Showing posts with label مريم رجوي. Show all posts
Showing posts with label مريم رجوي. Show all posts

Wednesday, 21 March 2018

کردستان و آتش نوروز

کردستان و آتش نوروز
ایران
1396/12/28


کردستان و نوروز
سنتها و رسم و رسوم شب عید نوروز در کردستان
در آخرین روز سال1396 هستیم و روز سه‌شنبه تحویل سال جدید است. در شب آخر سال یعنی امشب قبل از تاریکی هوا در سراسر شهرها و روستاهای کردستان و مناطق کردنشین و همچنین بر فراز بسیاری از قله‌های سربه فلک کشیده کردستان آتش نوروز برپا می‌شود و اکثریت قریب به اتفاق مردم کردستان در اطراف این آتش نوروز جمع شده و کودکان و نوجوانان و جوانان از روی آتش نوروز می‌پرند و احساسات خود را ابراز می‌دارند.

مراسم ویژه کودکان و نوجوانان در شب عید نوروز در روستاهای کردستان

اما ساعتهایی قبل از روشن کردن آتش نوروز بر پشت بامها و جلوی خانه‌ها و یا برفراز کوهها، یک برنامه جالب و دیدنی دیگر هم هست که توسط کودکان و نوجوانان انجام می‌شود. آنها در دسته‌های سه،چهار،پنج و یا حتی 10نفره و بیشتر، جمع می‌شوند و به درب خانه‌های مردم مراجعه کرده و عیدی می خواهند.

البته آنها توقع زیادی ندارند و اهل خانه با مشاهده این دسته‌های کودکان و نوجوانان که همگی لباس نو به تن دارند به آنها مقداری نقل و آب نبات و... می‌دهند. به این صورت که مشت خود را از نقل و آب نبات و... پر می‌کنند و آن را بر بالای سر دسته‌های کودکان و نوجوانان مراجعه کننده پرتاب می‌کنند و کودکان و نوجوانان نیز نقل و آب نبات را از روی زمین جمع می‌کنند و یا قبل از این‌که به زمین برسد، در هوا شکار می‌کنند.

مراسم جوانان 18تا25ساله در شب عید نوروز در روستاهای کردستان

Tuesday, 20 March 2018

مریم رجوی در آغاز سال۹۷: شهیدان قیام نام و آوازه مردم ایران را جاودانه کردند

مریم رجوی در آغاز سال۹۷: شهیدان قیام نام و آوازه مردم ایران را جاودانه کردند
۱۳۹۶-۱۲-۲۹
مریم رجوی در آغاز سال ۹۷: شهیدان قیام نام و آوازه مردم ایران را جاودانه کردند
مریم رجوی: در آغاز سال شهیدان قیام را به یاد داریم. بی‌نام و نشان بودند. اما نام و آوازه مردم ایران را جاودانه کردند. جای همه آنها سرسبز باد.

خانم مریم رجوی در پیام نوروزی خود خطاب به مردم ایران که درگردهمایی بزرگ نوروزی مجاهدین درآلبانی ایراد کرد گفت: سال ۹۷ را می‌توان با قیام پیش برد و این قیامی‌ست تا پیروزی!

وی افزود: بهار نوروز آزادی نمی‌آید مگر با فدای جانها،‌ قلب‌ها… نمی‌آید مگر اینکه سازمانیافته باشد. نمی‌آید مگر اینکه حول یک خط و استراتژی متحد باشد….. با این همه اختناق، این بی‌شمار جوانان قیام آفرین در سراسر ایران از کجا آمده‌اند؟ این معجزه پایداری و بالا نگه داشتن پرچم سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه است. معجزه‌ای که هر روز بذرهای قیام را در سراسر ایران پراکنده است.

وی درمورد تفاوت قیام دیماه با قیامهای دیگر گفت:

Tuesday, 13 March 2018

شهرام احمدی نسب عمران:‌ چرا دلواپسان برون مرزی مدام کابوس جنگ آمریکا با رژیم را می بینند؟

شهرام احمدی نسب عمران:‌ چرا دلواپسان برون مرزی مدام کابوس جنگ آمریکا با رژیم را می بینند؟ دوشنبه, 14 اسفند 1396

دلواپسان برون مرزی اصولأ پدیده های جالبی هستند۰ یکی از ویژگی های جالب توجه و متمایز کننده ی این جماعت این است که در گیر و دار رنج ها و گرفتاری ها و تهدید ها و خطرهای بی شماری که از جانب حکومت ولایت فقیه متوجه ایران و ایرانیان است، دلواپسان برون مرزی دائمأ کابوس حمله نظامی آمریکا به رژیم را می بینند و مردم را از پیامدهای تحقق چنین خواب هایی می ترسانند۰ این کابوس های ادواری دارای مضمون های مشترکی هستند همچون سوریه ای شدن ایران ؛تبدیل ایران به کشورهایی چون لیبی و کره شمالی؛ عطش شدید دولت آمریکا به درگیری با ایران و این که گویا آمریکا برای این کار دنبال بهانه می گردد؛ تعبیر و تفسیر هر اقدام آمریکا علیه آخوندهای حاکم بر ایران به زمینه سازی آمریکا برای حمله به ایران؛ و این که گویا جنگ افروزی و ماجراجویی حاکمان ایران در منطقه صرفأ ادعای کشورهای عرب منطقه و اسرائیل و توطئه آنها برای آماده سازی فضا به سمت درگیری نظامی با حکومت ایران است۰ نگارنده بر آن است تا با مرور چنین کابوس هایی دلیل خواب نما شدن هر از چند گاهی دلواپسان برون مرزی را بیابد۰

نخستین احتمال در بررسی علت کابوس دیدن های دلواپسان برون مرزی این است که شاید این نگرانی شان به جا باشد و واقعأ دولت آمریکا در صدد حمله نظامی به جمهوری اسلامی باشد۰ اگر این گونه باشد، پاسخ پرسش در باره ی علت آن کابوس ها نیز پیدا شده است۰اما با مرور خبرها و تحلیل ها هر چه بیشتر تلاش کنی کمترین نشانه ای از یک اقدام نظامی قریب الوقوع آمریکا علیه ایران نخواهی یافت۰ تازه این در شرایطی است که رقیب های دموکرات، تقریبأ همه غول های رسانه ای آمریکا و اروپا، و حتی بخش بزرگی از دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده به دنبال یافتن بهانه ای برای انتقاد از دولت ترامپ و سیاست خارجی او هستند و اگر کمترین نشانه ای دال بر چنین احتمالی وجود داشت، نخست باید صدای آژیر آنها را می شنیدیم۰ در غیاب چنین خبرهایی حتی در میان منابعی که به شدت علیه ترامپ سوگیری دارند، شیون و زاری دلواپسان برون مرزی از نقشه دولت ترامپ برای حمله نظامی به ایران نیاز به تحلیل و تفسیر دارد۰

بهتر فهمیدن و رمزگشایی کابوس های جنگی دلواپسان برون مرزی نیازمند نگاهی عمیق تر به پیش فرض های این کابوس دیدن هاست. نخستین پیش فرض این است که دلواپسان اساسأ نرم خو و صلح دوست هستند و با هر گونه جنگ و خون ریزی مخالفند، برای همین است که جنگ برای شان کابوس وحشتناکی است۰ آدم تندخو و ماجراجو که جنگ برایش کابوس نیست، اگر رؤیا نباشد! اما صلح دوستی و ضدیت اساسی با جنگ به دو دلیل به دلواپسان نمی آید۰
نخستین دلیل این که صلح دوستی، نرم خویی، و پرهیز از هر گونه خشونت در شخصیت و منش آدم ها ریشه دارند و در زمره ی باورهای مربوط به جهان نیستند که به راحتی با آموزش و یادگیری دستخوش تغییر شوند۰ حال باید دید که آیا شواهد و قرائن موجود مؤید منش معتدل و صلح طلب دلواپسان برون مرزی هست یا نه۰نگاهی گذرا به پیشینه یکایک دلواپسان برون مرزی نه تنها هیچ شاهد و قرینه ای برای فرض اعتدال و نرم خویی در منش و شخصیت شان ارائه نمی کند، بلکه نشان می دهد که حضرات از پنجه بوکس، پونز، و تیغ موکت بر نازک تر به "دیگران" نگفته اند۰ تازه اگر خبری که سال ها پیش در روزنامه های به اصطلاح دوم خردادی منتشر شد درست باشد یکی از همین جماعت به گفته ی وزیر وقت اطلاعات به دلیل این که یکی از زندانیان را هنگام بازجویی کشته بود از وزارت اطلاعات اخراج شد۰البته ناگفته پیداست که اخراج این فرد از آن دستگاه اهریمنی، اگر گفته ی وزیر اطلاعات درست باشد، نه به دلیل اهمیت جان آدمی در آن دستگاه بلکه به این دلیل بود که کار بازجو گرفتن اطلاعات است نه جان افراد! این همه بدان معناست که ادعای صلح طلبی و مخالفت با هر گونه خشونت با منش و کاراکتر این جماعت سازگار نیست۰
دومین دلیل این که دستگاه اهریمنی ولایت فقیه نزدیک به چهار دهه است که به جنگ افروزی و ماجراجویی در منطقه و جهان مشغول است و دلواپسان برون مرزی هیچ گاه، نه آنگاه که بخشی از دستگاه سرکوب حاکم بر ایران بودند و نه حتی زمانی که مثلأ از آن بیرون آمدند، سخنی در نکوهش دخالت های مرگبار و ویرانگر دستگاه ولایت در دیگر کشورها بر زبان نیاوردند۰ اگر جنگ و ویرانی مطلقأ بد است پس چرا جنگ افروزی دستگاه ولایت در سوریه، یمن، لبنان و دیگر کشورها مورد اعتراض حضرات واقع نشده است؟ این جماعت دلواپسان برون مرزی آن چنان جدی در باره ی لزوم پرهیز از درگیر شدن ایران در جنگ سخن می گویند که گویی خبر ندارند نظام ولایت فقیه هم اکنون ایران را در چند جنگ منطقه ای درگیر کرده است! حال پرسش این است که آیا مخالفت دلواپسان برون مرزی با جنگ به مخالفت آنها با آتش افروزی دستگاه ولایت دراین جنگ های منطقه ای انجامیده است؟ نه، بلکه کاملأ برعکس، این جماعت تا آنجا که توانسته اند در دفاع از جنگ افروزی های منطقه ای دستگاه ولایت قلم فرسایی کرده اند تا آن را عادی و معمول جلوه دهند۰ از جمله مدعی شده اند که گویا همه ی کشورها همین کار را می کنند و دخالت دستگاه ولایت در چند جنگ منطقه ای نیز در جهت منافع ایران بوده و امری غیر عادی نیست۰ این بدان معناست که صلح طلبی و پرهیز از خشونت در منش دلواپسان برون مرزی جایی ندارد، چرا که هرگاه جنگ و خون ریزی برای بقای جمهوری اسلامی ضروری باشد، در پشتیبانی تمام عیار از جنگ تردیدی به خود راه نمی دهند۰ یک بام و دو هوا هم یعنی همین!

چکیده سخن تا اینجا این است که آن گونه که مرور پیشینه دلواپسان گواهی می دهد کابوس جنگ آمریکا با رژیم که می بینند از سر ناهمخوانی خشونت و جنگ با منش و شخصیت آنها نیست۰ این حالت وحشت و هراس از جنگ همچنین با پشتیبانی تمام عیار دلواپسان از درگیری ایران در چندین جنگ منطقه ای نیز ناهمخوان و ناسازگار است۰
نکته جالب توجه در باره ی کابوس حمله آمریکا و تبدیل شدن ایران به سوریه و لیبی و کره شمالی این است که در گیر و دار انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران و آنگاه که رژیم به آوردن ناراضیان به پای صندوق نیاز داشت، همین دلواپسان برون مرزی چنان تبلیغ می کردند که گویا خامنه ای و سپاه می خواهند با سر کار آوردن رئیسی ایران را به سوریه و کره شمالی تبدیل کنند۰بر همین مبنا نیز می گفتند که باید به روحانی رأی داد تا آن نقشه خامنه ای عملی نشود۰ به عبارت دیگر، کابوس همین کابوس سوریه و لیبی شدن ایران بود اما موجب آن در آن زمان احتمال ریاست جمهوری رئیسی بود، اما حالا که رئیسی رئیس جمهور ایران نیست هنوز همان کابوس دست از سر دلواپسان بر نمی دارد و معلوم نیست چرا هنوز خواب سوریه ای شدن و جنگ آمریکا با رژیم را می بینند۰ مگر قرار نبود روحانی چاره ی کار باشد و رأی دادن به او پایانی بر کابوس جنگ و کره شمالی شدن باشد، حال چگونه است که دلواپسان همچنان خواب حمله نظامی آمریکا را می بینند؟

ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری

ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری
1396/12/20

آیا برگزاری یک سنت به‌عنوان جشن ملی، باید خطری برای حاکمیت سیاسی مملکتی باشد؟ آیا واقعاً یک سنت دیرینه و ملی این‌قدر بار سیاسی و تعادل‌قوا بین مردم و دولت دارد؟ به‌راستی مگر یک سنت و جشن و مراسم، چقدر قدرت و توان اثرگذاری بر مسائل سیاسی و اجتماعی دارد؟
پاسخ به این پرسش‌ها در یک جامعه دمکراتیک، قطعاً که منفی است یا اساساً به ذهن و خاطر آدمی خطور نمی‌کند؛ چون اصل و اساس هر سنت و جشن و مراسمی به شایستگی برآورده می‌شود و هیچ مانعی هم برای اقشار گوناگون مردم وجود ندارد. این همه سنت و آیین متنوع در فرهنگ ملتها در دنیای ما هست که میلیون‌ها انسان آنها را به‌جا آورده و به عاملی برای وحدت ملی و قومی و فرهنگی‌شان بدل گشته است.

بنابراین مشکل در اصل سنت و آیین نیست. برای ما ایرانیان، مشکل در نوع برخورد و تعریف حکومت‌ دیکتاتوری مذهبی می‌باشد. حکومتی که می‌خواهد همه‌چیز مردم ـ از جمله اعتقادات و سنتها و مناسک و پوشش و رفت و آمد و... ـ تحت کنترل و زیر سلطه‌ی ولایت مذهبی‌اش باشد. یعنی به‌رسمیت نشناختن هیچ وجهی از فرهنگ توده توسط حاکمیت. چهارشنبه‌سوری هم گرفتار این اختاپوس انحصارطلبی سیاسی و مذهبی شده است.

این روزها پاسخ این پرسش را در اظهارات امامان جمعه‌ی ارتجاع آخوندی شاهد بوده‌ایم. قابل‌توجه است که یک ارگانی به‌نام سیاست‌گذاری خطبه‌های نماز جمعه برای امامان جماعت تعیین تکلیف می‌کند که در سراسر ایران علیه چهارشنبه‌سوری و تهدید آن ایراد سخن کنند. همین هماهنگی ارتجاع برای مقابله با سنتی دیرینه در فرهنگ ملت ما، پاسخ عنوان این مقاله می‌باشد. از این یک نمونه می‌توان به رشته‌ها و زنجیرهای تنیده بر انواع سنت‌های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در حکومت ملایان پی برد.

آنچه این حکومت طی ۴۰سال علیه تمام اقشار مردم ایران مرتکب شده، کمیتهایی بوده که به‌طور خاص امسال به کیفیت خشم و نفرتی بازگشت‌ناپذیر علیه تمامیت دستگاه ولایت فقیه بالغ شده است. از جمله‌ی این کیفیت، چگونگی برخورد و برگزار کردن آیین چهارشنبه‌سوری ۹۶می‌باشد. این آیین هم طی ۴۰سال از کوره‌های مبارزه گذشته است و به مقام و شأنی در خور ظرف مبارزه با دیکتاتوری بدل گشته است.

این را البته دشمن سنت‌های ایرانی یعنی حاکمیت ولایت فقیه خوبِ خوب فهمیده است و با تمام حواس پنجگانه‌ی منافعش احساس می‌کند. آنها هرگز درنیافتند که چه اشتباه بزرگی کردند همه امورات زندگی مردم را به سیاستی علیه خودشان برگرداندند. البته این از ویژگی‌های دیکتاتورها ـ به‌طور خاص از نوع مذهبی و ضدبشری‌اش ـ‌ است که دچار مالیخولیای بلاهت و حماقت می‌شوند. از این رو دیکتاتورها از همان آغاز بر سر کار آمدن، در کار کاشتن باد هستند تا روزی که این باد از خانه خانه و محل به محل و شهر به شهر ملت بگذرد و توفانی گردد و به تختگاه ولایت زر و زور و تزویر، تندر و صاعقه بزند.

یک پاسخ دیگر به‌عنوان مقاله را باید در باد کاشتن خمینی در عنفوان دیکتاتوراش سراغ گرفت. خمینی سریر ماه را برای فریب بزرگ در اقلیمی خرافه‌زده انتخاب کرد تا خودش را از قانونمندی‌های متعارف حکومت بالاتر ببرد و به احدی پاسخ ندهد. فکر کرد همانجا می‌ماند و هرگز به زیر کشیده نمی‌شود. رفتار او و بازماندگانش با سنتها و آیین ملی ما ایرانیان از همین آبشخور سیراب می‌شد. این‌ها هم کمیتهایی بودند که در ذهن و خاطر مردم ایران انباشته شدند. هر دانه‌ی انباشته شده در ذهن و خاطر مردم ایران، بسان پاره‌یی آتش شد و پاره‌ها به هم پیوستند و شدند قیام دی ۹۵که توفانی از آتش بر زیر و بنیاد و ارکان ولایت فقیه افکنده است. این است قدرت چهارشنبه‌سوری با قدمتش در مبارزه با حکومتی که به فرهنگ، تاریخ، سنت، اعتقادات، استقلال شخصی و حق شهروندی‌ دوستدارانش توهین و تجاوز کرده است و ادامه می‌دهد.

و نهایت آن‌که پاسخ پرسش آغاز مقاله و جایگاه قیام دی امسال و چهارشنبه‌سوری و را باید از مردم ایران پرسید. مردمی که هرگز از سنت‌های دیرین و فرهنگ ملی‌شان در مقابل اصل و شخص ولایت فقیه کوتاه نیامده‌اند. اکنون همین مردم‌اند که از قدرت قیام و قدمت چهارشنبه سوری، گرز آتش و تیر آرشی می‌سازند برای مقابله با سراپرده‌ی نظام ضدایرانی و ضدانسانی آخوندی...

چهارشنبه سوری و کوچ از فضای مجازی!

چهارشنبه سوری و کوچ از فضای مجازی!
1396/12/20


یکی از تفاوتهای چهارشنبه‌سوری امسال با سالهای قبل این است که در فضای مجازی قیام آفرینان غوغا بپا کرده‌اند و اوضاع رژیم آخوندی را نسبت به چهارشنبه‌سوری آتشین، حسابی به هم ریخته‌اند، به‌طوری که رئیس اداره پیشگیری از جرایم سایبری پلیس فتا ناجا گفت: «متأسفانه شاهد افزایش فعالیت فروشندگان مواد محترقه و منفجره در فضای مجازی و کوچ آنان از فضای حقیقی به فضای سایبر نیز می‌باشیم». پاسدار سرهنگ شکیب اما ظاهراً باید از این کوچ خوشحال باشد زیرا در فضای مجازی امور بی‌سر و صدا طی می‌شود. اما این پاسدار رژیم در ادامه نگرانی واقعی نیروهای سرکوبگر رژیم را از کوچ از فضای نرم به فضای سخت اینطور بیان می‌کند: «مهم‌تر از کوچ فروشندگان مواد محترقه و منفجره به این فضا، شاهد آموزش، ساخت مواد منفجره و محترقه در این فضا و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی نیز می‌باشیم، موادی که بسیار خطرناک‌تر از ترقه‌ای ساده بوده و در صورت انفجار می‌تواند خسارت مادی بسیاری به همراه داشته باشد». (سایت حکومتی جام نیوز ۱۹اسفند ۹۶)

کوچ از فضای مجازی به فضای حقیقی بسیار نگران‌کننده است. چرا که آگاهیهای کسب شده در فضای مجازی در صحنه عمل اجتماعی محمل مادی پیدا می‌کند و از تئوری به‌عمل کوچ می‌کند. این همان جایی است که رژیم آخوندی نه فقط از چهارشنبه‌سوری بلکه از تمامی این کوچیدن به‌شدت نگران است.

در قیام دیماه فضای مجازی نقش کلیدی داشت

پاسدار حسین ذوالفقاری معاون امنیتی وزیر کشور کابینه آخوند روحانی در همایش استانداران در مورد قیام دیماه نکاتی را گفت که شایان توجه است. او گفت: «ما در گذشته چنین پدیده‌یی نداشتیم. ما با وضعیت متفاوت‌تری از گذشته مواجهیم. این اعتراضات بسیار سریع و عموماً در شهرهاى کوچک گسترش یافت و خشونت در این اعتراضات بیش از همیشه بود. این اعتراضات عبور از همه جریانهای سیاسی کشور بود.

معاون وزیر کشور تأکید کرد: عمده دستگیر ‌شدگان این اعتراضات، افرادی فاقد سابقه امنیتی بودند و ۸۵درصد این افراد زیر ۳۵سال سن داشتند. در این راستا باید توجه داشت که ۷۰درصد کشور زیر ۴۰سال هستند».

ذوالفقاری با اشاره به این‌که یکی از مولفه‌های این اعتراضات، استفاده حداکثری از فضای مجازی بود و فضاسازیهای رسانه‌یی موجب شد تا آتش اعتراضات بیشتر شود گفت: «تا دیر نشده باید با دنیای مجازی مانند دنیای واقعی مواجه شویم و قانون و چارچوب‌هایی برای آن تعیین کنیم». (خبرگزاری حکومتی ایلنا 17اسفند 96) 

کانونهای شورشی تدابیر دشمن در چهارشنبه‌سوری را خنثی می‌کنند

می بینیم که دشمن به خوبی اعتراف می‌کند که «استفاده حداکثری از فضای مجازی« زمانی رخ می‌دهد که «آتش اعتراضات بیشتر شود». از همین روست که رئیس کل دادگستری رژیم در استان فارس با وحشت از فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور برای برپایی قیامی دیگر در چهارشنبه‌سوری گفت: «عوامل ضد انقلاب در فضای مجازی فعال هستند و مردم باید مراقب باشند که گول فراخوانهای دشمنان را نخورند. علیالقاصی در یک نشست خبری افزود: اجازه برگزاری هیچگونه مراسمی در تخت جمشید و پاسارگاد داده نمی‌شود. برای چهارشنبه آخر سال تدابیر ویژه‌یی انجام شده است. کسانی‌که اقدامات علیه امنیت انجام دهند با قانون مواجه خواهند شد». (سایت حکومتی انتخاب: 19اسفند 96)

بیچاره «علی القاصی» که فکر می‌کند کانونهای شورشی و قیام آفرینان پشت این گیر کرده‌اند که از پوسیده مغزهایی مثل او اجازه برپایی مراسم در تخت جمشید و پاسارگاد یا جاهای دیگر را بگیرند. آنان بر اساس دستورالعمل ستاد اجتماعی مجاهدین «در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ هر کوچه را سنگری، هر خانه را قلعه‌یی، و هر خیابان و هر کوی و برزن را میدانی برای کارزار آزادی خواهند کرد.

در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جوانان انقلابی و کانونهای شورشی، قیامی دیگر علیه دیکتاتوری آخوندی برپا می‌کنند.

معنای این حرف این است که کانونهای شورشی با ابتکارات ویژه خودشان و متناسب با شرایط امنیتی و حساسیتهای دشمن محل تظاهرات و بستر قیام را انتخاب می‌کنند و پشت سد و مانعهای دشمن که بسیاری از آنها هم پوشالی و فریبکارانه است نمی‌مانند.

قیام گرسنگان در چهارشنبه‌سوری پاسخی به هتاکیهای رژیم نسبت به چهارشنبه سوری

دشمن هم‌اکنون یا با زبان تهدید یا با زبان فریب یا با زبان التماس و درخواست تلاش می‌کند تا آنجا که می‌تواند روی عزم جزم میلیونها هموطنی تأثیر منفی بگذارد که چهارشنبه‌سوری را فرصتی برای بیان خواسته‌ها و دردهایشان می‌دانند. از جمله دادستانی کل رژیم با صدور اطلاعیه‌یی اعلام کرد: «دادستانی کلی کشور با ارج نهادن به ارزشهای اصیل و انتظام بخش ملی، حفظ آرامش، نشاط و سلامتی همه شهروندان گرامی را ضروری دانسته و هیچگونه رفتار ناهنجار وغیرقانونی را برنمی تابد و لذا دادستانهای سراسر کشور موظفند ضمن هماهنگی و تعامل با نیروهای امنیتی و انتظامی در چارچوب قوانین و مقررات مراقبتهای لازم را به‌عمل آورند».
حالا دیگر ترس رژیم آخوندی از فضای مجازی به فضای حقیقی کوچ کرده است و حجم تبلیغات گسترده آنها علیه چهارشنبه‌سوری آتشین و تهدید قیام گرسنگان و مردم به جان آمده کاملاً مشهود است. قیام همه آنهایی که در این رژیم از هستی ساقط شده یا به خاک سیاه نشسته و داراییهای اندکشان تاراج شده است. آری ترس از خارج شدن اوضاع از کنترل در چهارشنبه‌سوری کاملاً در اعترافات کارگزاران رژیم مشهود است. پاسدار حسین ذوالفقاری معاون وزیر کشور رژیم گفت: «اگر دچار برخی غفلت‌های راهبردی شویم و پدیده‌ها را دقیق نشناسیم و درست تحلیل نکنیم، امنیت، اجتماعی شده تبدیل به تهدید اجتماعی شده می‌شود». (خبرگزاری حکومتی ایسنا 17اسفند96) 
آخوند مصطفی درایتی وابسته به باند روحانی نیز در زمینه قیام در تقدیر هشدار می‌دهد: «اتفاقات ممکن است در کشور هر روز به شکلی دیگر خود را نشان دهد و بعضی از مواقع حتی ممکن است آمادگی لازم را نداشته باشیم همان‌گونه که در دی ماه اتفاق افتاد». (خبرگزاری مجلس رژیم 17اسفند96)

جان کلام در چهارشنبه‌سوری چیست؟

جان کلام همان است که در اطلاعیه ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور آمده است: «جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جشن آتش برای روشنایی و آزادی در ظلمت استبداد آخوندی فرا می‌رسد. قیام ایران زمین، بار دیگر، شعله‌ور می‌شود. پرچمهای برافراشته کاوه‌های آهنگر و آتش‌افروز در هزار اشرف به اهتزار در می‌آید

توفان قیام سرِ بازایستادن ندارد و تا سرنگونی فاشیسم دینی با شعارهای مرگ بر اصل ولایت فقیه به پیش می‌تازد«.

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی
1396/12/19


درست در فضای قیام شکوهمند سراسری مردم ایران در 7دی فرماندهی ارتشآزادیبخش ملی ایران ضمن انتشار اولین بیانیه یادآور شد که:

«دستور محوری روز برای جوانان و رزمندگان آزادی و همه نیروهای انقلابی تشکیل تیم ها، دسته‌ها و یگانهای ارتش آزادیبخش ملی در راستای هزار اشرف و کانونهای شورشیبرای گسترش قیام است. حق گرفتنی است».

و در بیانیه دوم فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران یادآوری شد:

«حق مسلم رزمندگان آزادی و کلیه واحدهای ارتش آزادیبخش ملی که برای دفاع از خلق و میهن و برای جلوگیری از خونریزی توسط سپاه و بسیج و اطلاعات آخوندی مجهز و آماده شوند. تمامی سلاحها و امکانات متعلق به مردم ایران و فرزندان دلیر این خلق به‌پاخواسته است».

و بالاخره در سومین بیانیه که در تاریخ 11دی 1396 منتشر شد تکلیف کانونهای شورشی در رو در رویی با نیروهای سرکوبگر و دشمنان خلق و کسانی که بخواهند قیام و خیزش به‌حق مردم ایران را سرکوب کنند در یک جمله خلاصه می‌شود «شاه سلطان ولایت مرگت فرا رسیده، آتش جواب آتش»

تردیدی نیست که ارتش آزادیبخش - مانند تمام تاریخچه‌اش - در قبال قتل‌عام 10شهریور 1392 که خامنه‌ای می‌خواست در آن به‌طور فیزیکی بر اشرف که همان بیان سمبلیک ارتش آزادیبخش و نبرد مسلحانه آزادیبخشآن است نقطه پایان بگذارد نه تنها به یمن برخورداری از اراده‌ای سترگ و به برکت خون شهدای قتل‌عام 10شهریور و درایت و پاکبازی فرماندهی آن خواست خامنه‌ای را به گور سپرد، بلکه این نقطه را به تاریخ تولد هزار اشرف تبدیل کرد. این همان پایه‌گذاری استراتژیک کانونهای شورشی بود که در مرحله اخیر در میهن اسیرمان ریشه دوانده و گسترش پیدا کرده است و اکنون زنان و مردان انقلابی و بپا خواسته خلقمان را در کانونهای شورشی در سراسر میهن سازماندهی کرده و گسترش داده است.

این همان پدیده مبارکی است که قبل از هر کس تمامی رژیم آخوندی از اصلاح‌طلب تا اصول گرا را آن‌چنان دچار رعشه مرگ کرده که ناگهان محمد خاتمی شیاد با همان لحنی علیه این کانونها صحبت می‌کند که جانور وحشی نظام یعنی احمد خاتمی وقتی در جمعه بازارها عربده‌های خامنه‌ای را بازتاب می‌دهد.

اجازه بدهید به سنت همیشگی نسل مجاهد خلق که نسلی حق شناس و سپاسگزار است خاطره تابناک چه گوارا این چهره اسطوره‌ای و فراموش ناپذیر انقلابی را که برای اولین بار مبتکر تئوری «کانونهای شورشی» است، گرامی بداریم. او که در زمان خود کوشید با اتکاء به کانونهای شورشی انقلاب را در آمریکای لاتین تداوم بخشد. گفته می‌شود که او معتقد بود:

«یک نیروی نامنظم با همه کوچکی‌اش می‌تواند در یک نبرد نابرابر بر ارتشی منظم پیروز شود»

وی همچنین می‌گفت: «ما نباید به انتظار پیش آمدن موقعیت انقلابی بنشینیم چنین موقعیتی را خود می‌توانیم به‌وسیله یک کانون انقلابی پدید آوریم.»

چه گوارا همچنین اعتقاد داشت این کانونها می‌توانند به نقطه امید مردم در برابر حاکمیت ضدمردمی تبدیل شوند و با به حرکت در آوردن جامعه زمینه انقلاب و دگرگونی را به‌وجود آوردند.

هر چند چه‌ گوارا مجال آن را نیافت که ثمرهٴ پیروزمند تئوری خود را به‌ چشم ببیند، اما با شهادت در راه ایمان خود به‌ رهایی همه خلقهای ستمزده در آرزوها و رؤیاهای مردمان تحت ستم برای همیشه جاودانه شد.

اسم «کانونهای شورشی» اگر ‌چه یادآور تئوری است که به آن اشاره شد اما باید گفت انقلاب ایران در مداری متکامل‌تر از تمامی انقلابهای دوران معاصر راه منحصربه‌فرد خود را پیموده است. کانونهای شورشی که اکنون در بالاترین فراز مقاومت ایران تشکیل شده‌اند، از یک سو متکی به‌یک پشتوانه و فرماندهی نیرومند و از سوی دیگر برخوردار از یک ارتباطات دارای تضمین بالا با فرماندهی است.

کانونهای شورشی بر ریشه‌های عمیق ۴دهه رزم مستمر رزم‌آوران مجاهد خلق استوار است که همه اشکال مختلف نبرد، از جنگ چریکی شهری، تا مقاومت در جنگل، تا جنگ در مناطق روستایی در دسته‌های پارتیزانی و تا جنگ جبهه‌یی در هیأت ارتش آزادیبخش را پشت سر گذاشته و از هر یک از آنها کتابها تجربه پرارزش انقلابی اندوخته است.

با قیام قهرمانانه و سراسری مردممان در 142شهر میهنمان در دی ماه 96 تاریخچه کانونهای شورشی وارد مرحله نوینی شد و توانمندی بسیار شگفت‌انگیزی را به نمایش گذاشت. جمعبندی این قیامها البته نتیجه‌گیریهای استراتژیک و تاکتیکی بسیار ارزشمندی دارد که بر تجارب پیشین افزوده می‌شود.

ولی اکنون کانونهای شورشی در آستانه کارزار آتشین چهارشنبه‌سوری قرار دارند. کارزاری که هیچگونه غافلگیری در آن برای رژیم وجود ندارد و طبعاً رژیم با تمام قوا و امکاناتش برای ممانعت از فعالیتهای کانونهای شورشی در «جشن آتش» وارد صحنه خواهد شد. و درست‌تر این است که بگویم از هم‌اکنون ورود به صحنه را آغاز کرده است. 

سه‌شنبه 22اسفند که پاسدار رحیمی سرکردهٴ نیروی انتظامی تهران اعلام کرد که «از ساعت 2بعدازظهر این روز کلیهٴ نیروهای سرکوبگر انتظامی (و طبعاً همه انواع نیروهای امنیتی و اطلاعات اونیفورم پوش و شخصی پوش رژیم) برای مقابله با مردم و جوانان قیام آفرین به‌حالت ‌آماده‌باش صددرصد می‌آیند»

در این رویارویی، ظاهراً یک طرف، نیروهای استبداد حاکم، از همه امکانات و وسایل، از انواع سلاحها، از یک دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی و از یک دجالگری بی‌حد و حصر و از همه مهمتر، از ماشین جهنمی سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام برخوردار است؛ اما در طرف دیگر این جبهه، نیرویی قرار دارد که ظاهراً دستش از همه امکانات خالی است اما این ظاهر قضیه است که می‌تواند گمراه‌کننده باشد. از قضا این جبهه، جبهه مردم و جوانان قیام‌آفرین امکانات و توانمندیهای عظیمی دارد که دشمن از آنها محروم است. این امکانات و توانمندیها عبارتند از:

1- نیروی انسانی کماً و کیفاً بسیار برتر؛ عاملی که در هر جنگی عامل تعیین‌کننده است. توده‌های عظیم مردم، ارتش بیکاران و گرسنگان، توده‌هایی که جز زنجیرها و دردهای خود چیزی برای از دست دادن ندارند و محروم از نان و کار و آزادی، عطشی سوزان، انگیزه‌یی بسیار نیرومند و آمادگی برای فدا در هجوم به‌ قلعهٴ غارتگران حاکم دارند. مهمتر این‌که قیام 7دی نشان داد که این توده‌ها نه تنها انگیزه بسیار قوی برای درافتادن با رژیم دارند در نتیجه سالها تجربه و همچنین در سایه آگاهی بخشی و فداکاری نسل مجاهد خلق به سطح عالی از شعور سیاسی و اجتماعی در رابطه با رژیم دست یافته‌اند که در کاکل آن شعار «اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمام ماجرا» می‌درخشد و این نشان می‌دهد که اراده خلق برای سرنگون کردن تمامیت رژیم شکل گرفته است و به این یقین رسیده‌اند که برای رهایی از رنج ها و دردهایشان باید این رژیم را نابود کرد. این یک سرمایه بسیار بزرگ برای قیام و انقلابیون جان برکف می‌باشد. در حالی که تنها عامل حرکت سربازان و مزدوران جبهه مقابل، پول و انگیزه‌های مادی و فردی است.

2-خوشبختانه در مرحله فعلی قیام برای سرنگونی رژیم در ایران از مساعدترین شرایط بین‌المللی و منطقه‌یی برخوردار است چرا که به‌دلیل سالها حاکمیت آخوندها و نقشی که در صدور تروریزم و بنیادگرایی و جنگ‌افروزی در منطقه و در جهان داشته‌اند همچنین در سایه آگاهی بخشی مقاومت و فعالیتهای بین‌المللی آن امروز دیگر جهان به این واقعیت رسیده است که با تداوم حاکمیت آخوندها در ایران خبری از ثبات، صلح و امنیت در منطقه و در جهان وجود نخواهد داشت. به همین دلیل رژیم محتضر آخوندی زیر انواع مختلف فشارهای سیاسی و اقتصادی بین‌المللی است.

3-ولی عنصر تعیین‌کننده این است که کانونهای شورشی در داخل خاک میهن از یک پشتیبانی ارزشمند و بی‌نظیر و تعیین‌کننده برخوردارند که آنهم عبارتند از عنصر هدایت کننده و رهبری کننده که راه را برای کانونهای شورشی ترسیم می‌کند و در واقع قدرت آن را دارد که نسل قیام را از سویی در هیأت کانونهای شورشی گرد آورد و راه درست را پیش پای آنها بگذارد و از سوی دیگر منبع و منشأء امید، باور، قدرت شورش علیه نظم موجود برای آنها باشد. به این ترتیب کانونهای شورشی می‌توانند با ایمان به این‌که سرمایه عظیم ایمان و اراده سرنگونی را دارند این باور را به توده‌های مظلوم منتقل کنند و آنها را در مسیر قیام رهبری نمایند. 

4-عامل تعیین‌کنندهٴ دیگر در هر جنگی زمین است، در نبرد میان خلق و ضدخلق، زمین به‌طور استراتژیک در اختیار نیروی خلق است. به‌عنوان مثال در همین کارزار پیش‌رو (کارزار چهارشنبه‌سوری آتشین) مردم و جوانان هر خیابان و محله، آشنایی و اشراف کامل به‌ محل سکونت خود و امکانات آن دارند و نیروی انتظامی از این اشراف بی‌بهره است. این به کانونهای شورشی و جوانان قیام‌آفرین امکان می‌دهد که با تسلط تاکتیک جنگ و گریز را به‌کار بگیرند و پس از ظاهر شدن در یک نقطه و محله و پس از مشتعل کردن شعله‌های حرکت اعتراضی و شعارهای اعتراضی هنگامی که نیروهای سرکوبگر وارد صحنه می‌شوند، آنجا را ترک کرده و به سرعت در نقطه و محله دیگری ظاهر شوند. همین اشراف به‌ محل و زمین به‌ رزمندگان کانون شورشی این امکان را می‌دهد که نیروی سرکوبگر را متفرق کرده و آنها را به‌ محلهایی که برایشان ناشناخته است کشانده و سپس مورد حمله و گوشمالی قرار داده و ناپدید شوند.

5-امتیاز دیگر کانونهای شورشی در نبرد پیش رو در چهارشنبه‌سوری و در هر صحنه دیگر نبرد در آینده این است که برای نیروهای منفور و روحیه باخته دشمن که خشم و شورش خلق را در قیام دی از نزدیک لمس کرده‌اند و ضربات آن قیام بر پیکر فرتوتشان فرود آمده هر ایرانی در خیابان از کودک 6-7ساله بلوچ تا مادران و پدران سالمند یک دشمن بالقوه هست تا چه رسد به زنان و مردان دلیر قیام. به‌عبارت دیگر امروز دیگر هیچ‌یک از نیروهای انتظامی و مزدوران دشمن احساس امنیت در خیابانها و حتی در خانه هایشان ندارند و این به سرعت روحیه آنها را تضعیف می‌کند. در حالیکه برعکس هر ایرانی، ولو این‌که اعضاء کانون شورشی مستقیماًًً آنها را نشناسند بالقوه و بالفعل یک حامی و کمک‌کار و دوست هستند. و دیگر حتی افراد بی‌تفاوت بسیار کم شده‌اند. این یک سرمایه عظیم، مادی و معنوی برای کانونهای شورشی است.

این نوشته درصدد تشریح امکانات و مزیتهای تاکتیکی نیروی انقلابی نیست و تنها به‌عنوان مثال و نمونه، درصدد آن است که اذهانی را که در شرایط اختناق به‌طور خود به‌خودی «از آنچه خود داشت» غافل است، متوجه آن «گوهری» سازد که «از صدف کون و مکان بیرون» است اما در کف خودشان است و با آن می‌توانند فلک سیاسی اجتماعی این میهن را تغییر دهند و تسخیر کنند.

فراتر و تعیین‌کننده‌تر از همه این بحثها، تجربه‌ عملی و واقعیتی است که در قیام دی ماه رخ داد و همه آن را به‌چشم دیدند که در دو کلمه خلاصه می‌شود: قدرت برتر نیروی مردم و ضعف و شکنندگی و آسیب‌پذیری رژیم!

دشمن این واقعیت را با تمام وجود دریافته و از آن غرق وحشت شده است. این وحشت را در همه روزهای پس از قیام تا اکنون که در اظهارات و مطالب تمامی سردمداران و مهره‌ها و رسانه‌های رژیم موج می‌زند، به‌روشنی می‌توان دید، اما فراتر از همه آنها، تنها کافی است به‌ اظهارات اخیر ولی‌فقیه ارتجاع در دیدار با مداحان و روضه‌خوانهای ولایت در روز پنجشنبه 17اسفند اشاره کنیم که در اشاره‌یی سربسته، هراس خود را هم از قیام دی ماه و هم از کارزار جشن آتش پیش رو چنین بیان کرد:

«همین چند ماه قبل از این، به‌قول خودشان در اتاق فکر دور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دی‌ماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دی‌ماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم، تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع می‌کنیم»

درک این‌که منظور خامنه‌ای کدام دشمن است که او از بیان نام آن نیز هراس دارد، چندان دشوار نیست، چرا که خود او طی اظهاراتی که دربارهٴ قیام دی ماه داشت گفت:‌ «از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند؛ خود رسانه‌های منافقین در همین روزها اعتراف کردند... نسبت به‌ این قضیّه؛ که پادویی کنند، سازمان‌دهی کنند، بروند این و آن را ببینند، کسانی را در داخل نشان کنند و پیدا کنند که بهشان کمک کنند تا بیایند به‌ مردم فراخوان بدهند -فراخوان را هم آنها دادند-»

خامنه‌ای در همین سخنان اخیر نیز اگر ‌چه صراحتاً از چهارشنبه‌سوری و فراخوان مجاهدین برای برپایی کارزار چهارشنبه‌سوری نام نبرد، اما گماشته او آخوند صدیقی روز بعد در نمایش جمعهٴ تهران، حرف خامنه‌ای را در موردآنچه که قرار است در اسفند ماه اتفاق بیفتد و «تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع» کند با روشنی تمام معنی کرد و با تکرار جملات خامنه‌ای گفت:

«مسأله چهارشنبه‌سوری را که ما اسلاممان هیچ وقت سنتهای ملی را هیچ وقت مقابله نکرده، ولی تهدیدها را به‌ فرصتها تبدیل کرده، آنچه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد، بنا بود ماه دی آن شورش را بپا کردند، برای بهمن نقشه کشیده بودند، برای اسفند هم نقشهٴ دیگری کشیده بودند...

مسأله چهارشنبه‌سوری انشاالله بعضیها که توجه ندارند بدانند هم امنیت روانی جامعه را به‌هم نریزند، هم جان خودشان را همه ساله در این آتش سوزیها انفجارها چه جوانهایی سلامتی‌شان را از دست می‌دهند...».

البته در فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور گفته نشده که با کارزار چهارشنبه‌سوری رژیم سرنگون می‌شود، اما ببینید خود دشمن چه حسابی در مورد آن باز کرده و تا کجا هراسان و وحشت‌زده است که ولی‌فقیه ارتجاع این چنین بر خود می‌لرزد و گماشتگان خود در نمایشهای جمعهٴ سراسر کشور را به‌خط می‌کند تا دربارهٴ آن سخن گفته و نیروهای پاسدار و بسیجی رژیم را حول این خطر بسیج و هشیار کنند. آیا این واکنش دشمن خود بیانگر شدت پوسیدگی و آسیب‌پذیری آن و بینه‌یی روشن حاکی از پیروزمندی کانونهای شورشی و استراتژی هزار اشرف نیست؟

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع
1396/12/20




یکی از اعضای مجلس آخوندی گفت: «طرح بازگردندان اموال نامشروع مسئولان وارد دستورکار شده است». وی اضافه کرد:‌ «به‌عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این طرح را امضا کردم اما خوشبین نیستم. از این طرحها در کشور زیاد مطرح می‌شود اما کسی اهمیتی برای آن قائل نیست».

«فلاحت‌پیشه با بیان این‌که طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان را امضا کرده‌ام، اظهار کرد معمولاً در کشور از این قبیل طرح‌ها و کارها زیاد مطرح می‌شود اما در نهایت عملیاتی نمی‌شود و متأسفانه اثر عکس دارد». (خبرگزاری قدس - تسنیم ۱۵اسفند ۹۶)

چرا برای این طرحها کسی اهمیتی قائل نیست. عوامل رژیم می‌گویند برای مبارزه با فساد طرحهایی مطرح شده اما اقدامی انجام نشده است.

چه اقدامی قرار است انجام شود، چه کسی این کار را می‌خواهد بکند؟

دولت، قوه قضاییه را مسؤل فساد می‌داند، قوه قضاییه دولت را، شورای نگهبان هم می‌گوید دولت روحانی که حکومت را به‌دست گرفته فساد بیشتر شده است.

خمینی در سال ۶۱طرح ۷ماده‌یی را هم برای مبارزه با فساد اعلام کرده بود که یک اقدام نمایشی بوده است.

چون کسانی که همان موقع در حاکمیت بودند عامل دزدیها و غارت اموال مردم بودند.

اگر خمینی می‌خواست با فساد مبارزه کند باید اول سرکرده‌های خود از رئیس مجلس و رئیس شورای عالی قضاییی و رئیس‌جمهور، خامنه‌ای را مواخذه و محاکمه می‌کرد.

اما بزرگترین فساد این بود که انقلابی که با شکنجه‌ها، اعدامها و سر‌کوبهای فراوانی به پیروزی رسیده بود توسط خمینی سرقت شد.

اگر مبارزه با فساد و دزدی قرار بود انجام گیرد اول باید با دزد بزرگ، خمینی، برخورد می‌شد.

باید او محاکمه می‌شد که چرا ثمره بیش از ۳۰سال مبارزه مردم با حکومت دیکتاتوری شاه را با یک دیکتاتوری وطن‌فروش و به‌مراتب وحشی‌تر عوض کرده است.

همان‌طور که همین نماینده مجلس آخوندی گفت طرح خوب است اما در این کشور که طرحی اجرا نمی‌گردد.

در این کشور آن که دزد است، هم‌زمان دادستان است. آن که فساد می‌کند، رهبر و رئیس‌جمهور است آن که ادعای مبارزه با فساد دارد، همین ۲زوج فاسد هستند.

آن امام جمعه که بیشتر از همه شلوغ می‌کند که فساد باعث شده مردم به زیر خط فقر بروند خودش و امثال خودش فاسدترین هستند.

کسانی که ادعای این را دارند که اموال اضافه و دزدیده شده را می‌خواهند پس بگیرند، خودشان اولین دزدان اموال مردم هستند.

بانک مرکزی که پول و سرمایه مردم در آنجا هست یکی از بالاترین مسئولانش دهها میلیون دلار را دزدیده و به کانادا رفته است.

کدام مسئول درجه ۱ و ۲ تا ۱۰ اموال خود را از حاصل کار و زحمت خود به‌دست آورده است که بگوییم بقیه اموالش نامشروع است.

در توفان قیام، مردم هر روز در چهارگوشه کشور به غارتگری عوامل رژیم آخوندی اعتراض می‌کنند.

این اقدامات نمایشی چوب زیربغل رژیم نمی‌شود.

سرکوب بیرحمانه کشاورزان در ورزنه که آب کشاورزی‌شان به سرقت بردند به چه دلیل است؟

بیش از یک‌سال است که سرمایه‌های مردم توسط ایادی رژیم تحت عنوان بانکهای قرض‌الحسنه مانند کاسپین به غارت رفته است آیا کسی به اعتراض آنها رسیدگی کرده است؟

آنها بارها توسط نیرهای امنیتی مورد حمله قرار گرفته‌اند و مواردی حتی دستگیر شدند.

به چه دلیل؟ چون پولشان را می‌خواهند!

آنهایی که دزدی می‌کنند و اموال مردم را بالا می‌کشند هرگز دستگیر نمی‌شوند.

آنهایی که آب مردم را می‌دزدند کسی با آنها کاری ندارد.

کسانی که حقوق کارگران را نمی‌پردازند آزاد می‌چرخند.

مردم خوب می‌دانند که هیچ تغییری با این حاکمیت ایجاد نمی‌شود.

این پیام قیام دیماه است، مردم فریب نمی‌خورند. همه ماهیت رژیم با همه باندهای آن را شناختند.

حرف اصلی را مردم زدند و به کلیت حکومت نه گفتند: «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا».

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری
سخن روز
1396/12/21


در آستانهٴ جشن ملی چهارشنبه سوری، رژیم اگرچه مدعی است که کنترل کامل بر صحنه دارد، اما علائمی از خود نشان می‌دهد، که نشاندهندهٴ بهم ریختگی و وحشتزدگی مضاعف اوست.
رژیم امسال هم از مدتی قبل اقدامات و آماده‌سازیهایش را برای مقابله با چهارشنبه‌سوری شروع کرد. این اقدامات حول دو محور بود؛ یکی رو به مردم که طبق معمول همه ساله ابتدا از یک دور تهدید و خط و نشانکشیدن شروع شد، بعد کم کم عقب‌نشینی کرد و سرانجام هم دست به دامان خانواده‌ها شد که مواظب جوانان خود باشند. در رابطه با نیروهای سرکوبگر خودش هم طبعاً به کار سازماندهی و آمادهباش و رسیدگی و تقویت امکاناتشان پرداخت. از جمله خبری بود مبنی بر این که برای مزدوران بسیجی هم در حال خریدن موتور نو و اقدامات امکاناتی مشابه است اما در مضمون همه این خبرها، ترس و وحشتزدگی دیده می‌شود که به‌طور محسوس امسال خیلی بیشتر از گذشته است. فراموش نباید کرد خامنه‌ای در صحبتی که روز پنجشنبه 17اسفند برای گروهی از نیروهایش می‌کرد، از جمله گفت دشمن در پی این است که طبق گفته‌اش در اسفند ماه کار رژیم را تمام کند.

اکنون سؤال این است که رژیم همه ساله در آستانهٴ چهارشنبه سوری، در عین تهدید و خط و نشان کشیدن، همین نوع نگرانیها را از خود ساطع می‌کرده است. اما امسال این نگرانیها به جد بیشتر و عمیق تربه نظر می‌رسد، علت چیست؟

دوماه پیش، ایران یک قیام بزرگ را با شعار محوری مرگ بر خامنه‌ای از سر گذرانده و اکنون چهارشنبه‌سوری با تمام تهدیداتش علیه رژیم، در بستر این قیام در حال وقوع است. جامعهٴ ایران اکنون در فضای قیام و انقلاب است. طبعاً در چنین شرایطی رژیم با خودش حساب می‌کند وقتی جرقه قیام از گرانی شروع شد و در عرض یک روز به سراسر ایران گسترش یافت، الآن در چهارشنبه‌سوری که بستری بسا مهیاتر از قبل است، چه خواهد شد و چه شعله‌ای سر خواهد کشید؟!

بی جهت نیست که می‌بینیم هر روز که به چهارشنبه‌سوری نزدیک‌تر می‌شویم، به‌رغم این‌که رژیم مدعی مهار و مدیریت آن است اما بر میزان ترس و نگرانیهای مقامات وکارگزاران رژیم افزوده می‌شود و خلاصه هر چه بیشتر پرده را کنار زده و نگران اصلی‌شان را که نگرانی نسبت به سرنوشت رژیم در کارزار چهارشنبه‌سوری است را علنی می‌کنند و نسبت به آن هشدار می‌دهند.

به نوشته ایرنا (20اسفند96)، علیرضا شایان مهر جامعه شناس و پژوهشگر علوم اجتماعی می‌گوید چنان‌چه برای شناسایی مطالبات جوانان گامهای موثری برداشته نشود، فرصتها به نقاط ضعف جدی‌تری تبدیل خواهند شد و این‌گونه خسارتهای بیشتری به بار خواهد آمد...

منتظری دادستان کل آخوندها هم به صحنه آمد و در رابطه با چهارشنبه‌‌ سوری گفت«مردم باید مراقب شبکه‌های معاند و تبلیغات آنها باشند». منظورش از تبلیغات چیست؟ آیا جز امواج فزاینده استقبال از چهارشنبه‌سوری پیرو فراخوان سازمان مجاهدین؟ بسیار خوب او نخواست اسم ببرد، اما شب گذشته دادستانی رژیم در فارس این جمله سربسته را به خوبی معنی کرد و گفت: «‌گول فراخوانهای دشمنان برای چهارشنبه‌سوری را نخورید!».

سایت بسیج‌نیوز هم گفت: «دشمن در حال برنامه‌ریزی است که از روزنه چهارشنبه‌سوری برنامه‌های شوم خود را پیاده کند».

عبدالله نوری هم که پس از دهه‌ها ناگهان سروکله‌اش پیدا شده امروز گفت: «آیا عاقلانه است که در مقابل... براندازان ‏ که ‏کسی نمی‌داند ‏چه در سر ‏دارند، ساکت بود؟».

بنابراین پیداست که رژیم با چنین صحنه‌ای روبه‌روست و این چهارشنبه‌سوری برایش سراپا خطرناکتر از سالهای قبل است.

اما نکته مهم دیگری که در اینجا باید وارد ارزیابی وضعیت رژیم کرد و می‌تواند توجیه کنندهٴ شدت نگرانیهایش باشد، بحرانهای درونی رژیم از سویی و بحران بیرونی‌اش از سوی دیگر است. به چند نمونه از این دست توجه کنید:

پاسدار جعفری سرکردهٴ سپاه: «مهمترین دغدغه رهبری وضعیت درونی سپاه است»

حمله باندها به یکدیگر از جمله دهان به دهان شدن مستمر روحانی و باند رقیب که در نمونهٴ اخیر، او در سخنرانیش آنها را کم عقل خوانده بود و متقابلاًً آنها به به او حمله کردند.

داستان احمدی‌نژاد و باندش و افشاگریهای متقابل و دعوا بر سر عضویتش در مجلس تشخیص مصلحت و...

صحبت حسن خمینی در مورد فروپاشی: «امروز دارای یک طبقه ضعیف اقتصادی هستیم که بزرگ‌تر شده است و مطالباتش سیاسی نیست. این مطالبات غیرسیاسی یا غیرفرهنگی، اگر برآورده نشود، فارغ از یأس و ناامیدی که پدید می‌آورد می‌تواند زمینه‌ساز...فروپاشی (نظام باشد).

یا همین عبدالله نوری که مدتها حضور در صحنه نداشت، الآن که متوجه وضعیت نظام شده به صحنه آمده و می‌گوید: «به نظر من یک جریانی در کار هست که هر روز در کشور یک بحرانی ایجاد می‌شود..».

در صحنهٴ خارجی و بین‌المللی هم می‌بینیم که رژیم تحت فشار و درگیر بحران است. بحران برجام و مهلت 120روزهٴ آمریکا، مسأله موشک ها و دخالتهای منطقه‌ای، بالاخره رژیم باید تصمیم‌گیری کند، جام‌زهرهای 2و 3و.. یا بازگشت به تحریم‌ها و..

آری بحرانهای درونی و بیرونی، رژیم را در تعادل‌قوا پایین کشیده و در وضعیت نامطلوبی قرار داده است و همین موجب می‌شود در عالم واقع نتوانند اوضاع را چندان مهار کند و این علت وحشت فزاینده رژیم از فراخوان چهارشنبه‌سوری مجاهدین است.

چهارشنبه سوری در نماز جمعه!؟

چهارشنبه سوری در نماز جمعه!؟
ایران
1396/12/21



چهارشنبه سوری و سایه آتش سرخ آن آن‌قدر بر جان علی خامنه‌ای ولی‌فقیه ارتجاع وحشت انداخته که نه‌تنها او وادار به اعتراف از ترس خود از چهارشنبه ‌سوری شد، بلکه شعله چهارشنبه سوریی به نمایش‌های جمعه رژیم آخوندی هم راه پیدا کرد و امام‌جمعه‌های خامنه‌ای خیلی صریح و روشن آن را به سرنوشت نظام ربط دادند. حال سؤال اینجاست که چه ربطی بین چهارشنبه‌ سوری و سرنوشت نظام هست که این‌طور ولی‌فقیه ارتجاع و ائمه جمعه او در نمایش‌های جمعه درباره آن صحبت می‌کردند.

واقعیت این است که اگر کسی هم تا کنون متوجه این ربط نبود، با حرف‌هایی که این روزها سرکردگان رژیم درباره چهارشنبه ‌سوری می‌زنند، خیلی مشخص و روشن شده و واقعاً جای سؤال پیش می‌آید که چه ربطی وجود دارد بین سرنوشت نظام و چهارشنبه سوری، آن‌طور که کارگزاران این رژیم پابه‌گور از آن دم می‌زنند. از قضا از روی همین حرف‌ها می‌شود فهمید که فرصت، فرصت مغتنم و مهمی است. چرا که این موضوع در بعد از قیام مردم ایران در دیماه است که روی میز رژیم آخوندی قرار دارد. قیامی که بعد از آن دیگر هیچ معادله‌یی در رابطه با دیکتاتوری آخوندی مثل قبل نیست و تمام عوامل دست‌اندرکاری که سرنوشت این رژیم پوسیده را رقم می‌زنند، به‌کلی تغییر کرده است. بنابراین فرصت‌ها، فرصت‌های مغتنمی است در اختیار جوانان و قیام‌آفرینان که در پی هدف اصلی خود که همان رسیدن به آزادی است، از آن استفاده کنند. هدفی که ۹۵٪ مردم ایران از آن حمایت می‌کنند.

سردمداران رژیم در طول سالیان پیوسته تلاش می‌کردند تا هر گونه ارتباط بین سرنوشت رژیم و تحولات اجتماعی که پیش می‌آمد را کاملاً بی‌ربط از همدیگر نشان بدهند. اما اکنون که سردمداران رژیم ولایت می‌آیند و چهارشنبه‌ سوری و آن‌چه که در چشم‌انداز است را این‌طور به سرنوشت نظام ربط می‌دهند، آن‌هم به‌طور خیلی مستقیم که واقعاً برای ناظرانی که مسائل رژیم را دنبال می‌کنند، سؤال برمی‌انگیزد، این نشان می‌دهد که خطر برایشان خیلی جدی شده است و می‌خواهند نیروهای خودشان و کل نظام و بدنه نظام را در همین حالت آماده‌باش نگهدارند.

این خطر به حدی برایشان جدی است که بالاترین نقطه رژیم یعنی ولی‌فقیه ارتجاع که تا کنون سابقه نداشته است، در مورد چهارشنبه‌ سوری خودش مستقیماًًً وارد صحنه شد و به‌صورت کاملاً روشن از ارتباط بین کارزار چهارشنبه ‌سوری و وضعیت و سرنوشت رژیم ارتجاعی‌اش دم زد و گفت:

در همین چند ماه قبل از این، به قول خودشان در اتاق فکر -یعنی گروه‌های فکری ویژه- دُور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دیماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دیماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم، تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع می‌کنیم». (سایت خامنه‌ای - ۱۷اسفند ۹۶)

البته ولی‌فقیه ارتجاع واژه چهارشنبه‌ سوری را به روی خود نیاورد اما فردای سخنرانی خامنه‌ای، نماینده‌های او در نمایش‌های جمعه، مثل همین آخوند صدیقی خیلی رو و عیان و مستقیم به‌صراحت گفتند که بحث، بحث چهارشنبه ‌سوری است.





چهارشنبه سوری و آخوند صدیقی

به نوشته خبرگزاری حکومتی فارس در 18اسفند 1396:

امام‌جمعه موقت تهران همچنین با اشاره به مراسم چهارشنبه آخر سال گفت: «اسلام هیچ‌گاه با سنت‌های ملی مقابله نکرده ولی تهدیدها را به فرصتها تبدیل کرده است. آن‌چه دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشند این است که برای دیماه آن شورش را بپاکردند، برای بهمن نقشه کشیدند و برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودن... وی خطاب به کسانی که در برپاکردن مراسم چهارشنبه آخر سال نقش دارند، گفت: افرادی که به ناآرامی دست می‌زنند بدانند هم امنیت روانی جامعه را به‌هم می‌زنند و هم جان و سلامتی خود را از دست می‌دهند».

به این ترتیب او (همراه با دیگر ائمه جمعه خامنه‌ای) دارد می‌گوید که سرنوشت ما با این فرصتهایی که برای قیام پیش می‌آید، گره خورده است و قیام هم برای رژیم آخوندی مساوی است با سرنوشت نظام. فرصت برای قیام در دست جوانان و قیام‌آفرینان و مردم ایران یعنی فرصت برای رقم‌زدن سرنوشت نهایی نظام آخوندی. هر فرصتی که پیش‌رو باشد و ملت ایران از آن استفاده کند.

بنابراین کارگزاران و سردمداران رژیم دارند از همین چشم‌انداز ابراز وحشت می‌کنند و آن‌قدر هم خطر جدی است که رأس نظام متعفن ولایت یعنی خامنه‌ای باید وارد شود و رژیم خود را بسیج چنین آماده‌باشی بکند. اما در مقابل این فرصت چهارشنبه‌ سوری که این‌چنین دیکتاتوری آخوندی را هراسناک کرده است تا این حد برایشان خطر جدی است، فرصت مغتنمی است برای قیام‌آفرینان و مردم قهرمان.

معمولا چهارشنبه‌ سوری در نظام آخوندی عبارت ممنوعه است و از کلمه چهارشنبه آخر سال استفاده می‌کنند، اما جای تعجب است که آخوند صدیقی در بازار جمعه تهران ۲بار از کلمه چهارشنبه ‌سوری استفاده کرد که البته آگاهانه و عمدی بود، اگر ‌چه رسانه‌های حکومتی به این واژه اشاره‌یی نکردند. او در همین نمایش جمعه گفت که ما با سنت‌های ملی هیچ مخالفتی نداریم و از این قبیل حرف‌ها که به نظر می‌رسد یک تغییراتی در برنامه دجالگری‌ خود داده‌اند که همین موضوع نشان‌دهنده یک نوع عقب‌نشینی در تعادل‌قوای بین مردم و رژیم آخوندی است. درست مثل همان معذرت‌خواهی‌های خامنه‌ای که گفت: من معذرت می‌خواهم به‌خاطر عدالت و یا آخوند حسن روحانی و دجال‌گریهای او درباره زنان و یا این‌که اگر ما صدای مردم و صدای نصیحت را نشنویم، صدای انقلاب دیر است؛ که همه اینها را باید در کادر وضعیت رژیم آخوندی بعد از قیام مردم ایران دید که ضعیف و ضعیف‌تر شده است و ناتوان از مقابله با خیزش مردم.



چهارشنبه سوری و قیام برای جشن آزادی

بنابراین روحیه از جانب رژیم آخوندی بسیار پایین و از طرف مردم و مقاومت و کانونهای شورشی مقاومت و جوانان و قیام‌آفرینان به‌غایت بالا، عزم‌ها به‌غایت جزم، اهداف روشن و ایمانها بسیار قوی است. همین قیام کشاورزان ورزنه در روزهای اخیر و پشتیبانی آن توسط مردم و جوانان غیور اصفهان و سایر نقاط، این روحیه جنگنده و این تهاجم چیزی نیست که فقط در یک نقطه و در یک منطقه شاهدش باشیم، بلکه اکنون این تبدیل به یک روحیه عمومی در جامعه امروز ایران شده است.

بنابراین امسال در چهارشنبه‌ سوری، دیکتاتوری آخوندی از هر سال دیگر ناتوان‌تر و شکست‌خورده‌تر خواهد بود و همه صحنه‌ها گواه این حقیقت است.

«بحران اعتماد» یا بحران سرنگونی؟

«بحران اعتماد» یا بحران سرنگونی؟
ایران
1396/12/21



در قیام دیماه خواست اقشار مختلف مردم سرنگونی نظام ولایت فقیه در تمامیت آن و با همه باندها و دستجات درونی آن بود.

در این قیام مردم با شعار مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر روحانی شاخصهای هر دو باند را هدف خشم و نفرت خود قرار دادند.

رسانه‌ها و مهره‌های رژیم این خواست سرنگونی‌طلبانه را با عناوینی نظیر «ناامیدی مردم»، «گسل مردم» و «بحران اعتماد» بین مردم و رژیم تعبیر می‌کنند.

برخلاف روزهای قیام که هر دو باند و سران آنها تلاش می‌کردند که قیام را به خارج نسبت بدهند تا حاکمیت مستمسک سرکوب داشته باشد، اما هر چه زمان گذشت، بسیاری از رسانه‌ها و مهره‌ها و حتی سردمداران حکومتی با تعابیری مانند آنچه فوقا آمد، به بی‌اعتمادی مردم نسبت به رژیم آخوندی اعتراف کردند.

در این رابطه سایت اعتماد آنلاین وابسته به روحانی می‌نویسد: «آنچه در دیماه سال رو به‌اتمام 96 رخ داد، نه جنبش روشنفکران بود، نه برخاسته از دانشگاه و نه حتی اعتراضی در پی یک عمل سیاسی، بلکه گروهی در خیابان نارضایتی خود را فریاد می‌زدند. شاید بتوان خستگی و ناامیدی را پررنگترین خصیصه در میان گروه معترضان دید. اما در این مهم‌ترین واقعه سیاسی سال 96، نکته‌یی وجود داشت که جای تأمل بسیار دارد و آن هشدارِ ناشی از غیرقابل پیش‌بینی بودن جامعه است یا آن‌که می‌تواند نشانه آن باشد که مردم فرصتی دیگر برای ایجاد امید داده‌اند؟» (اعتماد آنلاین 19اسفند 96)

بهزاد نبوی، یکی از عناصر باند مغلوب، نگران این است که «مردم دنبال انقلاب» بروند که در این صورت «نه‌تنها روحانی بلکه کل حاکمیت را در معرض خطر قرار دهد».

او در هراس از این وضعیت اضافه می‌کند: «مشکلات ممکن است آن‌قدر زیاد شوند که اگر روحانی به هر دلیلی شکست بخورد، معلوم نیست که آلترناتیو او بتواند توفیقی به‌دست بیاورد و کشور، ملت، نظام و انقلاب از هر مشکلی مصون بمانند». (روزنامه حکومتی اعتماد 19اسفند 96)

محمدعلی وکیلی، عضو مجلس ارتجاع از باند روحانی، ضمن اشاره به بحران حل‌ناشده بین مردم و نظام طی سالیان متمادی، نتیجه آن را «شکاف» بین مردم و رژیم می‌داند که در «نبود جغرافیایی برای گفتگو و غیبت این جغرافیا روزبه‌روز این شکاف را عمیق‌تر می‌کند» (روزنامه حکومتی ابتکار 19اسفند 96).

وی همچنین اعتراف می‌کند که «مفاهمه» بین مردم و حکومت آخوندی به «امتناع رسیده است» که در نتیجه آن «بحران اعتماد همه نهادهای اجتماعی (رسمی و غیررسمی) ما را دربرگرفته است.»

این اعترافها ناشی از این واقعیت است که از یک طرف حاکمیت نمی‌تواند مانند گذشته با سرکوب و ارعاب بر مردم حکومت کند، و از طرفی مردم نیز دیگر حاضر به پذیرش آن نیستند و به تعارض مطلق با آن رسیده‌اند، تا جایی‌که آن وزیر اسبق (بهزاد نبوی) بی‌تعارف اعتراف می‌کند که مردم دنبال انقلابی دیگر یعنی سرنگونی آن هستند.

منشاء اوجگیری بحران درونی نظام آخوندی نیز که در این روزها شاهد تشدید آن هستیم نیز ناشی از این واقعیت یعنی بحران سرنگونی است.

بحرانی فراگیر و گسترده که همهٴ اجزای حاکمیت را فراگرفته و دیگر جایی برای خطا و اشتباه باقی نگذاشته است. هم‌چنان‌که به‌نوشته سایت حکومتی جماران در 19اسفند 96 یکی دیگر از عناصر باند روحانی به نام ناصر فکوهی نگران این است که چشم‌انداز سیاسی به‌کلی تغییر پیدا کند و در این رابطه هشدار می‌دهد «وضعیت کشور ما امروز بسیار حساس است و جای خطای زیادی نداریم».

Monday, 12 March 2018

نگرانی نظام ولایت فقیه از توافق جدید آمریکا و اروپا؛ امضای توافق و تبدیل موشک به تیر و کمان

نگرانی نظام ولایت فقیه از توافق جدید آمریکا و اروپا؛ امضای توافق و تبدیل موشک به تیر و کمان
۱۳۹۶-۱۲-۱۲
055 2 دقیقه خوانده شده
New agreement between America and Europe
کارشناسان نظام ولایت فقیه نگران از توافق جدید آمریکا و اروپا بر سر برجام‌های جدید، بر این باورند که در این صورت موشک‌‌های آنها تبدیل به تیر و کمان خواهد شد.
شهرام توانا

سرکردگان نظام ولایت فقیه در هراس و نگرانی از چشم انداز توافقِ آمریکا و اروپا درمورد بررسی مجدد برجام و نسبت به مقابله بین‌المللی با جنگ افروزی‌ها و مداخلات منطقه‌یی و برنامه موشکی نظام، مستمراً هشدار می‌دهند.
صادق خرازی، سفیر سابق نظام در فرانسه، در این‌باره در سایت دیپلوماسی ایرانی در تاریخ ۷ اسفند نوشت: «وضعیت خاورمیانه پیچیده است و اروپایی‌ها پی‌بردند در حال حاضر در صحنه جهانی نقش تعیین کننده‌ای ایفا نمی‌کنند». با توجه به بحران‌های درونی و منطقه‌ای و بین المللی، نظام ایران باید در انتظار روزهای پرالتهاب‌تری نسبت به گذشته باشد.
سپاه پاسداران با نگرانی از توافق اروپا و آمریکا در مورد برجام با عنوان «نیویورک تایمز مدعی شد موافقت اروپایی‌ها با سه اصلاح و تغییر در برجام» در خبرگزاری فارس ۷ اسفند ۹۶ نوشت: «آن‌ها خواستار دسترسی نامحدود و بی قید و شرط بازرسان به پایگاه‌های نظامی ما هستند». در دستورالعمل‌های (دولت آمریکا) که به نیویورک تایمز نشان داده شده‌اند، تصریح شده که اروپایی‌ها موافق سه تعمیر و اصلاح اساسی هستند:
(۱) تعهد برای مذاکره مجدد در قبال محدودیت‌های آزمایش موشکی توسط ایران
(۲) دادن اطمینان مبنی بر اینکه بازرسان دسترسی نامحدود و بی‌قید و شرط به پایگاه‌های نظامی ایران داشته باشند
(۳) تمدید و گسترش دادن تاریخ‌های انقضای توافق برای ممانعت از، از سرگیری تولید سوخت هسته‌ای بسیار فراتر از محدودیتهای کنونی (برجام) که در سال ۲۰۳۰ منقضی می‌شود.
در حالی‌که هیأت مذاکره‌کننده نظام در لندن در حال مذاکره جدید بر سر تن دادن نظام به مفاد برجام است،
عسگرخانی یکی از کارشناسان نظام نیز در تلویزیون شبکه دو (نظام) به تاریخ ۶ اسفند می‌گوید: «ملاحظه می‌کنید در مقدمه برجام هدفش رو مشخص می‌کنه، خلع سلاح ابدی ایران و ملت ایران و جمهوری اسلامی ایران، ایران با هر اسمی، الی الابد، نه فقط از بمب اتم از هر گونه ابزارهای هسته‌ای، خوب بعد ببینید در فازهای بعدی اگر این توافق به امضا برسه، موشک‌های ما تبدیل به تیرکمان می‌شه و الان می‌بینید برنامه این هست که در وهله اول آمدن بازدارندگی رو و خلع سلاح در هسته‌ای رو مطرح کردن».
فؤاد ایزدی کارشناس دیگر نظام نیز در تلویزیون شبکه دو (نظام) تاریخ ۶ اسفند می‌گوید: «اصولاً ترامپ از شما امتیازهای بیشتر می‌خواهد، می‌خواهد، بقول آقای دکتر (عسگر خانی) می‌خواهد موشک‌های شما رو تبدیل به تیرکمان بکنه، می‌خواهد نفوذ منطقه‌ای شما رو از بین ببره، اهرم‌های قدرت ایران رو شناسایی کردن، هسته‌ای یکی بود، احساس کردن آن رو گرفتن، می‌خواهند اهرمهای قدرت دیگر رو هم بگیرند».
عسکرخانی نیز در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: «تهدیدهایی که ما داریم می‌کنیم ما خودمون می‌دونیم که الان بهیچوجه امکان اینکه خروج ما از برجام بشه وجود نداره؛ وقتی این تهدید پشتوانه‌اش قدرت اجرایی سیاسی نداشته باشه وقتی تهدیدی که شما انجام می‌دهید نتونید اجرا بکنید بلوف حساب می‌شه یعنی در ادبیات روابط بین الملل بهش می‌گند بلوف زدن و این در نتیجه پیامد بسیار ناجوری برای ما خواهد داشت».
بنابراین می‌بینید که نظام ولایت فقیه به زبان خودش و به روشنی صحبت از محاصره همه جانبه در زمینه برنامه ضد ملی اتمی‌اش و همچنین جنگ افروزی در کشورهای منطقه و موشک پرانی می‌کند و اذعان می‌کند که همه تهدیداتش نیز فقط بلوف سیاسی است که بعداً هم برای خودش مایه آبرو ریزی می‌شود.

مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان


مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان

CATEGORIES // پیام‌ها

حق‌آبه کشاورزان اصفهان، حقوق معوق‌مانده کارگران و حق‌آزادی و حاکمیت ملت ایران در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است

درود به پایداری کشاورزان ستمدیده ورزنه اصفهان و جوانان غیوری که به حمایت از آنها برخاستند و با پایداری و تهاجم با سنگ و چوب، به مزدوران سرکوبگر و یگان‌ ضدشورش خامنه‌ای، آنها را وادار به عقب‌نشینی کردند.


خیزش کشاورزان ورزنه و مردم و جوانان شرق اصفهان، هم چون اعتراض‌های کارگران فولاد‌سازی یا نیشکر هفت‌تپه یا اعتصاب مردم بانه، بخشی از جنبش اعتراض و قیام در برابر نظامی است که مردم ایران و به خصوص زحمتکشان شریف میهنمان را به‌خاک سیاه نشانده است. در همین ورزنه و شرق اصفهان، بسیاری از کشاورزان به‌ناچار محل سکونت و کشت و کار خود را ترک کرده و برای یافتن کار روانه شهرهای دیگر شده‌اند و کم‌ نیستند مردم شریف و زحمتکشی که به خاطر سیاست‌های تبهکارانه این رژیم، به‌نان شب محتاج‌اند. 
بله، گرسنگی دهها میلیون ایرانی، بحران سراسری آب و فجایع زیست محیطی ناشی از خشک شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌ها که حتی نفس کشیدن را هم در بسیاري نقاط کشور ناممکن کرده است، پیامد حکومت تبهکار آخوندهاست که به خاطر سیاستهای تبهکارانه و جنگ افروزی و دخالت در کشورهای منطقه، ایران را به ‌شوره‌زار و کشتزارها را به ‌برهوت تبدیل کرده است.
کشاورزان شرق اصفهان فریاد می‌زنند «روحانی دروغگو -زاینده رود ما کو؟».
و شعارهای مردم در قیامهای سراسری دیماه این بود که: «آخوند خدایی می‌کند، ملت گدایی می‌کند» و«آخوندها حیا کنید، مملکت را رها کنید». 
بله، امروز از حق‌آبه کشاورزان اصفهان و حقوق معوق‌مانده کارگران، تا حق‌آزادی و حق حاکمیت ملت ایران، تماماً در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.

چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟

چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟
1396/12/20

شاید برای برخی ناباوران این سؤال کمی زود باشد و مقدم بر آن باید پرسید آیا نظام ولایت فقیه از چهارشنبه‌ سوری می‌ترسد؟ مگر این همان چهارشنبه ‌سوری نیست که هر سال نظام به هر ترفندی شده آن را به قول پاسدار رحیمی سرکرده انتظامی تهران بزرگ «مدیریت کرده» و از سر گذارنده است؟

در پاسخ به چنین ناباورانی باید گفت این حرف را که نظام از چهارشنبه‌ سوری می‌ترسد مخالفان نظام نمی‌گویند. سردمداران نظام می‌گویند. آخرین موردش خامنه‌ای است که در روز ۱۷اسفند به مداحانش گفت: «در همین چند ماه قبل از این، به قول خودشان در اتاق فکر -یعنی گروه‌های فکری ویژه- دُور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دیماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دیماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم» (سایت خامنه‌ای - ۱۷اسفند).

یا در روز ۱۸اسفند نمایشهای جمعه صحنه ابراز وحشت از چهارشنبه‌ سوری بود در تهران و تبریز و دورود و بسیاری شهرهاى دیگر گماشته‌های خامنه‌ای ابراز نگرانی کردند. در تهران آخوند صدیقی از جمله گفت: «مسأله چهارشنبه‌ سوری را که ما اسلام‌مان سنتهای ملی را هیچ‌وقت مقابله نکرده... آنچه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد بنا بود ماه دی آن شورش را به‌پا کردند برای بهمن نقشه کشیده بودند برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند».

در یک‌کلام رژیم از چهارشنبه ‌سوری بوی قیام و سرنگونی به مشامش خورده است. و از این رو از آن می‌ترسد. حال می‌رسیم به همان سؤال اول: چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟

تا آنجا که به خود سران نظام برمی‌گردد، جمع‌بندی واقعی‌شان را از جریان قیامی که در دیماه ِآغاز شده بیرونی نکرده‌اند. اما در میان سخنان پراکنده سران نظام نوک‌هایی بیرون زده است.

مثلاًًً خامنه‌ای در روز ۱۹دی گفت یک مثلثی در این قضایا فعال بوده است... ۲ضلع مثلث را آمریکا و عربستان نام برد و تأکید کرد «این سازماندهی‌شده بود» ضلع سوم این مثلث را هم مجاهدین معرفی کرد. بعد هم با فرهنگ گاوگندچاله دهانش افزود: «پادوئی‌اش هم مربوط به سازمان (مجاهدین) بود. از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند؛ خود رسانه‌های (مجاهدین) در همین روزها اعتراف کردند؛ گفتند ما از چند ماه قبل با آمریکایی‌ها در ارتباط بودیم نسبت به این قضیّه؛ که پادویی کنند، سازمان‌دهی کنند... فراخوان را هم آنها دادند و شعار «نه به گرانی» بگذارند. خب این شعاری است که همه خوششان می‌آید؛ با این شعار یک عدّه‌یی را جذب کنند، بعد خودشان بیایند وسط، اهداف شوم خودشان را دنبال کنند و مردم را هم دنبال خودشان بکشند؛ هدف این بود». (سایت خامنه‌ای - ۱۹دی ۹۶».

تا این‌جا خامنه‌ای به آمادگی از قبل و نقش سازماندهی و طراحی اعتراف کرده است. پاسدار جعفری سرکرده سپاه خامنه‌ای درد بی‌درمان دیگری را اذعان کرد و گفت: اگر مجاهدین برای نظام ایجاد دست بستگی نکرده بودند این اغتشاش‌ها را در نطفه خفه می‌کرد. (سایت حکومتی ذاکر نیوز - ۱۵اسفند).

تا همین‌جا به چند نکته مهم خواسته و ناخواسته اعتراف کرده‌اند. یکی این‌که برخلاف سال ۸۸که قیام از میان شکاف باندهای حاکم جرقه زد، در سال 96 قیام از میان تضاد و بحران عمیق اجتماعی شراره کشید. چرا که به قول خامنه‌ای «‌از شعار نه به گرانی همه خوششان می‌آید».

در این اعترافات یکی از پایه‌های مهم استمرار قیام مردم ایران روشن می‌شود. وضعیت انفجاری جامعه در اثر فقر و بیکاری و گرانی و گرسنگی. اگر رژیم توان حل اینها را داشت که وضعیت به این نقطه نمی‌رسید. و اگر الآن بخواهد برای رفع آنها در حد آب روی آتش ریختن، کاری بکند تنگنای محاصره اقتصادی و بلوکه بودن پولهایش چنین توانی را به رژیم نمی‌دهد. در نتیجه این کانون اصلی قیام هم‌چنان ملتهب و آماده انفجار می‌ماند. آن‌هم در هنگامه‌یی که به قول خامنه‌ای مجاهدین «از قبل آماده بودند و سازماندهی کرده بودند و...» یعنی دیگر برخلاف سال ۸۸نیروی رهبری قیام در داخل رژیم نیست که امکان کوتاه‌آمدن و سازش برای رژیم باشد. نیرویی برانداز است که با استفاده از شرایط بین‌المللی به قول پاسدار جعفری برای نظام «ایجاد دست‌بستگی» در سرکوب کرده است. هر چند که با توجه به فضای انقلابی جامعه اگر هم پاسدار جعفری بخواهد سپاهش را به صحنه بیاورد و شلیک کند انگار که بنزین بر آتش قیام بریزد و اگر شلیک نکند باز هم قیام گسترش می‌یابد.

از این‌رو است که می‌گوییم رژیم حق دارد از چهارشنبه ‌سوری بترسد چرا که بستر اجتماعی آماده‌یی است برای خیزی دیگر توسط قیام‌آفرینان و کانونهای شورشی. این وحشت با اعلام حمایت اقشار مختلف مردم اعم از دانشجویان، کسبهٴ‌ بازار، متخصصین، کارگران، دانش‌آموزان و سایر اقشار جامعه از فراخوان ستاد فرماندهی مجاهدین در داخل کشور برای تبدیل چهارشنبه ‌سوری به قیامی دیگر به‌صورت مضاعف ضریب می‌خورد. چرا که نیروی عصیانی و شورشی همراه با سازمان رهبری‌کننده را رژیم در صحنه با گوشت و پوست لمس کرده است.

چهارشنبه_سوری و قیام مردم ایران – محمود احمدی

چهارشنبه_سوری و قیام مردم ایران – محمود احمدی
ایران
1396/12/19




سنت چهارشنبه‌سوری که در آستانه نوروز هر سال برگزار می‌شود برخاسته از تجربه ملی و مردمی برای زندگی و آمادگی برای ورود به بهاران طبیعت و شادی و نشاط و شکوفایی و سرزندگی است.

این تجربه مردم ایران در طول یک تاریخ چند هزار ساله است که به‌صورت یک رسم، سنت و جشن درآمده است.

پیام زنده این مراسم این است که مردم ایران در جشن چهارشنبه سوری، هرچه زردی و سرما و درد و زشتی است از خود دور می‌کنند و همه رنجها و شکنجها و سختیها و ناامیدی را در آتش می‌سوزانند و به جای آن از آتش همه خوبیها را می‌گیرند. گرما و حرارت و شادابی که نشانه‌های ورود به بهاران است. همسوی با طبیعت زنده و شکوفا و رشد و نوآوری.

چهارشنبه سوری – مراسمی سمبلیک برای پایان دادن به زمستان حکومت آخوندی

سؤال اساسی این است که در شرایط کنونی برای مردم ایران سمبل این زمستان و تاریکی و ظلم و ستم و سرکوب و درد و رنج و زردی کیست و چیست؟ آنچه باید در آتش سوزانده شود چیست و آن که خودش و دودمانش باید در آتش قیام مردم بسوزد کیست؟ برای ورود به بهاران طبیعت و بهار آزادی و شادی و شکوفایی از کدام آتش باید گذشت و کدام فساد و دزدی و چپاول را باید نابود کرد؟

در ادامه قیامی که از 7دی شروع شد، در پایان سال ۹۶ما شاهد همبستگی عمیق سنت و واقعیت هستیم، آنجا که سنتهای ملی و مردمی به خدمت قیام مردم درآمده‌اند و تاریخ به خوبی به نیاز مردم ایران پاسخ می‌دهد.
هراس آخوندها از مراسم چهارشنبه سوری:

رژیم آخوندی و تمام باندهای جنایتکار آن از خامنه‌ای تا روحانی اولین کسانی هستند که از جشن چهارشنبه‌سوری می‌هراسند و در آتش‌بازی چهارشنبه‌سوری مرگ خود را می‌بینند. فرماندهان نیروهای انتظامی و سپاه برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری توسط جوانان را خط سرخ نظام اعلام می‌کنند و خامنه‌ای در اسفند ماه خطر سرنگونی نظام را یادآوری می‌کند.

هم از این رو است که تمام تلاش رژیم و مقامات و نیروهای نظامی و انتظامی‌اش این است که در چهارشنبه‌سوری خطر امنیتی ببینند و اعلام کنند که این مراسم چهارشنبه‌سوری خطر جانی دارد. آیا واقعاً راست نمی‌گویند؟ چرا واقعاً راست می‌گویند. این چهارشنبه‌سوری هم خطر امنیتی برای رژیم دارد و هم خطر مرگ و سرنگونی نظام ولایت فقیه و.... این #آتش_جواب_آتش جنایات ولی‌فقیه، یعنی همان «شاه سلطان ولایت» و قیامی است که باز شعله‌ور می‌شود تا ریش و ریشه خامنه‌ای و روحانی و رژیمشان را بسوزاند، ایران را برای چنین نظامی ناامن کند و راه آنها به سمت زباله‌دان تاریخ را هموار سازد

تلاقی آتش قیام و آتش چهارشنبه‌سوری – عباس داوری

تلاقی آتش قیام و آتش چهارشنبه‌سوری – عباس داوری
1396/12/20


انرژی حاصله از تلاقی دو آتش قیام و چهارشنبه سوری، رژیم ضدنور و گرما را به وحشت انداخته‌است. آتش قیام مردم ایران که از 7دیماه 96 زبانه کشید، با سرعت شگفت‌انگیزی که رژیم را غافلگیر کرد؛‌ با شعارهای مرگ بر خامنه‌ای روحانی، تمامیت آن را با باندهای مختلف‌اش هدف قرار داد. آتش خشم مردم علیه تمامیت رژیم به حدی بود که یکی از به‌اصطلاح اصلاح‌طلبان گفت:‌ «هم اقشار و لایه‌های اجتماعی که نیروی اصلی این اعتراضات هستند، با اقشار و لایه‌های اجتماعی اعتراضات سال ۸۸متفاوت هستند و هم این‌که شعارهای متفاوتی سر می‌دهند. به هر میزان اعتراضات ادامه یافت شکاف میان اصلاح‌طلبان و اعتراضات اخیر بیشتر و بیشتر شد... تیر خلاص را رئیس دولت اصلاحات [آخوند محمد خاتمی] به شقیقه نا‌آرامی‌ها شلیک کرد». (صادق زیبا کلام - خبرگزاری تسنیم به‌نقل از روزنامه آرمان 16دیماه 96)

در حقیقت آتش خشم قیام مردم ریشه در ۴دهه چپاول و غارت نجومی ثروتهای ملی و سرمایه‌های مردم، به‌ویژه استثمار بسیار شدید از دسترنج کارگران و زحمتکشان ایران توسط باندهای مختلف رژیم دارد. خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت:‌ «بانکها دچار میلیاردها دلار قرض بد هستند... در اینحال عمده اقتصاد در چنگ سرویسهای امنیتی ایران قرار دارد». (خبرگزاری آسوشیتدپرس ۱۹اسفند 96)

اما اوضاع بسیار بسیار دردناکتر از آنچه که خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشته‌ است، می‌باشد «تا اول امسال بدهی دولت به 700هزار میلیارد تومان [قطعا الآن بیشتر شده] رسید. 700هزار میلیارد تومان یعنی به اندازه دهسال درآمد نفت پارسال ما پیشاپیش بدهکار شدیم» (شبکه یک رژیم اول اسفند 96) به‌رغم این بدهی فوق‌العاده سنگین دولت به بانکها، این دولت ماهانه حدود ۱۰۰هزار میلیارد تومان باید به این سرکرده‌های سیری ناپذیر رژیم و این نیروی سرکوبگر بپردازد.

فساد مالی و رانتخواری مهره‌های رژیم باعث ایجاد یک قشر اشرافی بنا شده بر روی استخوانهای مردم زیر خط فقر شده ‌است. یکی از روزنامه‌های رژیم می‌نویسد:‌ «فاصله طبقاتی و شکاف درآمدی در سطح اقتصاد کشور گسترده‌تر شده و ثروت در دست عده قلیلی متمرکز شده است. این موضوع را می‌توانیم به‌راحتی در نوع سبک زندگی اطرافیان‌مان ببینیم. در خیابانهای شهر ماشین‌هایی را می‌بینیم که قیمت میلیاردی دارند و خانه‌های مسکونی را می‌بینیم که قیمت هر متر زمین آن به اندازه حقوق پرداختی چند ماه یک کارگر است». (روزنامه جهان صنعت ۱۵بهمن۹۶)

موضوع بسیار مهم این است که مردم بعد از قیام دیماه، مطلقاً گول فریبکاریهای خامنه‌ای و روحانی را نمی‌خورند زیرا آتش خشم مردم و نفرت آنها از این رژیم بسیار عمیق بوده و پیوسته عمیق‌تر هم می‌شود. به این دلیل هر تظاهراتی که در ماههای بهمن و اسفند در شهرهاى مختلف ایران انجام شده است، بار و رنگ قیامی دارد. حتی رژیمی‌ها هم اعتراف می‌کنند «اعتراضاتی که مانند موج دریا عقب می‌روند و با شدت بیشتر باز می‌گردند». (سعید حجاریان - روزنامه اعتماد ۴بهمن 96)

اعتراضات و تظاهرات اقشار و طبقات مختلف ایران، هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد. سپرده‌گذاران در مؤسسات مالی که اموالشان توسط همین مؤسسات؛ مانند کاسپین متعلق به پاسداران، به غارت رفته هر روز علیه رژیم تظاهرات اعتراضی در شهرهاى مختلف دارند. روز 19اسفند آنها در مقابل مجلس ارتجاع تجمع کردند و شعار مرگ بر روحانی و مرگ بر لاریجانی می‌دادند. تظاهرات کشاورزان ورزنه از ۲۷بهمن علیه رژیم در شرق اصفهان شروع شده و روزهای 18و 19اسفند با شعار روحانی دروغگو زاینده رود من کو؟‌ با سنگ و چوب دستی با نیروهای سرکوبگر رژیم رو در رو شدند و روز ۱۹تظاهرات را به اصفهان کشاندند. هزاران کارگر هر روز در شهرهاى مختلف در شب عید حقوقهای معوقه چند ماهه‌ی خود را طلب می‌کنند اما پاسخی از کسی نمی‌گیرند...

در چنین شرایطی که خشمهای ۴دهه‌ی گذشته در قیام مردم شعله کشید، اکنون با شدت بیشتری مانند آتشفشانی که در حال فوران باشد در فرصت چهارشنبه‌سوری زبانه خواهد کشید و این چنین دو آتش علیه تمامیت رژیم با هم تلاقی می‌کنند.

سرکردگان رژیم برای مهار کردن این دو آتش بسیار تلاش می‌کنند چون اثر شعله‌های آن را کاملاً لمس می‌کند. مأموران ریز و درشت رژیم هر روز در تلویزیونها ظاهر می‌شوند و به‌طرز مضحکی مردم را از خطرات «ترقه بازی» و «انفجار» و... می‌ترسانند.

اما مردم هوای دیگری دارند آنها خوب می‌دانند «سانحه»سازی و کارهایی از این قبیل، سالهاست برای مردم کهنه شده‌است. امسال مردم ایران اراده کرده‌اند به هر قیمتی سنت چهارشنه سوری را برپا دارند و فساد و بدیهای رژیم را در آتشی که خود می‌افروزند، بسوزانند. 

چیزی که امسال را با سالهای گذشته بسیار متمایز می‌کند؛ علاوه بر شعله‌های قیام، وجود کانونهای شورشی در سراسر ایران است. کانونهای شورشی از آثار ظلمت و تباهی سوز تلاقی آتش قیام و آتش چهارشنبه‌سوری به‌خوبی مطلع هستند و برای رسیدن آن لحظه شماری می‌کنند تا آتش را به ریش و ریشه‌ی رژیم بکشانند.





Saturday, 10 March 2018

چرا می‌گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟(قسمت‌دهم) اسفند ۲, ۱۳۹۶

چرا می‌گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟(قسمت‌دهم)
اسفند ۲, ۱۳۹۶
استخدام اراذل و اوباشی از فاسدترین اقشار‌جامعه، جهت قلع وقمع انقلابیون پاک‌باز میهن توسط خمینی، دزد بزرگی که رهبری انقلاب را از همین انقلابیون راستین ربوده بود.

سایت سپاه پاسداران ارتجاع مصاحبه‌ای دارد با دوتن از سرکردگان دستگاه کشتار رژیم در دهه۶۰ که درارگان‌های تعقیب و مراقبت این سپاه جنایت، مسئولیت شکار برجسته‌ترین انقلابیون میهن و قهرمانان زندان‌های سیاسی در زمان شاه را به‌عهده داشته اند. جنایتکاران مزبور ضمن بیان پاره‌ای از مسائل، در قالب خاطره، که طبق روش عناصر اطلاعاتی، مجموعه‌ای آکنده از دروغ‌های جهت‌دار و گمراه کننده است،‌ به دو موضوع مهم اعتراف می‌کنند:

اول اینکه خمینی جلاد به‌عنوان سارق انقلاب۵۷، خود مستقیما گرداننده ادارات تعقیب و سرکوب مجاهدین و انقلابیون راستین میهن بوده‌است و از هیچ چیز به اندازه کشتار انقلابیون راستین و مجاهدین خوشحال نشده‌است.

دوم اینکه بافت تشکیل‌دهندة چنین ارگان‌هایی، به اعتراف خودشان و بیان صریح خمینی که شناخت نزدیک از چنین مزدوران آدمکشی داشته، از کسانی تشکیل شده‌است که اگر نظام شاه ادامه می‌یافت تا فرق‌سر در مفاسد آن جامعه غرق می‌بودند.

بخشی از این گفتگو که به موضوعات بالا اعتراف می کند، در زیر آمده‌است:

«… به سراغ مسئول تعقيب و مراقبت و فرمانده عمليات شهری واحد اطلاعات سپاه تهران در سالهای ابتدای دهه ۶۰ رفتيم تا از صفر تا صد ماجرا را از زبان خودشان بشنويم.

….

… قاسم و مصطفی زمان ورود تير خورده بودند. [مجاهدین] از داخل به در شليك و در را تكه‌تكه كرده بودند و بچه‌ها توانستند راحت وارد شوند. ممكن است ابوالقاسم موقع وارد شدن تير خورده باشد، چون پای يكی از بچه‌های خود ما هم قطع شده بود.

بعد هم كه ديداری نزد امام رفتيد…

ف. ع: بله، هيچ‌وقت امام را اين‌قدر بشاش و خنده‌رو نديده بودم. من هم جزو كسانی بودم كه رفتم و درست رديف جلو و روبه‌روی امام نشستم.

م. ت. م: آن موقع نمی گذاشتند ضبط ببری يا يادداشت كنی. بيرون كه آمديم مسئول التفاط آن‌جا بود و گفت: هر كسی هر چيزی را كه از اين جلسه يادش مانده است بنويسد كه بعداً همه را تجميع كنيم. بيرون آمديم و هر كسی هر چيزی را كه يادش ماند نوشت. آنچه را كه من تعريف كردم مسئول التفاط گفت: بارك‌الله! خيلي خوب است، از جمله اين كه امام تك تك ما را خوب نگاه كرد. همه منتظر بوديم امام مثل حرفهايی كه به بسيجی‌ها زد بگويد اين چهره‌ها را كه مي‌بينم به ياد جوانان صدر اسلام می‌افتم، ولی امام حرفهای سنگينی زد و بعد هم گفت: اگر آن رژيم چند سال ديگر مانده بود، همه شما را به فساد می‌كشيد.

ف. ع: اصلاً توقع نداشتيم امام چنين صحبتی بكند.

م. ت. م: آب يخ روی سرمان ريخت!

ف. ع: امام متوجه شده بود جنس‌های ما از آن جنس‌های ما از آن جنس‌های خاص است و مثل بقيه نيستيم. خداوكيلی هم فرق می كرديم و خيلی شيطان بوديم. امام درست می‌گفت اگر انقلاب نمی‌شد، شايد چيز ديگری مي‌شديم…

… آن زمان ما نفری ۲۵۰۰ تومان به بچه‌ها پاداش می‌داديم كه چون غالبا قبول نمی كردند به تبركی دست امام مي‌داديم…»

خبرگزاری سپاه پاسداران خامنه‌ای موسوم به فارس ۱۹بهمن۹۵


لینک ها :