند. احمد توکلی هم گفت از طرف خودش عذرخواهی کرد؛ چون خودش مسؤل است. این‌ها بیانگر همان صورت مسأله واقعی هستند. اذعان و اعتراف خودشان است. بن‌بست کاملشان است. اثبات این حقیقت است که راه‌حلی که می‌گوید باید از ولایت فقیه عبور کرد، مرگ بر اصل ولایت فقیه، زنده باد ارتش آزادی، کلام رستگاری است. این فقط یک شعار تهییجی نیست. واقعاً راه‌حل واقعی است. تنها راه‌حل است. این راه‌حل بر روی صحنه آمده و بر زبان دشمن و صاحب عله‌هایش به این شکل تکرار می‌شود.



سوال: آخرین سوالم در رابطه با روابط خارجی رژیم است. دیدیم که خامنه‌ای در حرف‌های دیروزش، مذاکره در رابطه با دخالت‌های رژیم در منطقه را رد کرد. پیش از آن هم ظریف مثل این‌که بعد از دیدار با وزیرخارجه فرانسه، چنین موضعی گرفته بود.

در این رابطه سایت صادق خرازی ـ سفیر سابق رژیم در فرانسه ـ تهدید به قطع روابط و مذاکرات با طرف اروپایی را کرد که ظریف در دیدار با وزیر خارجه فرانسه مطرح کرده بود. این کار را کاری نابخردانه دانست و اضافه کرد «در شرایطی که اروپا در حال موازنهٴ مواضع ایران و آمریکاست، این کاری بسیار نابخردانه از طرف شخص وزیر امور خارجه است». بعد هم استدلال کرد که در پایان این 120روز، آمریکا باید در مورد ماندن در برجام تصمیم بگیرد، مگر رژیم رفتار یا پالس مثبتی از خودش نشان دهد تا این قضیه حل و فصل شود.

آیا این حمله یک حمله شخصی به ظریف است یا به‌دلیل تضادی است که در این رابطه در رژیم وجود دارد؟

محمدعلی توحیدی: طبعاً یک جنبهٴ شخصی با ظریف دارد؛ چون در گیرودار این تنشها که سیستم با آن مواجه است، علاوه بر خود روحانی که بازیهای مدره‌اش سوخت، ظریف هم دوبله سوخته است. الآن هم که کارت خامنه‌ای را بازی می‌کند. دیدید که در مونیخ به چه وضعیتی افتاد. اصلاً هواپیما به او نمی‌دادند. بعد هم رفت کرواسی که کسی به استقبال او نیامد. این برگی شد در دورهٴ برجام. این‌ها خرده حساب‌ها با شخص ظریف دارند. اما اصل قضیه همان پیچی است که این‌ها گرفتار آنند. اتفاقاً همین‌ها می‌نویسند و می‌گویند که رویکرد ما ـ یعنی همین سیاستی که داریم ـ گریزی ندارد. همین را قاسم سلیمانی هم گفت. خود روحانی هم در دیدار با وزیرخارجه فرانسه بر سر سوریه مواضعی گرفت و حرف‌هایی زد که آنها فهمیدند روحانی کی است و دستگاه چه است. بعد در روزنامه‌های فرانسوی نوشتند که جواب دیوانه‌کننده و دیوانه‌واری از روحانی شنیدیم که تنها راه‌حل سوریه این است که بشار اسد بر سرکار باشد! تازه آنها دنبال راه‌حل سیاسی هستند.

این‌ها در برخورد با موضوع منطقه یا به‌قول خودشان زهر منطقه یا برجام 2خودشان می‌دانند ـ خامنه‌ای هم گفت ـ که قادر به یک قدم عقب‌نشینی نیستند. از طرفی هم خودشان قیمت این را در توفان انقلاب و شرایط منطقه، خوب حس می‌کنند. در نتیجه طرف هشدار می‌دهد و اخطار می‌کند که شما باید یک پالس مثبت بفرستید. این خیلی احمقانه و نابخردانه است. این طرف در جریان نیست که وقتی انقلاب در جریان است و تحولات اینطوری پیش می‌رود، هفته به هفته و روز بروز تضادها بالغ می‌شوند. صورت مسأله اصلی، تقابل سرنگونی بین نیروی سرنگونی‌طلب و سرنگونی‌خواه و نیروی سرنگون‌کننده با اصل ولایت فقیه، هرچه بیشتر به روی صحنه می‌آید و مسألهٴ روز و جلوی صحنه می‌شود. با این شامورتی‌بازی‌ها که حالا یک پالس مثبت بفرستی، کارکرد ندارد.

ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری


ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری
ایران
1396/12/20


آیا برگزاری یک سنت به‌عنوان جشن ملی، باید خطری برای حاکمیت سیاسی مملکتی باشد؟ آیا واقعاً یک سنت دیرینه و ملی این‌قدر بار سیاسی و تعادل‌قوا بین مردم و دولت دارد؟ به‌راستی مگر یک سنت و جشن و مراسم، چقدر قدرت و توان اثرگذاری بر مسائل سیاسی و اجتماعی دارد؟

پاسخ به این پرسش‌ها در یک جامعه دمکراتیک، قطعاً که منفی است یا اساساً به ذهن و خاطر آدمی خطور نمی‌کند؛ چون اصل و اساس هر سنت و جشن و مراسمی به شایستگی برآورده می‌شود و هیچ مانعی هم برای اقشار گوناگون مردم وجود ندارد. این همه سنت و آیین متنوع در فرهنگ ملتها در دنیای ما هست که میلیون‌ها انسان آنها را به‌جا آورده و به عاملی برای وحدت ملی و قومی و فرهنگی‌شان بدل گشته است.

بنابراین مشکل در اصل سنت و آیین نیست. برای ما ایرانیان، مشکل در نوع برخورد و تعریف حکومت‌ دیکتاتوری مذهبی می‌باشد. حکومتی که می‌خواهد همه‌چیز مردم ـ از جمله اعتقادات و سنتها و مناسک و پوشش و رفت و آمد و... ـ تحت کنترل و زیر سلطه‌ی ولایت مذهبی‌اش باشد. یعنی به‌رسمیت نشناختن هیچ وجهی از فرهنگ توده توسط حاکمیت. چهارشنبه‌سوری هم گرفتار این اختاپوس انحصارطلبی سیاسی و مذهبی شده است.

این روزها پاسخ این پرسش را در اظهارات امامان جمعه‌ی ارتجاع آخوندی شاهد بوده‌ایم. قابل‌توجه است که یک ارگانی به‌نام سیاست‌گذاری خطبه‌های نماز جمعه برای امامان جماعت تعیین تکلیف می‌کند که در سراسر ایران علیه چهارشنبه‌سوری و تهدید آن ایراد سخن کنند. همین هماهنگی ارتجاع برای مقابله با سنتی دیرینه در فرهنگ ملت ما، پاسخ عنوان این مقاله می‌باشد. از این یک نمونه می‌توان به رشته‌ها و زنجیرهای تنیده بر انواع سنت‌های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در حکومت ملایان پی برد.

آنچه این حکومت طی ۴۰سال علیه تمام اقشار مردم ایران مرتکب شده، کمیتهایی بوده که به‌طور خاص امسال به کیفیت خشم و نفرتی بازگشت‌ناپذیر علیه تمامیت دستگاه ولایت فقیه بالغ شده است. از جمله‌ی این کیفیت، چگونگی برخورد و برگزار کردن آیین چهارشنبه‌سوری ۹۶می‌باشد. این آیین هم طی ۴۰سال از کوره‌های مبارزه گذشته است و به مقام و شأنی در خور ظرف مبارزه با دیکتاتوری بدل گشته است.

این را البته دشمن سنت‌های ایرانی یعنی حاکمیت ولایت فقیه خوبِ خوب فهمیده است و با تمام حواس پنجگانه‌ی منافعش احساس می‌کند. آنها هرگز درنیافتند که چه اشتباه بزرگی کردند همه امورات زندگی مردم را به سیاستی علیه خودشان برگرداندند. البته این از ویژگی‌های دیکتاتورها ـ به‌طور خاص از نوع مذهبی و ضدبشری‌اش ـ‌ است که دچار مالیخولیای بلاهت و حماقت می‌شوند. از این رو دیکتاتورها از همان آغاز بر سر کار آمدن، در کار کاشتن باد هستند تا روزی که این باد از خانه خانه و محل به محل و شهر به شهر ملت بگذرد و توفانی گردد و به تختگاه ولایت زر و زور و تزویر، تندر و صاعقه بزند.

یک پاسخ دیگر به‌عنوان مقاله را باید در باد کاشتن خمینی در عنفوان دیکتاتوراش سراغ گرفت. خمینی سریر ماه را برای فریب بزرگ در اقلیمی خرافه‌زده انتخاب کرد تا خودش را از قانونمندی‌های متعارف حکومت بالاتر ببرد و به احدی پاسخ ندهد. فکر کرد همانجا می‌ماند و هرگز به زیر کشیده نمی‌شود. رفتار او و بازماندگانش با سنتها و آیین ملی ما ایرانیان از همین آبشخور سیراب می‌شد. این‌ها هم کمیتهایی بودند که در ذهن و خاطر مردم ایران انباشته شدند. هر دانه‌ی انباشته شده در ذهن و خاطر مردم ایران، بسان پاره‌یی آتش شد و پاره‌ها به هم پیوستند و شدند قیام دی ۹۵که توفانی از آتش بر زیر و بنیاد و ارکان ولایت فقیه افکنده است. این است قدرت چهارشنبه‌سوری با قدمتش در مبارزه با حکومتی که به فرهنگ، تاریخ، سنت، اعتقادات، استقلال شخصی و حق شهروندی‌ دوستدارانش توهین و تجاوز کرده است و ادامه می‌دهد.

و نهایت آن‌که پاسخ پرسش آغاز مقاله و جایگاه قیام دی امسال و چهارشنبه‌سوری و را باید از مردم ایران پرسید. مردمی که هرگز از سنت‌های دیرین و فرهنگ ملی‌شان در مقابل اصل و شخص ولایت فقیه کوتاه نیامده‌اند. اکنون همین مردم‌اند که از قدرت قیام و قدمت چهارشنبه سوری، گرز آتش و تیر آرشی می‌سازند برای مقابله با سراپرده‌ی نظام ضدایرانی و ضدانسانی آخوندی...