Showing posts with label رجوی. Show all posts
Showing posts with label رجوی. Show all posts

Sunday, 18 March 2018


حریم‌های جدید – عیدانه اتحادیه اروپا به خامنه‌ای! یکشنبه, 27 اسفند 1396


با نزدیک شدن به پایان موعد ضرب العجل از سوی دولت ایالات متحده مبنی بر تصیمم خروج از توافق اتمی موسوم به برجام، علائم و نشانه های از بروکسل سخن از چشم انداز تصویب تحریم‌های جدید از سوی اتحادیه اروپا علیه پروژه های مخرب موشکی و همچنین دخالت‌های دیکتاتوری خامنه‌ای در سوریه را دارند.

به یقین در پشت انتشار این خبر از سوی خبرگزاری رویتر، سیاست نوینی از سوی اتحادیه اروپا برای نزدیکی به مواضع آمریکا و علیه مطامع رژیم آخوندی قابل لمس است، امری که در دنیای دیپلماتیک به معنای شکست سنگین استراتژی رژیم برای ایجاد شکاف میان این دوقاره محسوب می‌شود..

بر این سیاق در گزارش یادشده از جمله تأکید گردیده: «بریتانیا و آلمان و فرانسه پیشنهاد داده‌اند تحریم‌های جدیدی از سوی اتحادیه اروپا علیه ایران به دلیل برنامۀ موشکهای بالستیک و همچنین مداخلات این کشور در بحران سوریه وضع شود تا به این ترتیب دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا متقاعد به باقی ماندن در توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ میلادی شود». (سایت یورونیوز ۱۶ مارس ۲۰۱۸)

واقعیت در پشت سیاست‌های مخرب موشکی و دخالت‌های مستقیم رژیم در سوریه را اکنون میلیون‌ها کودک سوری که در زیر بمب، ترور و کشتار قرار دارند و یا مردم یمن، عراق، لبنان و کشورهای همسایه با پوشت و گوشت و استخوان‌های خود لمس میکنند.
کشورگشایی خامنه‌ای و صدور بنیادگرایی به کشورهای منطقه اکنون بخشی جداناپذیر از سیاست‌های مخرب رژیم آخوندی برای حفظ قدرت در تهران را تشکیل می‌دهد که متأسفانه قریب بیش از دو دهه و در سایه سیاست مماشات، شکل و فرم امروزی خود را یافته است.

بر این منطق دیکتاتوری مذهبی سرمایه‌گذاری استراتژیکی بروی اتحادیه اروپا برای حفظ این وضعیت مخرب انجام داده است. انعقاد قراردادهای کلان تجاری و اقتصادی و نفتی به همراه چشم‌پوشی عامدانه پاره‌ای از کشورهای عضو این اتحادیه علیه کشتار مردم ایران و نقض حقوق بشر را به یقین می‌توان در این راستا ارزیابی نمود.
اما به موازات این واقعیات باید به نیاز اتحادیه اروپا به نزدیکی هرچه بیشتر به آمریکا به‌ویژه پس از کنار رفتن سیاست مماشات در این کشور اشاره نمود.

بسیاری از کارشناسان به‌درستی بر این باور هستند که اتحادیه اروپا النهایه بین آمریکا و دیکتاتوری خامنه‌ای، به یقین اولی را انتخاب خواهد کرد. در این راستا التماس‌های وزارت خارجه رژیم به سه کشور اروپایی که: «تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع نکنند» معنا و مفهوم روشن‌تری را به بیرون ساطع می‌کند (سایت دویچه وله ۱۷ مارس ۲۰۱۸)
بهرحال چشم انداز اعمال تحریم‌های جدید علیه رژیم آخوندی که قرار است سند آن روز دوشنبه رسماً میان ۲۷ کشور عضو این اتحادیه توزیع شود، قدمی در راستای سیاست نزدیکی میان دو ابرقدرت تلقی می‌شود.

همچنین این گزارش ضمن اشاره به ابعاد تحریم‌های جدید از سوی اتحادیه اروپا تأکید دارد که تحریم‌ها عمدتاً علیه «فرماندهان و نظامیان» حکومت آخوندی بوده و از جمله شامل مواردی مانند «ممنوعیت سفر، مسدود شدن دارایی‌ها، ممنوعیت داد و ستد» و همچنین «تحریم‌های مالی» را شامل خواهند شد.

Tuesday, 13 March 2018

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی
1396/12/20
آتش در آئین ایرانیان باستان، نماد وطن‌دوستی و بیزاری از پلیدی و زشتی بوده است، گرامیداشت این نماد محبت و نیکی، مردم ما را بر آن داشته تا در هیأت یک جشن،‌ آخرین سه‌شنبه هرسال را به آن اختصاص دهند و با گرمای روح‌بخش آتش، طراوت زندگی و زایش را در آستانه نوروز با جشن و سرور و جمع شدن به دور هم، به زندگی خود بیاورند. چنین ایده‌ای البته که زیبنده فرهنگ غنی تمدن باستانی ما بوده است چرا که نشاط و شادابی جامعه، خود را در چنین آئین‌هایی جاری و سمبلیزه می‌کند و از آنجا تقویت‌شده به مناسبات روزمرهٴ جامعه بازمی‌گردد، روحیة یکدلی و سرشاری نهفته در این شیوه نگاه به موضوعات اجتماعی توانسته است سده‌ها اقوام مختلف را در یک سرزمین گسترده با تنوعات قومی با مسالمت و برادری در کنار یکدیگر نگه‌دارد و آلام اجتماعی آنها را کاهش دهد. به همین خاطر می‌بینیم که علاوه بر سرزمین امروزی ایران این فرهنگ در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و تاحدودی قرقیزستان که داری ریشه‌های مشترک فرهنگی با ایران هستند هم هنوز گرامی داشته می‌شود و مردم این کشورها هم آن‌را جشن می‌گیرند.


چهارشنبه سوری ـ در کشورهای مختلف
شعروارهٴ زیبای «زردی من از تو، سرخی تو از من» به‌واسطه نگاه ایرانیان باستان به روشنایی و پاکی، دوری از تسلیم‌پذیری و رخوت و جستجوی سرزندگی و مبارزه‌جویی در تاریخ ایران جاودانگی یافته است؛ زیرا ایرانیان در آتش، روح حیات و سلامتی را جستجو می‌کرده‌اند. برپا کردن هفت بوته آتش به نشانه هفت امشاسپند و فرشته، ناشی از این باور بود که آتش تطهیرکننده است و بدی، وادادگی و مرگ را دور می‌کند. چهارشنبه‌ سوری بخشی غیرقابل تجزیه از فرهنگ هر ایرانی است. زمانی‌که میهن ما به لوث آخوندها آلوده نشده بود در هفته‌های آخر هرسال، فروش کوپه‌هایی از بوته‌های خشک بیابانی علاوه بر این‌که یکی از مشاغل افراد زحمتکش میهن بود، با خود بوی عید و بهار را به شهرها می‌آورد و چهره جامعه را در پایان سرما و انجماد زمستان دگرگون و زنده می‌کرد. شب چهارشنبه ‌سوری مردم در محلات در آستانهٴ غروب خورشید، بوته‌های خشک و وسایل چوبی کهنه و شکسته‌ای را که در خانه‌تکانی‌ها از دور خارج کرده بودند سرجمع کرده با آن آتش می‌افروختند در کنار آن کودکان با شادی ترقه‌ها را ترکانده و فشفشه‌ها را به هوا می‌فرستادند خاطرات مراسم چهارشنبه ‌سوری در هر محله و کوچه یکی از به‌یاد ماندنی‌ترین خاطرات کودکی هر ایرانی است.


چهارشنبه سوری ـ سرود زیبای چهارشنبه ‌سوری و مرزبندی با زردی و یأس و آلودگی



علاوه بر پریدن از روی آتش و آرزوی سرخی، رزم‌جویی، سلامت و سرشاری برای سال آینده، رسوم زیبای دیگر چهارشنبه ‌سوری هم باز ناشی از همین روحیة زنده و احیاگر مردم‌ ایران به‌رغم مصیبتهایی بود که طی قرن‌ها بر آنها تحمیل شده بود. فالگیری از دیوان حافظ و مددگیری این اسطورهٴ ادب میهن برای تعیین راه و رسمی که باید برای خود انتخاب کنند نشان از لطافت طبع ایرانی دارد.


چهارشنبه سوری ـ فالگیری از دیوان حافظ



شیرین کردن کام با آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری که آمیخته‌ای از خشکبار محصول برداشت و دسترنج سال بود حقیقتاً نمادی سمبلیک است آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیباست که از دانه‌های خوردنی و رستنی به‌دست‌آمده است که ماحصل زحمت سال پشت‌سر گذاشته شده روی زمین و طبیعت بوده است، طعم آن با کشمش و دیگر خشکبار شیرین آن‌را با دیگر آجیل‌ها متمایز می‌ساخت و فرح فزایی خاصی به آن می‌بخشید در واقع آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری طبقی است آراسته از هدایا و بهره‌های طبیعت که رابطه ایرانی و سرزمینش را تعریف می‌کند و بین آنها وحدت و همدلی ناگسستنی ایجاد می‌کند.


چهارشنبه سوری ـ آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیبا



سنت زیبای دیگر چهارشنبه‌ سوری «قاشق‌زنی» است، صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسرانی که با پوشیدن چارقد و چادر، روی خود را گرفته بودند در پشت درب خانه‌ها، ساعتی پس از پریدن از روی آتش، بار دیگر الفت و صفای روابط انسانی و اجتماعی را در هر کوچه و محله برقرار می‌کرد هرکس به فراخور وسع خود، کاسه قاشق زنانی که خود را پشت درب پنهان کرده بودند، با پرکردن آجیل، نقل، آب‌نبات یا تخم‌مرغ، پاسخ می‌داد.


چهارشنبه‌ سوری ـ قاشق‌زنی؛ صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسران



بعد از آن نوبت به فال‌گوش ایستادن و شال اندازی در خانه‌هایی که با بوی خوش اسفند، کندر، گلاب آکنده شده و با روشنایی شمعی مزین گردیده بود فرا می‌رسید اسفند و کندر را در درون خانه دود می‌کردند، گلاب را به‌سر و صورت خود می‌زدند و شمع را به‌نیت روشنایی زنده نگه می‌داشتند و در همین حین بود که درتاریکی هوا وقتی اعضای خانواده در اتاق به دور هم جمع بودند مشغول پذیرایی از همدیگر بودند، ناگهان از دریچه سقف و روزن خانه‌های قدیمی یا روی پشت‌بام خانه‌ها، شالی به پایین آویزان می‌شد که صاحب‌خانه می‌بایست با پیچیدن مقداری میوه، تنقلات و شیرینی در شال و تکان دادن آن به نشانهٴ پایان کارش به شال انداز علامت بالا کشیدن آن‌را می‌داد.

رسم به‌یادماندنی دیگر چهارشنبه ‌سوری، «فال‌گوش ایستادن» بود. به این‌صورت که فرد در محلی که دیده نشود می‌ایستاد و به صحبتهای رهگذران گوش می‌کرد و بر اساس آنچه در آن صحبتها بود برای شنیدن خبری خوش از آنچه مورد انتظارش بود، تفأل می‌زد، اگر صحبتها را مطابق آرزوی خود می‌دید، خود را به‌ طلبش رسیده می‌دانست.


چهارشنبه‌ سوری ـ رسم به‌یادماندنی فال گوش ایستادن



این‌ها بخشی کوچکی از فرهنگ زنده و سرشار ایرانی است فرهنگی که روح زندگی و تسلیم‌ناپذیری در آن موج می‌زند و در ورای همه اشکال رسوم آن می‌توان همدلی و همبستگی اجتماعی را دید به همین خاطر شاید بشود گفت که روح زندگی‌بخش آتش که در جای‌جای مراسم چهارشنبه ‌سوری سمبلیزه شده است نمادی از راه و رسم تسلیم‌ناپذیری در تاریخ ما است. چهاردهه ایستادگی مقاومت سازمان‌یافته مردم ما بر اساس فدا و صداقت، برخاسته از چنین پیشینهٴ فرهنگی است.


چهارشنبه ‌سوری ـ نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی



پس درود بر رزم‌آورانی که ایستادگی در برابر دیو تاریکی و فاشیسم سیاه دینی حاکم بر میهنمان را اراده کرده‌اند. میهن‌پرستانی غیرتمند که با آتش، عزم درهم شکستن ظلمت آخوندی را دارند و با برافراشتن پرچم هیهات مناالذله و تسلیم‌ناپذیری در برابر این رژیم تبهکار، اصالت فرهنگی و تمدن سرشار خود را به نمایش می‌گذارند نسل سرفرازی که الگوهایی چون ستارخان، کوچک خان، مصدق، حنیف‌نژاد و مسعود رجوی در پیشاپیش صفوف خود دارد که تبلور فرهنگ غنی و سرشار ملی ما در عصر حاضرند،‌ بنابراین اگر چهارشنبه ‌سوری نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی است، امسال آن ‌را در برپایی «کانونهای شورشی» هر چه گدازان‌تر از همیشه گرامی داریم، راه پیروزی بر دشمن ایران و ایرانی تنها از طریق همین کانونهای تشکل یافته انقلابی است.

Monday, 12 March 2018

بالا گرفتن بحران در رأس نظام در توفان انقلاب (گفتگو با محمدعلی توحیدی)

بالا گرفتن بحران در رأس نظام در توفان انقلاب (گفتگو با محمدعلی توحیدی)
1396/12/20


سوال: حرف‌های روحانی در این هفته که در جلسه دولت هم بیان کرد، به‌طور مشخص حاکی از تشدید تضادها و بحران‌ها در داخل حاکمیت است. این حرف‌ها در جواب حملاتی بود که باند مقابل به خودش و هیأت دولتش می‌کرد. باز هم دیدیم که بعد از این حرف‌ها، مجلس به این موضوع پرداخت و حملاتش را ادامه داد. اجازه بدهید چند نمونه را ببینیم تا من سوالم را در این رابطه مطرح کنم.

تلویزیون رژیم، آخوند سالک: «شما در طول دوره یازدهم و دوازدهم، بالغ بر50مورد به ملت ایران توهین کردید. اخیراً حضور پرقدرت مردم در 22بهمن را با مسأله رفراندوم مطرح می‌کنید. اگر این روندی را که در پیش گرفته‌اید و ما آن مطالب را دنبال کنیم، شما ما را به این نتیجه می‌رسانید که یا پای استیضاح شما یا پای اجرای اصل 89قانون اساسی ـ یعنی عدم کفایت سیاسی ـ را رقم بزنیم. شما عامل عدم اعتماد بین دولت و ملت هستید. شما باید پاسخگوی اعتراضات مردم از جمله مالباختگان باشید».

حسن روحانی: «بعضی‌ها فکر می‌کنند که هنوز انتخابات است. یادشان رفته که انتخابات تمام شده. بسیاری از سخنان، بسیاری از حرف‌ها و بسیاری از نکات از طرف افرادی به گوش می‌رسد که اگر آدم عمق حرف را بشکافد، این است که ما هنوز در فضای انتخابات و رقابت انتخاباتی هستیم. این چنین نیست که یک عده مسؤل هستند، یک عده مسؤل نیستند. باید باور کنیم که ضربه به دولت، ضربه به نظام است. اگر کسی فکر می‌کند که دولت را تضعیف کنیم تا نظام قوی شود، این از آن حرف‌هایی است که عجیب و غریب است. بعضی‌ها فکر می‌کنند که اگر دولت تضعیف شد، نهادهای دیگر تقویت می‌شوند. این یک کشتی است که تویش نشستیم؛ اگر شما بخشی از کشتی را تخریب کردید، همه کشتی با هم غرق می‌شود».

نقوی حسینی نماینده مجلس آخوندی: «با اهانتی که آقای رئیس‌جمهور امروز مجدداً به منتقدینشان کردند، ما می‌ترسیم که انتقاد بکنیم. چون ایشان هر بار یک توهینی د و یک فحشی به منتقدان نثار می‌کنند. واقعاً در سطح رئیس‌جمهور نیست که به منتقدان اینطوری اهانت بشود».

چندتا از این زدوخوردها را دیدیم. واقعاً چه خبر است؟ می‌دانید که 15اسفند در مجلس، نسبت به حرف‌های 22بهمن روحانی، مسألهٴ عدم کفایت و تهدید برکناری را مطرح کردند. روحانی هم گفت اینطوری نیست؛ همه غرق می‌شوند. بعد هم اضافه کرد بعضی‌ها فکر می‌کنند هنوز در دوران انتخابات و مبارزات انتخاباتی هستند. واقعاً چه خبر است؟

محمدعلی توحیدی: همان‌طور که اول برنامه گفتید، خبر، خبر توفان انقلاب و قیام است که این‌ها را به این وضعیت انداخته که روحانی می‌گوید بعضی‌ها فکر می‌کنند انتخابات است. در واقع می‌خواهد از روی این واقعیت بپرد. البته خودش می‌فهمد و صورت مسأله را گفت؛ آنجایی که گفت «همه ما غرق می‌شویم»، اصل موضوع را گفت. منتها این‌که می‌گوید انتخابات است، می‌خواهد بگوید من برنده انتخابات هستم و یک‌طوری جواب بدهد. از قضا برخلاف این ادعا، به نظر من خیلی خوب متوجه است که این قیام، از نظر سیاسی یک پیام بسیار قوی و محکم علیه نمایش انتخاباتی رژیم داشت. پیام قوی برای همه ناظران، برای خود حاکمیت و برای حواشی حاکمیت که دنبال مماشات و حفظ این سیستم و به‌اصطلاح حاشیه‌نشینهای دستگاه‌اند؛ هر چند رژیم راهشان نمی‌دهد. خیلی بازارگرمی برای انتخاب روحانی می‌شد که جا بیندازند چند میلیون شرکت کردند. برایشان بسیار غیرمترقبه بود که در فاصلهٴ چند ماه بعد از انتخابات، چنین قیامی در نفی کل رژیم صورت بگیرد. اولین ضربه کوبندهٴ قیام، به بازی انتخابات است.

بنابراین بحث انتخابات مطرح نیست. آن‌چه که این‌ها را این‌طور به جان هم انداخته، معادله جدیدی است که بعد از قیام صورت گرفته است. این معادله عبارت از رویارویی تمام مردم با تمام سیستم و کل نظام است. این معادله از پایین جامعه دارد ضربه می‌زند. از آن‌طرف هم صورت مسأله سرنگونی، مرگ بر ولایت فقیه، مرگ بر خامنه‌ای، مرگ براصل ولایت فقیه را مطرح می‌کند. دیگر شعار، شعار انتخاباتی نیست. شعار آن‌هایی است که انتخابات را تحریم کردند، نه جلاد و نه شیاد می‌گفتند. حالا این شعار آمده صورت مسألهٴ روز شده است. خودشان هم خیلی موارد با ۳۰خرداد مقایسه می‌کنند. یعنی بحثهایی را که خودشان با هم دارند، با اوضاع و احوال آن روزها قیاس می‌کنند. یعنی چه؟ یعنی صورت مسأله‌یی که از نظر سیاسی، کل نظام در خطر است. یعنی جامعه از نظر تقابل سیاسی و قطب‌بندی سیاسی، کل سیستم را نمیخواهد. یعنی یک طرف آن مجاهدین هستند و یک طرف آن کل حاکمیت و رژیم ولایت فقیه.

دعوای مجاهدین از نظر سیاسی با این رژیم، از نفی قانون اساسی و نفی ولایت فقیه که همان مبانی مرگ بر اصل ولایت فقیه است، شروع شد. بنابراین خبر واقعی این است که صورت مسأله قیام، برای سرنگونی آمده جلوی صحنه و قابل پاک کردن نیست.



سوال: فکر می‌کنم با توجه به صحبتی که شما کردید، همین که در برنامه‌های تلویزیونی از این مسائل ـ از جمله مسائل سال 60و مجاهدین و انتخابات ریاست‌جمهوری ـ صحبت می‌کنند، برمی‌گردد به همین تضادی که از بالای حاکمیت غلیان کرده است. اجازه بدهید یک قطعه در این رابطه ببینیم؛ بعد مسائل بعدی را مطرح کنیم.

گزارش تلویزیون رژیم: «مسعود رجوی در رأس این سازمان، در مخالفت با رفراندوم قانون اساسی و محتوای آن، اوج زاویه فکری این تشکیلات با اساس انقلاب اسلامی را نشان می‌دهد. با این وجود، رجوی در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری نام‌نویسی می‌کند؛ اما با تذکر امام و اقدام مسؤلین، صلاحیتش برای ریاست‌جمهوری تأیید نمیشود. رجوی با این‌که پیش‌بینی می‌کرد احتمال رد صلاحیتش زیاد است، اما باز هم نامزد می‌شود و با تبلیغاتی وسیع، حضوری فعال در عرصه انتخابات ایفا می‌کند. رجوی تلاش می‌کند تا به قول خود با رد صلاحیت شدنش، هزینهٴ حکومت را بالا ببرد».

آقای توحیدی! علاوه بر آن مسأله، با توجه به تهدید قبلی روحانی و هر دو رئیس‌جمهور قبلی ـ خاتمی و احمدی‌نژاد ـ که آمدند هشدارهای تند و تیزی به رژیم دادند و هر کدام راه‌حلی ارائه ‌کردند، آیا واقعاً این‌ها فکر می‌کنند حرف‌ها و پیشنهاداتشان مشکلی و تضادی از رژیم حل می‌کند؟

محمدعلی توحیدی: آخوند روحانی می‌گفت شاید آنها هم به این خیال هستند که بساط انتخابات برپا شده است؛ چون احمدی‌نژاد پیشنهاد انتخابات هم کرده بود! واقعیت این است که نخیر، آ‌ن‌ها امتحانشان را دادند. آنها ۸سال در رأس دستگاه اجرایی بودند. از قضا همه‌شان با ولایت فقیه و با همین اصل، در چرخش امور به بن‌بست رسیدند. الآن هم آن چیزی که می‌گویند، آن وجهی که به واقعیت قیام اذعان می‌کنند، خیلی برجسته است. خاتمی همین حرفی را که شما اشاره کردید، این هفته زده بود که: «بعضی‌ها می‌گویند عبور از روحانی مطرح شده؛ درصورتی‌که این بحث مطرح نیست؛ بحث عبور از کل نظام است. ما باید جمهوری اسلامی را نجاتبدهیم». این را کاملاً اذعان می‌کند. این را احمدی‌نژاد هم می‌گوید. هرچه نامه به خامنه‌ای می‌نویسد، حرفش این است که اوضاع جوری است که غیرقابل مدیریت و غیرقابل کنترل است. عبدی هم اخیراً تحلیل کرده بود که نه قوه نظامی و نه قوه تئوریک و ایدئولوژیک، دیگر قادر به کنترل اوضاع در سیستم نیست. به‌طور واقعی، واقعیت یک پیام واضح را خوب متوجه هستند: جامعه از این‌ها عبورکرده است. ولی آن وجه دیگر، یعنی مرگ براصل ولایت فقیه یا پایان نظام مبتنی بر قانون اساسی ولایت فقیه را نادیده می‌گیرند. بنابراین راه‌حلشان در آن مدار دور می‌زند. در نتیجه، هرگز راه‌حلی نیست.



سوال: در ادامه این بحث، شاهد یک سریال عذرخواهی در درون رژیم هستیم. این هفته هم نمونه‌های زیادی داشتیم. قسمتی از این سریال را ببینیم.

میزگرد تلویزیون رژیم، مجری: «آقای دکتر توکلی! فکر می‌کنید که رهبر انقلاب به‌جای چه کسانی در چهار دهه اخیر، هم از خدا و هم از مردم عذرخواهی کردند؟

توکلی: ایشان از طرف خودشان عذرخواهی کردند. مسئولیت اصلی به عهدهٴ ایشان است.

نماینده مجلس رژیم: همه باید از کوتاهی‌های انجام شده، از ملت ایران عذر‌خواهی کنیم.

اژه‌ای: من واقعاً عرضم این است، معتقد هستم که اگر به فساد نرسیم، باعث سقوط نظام می‌تواند شود.

من بارها گفتم، الآن هم با صدای بلند ـ نه یک بار، نه ده بار، بلکه صدها بار ـ از همه کوتاهی‌هایی که داشته و دارم ـ از ابتدای مسؤلیتم تا امروز ـ واقعاً از مردم و از کشورمان عذرخواهی می‌کنم».

آیا این عذرخواهی‌ها مسأله‌یی از رژیم حل می‌کند؟ چرا این‌قدرتکرار می‌کنند؟

محمدعلی توحیدی: اگر از شاه حل کرد، از این‌ها هم می‌تواند حل کند. البته فکر می‌کنم این‌جا یک تفاوتی است؛ اگر مفروض بود که در رژیم وابستهٴ بورژواییِ شاه رفرمی اتفاق بیفتد، در ولایت فقیه که هرگز! بنابراین عذرخواهی به مفهوم این‌که از چیزی عذر بخواهند که چیز دیگری را شروع کنند، هرگز، هرگز! فقط همین دستشان مانده است. این همان بیان صورت مسأله واقعی است که گفتم رو آمده است.

شما در سؤال قبلی به دو رئیس‌جمهور قبلی‌شان اشاره کردید. یک رئیس‌جمهور هم رفسنجانی بود. چهار رئیس‌جمهور هم هر کدام 8سال سر کار بودند. حالا روحانی هم دو سالش مانده است؛ می‌شود ۳۰سال. هر کدام در رأس حاکمیت بودند و کل سیستم اجرایی دستشان بوده است. الآن اما حرف از بن‌بست، حرف از فقدان کنترل و حرف از نارضایتی عمومی است. رفسنجانی هم که الآن نیست. آن زمان که نامه به خامنه‌ای نوشت ـ نامه سرگشاده ـ گفت «آتشفشانهایی بلند می‌شود که همه ما را می‌برد». این جمله را ه‌ برد. خیلی‌ها ریختند سرش که چرا نامه‌ی سرگشاده نوشتی؟ بعد هم گفت به خدا پناه می‌برم.

بعد از رفسنجانی، خاتمی و بعد از خاتمی، احمدی‌نژاد. الآن هم 5ـ 6سال از روحانی ـ از امنیتی‌ترین آخوند سیستم ـ گذشته است. خودشان می‌گویند راه‌حلی نداریم؛ نمی‌توانیم راه‌حلی داشته باشیم. انواع و اقسام بازی‌ها را در می‌آورند. اتفاقاً همین هفته حمید بقایی که معاون رئیس‌جمهور قبلی سیستم بوده، گفت اژه‌ای ـ که جلادی در این سیستم است ـ در آن زمان که حمید بقایی معاون رئیس‌جمهور بوده و اژه‌ای وزیر اطلاعات ـ و زیردست حمید بقایی ـ گفته که «ما اصلاً ماندنی نیستیم؛ نظام ماندنی نیست». بقایی گفت که اژه‌ای می‌گفت بعضی کارها را نکنید.

اینها فقط نشان می‌دهند این 4تا رئیس‌جمهور راه‌حلی نداشته‌اند. اژه‌ای هم که معاون و نفر دوم سیستم قضایی است، در مجلس می‌گفت باید همه ما در هر سه قوه سیستم عذرخواهی بکنیم. آن یکی هم از قول خامنه‌ای گفت؛ سؤال کرد که خامنه‌ای از طرف کی عذرخواهی کرد؟ خواست خامنه‌ای را دور بزند. احمد توکلی هم گفت از طرف خودش عذرخواهی کرد؛ چون خودش مسؤل است. این‌ها بیانگر همان صورت مسأله واقعی هستند. اذعان و اعتراف خودشان است. بن‌بست کاملشان است. اثبات این حقیقت است که راه‌حلی که می‌گوید باید از ولایت فقیه عبور کرد، مرگ بر اصل ولایت فقیه، زنده باد ارتش آزادی، کلام رستگاری است. این فقط یک شعار تهییجی نیست. واقعاً راه‌حل واقعی است. تنها راه‌حل است. این راه‌حل بر روی صحنه آمده و بر زبان دشمن و صاحب عله‌هایش به این شکل تکرار می‌شود.



سوال: آخرین سوالم در رابطه با روابط خارجی رژیم است. دیدیم که خامنه‌ای در حرف‌های دیروزش، مذاکره در رابطه با دخالت‌های رژیم در منطقه را رد کرد. پیش از آن هم ظریف مثل این‌که بعد از دیدار با وزیرخارجه فرانسه، چنین موضعی گرفته بود.

در این رابطه سایت صادق خرازی ـ سفیر سابق رژیم در فرانسه ـ تهدید به قطع روابط و مذاکرات با طرف اروپایی را کرد که ظریف در دیدار با وزیر خارجه فرانسه مطرح کرده بود. این کار را کاری نابخردانه دانست و اضافه کرد «در شرایطی که اروپا در حال موازنهٴ مواضع ایران و آمریکاست، این کاری بسیار نابخردانه از طرف شخص وزیر امور خارجه است». بعد هم استدلال کرد که در پایان این 120روز، آمریکا باید در مورد ماندن در برجام تصمیم بگیرد، مگر رژیم رفتار یا پالس مثبتی از خودش نشان دهد تا این قضیه حل و فصل شود.

آیا این حمله یک حمله شخصی به ظریف است یا به‌دلیل تضادی است که در این رابطه در رژیم وجود دارد؟

محمدعلی توحیدی: طبعاً یک جنبهٴ شخصی با ظریف دارد؛ چون در گیرودار این تنشها که سیستم با آن مواجه است، علاوه بر خود روحانی که بازیهای مدره‌اش سوخت، ظریف هم دوبله سوخته است. الآن هم که کارت خامنه‌ای را بازی می‌کند. دیدید که در مونیخ به چه وضعیتی افتاد. اصلاً هواپیما به او نمی‌دادند. بعد هم رفت کرواسی که کسی به استقبال او نیامد. این برگی شد در دورهٴ برجام. این‌ها خرده حساب‌ها با شخص ظریف دارند. اما اصل قضیه همان پیچی است که این‌ها گرفتار آنند. اتفاقاً همین‌ها می‌نویسند و می‌گویند که رویکرد ما ـ یعنی همین سیاستی که داریم ـ گریزی ندارد. همین را قاسم سلیمانی هم گفت. خود روحانی هم در دیدار با وزیرخارجه فرانسه بر سر سوریه مواضعی گرفت و حرف‌هایی زد که آنها فهمیدند روحانی کی است و دستگاه چه است. بعد در روزنامه‌های فرانسوی نوشتند که جواب دیوانه‌کننده و دیوانه‌واری از روحانی شنیدیم که تنها راه‌حل سوریه این است که بشار اسد بر سرکار باشد! تازه آنها دنبال راه‌حل سیاسی هستند.

این‌ها در برخورد با موضوع منطقه یا به‌قول خودشان زهر منطقه یا برجام 2خودشان می‌دانند ـ خامنه‌ای هم گفت ـ که قادر به یک قدم عقب‌نشینی نیستند. از طرفی هم خودشان قیمت این را در توفان انقلاب و شرایط منطقه، خوب حس می‌کنند. در نتیجه طرف هشدار می‌دهد و اخطار می‌کند که شما باید یک پالس مثبت بفرستید. این خیلی احمقانه و نابخردانه است. این طرف در جریان نیست که وقتی انقلاب در جریان است و تحولات اینطوری پیش می‌رود، هفته به هفته و روز بروز تضادها بالغ می‌شوند. صورت مسأله اصلی، تقابل سرنگونی بین نیروی سرنگونی‌طلب و سرنگونی‌خواه و نیروی سرنگون‌کننده با اصل ولایت فقیه، هرچه بیشتر به روی صحنه می‌آید و مسألهٴ روز و جلوی صحنه می‌شود. با این شامورتی‌بازی‌ها که حالا یک پالس مثبت بفرستی، کارکرد ندارد.