Showing posts with label سازمان مجاهدین خلق ایران. Show all posts
Showing posts with label سازمان مجاهدین خلق ایران. Show all posts

Tuesday, 13 March 2018

هیزم‌بیار چهارشنبه ‌سوری کیه؟

هیزم‌بیار چهارشنبه ‌سوری کیه؟
1396/12/21


این روزها هر سایت و کانال و شبکه‌ مجازی و روزنامهی رو باز میکنی، با اولین خبر و اولین کلمه‌یی که روبه‌رو میشی عبارت چهارشنبه سوریی است.
حالا هر رسانه‌یی به مذاق و دلخواه خودش رفته توی داستان چهارشنبه‌ سوری و از خروجی مطلوب خودش بیرون اومده.
آخوندها که پیشتر از اساس منکر چهارشنبه ‌سوری بودن و اینو یه سنت خرافی؟! و ضداسلامی؟! و حتی به بیان آدمی مثل مرتضی مطهری، چهارشنبه‌ سوری رو یه سنت احمقانه می‌دونستند، زیر ضرب مخالفت مردم، الآن به نقطه‌یی رسیدن که ضمن حفظ فتاوی صدتا یه غاز خود اما در عمل، چهارشنبه‌ سوری رو به شرط و شروطی (یعنی چهارشنبه‌ سوری بی‌خطر = قاشق‌زنی و فالگوش ایستادن و آجیل خوردن و...) مجاز! شمرده و اساساً خودشون براش دم و دستگاه اجرایی حکومتی چیده و خلاصه به‌طور «دوفاکتو» اونو به‌رسمیت شناختن!

حالا البته با این تبصره که تمام هم و غم رسانه‌ییشونو صرف جلوگیری از اجرای مردمی مراسم و آتشبازی و در واقع آتشباریهایی کردن که جوونا در روز موعود به‌سر تا پای رژیم و نهادهای در دسترسش میکنن.

آخوندها که طعم آتشباری قیام به حداقل 60مقر نمایندگان خامنه‌ای در شهرستانها و آتشباری جوونا به حداقل 20حوزه جهل و جنایت آخوندی رو در همین قیام جاری مردم به چشم دیدن، تموم وحشتشون از اینه که شب چهارشنبه‌سوری که:

هم هوا تاریکه و شناسایی جوونا مشکل‌تر از قبل

و هم تجمع‌ مردم برای آتیش روشن کردن یه امر طبیعی و همگانیه

و هم ملت از قبل کلی برای اینکار تهیه و تدارک دیدن، مواد محترقه و منفجره آماده کردن

و از طرف دیگه آخوندها خودشون هم توی این دو سه ماهه بعد از قیام با جنایتهایی که در حق مردم کردن، آتش کینه و نفرت مردمی از خودشونو هر چه بیشتر درش دمیدن و آتیششو شعله‌ورتر کردن

حالا در همچین شرایطی یک فرصت مردمی بی‌نظیر هم طبق معمول سنواتی از راه رسیده و میدونو با تمامی اجزا و متعلقاتش برای مردم و جوونای زخم‌خورده از آخوندها به‌طور کامل «چیده» و آماده کرده!

و آخوندها هم جز روضه ایمنی و هشدار امنیتی و تهدید دستگیری و زندان حرف دیگه‌یی برای زدن ندارن، موندن این وسط چطوری صحنه به این خطرناکی رو جمع کنند؟

این از حساب آخوندها و تبلیغاتشون

اما تبلیغات نوع بعدی تبلیغات یه عده «الکی‌خوش» و پرت از مرحله ‌است که نشستن و اندر باب چیزهایی حرف میزنن و تبلیغ می‌کنن که در واقع، امر انجام‌شده تلقی میشه و حرفیست که از سکه افتاده. آدم‌هایی بی‌ارتباط با واقعیت که مستمراً توی بوق‌های کوچیک خودشون میدمن که «ما از چهارشنبه ‌سوری کوتاه نمیایم!» حتی اگه شده از روی یه چوب‌کبریت روشن توی حیات خونه‌مون بپریم! آدمهایی که خیال می‌کنن قد و قواره مشکل الآن در این حده! غافل از این‌که جوونای مملکت الآن در نقطه استفاده بهینه از این سنت دیرپای مردمی برای پیشبرد امر مبارزه با رژیم ایران‌ستیزی هستند که این روزها در موضعی کاملاً دفاعی قرار گرفته و نه تنها اجرای مراسم چهارشنبه‌ سوری رو پذیرفته بلکه خودش با دست خودش آمده و محل‌هایی رو برای اجرای حکومتی و کنترل‌شده اون مشخص و اعلام کرده و براش کلی پول و امکانات خرج کرده تا شاید مشکل بالغ‌شدن مراسم چهارشنبه‌ سوری به یک قیام آتشینو منتفی کنه یا حداقل جلوش سنگ بندازه.

خب به هر حال این نحوه طرح داستان چهارشنبه ‌سوری هم، برای خودش حقیقتاً که داستانیه و باید با متانت از کنارش گذشت و چیزی نگفت تا چرت بعضی‌ها نپره!

اما نوع سوم تبلیغات، تبلیغات مردمیه که آکنده از شعارهای آتشین و «دیکتاتوری سوز!» و تهاجمی است که چهارشنبه‌ سوری رو فرصتی ملی و مردمی برای شعله‌ورتر کردن آتش قیام اعلام می‌کنن و در و دیوار مملکت و رسانه‌های مردمی رو هم از این قضیه پر کردن

این سه دسته یا جماعت یا گروه همگی در شمار آتشبیاران معرکه چهارشنبه‌ سوری هستند، و طبعاً هر کدومشون به نوعی.

اما بین این سه گروه یا دسته یا جماعت، یکی هست که بیشتر از بقیه توی آتیش چهارشنبه‌ سوری «فوت»میکنه یعنی به قول معروف توی آتیش میدمه!

اون کیه؟

حافظان قدیمی و ملانقطی سنت‌های ملی و میهنی؟

مخالفان دیکتاتوری که همیشه در به در دنبال فرصتی مناسب برای آتش زدن بساط دیکتاتوری میگردن؟

یا خود نظام و دستگاه حکومتیش که الآن متولی رسمی مراسم شده و براش دستگاه اجرایی همراه با واحدهای امدادی! و کلی نیروی انتظامی!؟ به اضافه کلی قوانین تهدیدآمیز بازداشت و زندان و برخورد شدید با اخلالگران مراسم!؟ چیده و مستمراً هم این حرفها رو توی بوق میکنه

مثل این اطلاعیه دادستانی آخوندی که شنبه‌شب روی وایر خبرگزاریهای آخوندی رفت:


برای این‌که در شلوغی مطالب، حرف اصلی گم نشه سوالو دوباره تکرار می‌کنیم: هیزم بیار اصلی معرکه چهارشنبه‌ سوری کیه؟ کدوم یکی از این سه جریانه؟

شاید هر کس بسته به تمایلش به یکی از این سه دسته، جماعت خودش یا جماعت و دسته مطلوب خودشو معرفی کنه. اما فارغ از هر حب و بغض سیاسی و تعصب‌ گروهی و حزبی باید انصاف داد و گفت: هیزم‌بیاراصلی این معرکه آتشین خود آخوندا هستند!

آخوندها خودشون هیزم به آتش خشم و کین ملت می‌ریزن

آخوندها خودشون روی این توده عواطف زخم‌خورده و مجروج نمک میپاشن

آخوندها خودشون روی آتیش کین و نفرت مردمی از خودشون بنزین میریزن و این آتشو شعله‌ورتر می‌کنن

چطوری؟

خبر زیرو نگاه کنید. پاسدار سعید قاسمی که معروفه به خل‌بازی درآوردن و شلوغ کردن معرکه، اخیراً رفته مناطق زلزله‌زده کرمونشاه و یک کارگاه تولید کانکس و یه مقاطعه‌کاری خونه‌سازی راه انداخته و بعد هم شروع کرده به گرفتن عکس و مصاحبه و تبلیغات دوپولی آخوندی پاسداری که «ایهاالناس این ما پاسدارها هستیم که داریم برای زلزله‌زده‌ها خونه درست می‌کنیم، کانکس درست می‌کنیم و...»

اما وقتی که گزارش و مصاحبه‌شو میخونی به ناگاه احساس می‌کنی فشار خون رفت بالای 17– 18و الآنه که رگ گردنت بترکه!

پاسدار دجال رفته اتوبوس قراضه‌های چند ده سال مونده توی دپوی سپاهو که به لعنت یزید هم نمی‌ارزند برداشته برده توی مناطق زلزله‌زده، یه رنگ پاشیده روشون و جای خونه و کانکس به قیمت میلیونی داده به مردم مستاصل و مصیبت‌زده‌یی که هیچ پشت و پناه حکومتی ندارن که سهله، از حمایت‌های مردمی هم به‌علت ممانعت همین پاسدارهای آدمکش، محروم شدن.

بعد هم این پاسدار موجی شروع کرده به دمیدن در بوق تبلیغاتیش که: بله ما داریم مشکل مردمو حل می‌کنیم و اینهم البته از معجزات آقا (یعنی علی خامنه‌ایه)!

یک نگاه به عکس اتوبوس قراضه‌های حاج سعید موجی و آلونک‌های بلوکیش بکنید و یک نگاه هم به آپارتمانهایی که همین پاسدارها به سرکردگی همین خامنه‌ای ملعون و مدیریت پاسدار جنایتکار معدوم حسام خوشنویس (حسن شاطری) برای مزدوران حزب‌الشیطان در بیروت (پایتخت لبنان) ساختند بکنید و بعد ببینید چرا آخوندها اینهمه از آتیش خشم ملت و هر چی آتیشه مثل س... می‌ترسن!؟

عکس‌ها رو ببنید:


این، عکسی که می‌بینید عکس سه تا اتوبوس اسقاطیه که انداخته بودن توی دپوی اسقاطی‌ها و حالا سعید قاسمی اونها رو برده رنگ کرده و به جای کانکس و خونه داده به زلزله‌زدگان کرمونشاه. همین سعید قاسمی گفته بابت هرکدوم از این قراضه‌ها یک میلیون و پونصد هزارتومن هم گرفته!

اما عکس بعدی


اینهم یه خونه دست‌ساز سعید قاسمی و باندشه که ظاهراً فقط برای نمایش و عکس و فیلم‌برداری رنگ‌آمیزی شده یا شاید هم خونه‌یی باشه که روی به قول خودش «قدمگاه» خامنه‌ای، موقع رفتن به مناطق زلزله‌زده، درست کرده! عبارتی شرک‌آمیز که حاکی از همسان‌سازی یک آخوند بی‌مقدار با ائمه و معصومینه!

اما گذشته از این بحثها، وقتی به عکس و تصویر سایر خونه‌هایی که همین جماعت ضدایرانی، در دست ساخت دارن نگاه می‌کنید با یک چیز دیگه روبه‌رو می‌شید که هیچ شباهتی به این یکی ندارن

ببینیمشون:


بله اینهم محلهٴی هست که خونه‌ها رو (که معلوم نیست بابت هرکدومشون چندین میلیون یا میلیارد پول می‌گیره) در اون ساخته. (اینو در قیاس با اتوبوس‌های اسقاطی می‌گم که برای رنگ کردنشون یک و نیم میلیون گفت گرفته!) بله خونه‌ها رو میشه پشت سر سعید قاسمی دید. چندتا خونه بلوکی که با عکس و تفصیلات و کلی تبلیغ، مایه یک مصاحبه آن‌چنانی هم برای سعید قاسمی شده توی رسانه‌ها.

اینهم کلیشه یکی از مصاحبه‌های پاسدار سعید قاسمی درباره «شاه»کارش برای زلزله‌زدگان کرمونشاه!


در این مصاحبه سعید قاسمی کلی از شاهکار اتوبوسیش صحبت کرده، عکس یادگاری در «پز»های مختلف با «فیگور»های متعدد گرفته و بعد هم تیتر زده: معجزه آقا در کرمانشاه!

اصل صحبت این نوشته چی بود؟

هیزم‌بیار اصلی چهارشنبه ‌سوری کیه؟

اینجا معجزه آقا!؟!؟ یعنی سید علی خامنه‌ای رو برای مردم ایران و آدمکش‌های حزب‌الله لبنان ببینید و قضاوت کنید که چه کسی بنزین روی آتش خشم ملت میریزه؟



اینها آپارتمانهاییه که خامنه‌ای ضدایرانی برای مزدوزان لبنانیش ساخته. اسم منطقه هست ضاحیه. در حاشیه بیروت پایتخت لبنان قرار داره و یکی از مراکز اصلی رژیم در منطقه است.

سهم مردم مصببت‌زده و زلزله‌دیده ما اتوبوس اسقاطی و چهارتا اتاقک بلوکی به اسم ویلاست.

اما به مزدورهای حزب‌الله که می‌رسه، این آپارتمانهای شیکو می‌سازن! حتی کرایه‌خونه ساکنان این آپارتمانها رو هم تا آماده شدن، همین خامنه‌ای داده! این مطلبو یکی از خانم‌های ساکن همین مجموعه در یک مصاحبه تلویزیونی و در تشکر از آقا! گفته

آخوندها حتی خیابونهای حزب‌الله رو هم براشون آذین بستن!


روشن نیست چرا این امامزاده جعلی و دجال‌مرام، در لبنان این‌قدر خوب و قشنگ معجزه می‌کنه اما وقتی به مردم خودمون میرسه این‌قدر چلاق و مافنگی میشه؟!



به نظر م اینهم یکی از اون حساب معوقه‌های نظامه که اگه واقعاً پس از سرنگونی چیزی ازشون باقی موند، باید در دادگاه صالحه مردم، جوابگوش باشن اما گذشته از آنچه که روزی نه چندان دور انشاالله در دادگاههای مردم در حق این جماعت ضدبشر و ضدایرانی خواهد رفت باز هم برگردیم به سوالی که در ابتدای این نوشته به آن وارد شدیم:

هیزم‌بیار و هیزمکش آتش چهارشنبه‌ سوری کیه؟

کیه که بنزین روی آتش خشم مردم میریزه؟

کیه که لحظه به لحظه به کینه و نفرت مردم از این نظام سراپا فاسد و آدمکش و بیگانه با ایران و ایرانی اضافه می‌کنه؟

کبریتشو میزنه

درآتشش میدمه، فوتش میکنه و بعد هم احمقانه فریاد میزنه آی آتیش زدند آی....

البته جوونای عاصی و جون به لب رسیده ایران منتظر تقویم و سررسید نامه مناسبت‌های سال نمی‌مونن و مثل قیام دی هر جا که اراده کنن آتیش می‌کشن به ریش و ریشه آخوندها و معجزاتشون!

سلام به چهارشنبه سوری!

Monday, 12 March 2018

«آتش جواب آتش!» برآمده از عمق ضمیر آگاه یک ملت - علیرضا معدنچی

«آتش جواب آتش!» برآمده از عمق ضمیر آگاه یک ملت - علیرضا معدنچی
ایران
1396/12/21





در مورد چهارشنبه ‌سوری که اکنون از یک سنت قدیمی به‌ یک کارزار ملی‌ گراییده، آشفتگی غریبی در رژیم مشاهده می‌شود، با انبوهی ضد و نقیض‌گویی‌های گاه مضحک.
شکست رژیم در جنگ برای محو چهارشنبه سوری

واقعیت این است که رژیم آخوندی در جنگ سالیان خود، برای طرد و محو سنت چهارشنبه‌ سوری، به‌عنوان «خرافات»، «هنجارشکنی ضداسلامی»، «سنت غیرعقلانی و آسیب‌رسان» و... شکست خورد. نشانه‌های نمایان این شکست اکنون پیش‌روی همگان است؛ رژیم به‌تدریج از تخطئه چهارشنبه ‌سوری کوتاه آمده و اکنون گماشتگان خامنه‌ای که خود او پیش از این حکم به‌ حرمتش داده بود، در نمایش‌های جمعه آن را به‌رسمیت می‌شناسند. من باب مثال آخوند کاظم صدیقی، نماینده خامنه‌ای، در اشاره به‌ «مسألهٴ چهارشنبه سوری» گفت: «اسلام ما با سنتهای ملی هیچ‌وقت مقابله نکرده». (1)

صریح‌تر و واضح‌تر از صدیقی، آخوند محمدجعفر منتظری، دادستان کل رژیم، به شکست رژیم اعتراف کرد و گفت:‌ «نمی‌توانیم و نباید به‌ مبارزه با این مراسم کهن و قدیمی که ایرانیان از سالهای بسیار طولانی داشتند... مخالفتی داشته باشیم». (2)

هر دو باند رژیم تلاش و تقلای زیادی در توجیه این شکست و عقب‌نشینی می‌کنند و از جمله می‌کوشند توضیح دهند که چرا «در سالهای اخیر متأسفانه این رسم شیرین جایش را به ‌ترقه‌بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است». (3)

برخی آن را «تخلیه هیجانات اضافی جوانان» قلمداد می‌کنند، برخی این پدیده را «هنجارشکنی‌هایی که ریشه در فرهنگ وارداتی غربی دارد» می‌خوانند و برخی نیز صرفاً ابراز حیرت و تعجب می‌کنند که چرا و چگونه در سالهای اخیر «چهارشنبه سوری به‌ چهارشنبه سوزی» و «خیابانهای شهر به‌ میدان جنگ» تبدیل شده است؟

برخی نیز شرمگینانه و ضمن تلاش برای رقیق کردن آن، می‌نویسند: «کم‌کم چهارشنبه‌ سوری برای شرکت‌کنندگان و نیروهای انتظامی به‌ بازی قایم‌باشک تبدیل شد». روشن است که منظور نویسنده از «بازی قایم‌باشک» جنگ و گریزی است که در هر چهارشنبه ‌سوری میان جوانان به‌جان آمده با نیروی سرکوبگر انتظامی در خیابانها جریان دارد. (4)

تئوری‌بافیهای شبه‌علمی برای تحریف حقیقت

قصد این توجیه‌گران حکومتی، با تئوری‌بافیهای شبه‌علمی، پنهان کردن موضوع اصلی است که از قضا بسیار ساده و روشن است. موضوع، پاسخ «نه» ملت ایران به‌ حاکمیتی است که میهنشان را اشغال کرده و بدتر از هر اشغالگر خارجی بلا و مصیبت بر مردم نازل کرده است. شعار «می‌جنگیم، می‌میریم، ایرانو پس می‌گیریم» بازتاب همین ادراک و آگاهی ملی است. مردم از هر بهانه و رویدادی برای نشان‌دادن عمق کینه و نفرت خود از این حاکمیت استفاده می‌کنند. حاکمیتی که آنها را از همه‌ مواهب زندگی و حتی هوای سالم محروم کرده و همهٴ ثروتهای بیکران میهنشان را به‌یغما برده و جز جنگ و ویرانی و فقر و مصیبت به‌ارمغان نیاورده است.

در همین رابطه چهارشنبه‌ سوری یک فرصت بسیار مغتنم است که مردم، پیام خود را به‌ رساترین وجهی و با همان زبانی که او می‌فهمد به‌ گوش این دشمن اشغالگر و به‌ همهٴ دنیا می‌رسانند.

در حالی‌که این دشمن، سلاح متعلق به‌ ملت را از آنها ربوده و در انحصار خود گرفته، کلام مردم با این دشمن، ناگزیر ترقه و بمب صوتی و آتش است. مردم ایران به‌ این ترتیب به‌ رژیم پیام می‌دهند که این آتش (چهارشنبه سوری) پاسخ نمادین آن آتش سلاحی است که تو دشمن ضدبشر از ما ربوده و به ‌سینهٴ فرزندانمان شلیک می‌کنی! تا باشد در روزی که چندان دور نیست آن را از تو باز پس بگیریم.

آری، همان‌گونه که در بیانیه شماره 2فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران آمده: «حق مسلم رزمندگان آزادی و کلیهٴ واحدهای ارتش آزادیبخش ملی که برای دفاع از خلق و میهن و برای جلوگیری از خونریزی توسط سپاه و بسیج و اطلاعات آخوندی مجهز و آماده شوند. تمامی سلاحها و امکانات متعلق به‌ مردم ایران و فرزندان دلیر این خلق بپاخاسته است».

عطش و اشتیاق تهاجم به‌ نیروهای سرکوبگر و مراکز غارت و سرکوب رژیم در جریان قیام دیماه در دهها و صدها نقطه و در بیش از 140شهر کشور به‌منصهٴ ظهور رسید. این اشتیاق آن‌چنان است که فرماندهان و مسئولانکانونهای شورشی را وا‌می‌دارد در برخورد با انبوه جوانان قیام‌آفرین به‌عنوان اولین آموزش، آنها را قانع کنند که زیرساخت اقدام مؤثر، برای به‌زیر کشیدن رژیم جبار حاکم، ایجاد تشکلهای انقلابی می‌باشد. بر این مبنا اگر تیمها، دسته‌ها و یکانهای شورشی در جریان پراتیک انقلابی ساخته و آبدیده شوند، به‌دست آوردن ابزار جنگ کار چندان دشواری نخواهد بود.
واجب‌تر از نان شب!

در یک کلیپ ویدیویی که توسط ارگانهای رژیم ساخته شده، عنوان شده که مردم ایران در چهارشنبه سوری، 8650میلیارد ریال را می‌سوزانند و دود هوا می‌کنند و به‌طور احمقانه‌یی دل سوزانده بود که با این پول چقدر خانه و مدرسه و بیمارستان می‌توان ساخت و چه تعداد نهال و درخت می‌توان غرس کرد و غیره... (5) صرف‌نظر از این‌که این حرفها از رژیمی که هست و نیست ملت ما را در جنگ ۸ساله و در تلاش ناکام برای دستیابی به‌ بمب اتمی یا در ساخت موشکهای بالستیک یا در جنگ و کشتار مردم سوریه به‌باد فنا داده، خنده‌دار است و نشانهٴ نهایت وقاحت آخوندهای حاکم؛ اما پرداخت این هزینهٴ مادی، از جانب مردم ایران، نمود دیگری از اراده و اشتیاق ملی برای رساندن همان پیام جنگ به‌رژیم ضدبشری حاکم است.

به‌خصوص که این هزینه، غالباً از طرف مردم فقرزده‌یی پرداخت می‌شود که برای گذران زندگی ناگزیرند از ضروری‌ترین مواد غذایی خود نیز صرف‌نظر کنند؛ بنابراین باید پرسید این کدام نیاز است که آنان را وامی‌دارد که از نان شب خود بزنند و ترقه و فشفشه چهارشنبه ‌سوری را تهیه کنند؟ آیا نیاز به ‌یک شادی آنی و زودگذر؟ نیاز به‌ تخلیه هیجانات جوانی؟ و... یا پاسخ به‌حیاتی‌ترین نیاز هر انسان زنده، یعنی آزادی! آری مردم ایران اگر شده از نان شبشان می‌زنند تا با زبان آتش و صدای انفجار به ‌رژیم و به ‌همهٴ دنیا این پیام را برسانند که این فاشیسم تبهکار مذهبی را نمی‌خواهند؛ تا بن استخوان با آن دشمن‌اند و به ‌آن اعلان جنگ داده‌اند.

آری، شعار «آتش جواب آتش» که ارتش آزادیبخش ملی به‌عنوان شعار اصلی کارزار چهارشنبه ‌سوری مطرح نموده، شعاری است که از عمق جان و ضمیر آگاه ملت ما برآمده و نشأت گرفته است. ملتی که برای به‌کف آوردن گوهر آزادی با تمام توان به‌میدان آمده است.



پانویس: ــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ نمایش جمعهٴ تهران ـ 19اسفند 96

2ـ تلویزیون رژیم ـ 19اسفند 96

3ـ سایت حکومتی فردا ـ 21اسفند 96

4ـ روزنامه‌ حکومتی شرق ـ 20اسفند 96

5ـ سایت حکومتی فانوس ـ 20اسفند 96

مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان


مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان

CATEGORIES // پیام‌ها

حق‌آبه کشاورزان اصفهان، حقوق معوق‌مانده کارگران و حق‌آزادی و حاکمیت ملت ایران در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است

درود به پایداری کشاورزان ستمدیده ورزنه اصفهان و جوانان غیوری که به حمایت از آنها برخاستند و با پایداری و تهاجم با سنگ و چوب، به مزدوران سرکوبگر و یگان‌ ضدشورش خامنه‌ای، آنها را وادار به عقب‌نشینی کردند.


خیزش کشاورزان ورزنه و مردم و جوانان شرق اصفهان، هم چون اعتراض‌های کارگران فولاد‌سازی یا نیشکر هفت‌تپه یا اعتصاب مردم بانه، بخشی از جنبش اعتراض و قیام در برابر نظامی است که مردم ایران و به خصوص زحمتکشان شریف میهنمان را به‌خاک سیاه نشانده است. در همین ورزنه و شرق اصفهان، بسیاری از کشاورزان به‌ناچار محل سکونت و کشت و کار خود را ترک کرده و برای یافتن کار روانه شهرهای دیگر شده‌اند و کم‌ نیستند مردم شریف و زحمتکشی که به خاطر سیاست‌های تبهکارانه این رژیم، به‌نان شب محتاج‌اند. 
بله، گرسنگی دهها میلیون ایرانی، بحران سراسری آب و فجایع زیست محیطی ناشی از خشک شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌ها که حتی نفس کشیدن را هم در بسیاري نقاط کشور ناممکن کرده است، پیامد حکومت تبهکار آخوندهاست که به خاطر سیاستهای تبهکارانه و جنگ افروزی و دخالت در کشورهای منطقه، ایران را به ‌شوره‌زار و کشتزارها را به ‌برهوت تبدیل کرده است.
کشاورزان شرق اصفهان فریاد می‌زنند «روحانی دروغگو -زاینده رود ما کو؟».
و شعارهای مردم در قیامهای سراسری دیماه این بود که: «آخوند خدایی می‌کند، ملت گدایی می‌کند» و«آخوندها حیا کنید، مملکت را رها کنید». 
بله، امروز از حق‌آبه کشاورزان اصفهان و حقوق معوق‌مانده کارگران، تا حق‌آزادی و حق حاکمیت ملت ایران، تماماً در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.

Saturday, 10 March 2018

مجاهدین خلق، ستون پنجم یا میهن‌پرست؟!- قسمت سوم: جنگ این گونه ادامه یافت! (آمار تلفات و خسارات جنگ…)- چه می‌شد کرد؟ خمینی چگونه مجبور به آتش بس شد؟ خمینی، جنگ ۸ ساله و مجاهدین خلق اسفند ۱۳, ۱۳۹۶

مجاهدین خلق، ستون پنجم یا میهن‌پرست؟!- قسمت سوم: جنگ این گونه ادامه یافت! (آمار تلفات و خسارات جنگ…)- چه می‌شد کرد؟ خمینی چگونه مجبور به آتش بس شد؟ خمینی، جنگ ۸ ساله و مجاهدین خلق
اسفند ۱۳, ۱۳۹۶


جنگ این‌گونه ادامه یافت! و خمینی نپذیرفت که آتش جنگ خاموش شود!

به استناد اسنادی که اساساً متکی به منابع حکومتی است و در این مجموعه به آنها اشاره شد، جنگ ۸ ساله توسط خمینی، زمینه سازی شد تا سرانجام در خرداد ۱۳۶۱ با آزادی خرمشهر و عقب نشینی رسمی و اعلام شده عراق به مرزهای بین المللی، آن جنگ ویرانگر به نقطة صفر خود بازگشت. 

در این نقطه امکان توقف زدن به این جنگ خانمانسوز فراهم شد.

از آن تاریخ به بعد، دوباره میانجی‌های بین‌المللی با حمایت مالی کشورهای عربی روانه منطقه شدند تا با پرداخت غرامت و بازسازی مناطق جنگ‌زده و پیگیری حقوقی مسالة تجاوز، آتش جنگ را خاموش کنند. اما باز هم خمینی نپذیرفت!

***

نگاهی به جنگ و تلفات آن، قبل و بعد از آزادی خرمشهر

و بیرون کشیدن قوای عراقی به مرزهای بین المللی

رفسنجانی روز ۷ مهر ۱۳۷۹ در گفتگو با روزنامة جمهوری اسلامی گفته بود: ” امام به عنوان فرمانده کل قوا، با مسائل نظامی آشنا نبود… .وقتی عملیاتی مانند والفجر، شکست می‌خورد و ناموفق می‌شد، اسمش را والفجر مقدماتی گذاشتند که درعملیات بعد جبران کنند!

نظر امام بر ادامه جنگ، قاطع بود. حتی اجازه نمی‌دادند که این بحثها خدمت ایشان مطرح شود“. 

محسن رضایی سوم مهر ۹۵ در مصاحبه با تلویزیون رژیم گفت: ”در سال اول جنگ، راهبرد نظامی نداشتیم!“ … در ”سلسله عملیات والفجر“ همان مرحلة اول، کافی بود و نباید مراحل بعدی اجرا می‌شد! و رضایی همانجا گفت: ”در کربلای ۴ هم باید گردان‌ها را کم می‌کردیم!“

***

اکنون سؤال مردم و تاریخ ایران از خمینی و جانشیانش به این شرح عنوان می‌شود که: 

وقتی استراتژی جنگی نداری! وقتی با مسائل نظامی آشنا نیستی! وقتی طرح صلح خودت را که به سازمان ملل هم برده‌ای و دشمن هم باضافة ملل متحد آن را پذیرفته، وقتی دشمن به مرزهای بین المللی عقب نشینی کرده و کشورهای عرب‌هم آماده‌اند خسارت‌های جنگ تو را بدهند و مذاکره و دادگاه را هم، همة طرف‌ها منجمله عراقی‌ها پذیرفته‌اند، خرمشهر هم آزاد شده! چرا جنگ را ادامه دادی؟ 

به تلفات جنگ تا مقطع خرمشهر و تلفات بعد از آن تا پایان جنگ نگاه کنید و جواب خانواده‌های داغدار و متلاشی شده را از خمینی و جانشینانش بخواهید.

تفاوت نزدیک به ۲میلیون کشته و مجروح است! ۲ میلیون!= ۲۰۰۰۰۰۰ نفر!!!

***

نگاهی به آمار: ۲ میلیون کشته و مجروح! تلفات جنگ 

طبق آمار رسمی رژیم، که در سایت مرکز ستاد تحقیقات دفاع مقدس و تمامی دیگر سایت‌های مشابه منتشر شده، ایران تا مقطع آزادی خرمشهر، بین ۱۴ تا ۲۰ رشته عملیات انجام داد که تعداد کشته‌های عراقی اعلام شده توسط ایران برابر با ۴۵ هزار و ۲۲۰ نفر است.

در همین منابع حکومتی رژیم، تعداد تلفات ایران تا آن زمان، برابر با ۶ هزار و ۴۳۵ نفر اعلام شده بود. هرچند این عدد باید اشتباه باشد و تعداد تلفات واقعی را باید حداقل ۷-۸ برابر این عدد تخمین زد. یعنی چیزی حدود ۵۰ هزار نفر.

اگر جنگ در همان مقطع که امکان صلح شرافتمندانه در دسترس بود، خاتمه پیدا می‌کرد جان نزدیک به دو میلیون ایرانی و عراقی نجات پیدا می‌کرد. 

آمار تلفات پایان جنگ در سال ۶۷ ، چیزی برابر با ۲ میلیون نفر اعلام شد ! 

اما خمینی و دستیاران جنایتکارش یعنی خامنه‌ای و رفسنجانی و تمامی عناصر فعلی حاکمیت، جنگ را ادامه دادند تا جایی که خمینی می‌گفتاگر جنگ ۲۰ سال هم طول بکشد ادامه می‌دهیم! 

برای اطلاع بیشتر به مقاله جنگ ایران و عراق- رازهای در محاق(جعبه سیاه جنگ ایران و عراق- گزارش ویژه)- سازمان مجاهدین خلق ایران در لینک زیر مراجعه کنید.

https://www.mojahedin.org/i/news/205477


***

چه می‌شد کرد؟

در ایران و شاید در جهان، به جز خمینی و ایادی جنایتکار او و یک یا دو کشور متحدش، هیچ حزب، گروه، دسته یا حتی کشوری نبود که خواهان پایان یافتن جنگ نبود.

اما در مقام عمل، هیچ‌کس اقدامی برای ختم جنگ انجام نمی‌داد! حتی بعد از آزادی خرمشهر که تمایل به صلح در مردم ایران هم به خواسته اکثریت تبدیل شده بود باز خمینی نگذاشت که جنگ پایان پذیرد. کسی باید پیدا می‌شد و از نام و آبروی خود می‌گذشت و جنگ را تمام می‌کرد و به آن خونریزی جنایت‌کارانه، به بیوه شدن زن‌ها و یتیم شدن کودکان! به ویرانی شهرها و نابودی روستاها! خاتمه می‌داد.

تنها کسی که شجاعت انجام این کار را داشت مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق ایران بود.

مسعود رجوی پس از بیرون کشیدن قوای عراقی از خرمشهر و بازگشت عراق به مرزهای شناخته شده بین المللی به امضای قرارداد صلح با وزیر خارجه عراق در پاریس مبادرت کرده و رسماً اعلام کرد که قرارداد صلح را اگر خمینی بپذیرد، وی حتی بعد از سرنگونی خمینی به الزامات آن ملتزم خواهد بود.

خمینی چگونه مجبور به آتش بس شد؟

قدرت ارتش آزادیبخش و حضور مجاهدین در تهران و قیام مردم

اما خمینی پای صلح نیامد.

سپس مجاهدین نامشروع بودن آن جنگ ضدمیهنی را در اکثر پارلمان‌های دنیا به ثبت دادند.

پس از آن، مجاهدین اقدام به درهم شکستن ماشین جنگی خمینی کردند.

سرانجام خمینی ناگزیر از پذیرش قطعنامة ۵۹۸ و آتش بس با عراق در تیر۱۳۶۷ شد. چرا که خمینی خطر ارتش آزادیبخش را کنار گوش خود در تهران حس کرد. آنجا که مجاهدین در عملیات چلچراغ با فتح شهر مهران شعار داد امروز مهران فردا تهران. خمینی از ترس سرنگونی به دست ارتش آزادیبخش ، جام زهر آتش بس را سرکشید و گرنه تا به خمینی بود همواره این شعار را می‌داد که تا آخرین خشت خانه در تهران جنگ را ادامه خواهد داد.

خمینی جام زهر را سر کشید تا جلوی حضور ارتش آزادیبخش در تهران و قیام مردم خسته از جنگ و خونریزی را سد کند و این چنین بود که از چیزی که می‌ترسید یعنی توقف جنگ را پذیرا شد هرچند هرگز حاضر به امضای قرارداد صلح نشد.

***

پاسدار اسماعیل کوثری روز ۱۹ تیر ۱۳۸۷ در مصاحبه با روزنامه جوان گفت: «دشمنان, توطئه‌های واقعاً گسترده‌ای را طرح ریزی کرده بودند, چون منافقین قبل از عملیات فروغ جاویدان, در مهران, عملیاتی به زعمِ خود موفقیت آمیز انجام داده بودند, و شعارِ ”امروز مهران فردا تهران“ را هم یکی دو ماه قبل, مطرح کرده بودند, بنا براین, با در اختیارگرفتنِ انواع سلاح‌های سنگین و نیمه سنگین همچون نفربر و غیره, خود را سازماندهی کرده بودند.

پذیرش قطعنامه از سوی حضرت امام, تمام این توطئه‌ها را خنثی کرد ».


در آخرین قسمت بحث فوق به موضوع زیر خواهیم پرداخت:

حرف آخر- سؤال آخر و جواب آخر

خلاصه مطلب و نتیجه گیری که مجاهدین خلق ستون پنجم یا میهن پرست

پایان قسمت سوم

ادامه دارد

Thursday, 8 March 2018

«نتیجه سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران چیست؟» مقاله‌ای در فوربز به قلم حشمت علوی

«نتیجه سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران چیست؟» مقاله‌ای در فوربز به قلم حشمت علوی
۱۳۹۶-۱۲-۱۸
«نتیجه سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران چیست؟» مقاله‌ای در فوربز به قلم حشمت علوی

حشمت علوی طی مقاله‌ای در سایت فوربز به بررسی سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران می‌پردازد او در این مقاله تنگناهای نظام ایران در عرصه بین‌المللی و داخل کشور را نشان می‌دهد.

سفر ژان ایو لودریان به تهران پیش و پس از آن، واکنش‌های بسیاری را در میان مطبوعات ایرانی و غربی برانگیخت. این سفر از آن زاویه دارای اهمیت بود که پاسخ نظام ایران به ضرب‌الاجل ترامپ برای تصحیح برجام را منعکس می‌کرد؛ رئیس جمهور آمریکا اعلام کرده است بدون تغییراتی که تضمین کند نظام ایران برای همیشه از دسترسی به بمب اتمی محروم خواهد بود از برجام بیرون خواهد رفت؛ تغییراتی که در توسعه‌ی آن به برجام‌های منطقه‌ای و موشکی علیه سپاه راه خواهد برد.
حشمت علوی طی مقاله‌ای با عنوان «نتیجه سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران چیست؟» که در سایت فوربز منتشر شده است به این موضوع می‌پردازد.
به نوشته‌ی فوربز «در حال حاضر فرانسه نقش رهبری اروپا در مذاکرات با رژیم را برعهده دارد. لودریان در سفر به تهران در مورد شروط ترامپ برای تغییر برجام و موضوعات منطقه‌یی با مقامات رژیم صحبت می‌کند.»
در همین رابطه خبرگزاری فارس نوشت که فرانسه به نمایندگی از آمریکا و سایر کشورهای اروپایی به سراغ نظام ولایت فقیه آمده است تا شروط ترامپ را به پیش ببرد.

شروط ترامپ

براساس آنچه رئیس جمهور آمریکا در روز اعلام التیماتوم ۱۲۰ روزه‌اش خطاب به کنگره اعلام کرد او خواهان افزودن چهار شرط به برجام است:
«اول، مصوبه باید از ایران بخواهد که فورا به بازرسان بین‌‌المللی اجازه دهد از همه سایت‌هایی که می‌خواهند بتوانند بازرسی کنند.
دوم، مصوبه باید اطمینان دهد که ایران هیچگاه به داشتنِ یک سلاح اتمی نزدیک نخواهد شد.
سوم، بر خلاف توافق اتمی [برجام]، این موارد باید هیچ تاریخ انقضایی نداشته باشند. سیاست من این است که همه راه‌های ایران به سمت سلاح اتمی را ببندم، نه فقط برای ده سال، که برای همیشه.
اگر ایران به یکی از این موارد عمل نکند، تحریمهای اتمی آمریکا بطور اتوماتیک احیا خواهند شد.
چهارم، باید به‌طور مشخص در مصوبه قید شود که براساس قانون در آمریکا، برای نخستین بار، برنامه موشک با برد بالا و برنامه اتمی غیرقابل تفکیک شناخته می‌شود و توسعه و آزمایش موشکها باید با تحریمهائی شدید مواجه شود.»
او در همان بیانیه خطاب به سایر طرف‌های بین‌المللی گفته بود: «آنهایی که، به هر دلیلی، تصمیم بگیرند با ما همکاری نکنند، جانب جاه‌طلبی‌های هسته‌ای رژیم ایران را می‌گیرند و در مقابل مردم ایران و ملت‌های صلح‌طلب جهان قرار خواهند گرفت.»[بیانیه ترامپ درباره‌ی برجام چه می‌گوید؟]

ترامپ سپس علاوه بر موارد فوق این سه زمینه را نیز برای همکاری با اروپا درباره نظام ایران اعلام کرد: «حقوق‌بشر، تهدیدات سایبری و فعالیتهای مالی سپاه پاسداران»[شروط جدید ترامپ برای اولتیماتوم ۱۲۰ روزه‌اش؛ نظام ولایت فقیه تهدید را جدی می‌گیرد]

فوربز در ادامه می‌نویسد: اظهارات حسن روحانی در دیدار با لودریان حکایت از نگرانی‌های عمیق نظام ایران در مورد آینده‌ی برجام دارد. روحانی خطاب به لودریان گفت: «برجام آزمایشی برای همه طرفها است و لغو آن منجر به پشیمانی برای همگان خواهد شد.»

زمان سفر

فوربز در ادامه موضوع دیگری را نیز مورد توجه قرار می‌دهد و آن هم زمان این سفر است.
« باید موضوع زمانبندی این سفر را هم در نظر داشته باشیم چرا كه درست پیش از سفر نخست‌وزیر اسراییل به آمریکا طراحی شده است؛ سفری که موضوع اصلی آن ایران است.
۲هفته بعد هم ولیعهد عربستان به آمریکا می‌رود که این سفر هم در رابطه با دخالتهای منطقه‌یی رژیم انجام می‌شود. نقش تهران در سوریه نگرانیهایی را ایجاد كرده است.»
«و سرانجام ماه آینده هم، زمان دیدار ماکرون – از موضع رهبری اروپا در بحث برجام – با ترامپ است.»

دو راهی

به نوشته‌ی فوربز «هدف سفر لودریان به ایران را می‌توان اعمال فشار جدی از طرف ترامپ و شروط او توصیف كرد. تهران به شدت نگران خواهد بود، با اشراف به اینكه همه ملاقاتها در گفتگوهای ماكرون در واشینگتن به بلوغ خواهند رسید. دو هفته بعد از آن ترامپ تصمیم خود در مورد برجام را اعلام خواهد كرد.
این مسأله تهران را در برابر یك مشكل جدی می‌گذارد. تن دادن به شروط جدید جهت حفظ برجام منجر به ضربه‌یی استراتژیك خواهد شد، كه حداقل آن كاهش برنامه موشكهای بالستیك و نفوذ نظام ایران در خاورمیانه می‌باشد. نظام ایران این دو ركن را افتخار و عمق استراتژیك منطقه‌یی خود می‌داند.»
اما تصمیم برای رد شروط واشینگتن بطور یقین باعث بازگشت تحریمهای فلج كننده برای تهران خواهد بود.»

پهنه‌ی داخلی