Showing posts with label چهارشنبه‌سوری. Show all posts
Showing posts with label چهارشنبه‌سوری. Show all posts

Tuesday, 13 March 2018

ٰچهارشنبه سوری و مشکلات رژیم!


ٰچهارشنبه سوری و مشکلات رژیم!
1396/12/20

تا چهارشنبه‌سوری چیزی باقی نمانده.
ظاهراً چهارشنبه‌سوری هم سنتی است مثل دیگر سنن ملی، چیزی از جنس نوروز و سیزده بدر. اما حقیقتاً چیزی است ورای دیگر سننی که سالها و سده‌ها در کنار ش نشسته بودند. یا اگر دقیق‌تر بگوییم حداقل حالا دیگر چهارشنبه‌سوری آن چهارشنبه‌سوری دهه‌های قبل نیست. تفاوت کرده! نسبت به گذشته خودش هم تفاوت کرده، فرصتی شده برای درافتادن مردم با دیکتاتوری!
جشنی ساده و آیینی قدیمی که اینک تجدید حیات کرده، چیزی بایسته روزگار حاضر شده، آن‌چنان که از دیگر آیین‌هایی که قرن‌ها با همدیگر زیسته بودند، به کلی ممتاز شده،
حقیقتاً که چهارشنبه سوری، با خیزی بلند خود را از دایره بسته رسوم مربوط به دوران و تمدن زراعی جدا کرده و تا حد پدیده‌یی نوین و کارآمد در زندگی مدرن امروزی فرا رفته. امکان و موقعیتی که توده‌ها با هر اندیشه و قومیتی آن را هم‌چون ظرفی و فرصتی برای در افتادن با دیکتاتوری حاکم بر ایران، غنیمت شمرده و از آن حداکثر استفاده را می‌کنند. و این همان چیزی است که آخوندهای حاکم بر ایران به‌شدت از آن وحشت دارند.

طی روزهای اخیر و به‌ویژه همین چند روزه آخری که به برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری باقی مانده، بی‌اغراق تمامی رسانه‌های حکومتی از روزنامه‌ها گرفته تا رادیو تلویزیون دولتی و حتی شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی خرج مقابله با چهارشنبه‌سوری مردمی و ممانعت از برگزاری آن یا حداقل مهار آن شده!

حتی فراتر از این تمامی نهادهای حکومتی و دولتی گوییا که سهمیه مقابله با چهارشنبه‌سوری از مدیران خود گرفته‌اند که سران و مسولانشان یکی یکی و به نوبت جلوی دوربین تلویزیون و مقابل میکروفون رادیو آمده و تلاش می‌کنند با خرج کردن خود، با هشدار دادن، با تهدید به بازداشت و زندان کردن، با تطمیع کردن برای شرکت در ورژن حکومتی مراسم، و با هزار ترفند و توطئه دیگر، مانع برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری مردمی شوند.

علت چیست؟

علت بنیادین این مسأله که یک مراسم سنتی ساده به صحنه و ساعت رزم عمومی و سراسری مردم با حاکمیت تبدیل شده چیزی نیست جز سرکوب وحشیانه‌ای که آخوندها به مردم اعمال کرده و می‌کنند!

سرکوبی که تمامی امکانات نفس کشیدن آزاد مردم را حتی در شخصی‌ترین و نهانی‌ترین اندیشه‌هایشان در مخمصه قرار داده و هر«تخلفی» از نرم‌های حکومتی را نه فقط معادل یک «جرم» بلکه عین یک «گناه» قلمداد کرده! و آن را نماد مخالفت با خداوند و خالق هستی دانسته و مستوجب سخت‌ترین عقوبتها دانسته و بدتر این‌که همه این مزخرفات را به لباس قانون هم در آورده و متخلفین را با تمسک به قانون ضدبشری‌اش، مشمول یک سرکوب سیستماتیک، سراسری و مستمر می‌کند! جنایتی که پس از نزدیک به ۴دهه، امان مردم را بریده و کار را به قیامی سراسری کشانده و

اما در تمامی این دهه‌ها مردم به آرامی و با طمأنینه خاص تحولات اجتماعی و با آزمودن تمامی راههای ممکن و در دسترس و با عبور از راهکارهای سهل و ساده، به راه‌کار نهایی و کارآمدترین راه‌کار رسیده‌اند، راهکاری آتشین که مقاومت ایران با تکیه به شناخت عمیق خود از موجودیت آخوندی حاکم و در جریان یک پراتیک جانکاه دو و نیم ساله کمر به حل آن بسته. پراتیکی تماماً مسالمت‌آمیز با تلاشی مسئولانه برای حل اصولی تضاد بین مردم و حاکمیت ضدمردمی.

تلاشی که بیش از همه و پیش از همه بنیانگذار جنایتکار و دجال‌وش نظام ولایت‌فقیه با آن ضدیت داشت و همو بود که با تعطیل کردن تمامی نهادهای اجتماعی، سازمانهای غیردولتی مستقل و احزاب مردمی، سنگ‌های دفاع از مردم را بست و سگ‌های هار ولایت را بند گشود تا مردم را از هم بدرند.

از همین‌روست که اینک مردم با آزمودن تمامی امکانات در دسترس به راهی روی آورده‌اند که اولین دستمایه‌اش «آتش» است!‌

تمامی‌ترس و وحشت رژیم هم از همین موضوع است. وحشتی که همه ساله مثل بیماری «تب نوبه» گریبان آخوندها را می‌گیرد، حسابی تکانشان می‌دهد و پس از یک دوره یکی دو سه هفته‌یی در حالیکه در شب اجرای مراسم، به اوج خود می‌رسد، آخوندها را تکیده و خیس عرق، با پیکری در هم کوفته به جا می‌گذارد و باقی ماجرا را به دیدار بعدی وامی گذارد!

این تقریباً تمامی حکایت آن «خودکرده‌ای» است که دیگر« تدبیر»ی ندارد.

اما امسال مشکل از اینهم کمی فراتر رفته چرا که این چهارشنبه‌سوری در شرایطی برگزار می‌شود که گرمای قیامی بزرگ سراسر میهن را در خود گرفته و وقتی این گرما با آتش چهارشنبه‌سوری هم قرین شود، میزان‌الحراره تب آخوندها را آن‌قدر بالا می‌برد که برای آنها شاید دیگر قابل‌تحمل نباشد.

به یاد داشته باشیم که همین یکی دو ماه پیش بود که بنا‌ به آمار حکومتی، جوانان بپاخاسته در قیام دی، اقامتگاه حداقل 60نماینده خامنه‌ای را در سراسر ایران به آتش کشیدند و حداقل در 20حوزه جهل و جنایت آخوندی آتش افکندند، بیشمار خودروهای نیروهای سرکوبگر را از کار انداختند و دهها مراکز استانداری و فرمانداری آخوندها را در شهرهاى مختلف به تصرف خود درآوردند آن هم در شرایطی که هنوز تا چهارشنبه‌سوری یکی دو ماه فاصله بود.

اکنون در نظر بگیرید روز چهارشنبه‌سوری را که تمامی آحاد مردم از شهری و روستای و پیر و جوان به خیابانها می‌آیند، رسماًًً و علناً آتش می‌افروزند، بساط آتشبازی دایر می‌کنند و زمینه‌ای عمومی فراهم می‌گردد که بهترین پوشش مردمی برای جوانان پرشوری است که تمایل قلبی عمیقی برای تسویه کردن خرده حسابهای تمامی سالیانی دارند که مورد تحقیر و سرکوب پاسداران فاشیست و آخوندهای تبهکار حاکم قرار گرفته‌اند.

بی سبب نیست که در آخرین روزهای مانده به چهارشنبه‌سوری فوقانی‌ترین نهادهای سرکوبگر حکومتی بی‌عبا و عمامه و سر و پا برهنه به میدان رسانه‌ها پریده و با صدور چپ و راست اطلاعیه و هشدار و انذار و تهدید و التماس و تطمیع، تلاش می‌کنند آتشی را خاموش کنند که هنوز روشن نشده!

در تازه‌ترین اقدام از این دست، شنبه شب دادستانی کل آخوندها با یک اطلاعیه شداد و غلاظ به صحنه آمد و از جمله اعلام کرد:

«به‌منظور حفظ نظم و امنیت عمومی و... پیشگیری از بروز حوادث ناگوار و ندامت آفرین ناشی از کاربرد نامتعارف و غیراستاندارد مواد انفجاری و آتش‌زا و نیز جلوگیری از سوءاستفاده برخی افراد فرصت‌طلب از هموطنان خواستار همکاری با نیروهای انتظامی شد».
در همین اطلاعیه و با اشاره به آنچه که «افراد فرصت‌طلب» نامیده، آمده است: «با توجه به روزهای پایانی سال با اقدامات ناهنجار یا مجرمانه خود موجبات تلخ کامی و ایراد خسارات جانی و مالی بر جامعه تحمیل و با ایجاد رعب و وحشت، امنیت روانی را مخدوش می‌سازند، از هم میهنان گرامی و عموم خانواده‌های عزیز خصوصاً نوجوانان و جوانان آینده ساز ایران اسلامی تقاضا می‌شود، در صورت مشاهده و مواجهه با هر نوع اخلال در نظم و آسایش عمومی، ضمن مراقبت کافی، مراتب را به مراجع انتظامی و قضایی اعلام و با مأموران و حافظان نظم و امنیت و مجریان قانون همکاری کنند».

بی تردید، اگر این اطلاعیه‌ها دردی دوا می‌کرد باید پیش از همه، درد بنیانگذار خبیث نظام، خمینی را دوا می‌کرد که از غصه فعالیت‌های مجاهدین دق کرد و مرد! و آرزوی نابودیشان را با خود به گور برد.

در آخرین روزهای سال و کمی‌مانده به چهارشنبه سوری، تماشای تقلاهای همه‌جانبه آخوندها واقعاً که تماشایی است.

چهارشنبه سوری و کوچ از فضای مجازی!

چهارشنبه سوری و کوچ از فضای مجازی!
1396/12/20


یکی از تفاوتهای چهارشنبه‌سوری امسال با سالهای قبل این است که در فضای مجازی قیام آفرینان غوغا بپا کرده‌اند و اوضاع رژیم آخوندی را نسبت به چهارشنبه‌سوری آتشین، حسابی به هم ریخته‌اند، به‌طوری که رئیس اداره پیشگیری از جرایم سایبری پلیس فتا ناجا گفت: «متأسفانه شاهد افزایش فعالیت فروشندگان مواد محترقه و منفجره در فضای مجازی و کوچ آنان از فضای حقیقی به فضای سایبر نیز می‌باشیم». پاسدار سرهنگ شکیب اما ظاهراً باید از این کوچ خوشحال باشد زیرا در فضای مجازی امور بی‌سر و صدا طی می‌شود. اما این پاسدار رژیم در ادامه نگرانی واقعی نیروهای سرکوبگر رژیم را از کوچ از فضای نرم به فضای سخت اینطور بیان می‌کند: «مهم‌تر از کوچ فروشندگان مواد محترقه و منفجره به این فضا، شاهد آموزش، ساخت مواد منفجره و محترقه در این فضا و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی نیز می‌باشیم، موادی که بسیار خطرناک‌تر از ترقه‌ای ساده بوده و در صورت انفجار می‌تواند خسارت مادی بسیاری به همراه داشته باشد». (سایت حکومتی جام نیوز ۱۹اسفند ۹۶)

کوچ از فضای مجازی به فضای حقیقی بسیار نگران‌کننده است. چرا که آگاهیهای کسب شده در فضای مجازی در صحنه عمل اجتماعی محمل مادی پیدا می‌کند و از تئوری به‌عمل کوچ می‌کند. این همان جایی است که رژیم آخوندی نه فقط از چهارشنبه‌سوری بلکه از تمامی این کوچیدن به‌شدت نگران است.

در قیام دیماه فضای مجازی نقش کلیدی داشت

پاسدار حسین ذوالفقاری معاون امنیتی وزیر کشور کابینه آخوند روحانی در همایش استانداران در مورد قیام دیماه نکاتی را گفت که شایان توجه است. او گفت: «ما در گذشته چنین پدیده‌یی نداشتیم. ما با وضعیت متفاوت‌تری از گذشته مواجهیم. این اعتراضات بسیار سریع و عموماً در شهرهاى کوچک گسترش یافت و خشونت در این اعتراضات بیش از همیشه بود. این اعتراضات عبور از همه جریانهای سیاسی کشور بود.

معاون وزیر کشور تأکید کرد: عمده دستگیر ‌شدگان این اعتراضات، افرادی فاقد سابقه امنیتی بودند و ۸۵درصد این افراد زیر ۳۵سال سن داشتند. در این راستا باید توجه داشت که ۷۰درصد کشور زیر ۴۰سال هستند».

ذوالفقاری با اشاره به این‌که یکی از مولفه‌های این اعتراضات، استفاده حداکثری از فضای مجازی بود و فضاسازیهای رسانه‌یی موجب شد تا آتش اعتراضات بیشتر شود گفت: «تا دیر نشده باید با دنیای مجازی مانند دنیای واقعی مواجه شویم و قانون و چارچوب‌هایی برای آن تعیین کنیم». (خبرگزاری حکومتی ایلنا 17اسفند 96) 

کانونهای شورشی تدابیر دشمن در چهارشنبه‌سوری را خنثی می‌کنند

می بینیم که دشمن به خوبی اعتراف می‌کند که «استفاده حداکثری از فضای مجازی« زمانی رخ می‌دهد که «آتش اعتراضات بیشتر شود». از همین روست که رئیس کل دادگستری رژیم در استان فارس با وحشت از فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور برای برپایی قیامی دیگر در چهارشنبه‌سوری گفت: «عوامل ضد انقلاب در فضای مجازی فعال هستند و مردم باید مراقب باشند که گول فراخوانهای دشمنان را نخورند. علیالقاصی در یک نشست خبری افزود: اجازه برگزاری هیچگونه مراسمی در تخت جمشید و پاسارگاد داده نمی‌شود. برای چهارشنبه آخر سال تدابیر ویژه‌یی انجام شده است. کسانی‌که اقدامات علیه امنیت انجام دهند با قانون مواجه خواهند شد». (سایت حکومتی انتخاب: 19اسفند 96)

بیچاره «علی القاصی» که فکر می‌کند کانونهای شورشی و قیام آفرینان پشت این گیر کرده‌اند که از پوسیده مغزهایی مثل او اجازه برپایی مراسم در تخت جمشید و پاسارگاد یا جاهای دیگر را بگیرند. آنان بر اساس دستورالعمل ستاد اجتماعی مجاهدین «در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ هر کوچه را سنگری، هر خانه را قلعه‌یی، و هر خیابان و هر کوی و برزن را میدانی برای کارزار آزادی خواهند کرد.

در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جوانان انقلابی و کانونهای شورشی، قیامی دیگر علیه دیکتاتوری آخوندی برپا می‌کنند.

معنای این حرف این است که کانونهای شورشی با ابتکارات ویژه خودشان و متناسب با شرایط امنیتی و حساسیتهای دشمن محل تظاهرات و بستر قیام را انتخاب می‌کنند و پشت سد و مانعهای دشمن که بسیاری از آنها هم پوشالی و فریبکارانه است نمی‌مانند.

قیام گرسنگان در چهارشنبه‌سوری پاسخی به هتاکیهای رژیم نسبت به چهارشنبه سوری

دشمن هم‌اکنون یا با زبان تهدید یا با زبان فریب یا با زبان التماس و درخواست تلاش می‌کند تا آنجا که می‌تواند روی عزم جزم میلیونها هموطنی تأثیر منفی بگذارد که چهارشنبه‌سوری را فرصتی برای بیان خواسته‌ها و دردهایشان می‌دانند. از جمله دادستانی کل رژیم با صدور اطلاعیه‌یی اعلام کرد: «دادستانی کلی کشور با ارج نهادن به ارزشهای اصیل و انتظام بخش ملی، حفظ آرامش، نشاط و سلامتی همه شهروندان گرامی را ضروری دانسته و هیچگونه رفتار ناهنجار وغیرقانونی را برنمی تابد و لذا دادستانهای سراسر کشور موظفند ضمن هماهنگی و تعامل با نیروهای امنیتی و انتظامی در چارچوب قوانین و مقررات مراقبتهای لازم را به‌عمل آورند».
حالا دیگر ترس رژیم آخوندی از فضای مجازی به فضای حقیقی کوچ کرده است و حجم تبلیغات گسترده آنها علیه چهارشنبه‌سوری آتشین و تهدید قیام گرسنگان و مردم به جان آمده کاملاً مشهود است. قیام همه آنهایی که در این رژیم از هستی ساقط شده یا به خاک سیاه نشسته و داراییهای اندکشان تاراج شده است. آری ترس از خارج شدن اوضاع از کنترل در چهارشنبه‌سوری کاملاً در اعترافات کارگزاران رژیم مشهود است. پاسدار حسین ذوالفقاری معاون وزیر کشور رژیم گفت: «اگر دچار برخی غفلت‌های راهبردی شویم و پدیده‌ها را دقیق نشناسیم و درست تحلیل نکنیم، امنیت، اجتماعی شده تبدیل به تهدید اجتماعی شده می‌شود». (خبرگزاری حکومتی ایسنا 17اسفند96) 
آخوند مصطفی درایتی وابسته به باند روحانی نیز در زمینه قیام در تقدیر هشدار می‌دهد: «اتفاقات ممکن است در کشور هر روز به شکلی دیگر خود را نشان دهد و بعضی از مواقع حتی ممکن است آمادگی لازم را نداشته باشیم همان‌گونه که در دی ماه اتفاق افتاد». (خبرگزاری مجلس رژیم 17اسفند96)

جان کلام در چهارشنبه‌سوری چیست؟

جان کلام همان است که در اطلاعیه ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور آمده است: «جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جشن آتش برای روشنایی و آزادی در ظلمت استبداد آخوندی فرا می‌رسد. قیام ایران زمین، بار دیگر، شعله‌ور می‌شود. پرچمهای برافراشته کاوه‌های آهنگر و آتش‌افروز در هزار اشرف به اهتزار در می‌آید

توفان قیام سرِ بازایستادن ندارد و تا سرنگونی فاشیسم دینی با شعارهای مرگ بر اصل ولایت فقیه به پیش می‌تازد«.

پیام چهارشنبه سوری:‌ آتش جواب آتش - مسعود کلانی

پیام چهارشنبه سوری:‌ آتش جواب آتش - مسعود کلانی
ایران
1396/12/20





نحوستها
تاریخ چهارشنبه‌سوری
سور بمعنای جشن و مهمانی و سرخی است؛ سرخی‌ای که نشان از آتش دارد.

پیشینیان ما معتقد بودند آتش گرما بخش، که از عناصر چهارگانه است، تمیزکننده و پاک کننده و تنها عنصری است که آلوده نمی‌شود.

به این دلیل هنگام پریدن از روی آتش چهارشنبه سوری، یکدل و یکصدا همه می‌خواندند زردی من از تو، سرخی تو از من.

جشن ملی چهارشنبه‌سوری قرنهاست در شب ‌آخرین چهارشنبه سال در سرتاسر ایران زمین و در ساعتهایی مشخص با شرکت تک‌تک آحاد مردم ایران، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال برگزار می‌شود، ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات پلید، می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط خانه دور می‌سازند.

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور جشن اهورایی چهارشنبه‌سوری بودند به همه شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند.

جشن چهارشنبه سوری با فرهنگ و سنن مذهبی مردم ایران هم در هم آمیخته است. می‌گویند قیام مختار برای خونخواهی شهیدان کربلا در روز چهارشنبه همزمان با جشن چهارشنبه‌سوری و در شهر کوفه که ساکنان آن بیشتر از ایرانیان بودند، آغاز شده است.
پیام چهارشنبه‌سوری 96

در تاریخ ایران، چهارشنبه‌سوری هر چند، هرسال به‌عنوان جشنی سراسری و برای شادی و استقبال از بهار و نوروز برپا می‌شده، اما پیام همبستگی اتحاد و مبارزه با پلیدیها را در خاطره تاریخی مردم این سرزمین حک کرده است. سنت چهارشنبه‌سوری در ضمیر هر ایرانی ثبت کرده است که هر گاه ظلمت و تباهی و شر و بلا همه جا را فرا گرفت، باید با آتش آن را زدود و زردی و پلیدی و هر چه که ضدایران و ایرانی است را سوزاند و خاکسترش را برای این‌که باز خانه را آلوده نکند، در آب روان ریخت یا به‌دست باد داد تا آن را ببرد و دیگر آثاری از آن به‌جای نماند.

امسال جشن چهارشنبه‌سوری در آستانه بهاری که بهار آزادی ایران را نوید می‌دهد و به‌دنبال قیام آتشین مردم ایران در دیماه گذشته که هم‌چنان ادامه دارد، برگزار می‌شود.

نحوستها

در آستانه چهارشنبه‌سوری نیز، آتش‌افروزان زمانه ما، از هزار کانون شورشی در تمام شهرهاى میهن برخاسته‌اند تا ایران را برای جشن چهارشنبه سوری و قیام و خیزش علیه رژیم پلیدی که 40سال است ایران و مردم ایران را به پلیدی خود آلوده‌اند، آماده کنند.

چهارشنبه سوری امسال که توسط جوانان و زنان میهن و کوچک و بزرگ مردم ایران برگزار می‌شود، جشن آتش برای روشنایی و آزادی است

قیامی است که ظلمت و سیاهی آخوندها را که چهل است ایران‌زمین را به اسارت گرفته‌اند به خاکستری تبدیل می‌کند که باید آن را دور ریخت تا پس از شادی و جشن آزادی هیچگاه به ایران باز نگردد.

و این قیام تا آزادی ایران‌زمین ادامه خواهد یافت.

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی
1396/12/20
آتش در آئین ایرانیان باستان، نماد وطن‌دوستی و بیزاری از پلیدی و زشتی بوده است، گرامیداشت این نماد محبت و نیکی، مردم ما را بر آن داشته تا در هیأت یک جشن،‌ آخرین سه‌شنبه هرسال را به آن اختصاص دهند و با گرمای روح‌بخش آتش، طراوت زندگی و زایش را در آستانه نوروز با جشن و سرور و جمع شدن به دور هم، به زندگی خود بیاورند. چنین ایده‌ای البته که زیبنده فرهنگ غنی تمدن باستانی ما بوده است چرا که نشاط و شادابی جامعه، خود را در چنین آئین‌هایی جاری و سمبلیزه می‌کند و از آنجا تقویت‌شده به مناسبات روزمرهٴ جامعه بازمی‌گردد، روحیة یکدلی و سرشاری نهفته در این شیوه نگاه به موضوعات اجتماعی توانسته است سده‌ها اقوام مختلف را در یک سرزمین گسترده با تنوعات قومی با مسالمت و برادری در کنار یکدیگر نگه‌دارد و آلام اجتماعی آنها را کاهش دهد. به همین خاطر می‌بینیم که علاوه بر سرزمین امروزی ایران این فرهنگ در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و تاحدودی قرقیزستان که داری ریشه‌های مشترک فرهنگی با ایران هستند هم هنوز گرامی داشته می‌شود و مردم این کشورها هم آن‌را جشن می‌گیرند.


چهارشنبه سوری ـ در کشورهای مختلف
شعروارهٴ زیبای «زردی من از تو، سرخی تو از من» به‌واسطه نگاه ایرانیان باستان به روشنایی و پاکی، دوری از تسلیم‌پذیری و رخوت و جستجوی سرزندگی و مبارزه‌جویی در تاریخ ایران جاودانگی یافته است؛ زیرا ایرانیان در آتش، روح حیات و سلامتی را جستجو می‌کرده‌اند. برپا کردن هفت بوته آتش به نشانه هفت امشاسپند و فرشته، ناشی از این باور بود که آتش تطهیرکننده است و بدی، وادادگی و مرگ را دور می‌کند. چهارشنبه‌ سوری بخشی غیرقابل تجزیه از فرهنگ هر ایرانی است. زمانی‌که میهن ما به لوث آخوندها آلوده نشده بود در هفته‌های آخر هرسال، فروش کوپه‌هایی از بوته‌های خشک بیابانی علاوه بر این‌که یکی از مشاغل افراد زحمتکش میهن بود، با خود بوی عید و بهار را به شهرها می‌آورد و چهره جامعه را در پایان سرما و انجماد زمستان دگرگون و زنده می‌کرد. شب چهارشنبه ‌سوری مردم در محلات در آستانهٴ غروب خورشید، بوته‌های خشک و وسایل چوبی کهنه و شکسته‌ای را که در خانه‌تکانی‌ها از دور خارج کرده بودند سرجمع کرده با آن آتش می‌افروختند در کنار آن کودکان با شادی ترقه‌ها را ترکانده و فشفشه‌ها را به هوا می‌فرستادند خاطرات مراسم چهارشنبه ‌سوری در هر محله و کوچه یکی از به‌یاد ماندنی‌ترین خاطرات کودکی هر ایرانی است.


چهارشنبه سوری ـ سرود زیبای چهارشنبه ‌سوری و مرزبندی با زردی و یأس و آلودگی



علاوه بر پریدن از روی آتش و آرزوی سرخی، رزم‌جویی، سلامت و سرشاری برای سال آینده، رسوم زیبای دیگر چهارشنبه ‌سوری هم باز ناشی از همین روحیة زنده و احیاگر مردم‌ ایران به‌رغم مصیبتهایی بود که طی قرن‌ها بر آنها تحمیل شده بود. فالگیری از دیوان حافظ و مددگیری این اسطورهٴ ادب میهن برای تعیین راه و رسمی که باید برای خود انتخاب کنند نشان از لطافت طبع ایرانی دارد.


چهارشنبه سوری ـ فالگیری از دیوان حافظ



شیرین کردن کام با آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری که آمیخته‌ای از خشکبار محصول برداشت و دسترنج سال بود حقیقتاً نمادی سمبلیک است آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیباست که از دانه‌های خوردنی و رستنی به‌دست‌آمده است که ماحصل زحمت سال پشت‌سر گذاشته شده روی زمین و طبیعت بوده است، طعم آن با کشمش و دیگر خشکبار شیرین آن‌را با دیگر آجیل‌ها متمایز می‌ساخت و فرح فزایی خاصی به آن می‌بخشید در واقع آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری طبقی است آراسته از هدایا و بهره‌های طبیعت که رابطه ایرانی و سرزمینش را تعریف می‌کند و بین آنها وحدت و همدلی ناگسستنی ایجاد می‌کند.


چهارشنبه سوری ـ آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیبا



سنت زیبای دیگر چهارشنبه‌ سوری «قاشق‌زنی» است، صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسرانی که با پوشیدن چارقد و چادر، روی خود را گرفته بودند در پشت درب خانه‌ها، ساعتی پس از پریدن از روی آتش، بار دیگر الفت و صفای روابط انسانی و اجتماعی را در هر کوچه و محله برقرار می‌کرد هرکس به فراخور وسع خود، کاسه قاشق زنانی که خود را پشت درب پنهان کرده بودند، با پرکردن آجیل، نقل، آب‌نبات یا تخم‌مرغ، پاسخ می‌داد.


چهارشنبه‌ سوری ـ قاشق‌زنی؛ صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسران



بعد از آن نوبت به فال‌گوش ایستادن و شال اندازی در خانه‌هایی که با بوی خوش اسفند، کندر، گلاب آکنده شده و با روشنایی شمعی مزین گردیده بود فرا می‌رسید اسفند و کندر را در درون خانه دود می‌کردند، گلاب را به‌سر و صورت خود می‌زدند و شمع را به‌نیت روشنایی زنده نگه می‌داشتند و در همین حین بود که درتاریکی هوا وقتی اعضای خانواده در اتاق به دور هم جمع بودند مشغول پذیرایی از همدیگر بودند، ناگهان از دریچه سقف و روزن خانه‌های قدیمی یا روی پشت‌بام خانه‌ها، شالی به پایین آویزان می‌شد که صاحب‌خانه می‌بایست با پیچیدن مقداری میوه، تنقلات و شیرینی در شال و تکان دادن آن به نشانهٴ پایان کارش به شال انداز علامت بالا کشیدن آن‌را می‌داد.

رسم به‌یادماندنی دیگر چهارشنبه ‌سوری، «فال‌گوش ایستادن» بود. به این‌صورت که فرد در محلی که دیده نشود می‌ایستاد و به صحبتهای رهگذران گوش می‌کرد و بر اساس آنچه در آن صحبتها بود برای شنیدن خبری خوش از آنچه مورد انتظارش بود، تفأل می‌زد، اگر صحبتها را مطابق آرزوی خود می‌دید، خود را به‌ طلبش رسیده می‌دانست.


چهارشنبه‌ سوری ـ رسم به‌یادماندنی فال گوش ایستادن



این‌ها بخشی کوچکی از فرهنگ زنده و سرشار ایرانی است فرهنگی که روح زندگی و تسلیم‌ناپذیری در آن موج می‌زند و در ورای همه اشکال رسوم آن می‌توان همدلی و همبستگی اجتماعی را دید به همین خاطر شاید بشود گفت که روح زندگی‌بخش آتش که در جای‌جای مراسم چهارشنبه ‌سوری سمبلیزه شده است نمادی از راه و رسم تسلیم‌ناپذیری در تاریخ ما است. چهاردهه ایستادگی مقاومت سازمان‌یافته مردم ما بر اساس فدا و صداقت، برخاسته از چنین پیشینهٴ فرهنگی است.


چهارشنبه ‌سوری ـ نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی



پس درود بر رزم‌آورانی که ایستادگی در برابر دیو تاریکی و فاشیسم سیاه دینی حاکم بر میهنمان را اراده کرده‌اند. میهن‌پرستانی غیرتمند که با آتش، عزم درهم شکستن ظلمت آخوندی را دارند و با برافراشتن پرچم هیهات مناالذله و تسلیم‌ناپذیری در برابر این رژیم تبهکار، اصالت فرهنگی و تمدن سرشار خود را به نمایش می‌گذارند نسل سرفرازی که الگوهایی چون ستارخان، کوچک خان، مصدق، حنیف‌نژاد و مسعود رجوی در پیشاپیش صفوف خود دارد که تبلور فرهنگ غنی و سرشار ملی ما در عصر حاضرند،‌ بنابراین اگر چهارشنبه ‌سوری نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی است، امسال آن ‌را در برپایی «کانونهای شورشی» هر چه گدازان‌تر از همیشه گرامی داریم، راه پیروزی بر دشمن ایران و ایرانی تنها از طریق همین کانونهای تشکل یافته انقلابی است.

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع
1396/12/20




یکی از اعضای مجلس آخوندی گفت: «طرح بازگردندان اموال نامشروع مسئولان وارد دستورکار شده است». وی اضافه کرد:‌ «به‌عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این طرح را امضا کردم اما خوشبین نیستم. از این طرحها در کشور زیاد مطرح می‌شود اما کسی اهمیتی برای آن قائل نیست».

«فلاحت‌پیشه با بیان این‌که طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان را امضا کرده‌ام، اظهار کرد معمولاً در کشور از این قبیل طرح‌ها و کارها زیاد مطرح می‌شود اما در نهایت عملیاتی نمی‌شود و متأسفانه اثر عکس دارد». (خبرگزاری قدس - تسنیم ۱۵اسفند ۹۶)

چرا برای این طرحها کسی اهمیتی قائل نیست. عوامل رژیم می‌گویند برای مبارزه با فساد طرحهایی مطرح شده اما اقدامی انجام نشده است.

چه اقدامی قرار است انجام شود، چه کسی این کار را می‌خواهد بکند؟

دولت، قوه قضاییه را مسؤل فساد می‌داند، قوه قضاییه دولت را، شورای نگهبان هم می‌گوید دولت روحانی که حکومت را به‌دست گرفته فساد بیشتر شده است.

خمینی در سال ۶۱طرح ۷ماده‌یی را هم برای مبارزه با فساد اعلام کرده بود که یک اقدام نمایشی بوده است.

چون کسانی که همان موقع در حاکمیت بودند عامل دزدیها و غارت اموال مردم بودند.

اگر خمینی می‌خواست با فساد مبارزه کند باید اول سرکرده‌های خود از رئیس مجلس و رئیس شورای عالی قضاییی و رئیس‌جمهور، خامنه‌ای را مواخذه و محاکمه می‌کرد.

اما بزرگترین فساد این بود که انقلابی که با شکنجه‌ها، اعدامها و سر‌کوبهای فراوانی به پیروزی رسیده بود توسط خمینی سرقت شد.

اگر مبارزه با فساد و دزدی قرار بود انجام گیرد اول باید با دزد بزرگ، خمینی، برخورد می‌شد.

باید او محاکمه می‌شد که چرا ثمره بیش از ۳۰سال مبارزه مردم با حکومت دیکتاتوری شاه را با یک دیکتاتوری وطن‌فروش و به‌مراتب وحشی‌تر عوض کرده است.

همان‌طور که همین نماینده مجلس آخوندی گفت طرح خوب است اما در این کشور که طرحی اجرا نمی‌گردد.

در این کشور آن که دزد است، هم‌زمان دادستان است. آن که فساد می‌کند، رهبر و رئیس‌جمهور است آن که ادعای مبارزه با فساد دارد، همین ۲زوج فاسد هستند.

آن امام جمعه که بیشتر از همه شلوغ می‌کند که فساد باعث شده مردم به زیر خط فقر بروند خودش و امثال خودش فاسدترین هستند.

کسانی که ادعای این را دارند که اموال اضافه و دزدیده شده را می‌خواهند پس بگیرند، خودشان اولین دزدان اموال مردم هستند.

بانک مرکزی که پول و سرمایه مردم در آنجا هست یکی از بالاترین مسئولانش دهها میلیون دلار را دزدیده و به کانادا رفته است.

کدام مسئول درجه ۱ و ۲ تا ۱۰ اموال خود را از حاصل کار و زحمت خود به‌دست آورده است که بگوییم بقیه اموالش نامشروع است.

در توفان قیام، مردم هر روز در چهارگوشه کشور به غارتگری عوامل رژیم آخوندی اعتراض می‌کنند.

این اقدامات نمایشی چوب زیربغل رژیم نمی‌شود.

سرکوب بیرحمانه کشاورزان در ورزنه که آب کشاورزی‌شان به سرقت بردند به چه دلیل است؟

بیش از یک‌سال است که سرمایه‌های مردم توسط ایادی رژیم تحت عنوان بانکهای قرض‌الحسنه مانند کاسپین به غارت رفته است آیا کسی به اعتراض آنها رسیدگی کرده است؟

آنها بارها توسط نیرهای امنیتی مورد حمله قرار گرفته‌اند و مواردی حتی دستگیر شدند.

به چه دلیل؟ چون پولشان را می‌خواهند!

آنهایی که دزدی می‌کنند و اموال مردم را بالا می‌کشند هرگز دستگیر نمی‌شوند.

آنهایی که آب مردم را می‌دزدند کسی با آنها کاری ندارد.

کسانی که حقوق کارگران را نمی‌پردازند آزاد می‌چرخند.

مردم خوب می‌دانند که هیچ تغییری با این حاکمیت ایجاد نمی‌شود.

این پیام قیام دیماه است، مردم فریب نمی‌خورند. همه ماهیت رژیم با همه باندهای آن را شناختند.

حرف اصلی را مردم زدند و به کلیت حکومت نه گفتند: «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا».

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری
سخن روز
1396/12/21


در آستانهٴ جشن ملی چهارشنبه سوری، رژیم اگرچه مدعی است که کنترل کامل بر صحنه دارد، اما علائمی از خود نشان می‌دهد، که نشاندهندهٴ بهم ریختگی و وحشتزدگی مضاعف اوست.
رژیم امسال هم از مدتی قبل اقدامات و آماده‌سازیهایش را برای مقابله با چهارشنبه‌سوری شروع کرد. این اقدامات حول دو محور بود؛ یکی رو به مردم که طبق معمول همه ساله ابتدا از یک دور تهدید و خط و نشانکشیدن شروع شد، بعد کم کم عقب‌نشینی کرد و سرانجام هم دست به دامان خانواده‌ها شد که مواظب جوانان خود باشند. در رابطه با نیروهای سرکوبگر خودش هم طبعاً به کار سازماندهی و آمادهباش و رسیدگی و تقویت امکاناتشان پرداخت. از جمله خبری بود مبنی بر این که برای مزدوران بسیجی هم در حال خریدن موتور نو و اقدامات امکاناتی مشابه است اما در مضمون همه این خبرها، ترس و وحشتزدگی دیده می‌شود که به‌طور محسوس امسال خیلی بیشتر از گذشته است. فراموش نباید کرد خامنه‌ای در صحبتی که روز پنجشنبه 17اسفند برای گروهی از نیروهایش می‌کرد، از جمله گفت دشمن در پی این است که طبق گفته‌اش در اسفند ماه کار رژیم را تمام کند.

اکنون سؤال این است که رژیم همه ساله در آستانهٴ چهارشنبه سوری، در عین تهدید و خط و نشان کشیدن، همین نوع نگرانیها را از خود ساطع می‌کرده است. اما امسال این نگرانیها به جد بیشتر و عمیق تربه نظر می‌رسد، علت چیست؟

دوماه پیش، ایران یک قیام بزرگ را با شعار محوری مرگ بر خامنه‌ای از سر گذرانده و اکنون چهارشنبه‌سوری با تمام تهدیداتش علیه رژیم، در بستر این قیام در حال وقوع است. جامعهٴ ایران اکنون در فضای قیام و انقلاب است. طبعاً در چنین شرایطی رژیم با خودش حساب می‌کند وقتی جرقه قیام از گرانی شروع شد و در عرض یک روز به سراسر ایران گسترش یافت، الآن در چهارشنبه‌سوری که بستری بسا مهیاتر از قبل است، چه خواهد شد و چه شعله‌ای سر خواهد کشید؟!

بی جهت نیست که می‌بینیم هر روز که به چهارشنبه‌سوری نزدیک‌تر می‌شویم، به‌رغم این‌که رژیم مدعی مهار و مدیریت آن است اما بر میزان ترس و نگرانیهای مقامات وکارگزاران رژیم افزوده می‌شود و خلاصه هر چه بیشتر پرده را کنار زده و نگران اصلی‌شان را که نگرانی نسبت به سرنوشت رژیم در کارزار چهارشنبه‌سوری است را علنی می‌کنند و نسبت به آن هشدار می‌دهند.

به نوشته ایرنا (20اسفند96)، علیرضا شایان مهر جامعه شناس و پژوهشگر علوم اجتماعی می‌گوید چنان‌چه برای شناسایی مطالبات جوانان گامهای موثری برداشته نشود، فرصتها به نقاط ضعف جدی‌تری تبدیل خواهند شد و این‌گونه خسارتهای بیشتری به بار خواهد آمد...

منتظری دادستان کل آخوندها هم به صحنه آمد و در رابطه با چهارشنبه‌‌ سوری گفت«مردم باید مراقب شبکه‌های معاند و تبلیغات آنها باشند». منظورش از تبلیغات چیست؟ آیا جز امواج فزاینده استقبال از چهارشنبه‌سوری پیرو فراخوان سازمان مجاهدین؟ بسیار خوب او نخواست اسم ببرد، اما شب گذشته دادستانی رژیم در فارس این جمله سربسته را به خوبی معنی کرد و گفت: «‌گول فراخوانهای دشمنان برای چهارشنبه‌سوری را نخورید!».

سایت بسیج‌نیوز هم گفت: «دشمن در حال برنامه‌ریزی است که از روزنه چهارشنبه‌سوری برنامه‌های شوم خود را پیاده کند».

عبدالله نوری هم که پس از دهه‌ها ناگهان سروکله‌اش پیدا شده امروز گفت: «آیا عاقلانه است که در مقابل... براندازان ‏ که ‏کسی نمی‌داند ‏چه در سر ‏دارند، ساکت بود؟».

بنابراین پیداست که رژیم با چنین صحنه‌ای روبه‌روست و این چهارشنبه‌سوری برایش سراپا خطرناکتر از سالهای قبل است.

اما نکته مهم دیگری که در اینجا باید وارد ارزیابی وضعیت رژیم کرد و می‌تواند توجیه کنندهٴ شدت نگرانیهایش باشد، بحرانهای درونی رژیم از سویی و بحران بیرونی‌اش از سوی دیگر است. به چند نمونه از این دست توجه کنید:

پاسدار جعفری سرکردهٴ سپاه: «مهمترین دغدغه رهبری وضعیت درونی سپاه است»

حمله باندها به یکدیگر از جمله دهان به دهان شدن مستمر روحانی و باند رقیب که در نمونهٴ اخیر، او در سخنرانیش آنها را کم عقل خوانده بود و متقابلاًً آنها به به او حمله کردند.

داستان احمدی‌نژاد و باندش و افشاگریهای متقابل و دعوا بر سر عضویتش در مجلس تشخیص مصلحت و...

صحبت حسن خمینی در مورد فروپاشی: «امروز دارای یک طبقه ضعیف اقتصادی هستیم که بزرگ‌تر شده است و مطالباتش سیاسی نیست. این مطالبات غیرسیاسی یا غیرفرهنگی، اگر برآورده نشود، فارغ از یأس و ناامیدی که پدید می‌آورد می‌تواند زمینه‌ساز...فروپاشی (نظام باشد).

یا همین عبدالله نوری که مدتها حضور در صحنه نداشت، الآن که متوجه وضعیت نظام شده به صحنه آمده و می‌گوید: «به نظر من یک جریانی در کار هست که هر روز در کشور یک بحرانی ایجاد می‌شود..».

در صحنهٴ خارجی و بین‌المللی هم می‌بینیم که رژیم تحت فشار و درگیر بحران است. بحران برجام و مهلت 120روزهٴ آمریکا، مسأله موشک ها و دخالتهای منطقه‌ای، بالاخره رژیم باید تصمیم‌گیری کند، جام‌زهرهای 2و 3و.. یا بازگشت به تحریم‌ها و..

آری بحرانهای درونی و بیرونی، رژیم را در تعادل‌قوا پایین کشیده و در وضعیت نامطلوبی قرار داده است و همین موجب می‌شود در عالم واقع نتوانند اوضاع را چندان مهار کند و این علت وحشت فزاینده رژیم از فراخوان چهارشنبه‌سوری مجاهدین است.

Monday, 12 March 2018

«آتش جواب آتش!» برآمده از عمق ضمیر آگاه یک ملت - علیرضا معدنچی

«آتش جواب آتش!» برآمده از عمق ضمیر آگاه یک ملت - علیرضا معدنچی
ایران
1396/12/21





در مورد چهارشنبه ‌سوری که اکنون از یک سنت قدیمی به‌ یک کارزار ملی‌ گراییده، آشفتگی غریبی در رژیم مشاهده می‌شود، با انبوهی ضد و نقیض‌گویی‌های گاه مضحک.
شکست رژیم در جنگ برای محو چهارشنبه سوری

واقعیت این است که رژیم آخوندی در جنگ سالیان خود، برای طرد و محو سنت چهارشنبه‌ سوری، به‌عنوان «خرافات»، «هنجارشکنی ضداسلامی»، «سنت غیرعقلانی و آسیب‌رسان» و... شکست خورد. نشانه‌های نمایان این شکست اکنون پیش‌روی همگان است؛ رژیم به‌تدریج از تخطئه چهارشنبه ‌سوری کوتاه آمده و اکنون گماشتگان خامنه‌ای که خود او پیش از این حکم به‌ حرمتش داده بود، در نمایش‌های جمعه آن را به‌رسمیت می‌شناسند. من باب مثال آخوند کاظم صدیقی، نماینده خامنه‌ای، در اشاره به‌ «مسألهٴ چهارشنبه سوری» گفت: «اسلام ما با سنتهای ملی هیچ‌وقت مقابله نکرده». (1)

صریح‌تر و واضح‌تر از صدیقی، آخوند محمدجعفر منتظری، دادستان کل رژیم، به شکست رژیم اعتراف کرد و گفت:‌ «نمی‌توانیم و نباید به‌ مبارزه با این مراسم کهن و قدیمی که ایرانیان از سالهای بسیار طولانی داشتند... مخالفتی داشته باشیم». (2)

هر دو باند رژیم تلاش و تقلای زیادی در توجیه این شکست و عقب‌نشینی می‌کنند و از جمله می‌کوشند توضیح دهند که چرا «در سالهای اخیر متأسفانه این رسم شیرین جایش را به ‌ترقه‌بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است». (3)

برخی آن را «تخلیه هیجانات اضافی جوانان» قلمداد می‌کنند، برخی این پدیده را «هنجارشکنی‌هایی که ریشه در فرهنگ وارداتی غربی دارد» می‌خوانند و برخی نیز صرفاً ابراز حیرت و تعجب می‌کنند که چرا و چگونه در سالهای اخیر «چهارشنبه سوری به‌ چهارشنبه سوزی» و «خیابانهای شهر به‌ میدان جنگ» تبدیل شده است؟

برخی نیز شرمگینانه و ضمن تلاش برای رقیق کردن آن، می‌نویسند: «کم‌کم چهارشنبه‌ سوری برای شرکت‌کنندگان و نیروهای انتظامی به‌ بازی قایم‌باشک تبدیل شد». روشن است که منظور نویسنده از «بازی قایم‌باشک» جنگ و گریزی است که در هر چهارشنبه ‌سوری میان جوانان به‌جان آمده با نیروی سرکوبگر انتظامی در خیابانها جریان دارد. (4)

تئوری‌بافیهای شبه‌علمی برای تحریف حقیقت

قصد این توجیه‌گران حکومتی، با تئوری‌بافیهای شبه‌علمی، پنهان کردن موضوع اصلی است که از قضا بسیار ساده و روشن است. موضوع، پاسخ «نه» ملت ایران به‌ حاکمیتی است که میهنشان را اشغال کرده و بدتر از هر اشغالگر خارجی بلا و مصیبت بر مردم نازل کرده است. شعار «می‌جنگیم، می‌میریم، ایرانو پس می‌گیریم» بازتاب همین ادراک و آگاهی ملی است. مردم از هر بهانه و رویدادی برای نشان‌دادن عمق کینه و نفرت خود از این حاکمیت استفاده می‌کنند. حاکمیتی که آنها را از همه‌ مواهب زندگی و حتی هوای سالم محروم کرده و همهٴ ثروتهای بیکران میهنشان را به‌یغما برده و جز جنگ و ویرانی و فقر و مصیبت به‌ارمغان نیاورده است.

در همین رابطه چهارشنبه‌ سوری یک فرصت بسیار مغتنم است که مردم، پیام خود را به‌ رساترین وجهی و با همان زبانی که او می‌فهمد به‌ گوش این دشمن اشغالگر و به‌ همهٴ دنیا می‌رسانند.

در حالی‌که این دشمن، سلاح متعلق به‌ ملت را از آنها ربوده و در انحصار خود گرفته، کلام مردم با این دشمن، ناگزیر ترقه و بمب صوتی و آتش است. مردم ایران به‌ این ترتیب به‌ رژیم پیام می‌دهند که این آتش (چهارشنبه سوری) پاسخ نمادین آن آتش سلاحی است که تو دشمن ضدبشر از ما ربوده و به ‌سینهٴ فرزندانمان شلیک می‌کنی! تا باشد در روزی که چندان دور نیست آن را از تو باز پس بگیریم.

آری، همان‌گونه که در بیانیه شماره 2فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران آمده: «حق مسلم رزمندگان آزادی و کلیهٴ واحدهای ارتش آزادیبخش ملی که برای دفاع از خلق و میهن و برای جلوگیری از خونریزی توسط سپاه و بسیج و اطلاعات آخوندی مجهز و آماده شوند. تمامی سلاحها و امکانات متعلق به‌ مردم ایران و فرزندان دلیر این خلق بپاخاسته است».

عطش و اشتیاق تهاجم به‌ نیروهای سرکوبگر و مراکز غارت و سرکوب رژیم در جریان قیام دیماه در دهها و صدها نقطه و در بیش از 140شهر کشور به‌منصهٴ ظهور رسید. این اشتیاق آن‌چنان است که فرماندهان و مسئولانکانونهای شورشی را وا‌می‌دارد در برخورد با انبوه جوانان قیام‌آفرین به‌عنوان اولین آموزش، آنها را قانع کنند که زیرساخت اقدام مؤثر، برای به‌زیر کشیدن رژیم جبار حاکم، ایجاد تشکلهای انقلابی می‌باشد. بر این مبنا اگر تیمها، دسته‌ها و یکانهای شورشی در جریان پراتیک انقلابی ساخته و آبدیده شوند، به‌دست آوردن ابزار جنگ کار چندان دشواری نخواهد بود.
واجب‌تر از نان شب!

در یک کلیپ ویدیویی که توسط ارگانهای رژیم ساخته شده، عنوان شده که مردم ایران در چهارشنبه سوری، 8650میلیارد ریال را می‌سوزانند و دود هوا می‌کنند و به‌طور احمقانه‌یی دل سوزانده بود که با این پول چقدر خانه و مدرسه و بیمارستان می‌توان ساخت و چه تعداد نهال و درخت می‌توان غرس کرد و غیره... (5) صرف‌نظر از این‌که این حرفها از رژیمی که هست و نیست ملت ما را در جنگ ۸ساله و در تلاش ناکام برای دستیابی به‌ بمب اتمی یا در ساخت موشکهای بالستیک یا در جنگ و کشتار مردم سوریه به‌باد فنا داده، خنده‌دار است و نشانهٴ نهایت وقاحت آخوندهای حاکم؛ اما پرداخت این هزینهٴ مادی، از جانب مردم ایران، نمود دیگری از اراده و اشتیاق ملی برای رساندن همان پیام جنگ به‌رژیم ضدبشری حاکم است.

به‌خصوص که این هزینه، غالباً از طرف مردم فقرزده‌یی پرداخت می‌شود که برای گذران زندگی ناگزیرند از ضروری‌ترین مواد غذایی خود نیز صرف‌نظر کنند؛ بنابراین باید پرسید این کدام نیاز است که آنان را وامی‌دارد که از نان شب خود بزنند و ترقه و فشفشه چهارشنبه ‌سوری را تهیه کنند؟ آیا نیاز به ‌یک شادی آنی و زودگذر؟ نیاز به‌ تخلیه هیجانات جوانی؟ و... یا پاسخ به‌حیاتی‌ترین نیاز هر انسان زنده، یعنی آزادی! آری مردم ایران اگر شده از نان شبشان می‌زنند تا با زبان آتش و صدای انفجار به ‌رژیم و به ‌همهٴ دنیا این پیام را برسانند که این فاشیسم تبهکار مذهبی را نمی‌خواهند؛ تا بن استخوان با آن دشمن‌اند و به ‌آن اعلان جنگ داده‌اند.

آری، شعار «آتش جواب آتش» که ارتش آزادیبخش ملی به‌عنوان شعار اصلی کارزار چهارشنبه ‌سوری مطرح نموده، شعاری است که از عمق جان و ضمیر آگاه ملت ما برآمده و نشأت گرفته است. ملتی که برای به‌کف آوردن گوهر آزادی با تمام توان به‌میدان آمده است.



پانویس: ــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ نمایش جمعهٴ تهران ـ 19اسفند 96

2ـ تلویزیون رژیم ـ 19اسفند 96

3ـ سایت حکومتی فردا ـ 21اسفند 96

4ـ روزنامه‌ حکومتی شرق ـ 20اسفند 96

5ـ سایت حکومتی فانوس ـ 20اسفند 96

ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری


ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری
ایران
1396/12/20


آیا برگزاری یک سنت به‌عنوان جشن ملی، باید خطری برای حاکمیت سیاسی مملکتی باشد؟ آیا واقعاً یک سنت دیرینه و ملی این‌قدر بار سیاسی و تعادل‌قوا بین مردم و دولت دارد؟ به‌راستی مگر یک سنت و جشن و مراسم، چقدر قدرت و توان اثرگذاری بر مسائل سیاسی و اجتماعی دارد؟

پاسخ به این پرسش‌ها در یک جامعه دمکراتیک، قطعاً که منفی است یا اساساً به ذهن و خاطر آدمی خطور نمی‌کند؛ چون اصل و اساس هر سنت و جشن و مراسمی به شایستگی برآورده می‌شود و هیچ مانعی هم برای اقشار گوناگون مردم وجود ندارد. این همه سنت و آیین متنوع در فرهنگ ملتها در دنیای ما هست که میلیون‌ها انسان آنها را به‌جا آورده و به عاملی برای وحدت ملی و قومی و فرهنگی‌شان بدل گشته است.

بنابراین مشکل در اصل سنت و آیین نیست. برای ما ایرانیان، مشکل در نوع برخورد و تعریف حکومت‌ دیکتاتوری مذهبی می‌باشد. حکومتی که می‌خواهد همه‌چیز مردم ـ از جمله اعتقادات و سنتها و مناسک و پوشش و رفت و آمد و... ـ تحت کنترل و زیر سلطه‌ی ولایت مذهبی‌اش باشد. یعنی به‌رسمیت نشناختن هیچ وجهی از فرهنگ توده توسط حاکمیت. چهارشنبه‌سوری هم گرفتار این اختاپوس انحصارطلبی سیاسی و مذهبی شده است.

این روزها پاسخ این پرسش را در اظهارات امامان جمعه‌ی ارتجاع آخوندی شاهد بوده‌ایم. قابل‌توجه است که یک ارگانی به‌نام سیاست‌گذاری خطبه‌های نماز جمعه برای امامان جماعت تعیین تکلیف می‌کند که در سراسر ایران علیه چهارشنبه‌سوری و تهدید آن ایراد سخن کنند. همین هماهنگی ارتجاع برای مقابله با سنتی دیرینه در فرهنگ ملت ما، پاسخ عنوان این مقاله می‌باشد. از این یک نمونه می‌توان به رشته‌ها و زنجیرهای تنیده بر انواع سنت‌های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در حکومت ملایان پی برد.

آنچه این حکومت طی ۴۰سال علیه تمام اقشار مردم ایران مرتکب شده، کمیتهایی بوده که به‌طور خاص امسال به کیفیت خشم و نفرتی بازگشت‌ناپذیر علیه تمامیت دستگاه ولایت فقیه بالغ شده است. از جمله‌ی این کیفیت، چگونگی برخورد و برگزار کردن آیین چهارشنبه‌سوری ۹۶می‌باشد. این آیین هم طی ۴۰سال از کوره‌های مبارزه گذشته است و به مقام و شأنی در خور ظرف مبارزه با دیکتاتوری بدل گشته است.

این را البته دشمن سنت‌های ایرانی یعنی حاکمیت ولایت فقیه خوبِ خوب فهمیده است و با تمام حواس پنجگانه‌ی منافعش احساس می‌کند. آنها هرگز درنیافتند که چه اشتباه بزرگی کردند همه امورات زندگی مردم را به سیاستی علیه خودشان برگرداندند. البته این از ویژگی‌های دیکتاتورها ـ به‌طور خاص از نوع مذهبی و ضدبشری‌اش ـ‌ است که دچار مالیخولیای بلاهت و حماقت می‌شوند. از این رو دیکتاتورها از همان آغاز بر سر کار آمدن، در کار کاشتن باد هستند تا روزی که این باد از خانه خانه و محل به محل و شهر به شهر ملت بگذرد و توفانی گردد و به تختگاه ولایت زر و زور و تزویر، تندر و صاعقه بزند.

یک پاسخ دیگر به‌عنوان مقاله را باید در باد کاشتن خمینی در عنفوان دیکتاتوراش سراغ گرفت. خمینی سریر ماه را برای فریب بزرگ در اقلیمی خرافه‌زده انتخاب کرد تا خودش را از قانونمندی‌های متعارف حکومت بالاتر ببرد و به احدی پاسخ ندهد. فکر کرد همانجا می‌ماند و هرگز به زیر کشیده نمی‌شود. رفتار او و بازماندگانش با سنتها و آیین ملی ما ایرانیان از همین آبشخور سیراب می‌شد. این‌ها هم کمیتهایی بودند که در ذهن و خاطر مردم ایران انباشته شدند. هر دانه‌ی انباشته شده در ذهن و خاطر مردم ایران، بسان پاره‌یی آتش شد و پاره‌ها به هم پیوستند و شدند قیام دی ۹۵که توفانی از آتش بر زیر و بنیاد و ارکان ولایت فقیه افکنده است. این است قدرت چهارشنبه‌سوری با قدمتش در مبارزه با حکومتی که به فرهنگ، تاریخ، سنت، اعتقادات، استقلال شخصی و حق شهروندی‌ دوستدارانش توهین و تجاوز کرده است و ادامه می‌دهد.

و نهایت آن‌که پاسخ پرسش آغاز مقاله و جایگاه قیام دی امسال و چهارشنبه‌سوری و را باید از مردم ایران پرسید. مردمی که هرگز از سنت‌های دیرین و فرهنگ ملی‌شان در مقابل اصل و شخص ولایت فقیه کوتاه نیامده‌اند. اکنون همین مردم‌اند که از قدرت قیام و قدمت چهارشنبه سوری، گرز آتش و تیر آرشی می‌سازند برای مقابله با سراپرده‌ی نظام ضدایرانی و ضدانسانی آخوندی...