Showing posts with label کانونهای شورشی. Show all posts
Showing posts with label کانونهای شورشی. Show all posts

Wednesday, 21 March 2018

وحشت باندهای حکومتی از موج جدید تغییرات در آمریکا

وحشت باندهای حکومتی از موج جدید تغییرات در آمریکا
ایران
1396/12/28


درگیری میان باندهای رژیم
با تشکیل جلسه کمیته مشترک برجام در وین و با پیشنهاد تحریمهای جدید اروپا علیه رژیم برای حفظ برجام، دوباره تحولات مربوط به برجام شتاب گرفته است. برآیند این تحولات فشار مضاعف بر رژیم برای تن‌دادن به جام‌زهر و جام‌زهر منطقه‌یی است.
آنچه به واکنشهای رسمی رژیم برمی‌گردد بیشتر به بهت‌زدگی می‌ماند. مثلاًًً عراقچی مهمترین نکته‌یی که در خصوص اجلاس اخیر وین گفت این بود: «برخی از اعضای گروه پنج به‌علاوه یک، مانند روسیه و چین، معمولاً با مواضع ایران در خصوص نقض برجام از سوی آمریکا هم‌عقیده‌اند، ولی برخی دیگر از اعضای گروه پنج به‌علاوه یک، هر چند اذعان دارند که آمریکا به تعهدات خود بر اساس برجام پایبند نیست، تا حدی از گفتنِ علنیِ این مطلب [علیه آمریکا] ابا دارند متأسفانه آمریکا کماکان بر شرکتها و بانکهای اروپایی و سایر کشورها فشار می‌آورد و فضای تهدید و ارعاب ایجاد می‌کند تا آنان را از انجام دادن هر گونه تجارت، تعامل اقتصادی یا داد و ستد بانکی با ایران بازدارد». (تلویزیون رژیم - 25اسفند ۹۶).
غیر از این حرفهای عراقچی به‌عنوان یک مقام مسئول دولتی، سایر مقامات رژیم از خود خامنه‌ای تا روحانی در سکوتند. اما تا بخواهیم هوچی‌ها و بوقچی‌های نظام صدایشان بلند است. این بار اما برای ابراز وحشت از پیامدهای تحولات اخیر در ساختار سیاست خارجی آمریکا. مثلاًًً آخوند احمد خاتمی در روز ۲۵اسفند گفت:‌ «با روی کار آمدن وزیر امور خارجه ضدایرانی آمریکا توسط ترامپ توطئه‌های جدیدی علیه ایران آغاز شد که پس از برجام موضوع قدرت موشکی ایران مطرح شد. آمریکا می‌خواهد که ایران موشک دوربرد با برد 2هزار کیلومتری نداشته باشد. برای آمریکا مسأله فلسطین و‌ حزب‌الله مهم است و گفته‌اند اگر ایران کوتاه بیاید روابط عادی می‌شود. آمریکا می‌خواهد ایران مانعی در مسیر تشکیل خاورمیانه جدید نبوده و در لبنان، عراق و سوریه تاثیرگذار نباشد. باید توجه داشته باشیم که مسیری که دشمنان در آن حرکت می‌کنند، براندازی است».

Tuesday, 13 March 2018

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی
1396/12/19


درست در فضای قیام شکوهمند سراسری مردم ایران در 7دی فرماندهی ارتشآزادیبخش ملی ایران ضمن انتشار اولین بیانیه یادآور شد که:

«دستور محوری روز برای جوانان و رزمندگان آزادی و همه نیروهای انقلابی تشکیل تیم ها، دسته‌ها و یگانهای ارتش آزادیبخش ملی در راستای هزار اشرف و کانونهای شورشیبرای گسترش قیام است. حق گرفتنی است».

و در بیانیه دوم فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران یادآوری شد:

«حق مسلم رزمندگان آزادی و کلیه واحدهای ارتش آزادیبخش ملی که برای دفاع از خلق و میهن و برای جلوگیری از خونریزی توسط سپاه و بسیج و اطلاعات آخوندی مجهز و آماده شوند. تمامی سلاحها و امکانات متعلق به مردم ایران و فرزندان دلیر این خلق به‌پاخواسته است».

و بالاخره در سومین بیانیه که در تاریخ 11دی 1396 منتشر شد تکلیف کانونهای شورشی در رو در رویی با نیروهای سرکوبگر و دشمنان خلق و کسانی که بخواهند قیام و خیزش به‌حق مردم ایران را سرکوب کنند در یک جمله خلاصه می‌شود «شاه سلطان ولایت مرگت فرا رسیده، آتش جواب آتش»

تردیدی نیست که ارتش آزادیبخش - مانند تمام تاریخچه‌اش - در قبال قتل‌عام 10شهریور 1392 که خامنه‌ای می‌خواست در آن به‌طور فیزیکی بر اشرف که همان بیان سمبلیک ارتش آزادیبخش و نبرد مسلحانه آزادیبخشآن است نقطه پایان بگذارد نه تنها به یمن برخورداری از اراده‌ای سترگ و به برکت خون شهدای قتل‌عام 10شهریور و درایت و پاکبازی فرماندهی آن خواست خامنه‌ای را به گور سپرد، بلکه این نقطه را به تاریخ تولد هزار اشرف تبدیل کرد. این همان پایه‌گذاری استراتژیک کانونهای شورشی بود که در مرحله اخیر در میهن اسیرمان ریشه دوانده و گسترش پیدا کرده است و اکنون زنان و مردان انقلابی و بپا خواسته خلقمان را در کانونهای شورشی در سراسر میهن سازماندهی کرده و گسترش داده است.

این همان پدیده مبارکی است که قبل از هر کس تمامی رژیم آخوندی از اصلاح‌طلب تا اصول گرا را آن‌چنان دچار رعشه مرگ کرده که ناگهان محمد خاتمی شیاد با همان لحنی علیه این کانونها صحبت می‌کند که جانور وحشی نظام یعنی احمد خاتمی وقتی در جمعه بازارها عربده‌های خامنه‌ای را بازتاب می‌دهد.

اجازه بدهید به سنت همیشگی نسل مجاهد خلق که نسلی حق شناس و سپاسگزار است خاطره تابناک چه گوارا این چهره اسطوره‌ای و فراموش ناپذیر انقلابی را که برای اولین بار مبتکر تئوری «کانونهای شورشی» است، گرامی بداریم. او که در زمان خود کوشید با اتکاء به کانونهای شورشی انقلاب را در آمریکای لاتین تداوم بخشد. گفته می‌شود که او معتقد بود:

«یک نیروی نامنظم با همه کوچکی‌اش می‌تواند در یک نبرد نابرابر بر ارتشی منظم پیروز شود»

وی همچنین می‌گفت: «ما نباید به انتظار پیش آمدن موقعیت انقلابی بنشینیم چنین موقعیتی را خود می‌توانیم به‌وسیله یک کانون انقلابی پدید آوریم.»

چه گوارا همچنین اعتقاد داشت این کانونها می‌توانند به نقطه امید مردم در برابر حاکمیت ضدمردمی تبدیل شوند و با به حرکت در آوردن جامعه زمینه انقلاب و دگرگونی را به‌وجود آوردند.

هر چند چه‌ گوارا مجال آن را نیافت که ثمرهٴ پیروزمند تئوری خود را به‌ چشم ببیند، اما با شهادت در راه ایمان خود به‌ رهایی همه خلقهای ستمزده در آرزوها و رؤیاهای مردمان تحت ستم برای همیشه جاودانه شد.

اسم «کانونهای شورشی» اگر ‌چه یادآور تئوری است که به آن اشاره شد اما باید گفت انقلاب ایران در مداری متکامل‌تر از تمامی انقلابهای دوران معاصر راه منحصربه‌فرد خود را پیموده است. کانونهای شورشی که اکنون در بالاترین فراز مقاومت ایران تشکیل شده‌اند، از یک سو متکی به‌یک پشتوانه و فرماندهی نیرومند و از سوی دیگر برخوردار از یک ارتباطات دارای تضمین بالا با فرماندهی است.

کانونهای شورشی بر ریشه‌های عمیق ۴دهه رزم مستمر رزم‌آوران مجاهد خلق استوار است که همه اشکال مختلف نبرد، از جنگ چریکی شهری، تا مقاومت در جنگل، تا جنگ در مناطق روستایی در دسته‌های پارتیزانی و تا جنگ جبهه‌یی در هیأت ارتش آزادیبخش را پشت سر گذاشته و از هر یک از آنها کتابها تجربه پرارزش انقلابی اندوخته است.

با قیام قهرمانانه و سراسری مردممان در 142شهر میهنمان در دی ماه 96 تاریخچه کانونهای شورشی وارد مرحله نوینی شد و توانمندی بسیار شگفت‌انگیزی را به نمایش گذاشت. جمعبندی این قیامها البته نتیجه‌گیریهای استراتژیک و تاکتیکی بسیار ارزشمندی دارد که بر تجارب پیشین افزوده می‌شود.

ولی اکنون کانونهای شورشی در آستانه کارزار آتشین چهارشنبه‌سوری قرار دارند. کارزاری که هیچگونه غافلگیری در آن برای رژیم وجود ندارد و طبعاً رژیم با تمام قوا و امکاناتش برای ممانعت از فعالیتهای کانونهای شورشی در «جشن آتش» وارد صحنه خواهد شد. و درست‌تر این است که بگویم از هم‌اکنون ورود به صحنه را آغاز کرده است. 

سه‌شنبه 22اسفند که پاسدار رحیمی سرکردهٴ نیروی انتظامی تهران اعلام کرد که «از ساعت 2بعدازظهر این روز کلیهٴ نیروهای سرکوبگر انتظامی (و طبعاً همه انواع نیروهای امنیتی و اطلاعات اونیفورم پوش و شخصی پوش رژیم) برای مقابله با مردم و جوانان قیام آفرین به‌حالت ‌آماده‌باش صددرصد می‌آیند»

در این رویارویی، ظاهراً یک طرف، نیروهای استبداد حاکم، از همه امکانات و وسایل، از انواع سلاحها، از یک دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی و از یک دجالگری بی‌حد و حصر و از همه مهمتر، از ماشین جهنمی سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام برخوردار است؛ اما در طرف دیگر این جبهه، نیرویی قرار دارد که ظاهراً دستش از همه امکانات خالی است اما این ظاهر قضیه است که می‌تواند گمراه‌کننده باشد. از قضا این جبهه، جبهه مردم و جوانان قیام‌آفرین امکانات و توانمندیهای عظیمی دارد که دشمن از آنها محروم است. این امکانات و توانمندیها عبارتند از:

1- نیروی انسانی کماً و کیفاً بسیار برتر؛ عاملی که در هر جنگی عامل تعیین‌کننده است. توده‌های عظیم مردم، ارتش بیکاران و گرسنگان، توده‌هایی که جز زنجیرها و دردهای خود چیزی برای از دست دادن ندارند و محروم از نان و کار و آزادی، عطشی سوزان، انگیزه‌یی بسیار نیرومند و آمادگی برای فدا در هجوم به‌ قلعهٴ غارتگران حاکم دارند. مهمتر این‌که قیام 7دی نشان داد که این توده‌ها نه تنها انگیزه بسیار قوی برای درافتادن با رژیم دارند در نتیجه سالها تجربه و همچنین در سایه آگاهی بخشی و فداکاری نسل مجاهد خلق به سطح عالی از شعور سیاسی و اجتماعی در رابطه با رژیم دست یافته‌اند که در کاکل آن شعار «اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمام ماجرا» می‌درخشد و این نشان می‌دهد که اراده خلق برای سرنگون کردن تمامیت رژیم شکل گرفته است و به این یقین رسیده‌اند که برای رهایی از رنج ها و دردهایشان باید این رژیم را نابود کرد. این یک سرمایه بسیار بزرگ برای قیام و انقلابیون جان برکف می‌باشد. در حالی که تنها عامل حرکت سربازان و مزدوران جبهه مقابل، پول و انگیزه‌های مادی و فردی است.

2-خوشبختانه در مرحله فعلی قیام برای سرنگونی رژیم در ایران از مساعدترین شرایط بین‌المللی و منطقه‌یی برخوردار است چرا که به‌دلیل سالها حاکمیت آخوندها و نقشی که در صدور تروریزم و بنیادگرایی و جنگ‌افروزی در منطقه و در جهان داشته‌اند همچنین در سایه آگاهی بخشی مقاومت و فعالیتهای بین‌المللی آن امروز دیگر جهان به این واقعیت رسیده است که با تداوم حاکمیت آخوندها در ایران خبری از ثبات، صلح و امنیت در منطقه و در جهان وجود نخواهد داشت. به همین دلیل رژیم محتضر آخوندی زیر انواع مختلف فشارهای سیاسی و اقتصادی بین‌المللی است.

3-ولی عنصر تعیین‌کننده این است که کانونهای شورشی در داخل خاک میهن از یک پشتیبانی ارزشمند و بی‌نظیر و تعیین‌کننده برخوردارند که آنهم عبارتند از عنصر هدایت کننده و رهبری کننده که راه را برای کانونهای شورشی ترسیم می‌کند و در واقع قدرت آن را دارد که نسل قیام را از سویی در هیأت کانونهای شورشی گرد آورد و راه درست را پیش پای آنها بگذارد و از سوی دیگر منبع و منشأء امید، باور، قدرت شورش علیه نظم موجود برای آنها باشد. به این ترتیب کانونهای شورشی می‌توانند با ایمان به این‌که سرمایه عظیم ایمان و اراده سرنگونی را دارند این باور را به توده‌های مظلوم منتقل کنند و آنها را در مسیر قیام رهبری نمایند. 

4-عامل تعیین‌کنندهٴ دیگر در هر جنگی زمین است، در نبرد میان خلق و ضدخلق، زمین به‌طور استراتژیک در اختیار نیروی خلق است. به‌عنوان مثال در همین کارزار پیش‌رو (کارزار چهارشنبه‌سوری آتشین) مردم و جوانان هر خیابان و محله، آشنایی و اشراف کامل به‌ محل سکونت خود و امکانات آن دارند و نیروی انتظامی از این اشراف بی‌بهره است. این به کانونهای شورشی و جوانان قیام‌آفرین امکان می‌دهد که با تسلط تاکتیک جنگ و گریز را به‌کار بگیرند و پس از ظاهر شدن در یک نقطه و محله و پس از مشتعل کردن شعله‌های حرکت اعتراضی و شعارهای اعتراضی هنگامی که نیروهای سرکوبگر وارد صحنه می‌شوند، آنجا را ترک کرده و به سرعت در نقطه و محله دیگری ظاهر شوند. همین اشراف به‌ محل و زمین به‌ رزمندگان کانون شورشی این امکان را می‌دهد که نیروی سرکوبگر را متفرق کرده و آنها را به‌ محلهایی که برایشان ناشناخته است کشانده و سپس مورد حمله و گوشمالی قرار داده و ناپدید شوند.

5-امتیاز دیگر کانونهای شورشی در نبرد پیش رو در چهارشنبه‌سوری و در هر صحنه دیگر نبرد در آینده این است که برای نیروهای منفور و روحیه باخته دشمن که خشم و شورش خلق را در قیام دی از نزدیک لمس کرده‌اند و ضربات آن قیام بر پیکر فرتوتشان فرود آمده هر ایرانی در خیابان از کودک 6-7ساله بلوچ تا مادران و پدران سالمند یک دشمن بالقوه هست تا چه رسد به زنان و مردان دلیر قیام. به‌عبارت دیگر امروز دیگر هیچ‌یک از نیروهای انتظامی و مزدوران دشمن احساس امنیت در خیابانها و حتی در خانه هایشان ندارند و این به سرعت روحیه آنها را تضعیف می‌کند. در حالیکه برعکس هر ایرانی، ولو این‌که اعضاء کانون شورشی مستقیماًًً آنها را نشناسند بالقوه و بالفعل یک حامی و کمک‌کار و دوست هستند. و دیگر حتی افراد بی‌تفاوت بسیار کم شده‌اند. این یک سرمایه عظیم، مادی و معنوی برای کانونهای شورشی است.

این نوشته درصدد تشریح امکانات و مزیتهای تاکتیکی نیروی انقلابی نیست و تنها به‌عنوان مثال و نمونه، درصدد آن است که اذهانی را که در شرایط اختناق به‌طور خود به‌خودی «از آنچه خود داشت» غافل است، متوجه آن «گوهری» سازد که «از صدف کون و مکان بیرون» است اما در کف خودشان است و با آن می‌توانند فلک سیاسی اجتماعی این میهن را تغییر دهند و تسخیر کنند.

فراتر و تعیین‌کننده‌تر از همه این بحثها، تجربه‌ عملی و واقعیتی است که در قیام دی ماه رخ داد و همه آن را به‌چشم دیدند که در دو کلمه خلاصه می‌شود: قدرت برتر نیروی مردم و ضعف و شکنندگی و آسیب‌پذیری رژیم!

دشمن این واقعیت را با تمام وجود دریافته و از آن غرق وحشت شده است. این وحشت را در همه روزهای پس از قیام تا اکنون که در اظهارات و مطالب تمامی سردمداران و مهره‌ها و رسانه‌های رژیم موج می‌زند، به‌روشنی می‌توان دید، اما فراتر از همه آنها، تنها کافی است به‌ اظهارات اخیر ولی‌فقیه ارتجاع در دیدار با مداحان و روضه‌خوانهای ولایت در روز پنجشنبه 17اسفند اشاره کنیم که در اشاره‌یی سربسته، هراس خود را هم از قیام دی ماه و هم از کارزار جشن آتش پیش رو چنین بیان کرد:

«همین چند ماه قبل از این، به‌قول خودشان در اتاق فکر دور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دی‌ماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دی‌ماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم، تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع می‌کنیم»

درک این‌که منظور خامنه‌ای کدام دشمن است که او از بیان نام آن نیز هراس دارد، چندان دشوار نیست، چرا که خود او طی اظهاراتی که دربارهٴ قیام دی ماه داشت گفت:‌ «از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند؛ خود رسانه‌های منافقین در همین روزها اعتراف کردند... نسبت به‌ این قضیّه؛ که پادویی کنند، سازمان‌دهی کنند، بروند این و آن را ببینند، کسانی را در داخل نشان کنند و پیدا کنند که بهشان کمک کنند تا بیایند به‌ مردم فراخوان بدهند -فراخوان را هم آنها دادند-»

خامنه‌ای در همین سخنان اخیر نیز اگر ‌چه صراحتاً از چهارشنبه‌سوری و فراخوان مجاهدین برای برپایی کارزار چهارشنبه‌سوری نام نبرد، اما گماشته او آخوند صدیقی روز بعد در نمایش جمعهٴ تهران، حرف خامنه‌ای را در موردآنچه که قرار است در اسفند ماه اتفاق بیفتد و «تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع» کند با روشنی تمام معنی کرد و با تکرار جملات خامنه‌ای گفت:

«مسأله چهارشنبه‌سوری را که ما اسلاممان هیچ وقت سنتهای ملی را هیچ وقت مقابله نکرده، ولی تهدیدها را به‌ فرصتها تبدیل کرده، آنچه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد، بنا بود ماه دی آن شورش را بپا کردند، برای بهمن نقشه کشیده بودند، برای اسفند هم نقشهٴ دیگری کشیده بودند...

مسأله چهارشنبه‌سوری انشاالله بعضیها که توجه ندارند بدانند هم امنیت روانی جامعه را به‌هم نریزند، هم جان خودشان را همه ساله در این آتش سوزیها انفجارها چه جوانهایی سلامتی‌شان را از دست می‌دهند...».

البته در فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور گفته نشده که با کارزار چهارشنبه‌سوری رژیم سرنگون می‌شود، اما ببینید خود دشمن چه حسابی در مورد آن باز کرده و تا کجا هراسان و وحشت‌زده است که ولی‌فقیه ارتجاع این چنین بر خود می‌لرزد و گماشتگان خود در نمایشهای جمعهٴ سراسر کشور را به‌خط می‌کند تا دربارهٴ آن سخن گفته و نیروهای پاسدار و بسیجی رژیم را حول این خطر بسیج و هشیار کنند. آیا این واکنش دشمن خود بیانگر شدت پوسیدگی و آسیب‌پذیری آن و بینه‌یی روشن حاکی از پیروزمندی کانونهای شورشی و استراتژی هزار اشرف نیست؟

پیام چهارشنبه سوری:‌ آتش جواب آتش - مسعود کلانی

پیام چهارشنبه سوری:‌ آتش جواب آتش - مسعود کلانی
ایران
1396/12/20





نحوستها
تاریخ چهارشنبه‌سوری
سور بمعنای جشن و مهمانی و سرخی است؛ سرخی‌ای که نشان از آتش دارد.

پیشینیان ما معتقد بودند آتش گرما بخش، که از عناصر چهارگانه است، تمیزکننده و پاک کننده و تنها عنصری است که آلوده نمی‌شود.

به این دلیل هنگام پریدن از روی آتش چهارشنبه سوری، یکدل و یکصدا همه می‌خواندند زردی من از تو، سرخی تو از من.

جشن ملی چهارشنبه‌سوری قرنهاست در شب ‌آخرین چهارشنبه سال در سرتاسر ایران زمین و در ساعتهایی مشخص با شرکت تک‌تک آحاد مردم ایران، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال برگزار می‌شود، ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات پلید، می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط خانه دور می‌سازند.

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور جشن اهورایی چهارشنبه‌سوری بودند به همه شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند.

جشن چهارشنبه سوری با فرهنگ و سنن مذهبی مردم ایران هم در هم آمیخته است. می‌گویند قیام مختار برای خونخواهی شهیدان کربلا در روز چهارشنبه همزمان با جشن چهارشنبه‌سوری و در شهر کوفه که ساکنان آن بیشتر از ایرانیان بودند، آغاز شده است.
پیام چهارشنبه‌سوری 96

در تاریخ ایران، چهارشنبه‌سوری هر چند، هرسال به‌عنوان جشنی سراسری و برای شادی و استقبال از بهار و نوروز برپا می‌شده، اما پیام همبستگی اتحاد و مبارزه با پلیدیها را در خاطره تاریخی مردم این سرزمین حک کرده است. سنت چهارشنبه‌سوری در ضمیر هر ایرانی ثبت کرده است که هر گاه ظلمت و تباهی و شر و بلا همه جا را فرا گرفت، باید با آتش آن را زدود و زردی و پلیدی و هر چه که ضدایران و ایرانی است را سوزاند و خاکسترش را برای این‌که باز خانه را آلوده نکند، در آب روان ریخت یا به‌دست باد داد تا آن را ببرد و دیگر آثاری از آن به‌جای نماند.

امسال جشن چهارشنبه‌سوری در آستانه بهاری که بهار آزادی ایران را نوید می‌دهد و به‌دنبال قیام آتشین مردم ایران در دیماه گذشته که هم‌چنان ادامه دارد، برگزار می‌شود.

نحوستها

در آستانه چهارشنبه‌سوری نیز، آتش‌افروزان زمانه ما، از هزار کانون شورشی در تمام شهرهاى میهن برخاسته‌اند تا ایران را برای جشن چهارشنبه سوری و قیام و خیزش علیه رژیم پلیدی که 40سال است ایران و مردم ایران را به پلیدی خود آلوده‌اند، آماده کنند.

چهارشنبه سوری امسال که توسط جوانان و زنان میهن و کوچک و بزرگ مردم ایران برگزار می‌شود، جشن آتش برای روشنایی و آزادی است

قیامی است که ظلمت و سیاهی آخوندها را که چهل است ایران‌زمین را به اسارت گرفته‌اند به خاکستری تبدیل می‌کند که باید آن را دور ریخت تا پس از شادی و جشن آزادی هیچگاه به ایران باز نگردد.

و این قیام تا آزادی ایران‌زمین ادامه خواهد یافت.

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی
1396/12/20
آتش در آئین ایرانیان باستان، نماد وطن‌دوستی و بیزاری از پلیدی و زشتی بوده است، گرامیداشت این نماد محبت و نیکی، مردم ما را بر آن داشته تا در هیأت یک جشن،‌ آخرین سه‌شنبه هرسال را به آن اختصاص دهند و با گرمای روح‌بخش آتش، طراوت زندگی و زایش را در آستانه نوروز با جشن و سرور و جمع شدن به دور هم، به زندگی خود بیاورند. چنین ایده‌ای البته که زیبنده فرهنگ غنی تمدن باستانی ما بوده است چرا که نشاط و شادابی جامعه، خود را در چنین آئین‌هایی جاری و سمبلیزه می‌کند و از آنجا تقویت‌شده به مناسبات روزمرهٴ جامعه بازمی‌گردد، روحیة یکدلی و سرشاری نهفته در این شیوه نگاه به موضوعات اجتماعی توانسته است سده‌ها اقوام مختلف را در یک سرزمین گسترده با تنوعات قومی با مسالمت و برادری در کنار یکدیگر نگه‌دارد و آلام اجتماعی آنها را کاهش دهد. به همین خاطر می‌بینیم که علاوه بر سرزمین امروزی ایران این فرهنگ در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و تاحدودی قرقیزستان که داری ریشه‌های مشترک فرهنگی با ایران هستند هم هنوز گرامی داشته می‌شود و مردم این کشورها هم آن‌را جشن می‌گیرند.


چهارشنبه سوری ـ در کشورهای مختلف
شعروارهٴ زیبای «زردی من از تو، سرخی تو از من» به‌واسطه نگاه ایرانیان باستان به روشنایی و پاکی، دوری از تسلیم‌پذیری و رخوت و جستجوی سرزندگی و مبارزه‌جویی در تاریخ ایران جاودانگی یافته است؛ زیرا ایرانیان در آتش، روح حیات و سلامتی را جستجو می‌کرده‌اند. برپا کردن هفت بوته آتش به نشانه هفت امشاسپند و فرشته، ناشی از این باور بود که آتش تطهیرکننده است و بدی، وادادگی و مرگ را دور می‌کند. چهارشنبه‌ سوری بخشی غیرقابل تجزیه از فرهنگ هر ایرانی است. زمانی‌که میهن ما به لوث آخوندها آلوده نشده بود در هفته‌های آخر هرسال، فروش کوپه‌هایی از بوته‌های خشک بیابانی علاوه بر این‌که یکی از مشاغل افراد زحمتکش میهن بود، با خود بوی عید و بهار را به شهرها می‌آورد و چهره جامعه را در پایان سرما و انجماد زمستان دگرگون و زنده می‌کرد. شب چهارشنبه ‌سوری مردم در محلات در آستانهٴ غروب خورشید، بوته‌های خشک و وسایل چوبی کهنه و شکسته‌ای را که در خانه‌تکانی‌ها از دور خارج کرده بودند سرجمع کرده با آن آتش می‌افروختند در کنار آن کودکان با شادی ترقه‌ها را ترکانده و فشفشه‌ها را به هوا می‌فرستادند خاطرات مراسم چهارشنبه ‌سوری در هر محله و کوچه یکی از به‌یاد ماندنی‌ترین خاطرات کودکی هر ایرانی است.


چهارشنبه سوری ـ سرود زیبای چهارشنبه ‌سوری و مرزبندی با زردی و یأس و آلودگی



علاوه بر پریدن از روی آتش و آرزوی سرخی، رزم‌جویی، سلامت و سرشاری برای سال آینده، رسوم زیبای دیگر چهارشنبه ‌سوری هم باز ناشی از همین روحیة زنده و احیاگر مردم‌ ایران به‌رغم مصیبتهایی بود که طی قرن‌ها بر آنها تحمیل شده بود. فالگیری از دیوان حافظ و مددگیری این اسطورهٴ ادب میهن برای تعیین راه و رسمی که باید برای خود انتخاب کنند نشان از لطافت طبع ایرانی دارد.


چهارشنبه سوری ـ فالگیری از دیوان حافظ



شیرین کردن کام با آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری که آمیخته‌ای از خشکبار محصول برداشت و دسترنج سال بود حقیقتاً نمادی سمبلیک است آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیباست که از دانه‌های خوردنی و رستنی به‌دست‌آمده است که ماحصل زحمت سال پشت‌سر گذاشته شده روی زمین و طبیعت بوده است، طعم آن با کشمش و دیگر خشکبار شیرین آن‌را با دیگر آجیل‌ها متمایز می‌ساخت و فرح فزایی خاصی به آن می‌بخشید در واقع آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری طبقی است آراسته از هدایا و بهره‌های طبیعت که رابطه ایرانی و سرزمینش را تعریف می‌کند و بین آنها وحدت و همدلی ناگسستنی ایجاد می‌کند.


چهارشنبه سوری ـ آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیبا



سنت زیبای دیگر چهارشنبه‌ سوری «قاشق‌زنی» است، صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسرانی که با پوشیدن چارقد و چادر، روی خود را گرفته بودند در پشت درب خانه‌ها، ساعتی پس از پریدن از روی آتش، بار دیگر الفت و صفای روابط انسانی و اجتماعی را در هر کوچه و محله برقرار می‌کرد هرکس به فراخور وسع خود، کاسه قاشق زنانی که خود را پشت درب پنهان کرده بودند، با پرکردن آجیل، نقل، آب‌نبات یا تخم‌مرغ، پاسخ می‌داد.


چهارشنبه‌ سوری ـ قاشق‌زنی؛ صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسران



بعد از آن نوبت به فال‌گوش ایستادن و شال اندازی در خانه‌هایی که با بوی خوش اسفند، کندر، گلاب آکنده شده و با روشنایی شمعی مزین گردیده بود فرا می‌رسید اسفند و کندر را در درون خانه دود می‌کردند، گلاب را به‌سر و صورت خود می‌زدند و شمع را به‌نیت روشنایی زنده نگه می‌داشتند و در همین حین بود که درتاریکی هوا وقتی اعضای خانواده در اتاق به دور هم جمع بودند مشغول پذیرایی از همدیگر بودند، ناگهان از دریچه سقف و روزن خانه‌های قدیمی یا روی پشت‌بام خانه‌ها، شالی به پایین آویزان می‌شد که صاحب‌خانه می‌بایست با پیچیدن مقداری میوه، تنقلات و شیرینی در شال و تکان دادن آن به نشانهٴ پایان کارش به شال انداز علامت بالا کشیدن آن‌را می‌داد.

رسم به‌یادماندنی دیگر چهارشنبه ‌سوری، «فال‌گوش ایستادن» بود. به این‌صورت که فرد در محلی که دیده نشود می‌ایستاد و به صحبتهای رهگذران گوش می‌کرد و بر اساس آنچه در آن صحبتها بود برای شنیدن خبری خوش از آنچه مورد انتظارش بود، تفأل می‌زد، اگر صحبتها را مطابق آرزوی خود می‌دید، خود را به‌ طلبش رسیده می‌دانست.


چهارشنبه‌ سوری ـ رسم به‌یادماندنی فال گوش ایستادن



این‌ها بخشی کوچکی از فرهنگ زنده و سرشار ایرانی است فرهنگی که روح زندگی و تسلیم‌ناپذیری در آن موج می‌زند و در ورای همه اشکال رسوم آن می‌توان همدلی و همبستگی اجتماعی را دید به همین خاطر شاید بشود گفت که روح زندگی‌بخش آتش که در جای‌جای مراسم چهارشنبه ‌سوری سمبلیزه شده است نمادی از راه و رسم تسلیم‌ناپذیری در تاریخ ما است. چهاردهه ایستادگی مقاومت سازمان‌یافته مردم ما بر اساس فدا و صداقت، برخاسته از چنین پیشینهٴ فرهنگی است.


چهارشنبه ‌سوری ـ نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی



پس درود بر رزم‌آورانی که ایستادگی در برابر دیو تاریکی و فاشیسم سیاه دینی حاکم بر میهنمان را اراده کرده‌اند. میهن‌پرستانی غیرتمند که با آتش، عزم درهم شکستن ظلمت آخوندی را دارند و با برافراشتن پرچم هیهات مناالذله و تسلیم‌ناپذیری در برابر این رژیم تبهکار، اصالت فرهنگی و تمدن سرشار خود را به نمایش می‌گذارند نسل سرفرازی که الگوهایی چون ستارخان، کوچک خان، مصدق، حنیف‌نژاد و مسعود رجوی در پیشاپیش صفوف خود دارد که تبلور فرهنگ غنی و سرشار ملی ما در عصر حاضرند،‌ بنابراین اگر چهارشنبه ‌سوری نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی است، امسال آن ‌را در برپایی «کانونهای شورشی» هر چه گدازان‌تر از همیشه گرامی داریم، راه پیروزی بر دشمن ایران و ایرانی تنها از طریق همین کانونهای تشکل یافته انقلابی است.

قیامی تا سرنگونی ـ محدثین

قیامی تا سرنگونی ـ محدثین
1396/12/21



کانونهای شورشی به همراه جوانان قیام در سراسر ایران مصممند جشن چهارشنبه سوری را به یک گام کیفی در راستای از پا در آوردن رژیم منحوس آخوندی تبدیل کنند و حتماً چنین خواهند کرد.

در این روزها فریادهای کارگران و زحمتکشان و غارت‌شدگان و دانشجویان از تهران تا خوزستان و اصفهان و اراک و سراسر ایران به گوش می‌رسد. همه علائم حاکی از این است که قیامی که در دی ماه سراسر کشور را در برگرفت، به‌رغم اقدامات سرکوبگرانه و جنایتکارانه و به‌رغم هر فراز و نشیبی تا سرنگونی دیکتاتوری دینی ادامه خواهد یافت. زمین و زمان گواهی می‌دهد که فاز پایانی این رژیم فرا رسیده است. آن‌چنانکه خانم مریم رجوی بارها اعلام کرده است وضعیت به قبل از هفتم دی باز نخواهد گشت.
یک جرقه کافی است تا شعله‌ور شود
این حقیقت آن اندازه سرسخت است که سردمداران رژیم آخوندی نیز ناگزیر به آن اعتراف می‌کنند. رحمانی فضلی وزیر کشور روحانی روز 20اسفند گفت ” نارضایتی” بحدی است که ” یک جرقه کافی است تا شعله‌ور شود”. وی گفت «اعتراضات دی ماه ظرف یکی دو شب به 100شهر رسید و در 42شهر درگیری داشتیم.... چون سطح انباشتگی نارضایتی‌ها بالا رفته و عمومی شده بود و در هر کجایی که امکان بروز می‌شد ابراز می‌شد... در بررسیهای عمیق‌تر به عواملی دیگر که بستر حوادث بودند می‌رسیم و متأسفانه هنوز هم در معرض آن حوادث هستیم».

ابعاد این قیام به‌نحوی است که رژیم را در درون خود با بحران مواجه کرده است، آثار این بحران را حتی در کانون قدرت رژیم یعنی سپاه پاسداران نیز می‌توان دید. پاسدار محمدعلی جعفری سرکرده سپاه پاسداران روز 20اسفند در یک اعتراف بی‌سابقه گفت «وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است که نیازمند عمق بیشتر معنویت و روحیه جهادی است».
کابوس چهارشنبه‌سوری و قیامی دیگر علیه دیکتاتوری

در چنین شرایطی چهارشنبه سوری و فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین به ”قیامی دیگر علیه دیکتاتوری آخوندی” به کابوسی برای آخوندهای جنایتکار تبدیل شده است. سرکردگان سپاه پاسدارن، نیروی انتظامی دستگاه قضاییه و ایادی آخوند روحانی با تهدید و ارعاب تلاش می‌کنند تا جوانان را از شرکت در چهارشنبه‌سوری و تبدیل آن به قیامی دیگر بازدارند. آنها با قدرتنمایی‌های پوشالی و مضحک از کشف و ضبط صدها میلیون ترقه و صدها تن مواد منفجره خبر می‌دهند و در عین‌حال خاطیان را به دستگیری و مجازات تهدید می‌کنند.

در حالیکه خامنه‌ای در سالهای گذشته به‌نحو مسخره‌ای فتوا داده بود چهارشنبه سوری”هیچ مبنای شرعی ندارد”، ”مستلزم ضرر و فساد زیادی است” و”مناسب است از آنها اجتناب شود” (ایرنا 23اسفند 1388) محمد جعفر منتظری دادستان کل آخوندها روز 19اسفند امسال پرده‌ها را کنار زد و روی اصل مشکل دست گذاشت و گفت رژیم با اصل چهارشنبه‌سوری مخالفتی ندارد و نمی‌تواند و نباید به مبارزه با این مراسم کهن و قدیمی بپردازند، اما مسأله مهمتر این است که مراسم چهارشنبه‌سوری جزیی از پروژه ایست که می‌خواهند ”نظام جمهوری اسلامی ایران را از پا در بیاورند”.
آری کانونهای شورشی به همراه جوانان قیام در سراسر ایران مصممند جشن چهارشنبه‌سوری را به یک گام کیفی در راستای از پا در آوردن رژیم منحوس آخوندی تبدیل کنند و حتماً چنین خواهند کرد.

هیزم‌بیار چهارشنبه ‌سوری کیه؟

هیزم‌بیار چهارشنبه ‌سوری کیه؟
1396/12/21


این روزها هر سایت و کانال و شبکه‌ مجازی و روزنامهی رو باز میکنی، با اولین خبر و اولین کلمه‌یی که روبه‌رو میشی عبارت چهارشنبه سوریی است.
حالا هر رسانه‌یی به مذاق و دلخواه خودش رفته توی داستان چهارشنبه‌ سوری و از خروجی مطلوب خودش بیرون اومده.
آخوندها که پیشتر از اساس منکر چهارشنبه ‌سوری بودن و اینو یه سنت خرافی؟! و ضداسلامی؟! و حتی به بیان آدمی مثل مرتضی مطهری، چهارشنبه‌ سوری رو یه سنت احمقانه می‌دونستند، زیر ضرب مخالفت مردم، الآن به نقطه‌یی رسیدن که ضمن حفظ فتاوی صدتا یه غاز خود اما در عمل، چهارشنبه‌ سوری رو به شرط و شروطی (یعنی چهارشنبه‌ سوری بی‌خطر = قاشق‌زنی و فالگوش ایستادن و آجیل خوردن و...) مجاز! شمرده و اساساً خودشون براش دم و دستگاه اجرایی حکومتی چیده و خلاصه به‌طور «دوفاکتو» اونو به‌رسمیت شناختن!

حالا البته با این تبصره که تمام هم و غم رسانه‌ییشونو صرف جلوگیری از اجرای مردمی مراسم و آتشبازی و در واقع آتشباریهایی کردن که جوونا در روز موعود به‌سر تا پای رژیم و نهادهای در دسترسش میکنن.

آخوندها که طعم آتشباری قیام به حداقل 60مقر نمایندگان خامنه‌ای در شهرستانها و آتشباری جوونا به حداقل 20حوزه جهل و جنایت آخوندی رو در همین قیام جاری مردم به چشم دیدن، تموم وحشتشون از اینه که شب چهارشنبه‌سوری که:

هم هوا تاریکه و شناسایی جوونا مشکل‌تر از قبل

و هم تجمع‌ مردم برای آتیش روشن کردن یه امر طبیعی و همگانیه

و هم ملت از قبل کلی برای اینکار تهیه و تدارک دیدن، مواد محترقه و منفجره آماده کردن

و از طرف دیگه آخوندها خودشون هم توی این دو سه ماهه بعد از قیام با جنایتهایی که در حق مردم کردن، آتش کینه و نفرت مردمی از خودشونو هر چه بیشتر درش دمیدن و آتیششو شعله‌ورتر کردن

حالا در همچین شرایطی یک فرصت مردمی بی‌نظیر هم طبق معمول سنواتی از راه رسیده و میدونو با تمامی اجزا و متعلقاتش برای مردم و جوونای زخم‌خورده از آخوندها به‌طور کامل «چیده» و آماده کرده!

و آخوندها هم جز روضه ایمنی و هشدار امنیتی و تهدید دستگیری و زندان حرف دیگه‌یی برای زدن ندارن، موندن این وسط چطوری صحنه به این خطرناکی رو جمع کنند؟

این از حساب آخوندها و تبلیغاتشون

اما تبلیغات نوع بعدی تبلیغات یه عده «الکی‌خوش» و پرت از مرحله ‌است که نشستن و اندر باب چیزهایی حرف میزنن و تبلیغ می‌کنن که در واقع، امر انجام‌شده تلقی میشه و حرفیست که از سکه افتاده. آدم‌هایی بی‌ارتباط با واقعیت که مستمراً توی بوق‌های کوچیک خودشون میدمن که «ما از چهارشنبه ‌سوری کوتاه نمیایم!» حتی اگه شده از روی یه چوب‌کبریت روشن توی حیات خونه‌مون بپریم! آدمهایی که خیال می‌کنن قد و قواره مشکل الآن در این حده! غافل از این‌که جوونای مملکت الآن در نقطه استفاده بهینه از این سنت دیرپای مردمی برای پیشبرد امر مبارزه با رژیم ایران‌ستیزی هستند که این روزها در موضعی کاملاً دفاعی قرار گرفته و نه تنها اجرای مراسم چهارشنبه‌ سوری رو پذیرفته بلکه خودش با دست خودش آمده و محل‌هایی رو برای اجرای حکومتی و کنترل‌شده اون مشخص و اعلام کرده و براش کلی پول و امکانات خرج کرده تا شاید مشکل بالغ‌شدن مراسم چهارشنبه‌ سوری به یک قیام آتشینو منتفی کنه یا حداقل جلوش سنگ بندازه.

خب به هر حال این نحوه طرح داستان چهارشنبه ‌سوری هم، برای خودش حقیقتاً که داستانیه و باید با متانت از کنارش گذشت و چیزی نگفت تا چرت بعضی‌ها نپره!

اما نوع سوم تبلیغات، تبلیغات مردمیه که آکنده از شعارهای آتشین و «دیکتاتوری سوز!» و تهاجمی است که چهارشنبه‌ سوری رو فرصتی ملی و مردمی برای شعله‌ورتر کردن آتش قیام اعلام می‌کنن و در و دیوار مملکت و رسانه‌های مردمی رو هم از این قضیه پر کردن

این سه دسته یا جماعت یا گروه همگی در شمار آتشبیاران معرکه چهارشنبه‌ سوری هستند، و طبعاً هر کدومشون به نوعی.

اما بین این سه گروه یا دسته یا جماعت، یکی هست که بیشتر از بقیه توی آتیش چهارشنبه‌ سوری «فوت»میکنه یعنی به قول معروف توی آتیش میدمه!

اون کیه؟

حافظان قدیمی و ملانقطی سنت‌های ملی و میهنی؟

مخالفان دیکتاتوری که همیشه در به در دنبال فرصتی مناسب برای آتش زدن بساط دیکتاتوری میگردن؟

یا خود نظام و دستگاه حکومتیش که الآن متولی رسمی مراسم شده و براش دستگاه اجرایی همراه با واحدهای امدادی! و کلی نیروی انتظامی!؟ به اضافه کلی قوانین تهدیدآمیز بازداشت و زندان و برخورد شدید با اخلالگران مراسم!؟ چیده و مستمراً هم این حرفها رو توی بوق میکنه

مثل این اطلاعیه دادستانی آخوندی که شنبه‌شب روی وایر خبرگزاریهای آخوندی رفت:


برای این‌که در شلوغی مطالب، حرف اصلی گم نشه سوالو دوباره تکرار می‌کنیم: هیزم بیار اصلی معرکه چهارشنبه‌ سوری کیه؟ کدوم یکی از این سه جریانه؟

شاید هر کس بسته به تمایلش به یکی از این سه دسته، جماعت خودش یا جماعت و دسته مطلوب خودشو معرفی کنه. اما فارغ از هر حب و بغض سیاسی و تعصب‌ گروهی و حزبی باید انصاف داد و گفت: هیزم‌بیاراصلی این معرکه آتشین خود آخوندا هستند!

آخوندها خودشون هیزم به آتش خشم و کین ملت می‌ریزن

آخوندها خودشون روی این توده عواطف زخم‌خورده و مجروج نمک میپاشن

آخوندها خودشون روی آتیش کین و نفرت مردمی از خودشون بنزین میریزن و این آتشو شعله‌ورتر می‌کنن

چطوری؟

خبر زیرو نگاه کنید. پاسدار سعید قاسمی که معروفه به خل‌بازی درآوردن و شلوغ کردن معرکه، اخیراً رفته مناطق زلزله‌زده کرمونشاه و یک کارگاه تولید کانکس و یه مقاطعه‌کاری خونه‌سازی راه انداخته و بعد هم شروع کرده به گرفتن عکس و مصاحبه و تبلیغات دوپولی آخوندی پاسداری که «ایهاالناس این ما پاسدارها هستیم که داریم برای زلزله‌زده‌ها خونه درست می‌کنیم، کانکس درست می‌کنیم و...»

اما وقتی که گزارش و مصاحبه‌شو میخونی به ناگاه احساس می‌کنی فشار خون رفت بالای 17– 18و الآنه که رگ گردنت بترکه!

پاسدار دجال رفته اتوبوس قراضه‌های چند ده سال مونده توی دپوی سپاهو که به لعنت یزید هم نمی‌ارزند برداشته برده توی مناطق زلزله‌زده، یه رنگ پاشیده روشون و جای خونه و کانکس به قیمت میلیونی داده به مردم مستاصل و مصیبت‌زده‌یی که هیچ پشت و پناه حکومتی ندارن که سهله، از حمایت‌های مردمی هم به‌علت ممانعت همین پاسدارهای آدمکش، محروم شدن.

بعد هم این پاسدار موجی شروع کرده به دمیدن در بوق تبلیغاتیش که: بله ما داریم مشکل مردمو حل می‌کنیم و اینهم البته از معجزات آقا (یعنی علی خامنه‌ایه)!

یک نگاه به عکس اتوبوس قراضه‌های حاج سعید موجی و آلونک‌های بلوکیش بکنید و یک نگاه هم به آپارتمانهایی که همین پاسدارها به سرکردگی همین خامنه‌ای ملعون و مدیریت پاسدار جنایتکار معدوم حسام خوشنویس (حسن شاطری) برای مزدوران حزب‌الشیطان در بیروت (پایتخت لبنان) ساختند بکنید و بعد ببینید چرا آخوندها اینهمه از آتیش خشم ملت و هر چی آتیشه مثل س... می‌ترسن!؟

عکس‌ها رو ببنید:


این، عکسی که می‌بینید عکس سه تا اتوبوس اسقاطیه که انداخته بودن توی دپوی اسقاطی‌ها و حالا سعید قاسمی اونها رو برده رنگ کرده و به جای کانکس و خونه داده به زلزله‌زدگان کرمونشاه. همین سعید قاسمی گفته بابت هرکدوم از این قراضه‌ها یک میلیون و پونصد هزارتومن هم گرفته!

اما عکس بعدی


اینهم یه خونه دست‌ساز سعید قاسمی و باندشه که ظاهراً فقط برای نمایش و عکس و فیلم‌برداری رنگ‌آمیزی شده یا شاید هم خونه‌یی باشه که روی به قول خودش «قدمگاه» خامنه‌ای، موقع رفتن به مناطق زلزله‌زده، درست کرده! عبارتی شرک‌آمیز که حاکی از همسان‌سازی یک آخوند بی‌مقدار با ائمه و معصومینه!

اما گذشته از این بحثها، وقتی به عکس و تصویر سایر خونه‌هایی که همین جماعت ضدایرانی، در دست ساخت دارن نگاه می‌کنید با یک چیز دیگه روبه‌رو می‌شید که هیچ شباهتی به این یکی ندارن

ببینیمشون:


بله اینهم محلهٴی هست که خونه‌ها رو (که معلوم نیست بابت هرکدومشون چندین میلیون یا میلیارد پول می‌گیره) در اون ساخته. (اینو در قیاس با اتوبوس‌های اسقاطی می‌گم که برای رنگ کردنشون یک و نیم میلیون گفت گرفته!) بله خونه‌ها رو میشه پشت سر سعید قاسمی دید. چندتا خونه بلوکی که با عکس و تفصیلات و کلی تبلیغ، مایه یک مصاحبه آن‌چنانی هم برای سعید قاسمی شده توی رسانه‌ها.

اینهم کلیشه یکی از مصاحبه‌های پاسدار سعید قاسمی درباره «شاه»کارش برای زلزله‌زدگان کرمونشاه!


در این مصاحبه سعید قاسمی کلی از شاهکار اتوبوسیش صحبت کرده، عکس یادگاری در «پز»های مختلف با «فیگور»های متعدد گرفته و بعد هم تیتر زده: معجزه آقا در کرمانشاه!

اصل صحبت این نوشته چی بود؟

هیزم‌بیار اصلی چهارشنبه ‌سوری کیه؟

اینجا معجزه آقا!؟!؟ یعنی سید علی خامنه‌ای رو برای مردم ایران و آدمکش‌های حزب‌الله لبنان ببینید و قضاوت کنید که چه کسی بنزین روی آتش خشم ملت میریزه؟



اینها آپارتمانهاییه که خامنه‌ای ضدایرانی برای مزدوزان لبنانیش ساخته. اسم منطقه هست ضاحیه. در حاشیه بیروت پایتخت لبنان قرار داره و یکی از مراکز اصلی رژیم در منطقه است.

سهم مردم مصببت‌زده و زلزله‌دیده ما اتوبوس اسقاطی و چهارتا اتاقک بلوکی به اسم ویلاست.

اما به مزدورهای حزب‌الله که می‌رسه، این آپارتمانهای شیکو می‌سازن! حتی کرایه‌خونه ساکنان این آپارتمانها رو هم تا آماده شدن، همین خامنه‌ای داده! این مطلبو یکی از خانم‌های ساکن همین مجموعه در یک مصاحبه تلویزیونی و در تشکر از آقا! گفته

آخوندها حتی خیابونهای حزب‌الله رو هم براشون آذین بستن!


روشن نیست چرا این امامزاده جعلی و دجال‌مرام، در لبنان این‌قدر خوب و قشنگ معجزه می‌کنه اما وقتی به مردم خودمون میرسه این‌قدر چلاق و مافنگی میشه؟!



به نظر م اینهم یکی از اون حساب معوقه‌های نظامه که اگه واقعاً پس از سرنگونی چیزی ازشون باقی موند، باید در دادگاه صالحه مردم، جوابگوش باشن اما گذشته از آنچه که روزی نه چندان دور انشاالله در دادگاههای مردم در حق این جماعت ضدبشر و ضدایرانی خواهد رفت باز هم برگردیم به سوالی که در ابتدای این نوشته به آن وارد شدیم:

هیزم‌بیار و هیزمکش آتش چهارشنبه‌ سوری کیه؟

کیه که بنزین روی آتش خشم مردم میریزه؟

کیه که لحظه به لحظه به کینه و نفرت مردم از این نظام سراپا فاسد و آدمکش و بیگانه با ایران و ایرانی اضافه می‌کنه؟

کبریتشو میزنه

درآتشش میدمه، فوتش میکنه و بعد هم احمقانه فریاد میزنه آی آتیش زدند آی....

البته جوونای عاصی و جون به لب رسیده ایران منتظر تقویم و سررسید نامه مناسبت‌های سال نمی‌مونن و مثل قیام دی هر جا که اراده کنن آتیش می‌کشن به ریش و ریشه آخوندها و معجزاتشون!

سلام به چهارشنبه سوری!

دغدغه وضعیت درونی سپاه

دغدغه وضعیت درونی سپاه
ایران
1396/12/21


«وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است».

این جمله را محمدعلی جعفری سرکرده کل سپاه پاسداران روز 20اسفند در مراسم جا به‌جایی آخوند سعیدی نماینده کنار گذاشته شده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران بر زبان آورد. این تازه‌ترین و رسمی‌ترین نشانه بحران‌زدگی در درون نیروی اصلی سرکوب است. علنی کردن این تشویش، همراه با تغییر معنی‌داری در رأس نمایندگی ولایت فقیه در سپاه، از آثار شکست سپاه پاسداران در برابر قیام مردم ایران است.
در جلسه یاد شده محمدعلی جعفری، به «عوامل سلامت و اقتدار سپاه» اشاره کرد و این‌که «وضعی که امروز سپاه دارد که یک وضعیت خوب به سمت بالاست». کسانی که با رویکرد سیاسی و ایدئولوژیک مقامهای رژیم آشنایی دارند، پس از شنیدن این کلمات قاعدتاً منتظرند که جعفری «سلامت و اقتدار» سپاه را به‌ذوب‌ شدگی پاسداران در ولایت خامنه‌ای یا ایمان‌شان به‌راه خمینی دجال و نظایر این‌ها نسبت بدهد. اما او به‌جای این کلمات، گفت: «‌سلامت و اقتدار سپاه... به‌دلیل عملکرد دو سازمان حفاظت و نمایندگی ولی‌فقیه است».

کار سازمان اطلاعات سپاه (ساس) و نمایندگی ولی‌فقیه رو به‌درون سپاه پاسداران، سرکوب عوامل ناراضی، کنترل عقیدتی پاسداران، مهار ریزش‌ها و مقابله با گرایش‌هایی است که از نظر ولایت فقیه انحرافی و خطرناک به‌حساب می‌آید.

وی تأکید کرد که سپاه «نیازمند عمق بیشتر معنویت و روحیه جهادی است. قدرت و صلابت سپاه در عرصه‌های مختلف مدیون روحیه معنوی در کنار تجهیزات است».

این جملات نیازی به‌رمزگشایی ندارد. معنویت و روحیه جهادی که سرکرده سپاه «نیازمند عمق بیشتر» آن‌ است، انسجام درونی سپاه و اعتقاد پاسداران به رهبری خامنه‌ای است که هر دو از دست رفته است.

این جملات از ظاهر مبهم سخنان روز 16اسفند جعفری نیز پرده برمی‌دارد. او هنگام عیادت پاسداری که گفته می‌شود در درگیری خیابان پاسداران مجروح شده، گفت: «اگر نیروهای امنیتی و بسیجی دستشان این طور بسته نبود و محدودیت نداشتند، این شیطنت ها بسیار زودتر در نطفه خفه می‌شد».

اشاره او به‌دست بستگی و محدودیت نیروهای امنیتی قاعدتاً با وضعیت دغدغه‌آور«درون سپاه» مرتبط است.

تحول دیگری که خامنه‌ای و جعفری سعی کرده‌اند محتوای واقعی آن را مخفی کنند، کنار گذاشتن سعیدی از نمایندگی ولایت فقیه است. جعفری گفت: «در دوره گذشته بارها محضر حضرت آقا عرض کردم که کمال هماهنگی را با حاج آقای سعیدی داریم و از نظر دیدگاه -چه مسایل سیاسی و مدیریتی و فرهنگی و سازمانی- هم عقیده‌ایم».

اگر پاسدار مزبور در مورد «کمال هماهنگی» راست گفته باشد، پس حادثه مهمی باید در کار باشد که این آرایش هماهنگ و هم‌عقیده را به‌هم زده است. این حادثه قیام است.

خامنه‌ای نیز در حکم انتصاب صادقی نماینده جدیدش، با آوردن این اشاره که« نظر به پایان مأموریت جناب حجه‌الاسلام آقای حاج شیخ علی سعیدی...» این طور القا کرد که گویا مأموریت سعیدی دوره معینی داشته که حالا به‌آخر رسیده است. اولین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران پس از روی کار آمدن خامنه‌ای، عراقی بود که از تیر 69تا بهمن 70در این سمت بود. سپس موحدی کرمانی به‌مدت 14سال نماینده شد. و دوره سعیدی، 12سال به‌طول انجامید. بنابراین، سمت مزبور برخلاف مواضعی مانند ریاست قضاییه که پنچ سال یک‌بار تمدید می‌شود، دوره‌ زمانی ثابتی نداشته است.

اصل موضوع تأثیر متزلزل‌کننده قیام بر سپاه پاسداران است. مأموریت نماینده جدید نیز چنان که خامنه‌ای در حکم او تصریح کرده «ارتقاء تقویت روحیه جهادی و انقلابی آحاد فرماندهان و پاسداران و بسیجیان و خانواده‌های آنان» و نیز «تعامل ‌هم‌افزا با فرماندهی کل سپاه» است.

محمدعلی جعفری با این مأموریت به‌فرماندهی سپاه رسید که این نیروی ضدمردمی را برای مقابله با تهدید قیام تجدید سازمان بدهد. تقسیم سپاه پاسداران به‌سپاه‌های 31گانه جهت مهار اوضاع در یک به‌یک استانها پاسخ به همین ضرورت بود. در این تجدید سازمان، خامنه‌ای و پاسداران‌اش به‌مزدوران بسیجی به‌مثابه «بسیجی جنگنده» می‌نگریستند و با همین تلقی آنها را به‌کار گرفتند. قیام دامنه‌دار سال 88شکست سنگینی به‌ این طرح وارد کرد. در پاییز سال 88، به‌دستور خامنه‌ای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران ایجاد شد که مستقیماًًً از بیت خامنه‌ای دستور می‌گرفت. این تحول در عمل به‌ این معنی بود که ایده «بسیجی جنگنده» با «بسیجی جاسوس» جایگزین شد. به‌عبارت دیگر، سازمان اطلاعات سپاه به‌عنوان مهم‌ترین نهاد سرکوب داخلی، بسیجی‌ها را به‌عنوان سرانگشتان اطلاعاتی‌اش به‌کار می‌گرفت. برای بیت خامنه‌ای و فرماندهی سپاه پاسداران تردیدی وجود نداشت که تهدید اصلی نظام قیام مردم ایران است. بنابراین عملیات سرکوبگرانه و فعالیت‌های اطلاعاتی را در رویارویی با همین تهدید جهت داده بودند. با این‌همه فوران قیام در 7دی و به‌خصوص سرعت گسترش آن در 142شهر بیت خامنه‌ای و سپاه پاسداران را غافلگیر و شوکه کرد. قیام این‌بار شکست به‌مراتب بزرگ‌تری دامنگیر سپاه پاسداران کرده و سطوح مختلف آن را دستخوش تزلزل و انفعال کرده است.

«وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است». این دغدغه از این پس آن‌قدر زیاد می‌شود که گلوی ولایت فقیه را خواهد فشرد.

Monday, 12 March 2018

جهان شاهد استمرار قیام مردم ایران در آستانه چهارشنبه‌سوری – دولت نوروزی
1396/12/20


قیام مردم ایران آغازی بر فاز پایانی رژیم دیکتاتوری آخوندی

در آستانه ماه میلادی امسال، جامعه بین‌المللی به‌طور غیرمنتظره‌ای شاهد قیامها، تظاهراتها و اعتراضات گسترده مردم ایران مرکب از همه اقشار اصلی جامعه بود. شدت فشار بر مردم به‌جان آمده ایران به حدی بود که دیگر این آتش زیر خاکستر در بیش از 140شهر ایران از شمال تا جنوب، از غرب تا شرق، شعله‌ور شد و زبانه کشید و سرنگونی تمامیت رژیم دیکتاتوری آخوندی را فریاد کرد. بی‌دلیل نیست که سرکردگان مزدور پاسدار و بسیجی و نیروهای انتظامی و قضات دزد و جنایتکار رژیم در شهرهاى مختلف ایران به صحنه آمده و علیه برگزاری چهارشنبه‌سوری و نوروز برای مردم و جوانان ایران خط‌ و نشان می‌کشند و تهدید می‌کنند. اما غافل از آن هستند که دیگر کارد به استخوان مردم رسیده است و با فعالیتها و ابتکارعمل هزارکانون شورشی ارتش آزادیبخش ملی، این قیام سر بازایستادن پیدا نخواهد کرد.

نارضایتی شدید مردم، نیروی سازمان‌یافته مجاهدین و آلترناتیو شورای ملی مقاومت ایران

در محافل سیاسی و افکار عمومی جامعه بین‌المللی و بر صفحات تاریخ، فریادها، اعتراضات و خواسته‌های به حق مردم ایران به ثبت رسید. وقتیکه مردم در همه شهرها و تظاهراتها به‌طور یکدست شعار می‌دادند ”نه به گرانی”، ”مرگ بر دزد”، ”مرگ بر بیکاری”، ”مرگ بر خامنه‌ای – روحانی”، ”اصلاح طلب، اصول گرا دیگه تمومه ماجرا”..... بسیاری از رهبران و ناظران بین‌المللی شروع این تغییر دوران را دریافتند. آنها به خوبی فهمیدند که چنین ابعادی از اعتراضات و شعارهای یکدست در اقصی نقاط ایران، فقط و فقط در گرو سازماندهی یک نیروی پیشتاز رهبری کننده است. و اما به اعترافات مقامات رژیم تا خود ولی‌فقیه ارتجاع، خامنه‌ای، این نیروی پیشتاز کسی بجز سازمان مجاهدین خلق ایران نبود. مردم ایران به‌رغم سرکوب شدید و بگیر و ببندها، به یمن فداکاریها، رشادتها و افشاگریهای این مقاومت، دیگر به‌خوبی فهمیده‌اند که ریشه و عامل اصلی گرانی، فقر، بیکاری، گرسنگی، غارت و چپاول نجومی ثروتهای ملی نفت و گاز مردم ایران، جنگ‌افروزی و اشاعه ترور در داخل و خارج از کشور همان سرکردگان فاسد و جنایتکار این رژیم دیکتاتوری آخوندی می‌باشند. تنها راه‌حل در سرنگونی این رژیم و حمایت از اهداف آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت و طرح 10ماده‌ای خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب این شورا برای استقرار آزادی و دموکراسی در ایران آینده می‌باشد.

بله یک سر فصل در جنبش مردم ایران برای سرنگونی تمامیت رژیم دیکتاتوری آخوندی، به‌وقوع پیوست. سرفصلی که خودبخودی و یا خلق الساعه نبود. بلکه سازمان‌یافته و ثمره جوشش خون بیش از 120هزار شهید از رشیدترین و آگاهترین فرزندان مردم ایران بوده است. شهدای والامقامی که طی 4دهه گذشته، جان خود را برای دفاع از حقوق مردم ایران، استقرار عدالت، آزادی و دموکراسی فدا کردند تا بتوانند نسلی را بیدار و آگاه کرده و دیوار سانسور و اختناق رژیم را در هم بشکنند. نسلی که با رهبری پاکباز خود، مسعود رجوی، پیوند خورد و برعلیه رژیم دیکتاتوری آخوندی قد علم کرد تا از اهداف و ارزشهای واقعی انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران برای تحقق آزادی، عدالت اجتماعی و اقتصادی و حاکمیت مردمی دفاع کند. تنها در تابستان سال 1367بیش از 30هزار زندانی سیاسی مجاهد خلق در زندانهای مختلف در مقابل کمیته‌های مرگ رژیم جنایتکار آخوندی، از رئیسی، پور محمدی، اشراقی تا آوایی قرار گرفته، اما از اعتقادات و ایمان خود به آزادی و دموکراسی کوتاه نیامده و قتل‌عام شدند.



جنگ گرگها و باندهای مافیایی رژیم آخوندی بر سر قدرت و چپاول است و نه دموکراسی

سرکردگان و مزدوران این رژیم قرون‌وسطایی و منحط باید بدانند که دیگر دوران به عقب برنمی گردد، آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت و آب به جوی رفته را دیگر نمی‌توان جمع کرد.. این رژیم وارد آخرین مرحله از سرنگونی خود شده است و قیامهای مردم ایران قطعاً که استمرار خواهند داشت، چرا که این رژیم نه می‌تواند و نه می‌خواهد هیچیک از این بحرانها را حل و فصل کند. این آتش زیر خاکستر و فجایع اقتصادی و اجتماعی - سیاسی به حدی رسیده است که دیگر باندهای مختلف رژیم به جان یکدیگر افتاده و هر کدام تقصیر را به گردن دیگری انداخته و برای بدربردن خود، دزدیها و جنایتهای عوامل باند رقیب را افشا می‌کنند. تا جاییکه از 63حساب بانکی سر دسته جنایتکار قضاییه، صادق لاریجانی و آقازاده‌های جاسوس و اشرافی نشین آنها در داخل ایران و خارجه، تا دزدیهای میلیاردی باند روحانی، تا تأیید قتل‌عامها توسط رئیسی و پور محمدی و سایر جنایتکاران و تا اعترافات قالیباف که دست کم 96 درصد جامعه از این دولت و رژیم ناراضی هستند، پیش می‌روند.



پیام جوانان برانداز و قیام آفرینان در آستانه چهارشنبه سوری، آتش جواب آتش

لذا چهارشنبه‌سوری و نوروز امسال بسیار متفاوت از هر سال دیگر خواهد بود. این سنت باستانی مردم ایران که همواره پیام‌آور پاکی، مهر، دوستی، اتحاد، رویش و خیزش بوده است، اکنون با وضعیت انفجاری جامعه ایران و به‌ویژه با فراخوان شبکه فرماندهی مجاهدین در داخل کشور و رشادتها و فعالیتهای بیش از 1000کانون شورشی پیوند خورده و قیام و اعتراضات مردمی را در مدار بسیار بالاتری به اوج می‌برد. از شعار نویسیهای گسترده مرگ بر خامنه‌ای - روحانی بر دیوارها و کف خیابانها تا نصب پوسترهای حمایت از پیام مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران برای تحقق آزادی و دموکراسی در ایران، تا بکارگیری شیوه‌های مختلف برای مقابله با سرکوب و تعرضهای نیروهای جنایتکار پاسدار و بسیجی و انتظامی، جهان یکبار دیگر شاهد آن خواهد بود که قیامها ادامه دارند، این رژیم ثبات نداشته و ندارد و اکنون بیش از هر زمان ضعیف و لرزان است. در نقطه مقابل آن جوانان غیور و نسل ”براندازم” که با شعارهای ”تو دیکتاتور من آرش، آتش جواب آتش” عزم جزم کرده‌اند تا این سلطنت مطلقه آخوندی را سرنگون کرده و آزادی و دموکراسی را برای مردم ایران، به ارمغان بیاورند.

چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟

چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟
1396/12/20

شاید برای برخی ناباوران این سؤال کمی زود باشد و مقدم بر آن باید پرسید آیا نظام ولایت فقیه از چهارشنبه‌ سوری می‌ترسد؟ مگر این همان چهارشنبه ‌سوری نیست که هر سال نظام به هر ترفندی شده آن را به قول پاسدار رحیمی سرکرده انتظامی تهران بزرگ «مدیریت کرده» و از سر گذارنده است؟

در پاسخ به چنین ناباورانی باید گفت این حرف را که نظام از چهارشنبه‌ سوری می‌ترسد مخالفان نظام نمی‌گویند. سردمداران نظام می‌گویند. آخرین موردش خامنه‌ای است که در روز ۱۷اسفند به مداحانش گفت: «در همین چند ماه قبل از این، به قول خودشان در اتاق فکر -یعنی گروه‌های فکری ویژه- دُور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دیماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دیماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم» (سایت خامنه‌ای - ۱۷اسفند).

یا در روز ۱۸اسفند نمایشهای جمعه صحنه ابراز وحشت از چهارشنبه‌ سوری بود در تهران و تبریز و دورود و بسیاری شهرهاى دیگر گماشته‌های خامنه‌ای ابراز نگرانی کردند. در تهران آخوند صدیقی از جمله گفت: «مسأله چهارشنبه‌ سوری را که ما اسلام‌مان سنتهای ملی را هیچ‌وقت مقابله نکرده... آنچه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد بنا بود ماه دی آن شورش را به‌پا کردند برای بهمن نقشه کشیده بودند برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند».

در یک‌کلام رژیم از چهارشنبه ‌سوری بوی قیام و سرنگونی به مشامش خورده است. و از این رو از آن می‌ترسد. حال می‌رسیم به همان سؤال اول: چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟

تا آنجا که به خود سران نظام برمی‌گردد، جمع‌بندی واقعی‌شان را از جریان قیامی که در دیماه ِآغاز شده بیرونی نکرده‌اند. اما در میان سخنان پراکنده سران نظام نوک‌هایی بیرون زده است.

مثلاًًً خامنه‌ای در روز ۱۹دی گفت یک مثلثی در این قضایا فعال بوده است... ۲ضلع مثلث را آمریکا و عربستان نام برد و تأکید کرد «این سازماندهی‌شده بود» ضلع سوم این مثلث را هم مجاهدین معرفی کرد. بعد هم با فرهنگ گاوگندچاله دهانش افزود: «پادوئی‌اش هم مربوط به سازمان (مجاهدین) بود. از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند؛ خود رسانه‌های (مجاهدین) در همین روزها اعتراف کردند؛ گفتند ما از چند ماه قبل با آمریکایی‌ها در ارتباط بودیم نسبت به این قضیّه؛ که پادویی کنند، سازمان‌دهی کنند... فراخوان را هم آنها دادند و شعار «نه به گرانی» بگذارند. خب این شعاری است که همه خوششان می‌آید؛ با این شعار یک عدّه‌یی را جذب کنند، بعد خودشان بیایند وسط، اهداف شوم خودشان را دنبال کنند و مردم را هم دنبال خودشان بکشند؛ هدف این بود». (سایت خامنه‌ای - ۱۹دی ۹۶».

تا این‌جا خامنه‌ای به آمادگی از قبل و نقش سازماندهی و طراحی اعتراف کرده است. پاسدار جعفری سرکرده سپاه خامنه‌ای درد بی‌درمان دیگری را اذعان کرد و گفت: اگر مجاهدین برای نظام ایجاد دست بستگی نکرده بودند این اغتشاش‌ها را در نطفه خفه می‌کرد. (سایت حکومتی ذاکر نیوز - ۱۵اسفند).

تا همین‌جا به چند نکته مهم خواسته و ناخواسته اعتراف کرده‌اند. یکی این‌که برخلاف سال ۸۸که قیام از میان شکاف باندهای حاکم جرقه زد، در سال 96 قیام از میان تضاد و بحران عمیق اجتماعی شراره کشید. چرا که به قول خامنه‌ای «‌از شعار نه به گرانی همه خوششان می‌آید».

در این اعترافات یکی از پایه‌های مهم استمرار قیام مردم ایران روشن می‌شود. وضعیت انفجاری جامعه در اثر فقر و بیکاری و گرانی و گرسنگی. اگر رژیم توان حل اینها را داشت که وضعیت به این نقطه نمی‌رسید. و اگر الآن بخواهد برای رفع آنها در حد آب روی آتش ریختن، کاری بکند تنگنای محاصره اقتصادی و بلوکه بودن پولهایش چنین توانی را به رژیم نمی‌دهد. در نتیجه این کانون اصلی قیام هم‌چنان ملتهب و آماده انفجار می‌ماند. آن‌هم در هنگامه‌یی که به قول خامنه‌ای مجاهدین «از قبل آماده بودند و سازماندهی کرده بودند و...» یعنی دیگر برخلاف سال ۸۸نیروی رهبری قیام در داخل رژیم نیست که امکان کوتاه‌آمدن و سازش برای رژیم باشد. نیرویی برانداز است که با استفاده از شرایط بین‌المللی به قول پاسدار جعفری برای نظام «ایجاد دست‌بستگی» در سرکوب کرده است. هر چند که با توجه به فضای انقلابی جامعه اگر هم پاسدار جعفری بخواهد سپاهش را به صحنه بیاورد و شلیک کند انگار که بنزین بر آتش قیام بریزد و اگر شلیک نکند باز هم قیام گسترش می‌یابد.

از این‌رو است که می‌گوییم رژیم حق دارد از چهارشنبه ‌سوری بترسد چرا که بستر اجتماعی آماده‌یی است برای خیزی دیگر توسط قیام‌آفرینان و کانونهای شورشی. این وحشت با اعلام حمایت اقشار مختلف مردم اعم از دانشجویان، کسبهٴ‌ بازار، متخصصین، کارگران، دانش‌آموزان و سایر اقشار جامعه از فراخوان ستاد فرماندهی مجاهدین در داخل کشور برای تبدیل چهارشنبه ‌سوری به قیامی دیگر به‌صورت مضاعف ضریب می‌خورد. چرا که نیروی عصیانی و شورشی همراه با سازمان رهبری‌کننده را رژیم در صحنه با گوشت و پوست لمس کرده است.

چهارشنبه‌ سوری سرخ این سال

چهارشنبه‌ سوری سرخ این سال
1396/12/20

چهارشنبه سوری امسال شعله‌ور شدن آتشی است که مردم ایران‌زمین از دیماه و با قیام همه‌گیر روشن کرده‌اند

بسیار بعید می‌دانم که در تاریخ سرزمین کهن ایران سرمایی کشنده‌تر از سرمای ولایت فقیه سابقه داشته باشد. کسانی‌که با کشت و زرع سر و کار دارند خوب می‌دانند که سرما و یخبندان زمستان چقدر برای زمینشان مفید و لازم است، چرا که این سرماست که آفتهای موذی را از بین می‌برد و زمین را در فصل پایان سرما، برای پذیرش بذر آماده می‌کند. اما برودت نظام منجمد آخوندی از جنس دیگری است؛ به جای از میان برداشتن آفات، خود به موذی‌ترین آفت تبدیل شد و به جان شکوفه‌های آزادی افتاد و پس از زمستان سخت و طولانی رژیم پهلوی جوانه‌ها و برگها و گلبرگ‌های بهار آزادی را خشکاند و سوزاند. چرا که پس از زمستان سرد دیکتاتوری سلطنتی، زمستان بسا سردتر یخ‌زده آخوندی از راه رسید، اگر ‌چه قرار نبود که برسد.

روشن کردن آتش اما برای فراخواندن گرما، که زندگی است و برای نشان‌دادن خانه به فروهر که همان همزاد و جوهر زندگی است. شعله‌ور کردن آتش، پاره کردن شبِ اختناق است. بی‌جهت نیست که در سالهای سرد و سیاه حکومت آدمخوار آخوندی، ایرانیان، به‌خصوص جوانان، به این جشن سنتی جان تازه‌یی دادند و از آن ابزاری ساختند تا شبِ سیاه را ریشه‌کن کنند.

گاهی مترقی‌ترین سنتها در طول زمان از رونق می‌افتند، اگر ‌چه به‌خاطر ریشه عمیقشان از بین نمی‌روند. با ظهور حکومت عقب‌افتاده آخوندی در ایران‌زمین، مردم به اهمیت معنوی سنت‌های ملی پی‌بردند. مراسم چهارشنبه سوری، شاید به‌خاطر حضور آتش سرکش، در سالهای حکومت آخوندی هر سال پرشکوه‌تر برگزار شده است. سردمداران رژیم آخوندی مطهری، مکارم شیرازی، جوادی آملی، تا آخوندهای خرده‌پا رسم چهارشنبه ‌سوری را زشت و خرافه شمرده و کسانی‌که آن را اجرا می‌کردند را احمق و بی‌عقل خوانده‌اند. از این جماعت خشک‌مغز بیش از این انتظاری نیست.

اما چهارشنبه ‌سوری امسال شعله‌ور شدن آتشی است که مردم ایران‌زمین از دیماه و با قیام همه‌گیر روشن کرده‌اند. رژیم اسقاطی آخوندی در پیسی بی‌سابقه به وسط میدان پریده و از «مغایرت استفاده از مواد آتش‌زا با سنت چهارشنبه سوری» دم می‌زند و یا صحبت از «چهارشنبه سوری به‌عنوان جشن پاسداشت دور هم بودن می‌کند، اما زمانی که مواد آتش‌زای خطرناک وارد این آئین شد، این سنت، از اصالت خود فاصله گرفت». رژیم پا به گور از ترس شور آتش چهارشنبه ‌سوری به دلسوزی برای نوزادان و زنان باردار، بیماران و سالمندان روی آورده که صدای ناشی از انفجار برایشان بد است... اما وقتی توصیه و نصیحت‌های خنده‌آور آخوندی را به سمع عموم رساندند، یادشان می‌رود تا طبیعت وحشی و خونریزشان را پنهان کنند: «با کسانی که در سه‌شنبه آخر سال در میادین، تقاطع‌ها و خیابانها دست به اقدامات خارج از عرف بزنند به‌شدت برخورد می‌شود. خودروی این افراد تا پایان عید در پارکینگ پلیس می‌ماند و خودشان به دستگاه قضایی تحویل داده می‌شود» (از افاضات سرکرده پلیس رژیم در تهران). رژیم شب‌پرست آخوندی از آتش می‌ترسد.

چهارشنبه سوری امسال رژیم فاسدی را می‌سوزاند که به غیر از سرنگونی تام و تمام چیز دیگری در تقدیرش نیست

چهارشنبه سوری این سال آتشی است که از زمان سرکار آمدن این رژیم ضدایرانی هرگز خاموش نشده است و این بار با شعله همه‌گیرش از جای‌جای خاک وطن، سرکش می‌رود تا ریش و ریشه این فاسدترین و مرتجع‌ترین موجودات را بسوزاند. چهارشنبه‌سوری امسال با قیام سراسری، که سر خاموشی ندارد، رژیم فاسدی را می‌سوزاند که به غیر از سرنگونی تام و تمام چیز دیگری در تقدیرش نیست. جشن ملی چهارشنبه‌سوری امسال بدون شک جشن آتش برای روشنایی و آزادی در ظلمت استبداد آخوندی است و با قیام ایران‌زمین، این بار بیش از همیشه شعله‌ور می‌شود. آتش امسال آتش کاوه‌های آهنگر است که فروزان در هزار اشرف، به جان تمامیت رژیم افتاده که با شعله‌های خشم جوانان و زنان قهرمان آن را سرانجام خاکستر خواهد کرد. چهارشنبه‌سوری امسال، به واقع جشن ملی برای آزاد کردن هرچه سریعتر وطن از لوث دشمنان ایران‌زمین خواهد بود و هر کوچه سنگری، هر خانه قلعه‌یی و هر خیابان، میدانی برای کارزار آزادی است. کانونهای شورشی جوانان انقلابی دیگر هیچ شانسی برای ضحاک عمامه‌دار باقی نخواهند گذاشت. آتش قیام در زیباترین وطن روشن شده است و تا پس‌گرفتن ایران سرِ بازایستادن ندارد. به قول آخوند محمد خاتمی: مسأله فراتر از اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی است و ما برای اولین بار با این موجود بی‌خاصیت هم عقیده هستیم.

چهارشنبه سوری و پشتوانهٴ نیرومند زنان ایرانی ـ حسنی منصوری ایران

چهارشنبه سوری و پشتوانهٴ نیرومند زنان ایرانی ـ حسنی منصوری
1396/12/20

زن ایرانی همواره در تمام سرفصلهای تاریخی نقش بی‌بدیل داشته است. به‌طور اخص از رژیم شاه خائن تا خمینی دجال، در صحنه سیاسی و در رقم‌زدن سرنوشت جامعه، حضور فعال و چشمگیر آن بارز بوده است. می‌خواهم امروز از این فرصت استفاده کنم به‌صورت خیلی خلاصه به رمز موفقیت و پشتوانه قوی و عظیم زنان برای این‌که نسل جوان کنونی بدانند که به چه پشتوانه‌یی قوی و استوار تکیه دارند اشاره کنم.

اولین زنی که برای انتخاب مبارزه از آن انگیزه گرفته و کلمه مقدس مجاهد خلق را در ذهن و ضمیرم حک کرد اولین شهید زن مجاهد خلق در سازمان مجاهدین، فاطمه امینی بود، زنی قهرمان که از خود نامی بی‌زوال در یقین به راه، رسمی‌ماندگار و وفای به عهد و پایداری تا به آخر باقی گذاشت. زنی که برایم تجسم تهاجم انقلابی و شهامت در برابر شکنجه‌گران و بازجویان ساواک بود، او مسئولیت سازماندهی خانواده‌های مجاهدین جهت به‌راه‌انداختن حرکتهای افشاگرانه و اعتراضی را به‌عهده داشت، سرانجام در ۱۶اسفند سال ۵۳، دستگیر و روانه شکنجه‌گاه شد. آن‌قدر او را شلاق زدند و آن‌قدر بدنش را با منقل برقی سوزاندند که دیگر جای سالمی بر پیکر نحیفش باقی نمانده و فلج شده بود اما در شهامت هم‌چون سپیدی امید در شبهای تار نومیدی زمان شاه بود و فضای جامعه اختناق‌زده را دگرگون کرد. زنی مسلمان و انقلابی و نترس و جسور که هنگام بازجویی چنین گفت:

- بازجو: هویت خود را بیان نمایید!

- فاطمه: من مجاهد خلقم.

- بازجو: مشخصات پدر و مادر خود را معرفی کنید!

- فاطمه: من فرزند خلقم.

- بازجو: محل کار و سکونت پدر و سایر بستگان خود را مشخص کنید!

- فاطمه: همان‌طور که گفتم من فرزند خلقم و محل سکونتم نزد خلق است.



قبل از حماسه فاطمه، حرکت و تهاجم و شورش یک زن در تاریخ اسلام یعنی زینب کبری در برابر کاخ یزید، همواره ذهنم را به خود مشغول می‌کرد. در حالی‌که در 1400سال پیش که مردسالاری در جامعه غوغا می‌کرد و رسم رایج زمان این بود که با سنگدلی هر دختری که به‌دنیا می‌آمد به جرم زن بودن زنده به گور می‌شد، حضرت زینب کبری با افتخار و سرفرازی با تهاجم و مسئولیت‌پذیری بی‌نظیر و با ایمان و یقین به آرمان رهایی‌بخش اسلام محمدی کاخ یزید را در دفاع از آرمانش لرزاند.

زنانی که برای احقاق حقوق آزادی در جامعه ایران نقشهای بی‌بدیل داشتند، به‌واقع در تاریخ مبارزات مردم ایران بسیارند. زن پاکبازی چون اشرف رجوی که خود را فدای آرمان آزادی و رهایی مردم ایران کرد و با فدای خود در 19بهمن همراه با زنان همرزم دیگرش حماسه فدای تمام‌عیار عاشورای مجاهدین را رقم زدند. صف طولانی از زنانی که در مسیر رسیدن به حق آزادی نقش خود را به زیباترین صور ایفا کرده‌اند که امکان بیان تک به تک آنها نیست. این زنان بودند که منشأء ایمان و باور به نقش تعیین‌کننده و تأثیر‌گذار زن در جامعه‌اند، پشتوانه‌یی قوی و عظیم که زنان میهنم از آن برخوردارند.

زنان ایرانی پشتوانه‌یی هم‌چون هزاران زن مجاهدی که در سنین مختلف از فاطمه مصباح ۱۳ساله گرفته تا مادر ذاکری ۷۰ساله دارند که جان خود را فدیه راه آزادی نمودند.

نسلی که با آرمان مسعود رجوی در مقابل ضرب ‌و شتم چماقداران ایستادند و جلودار نبرد برای آزادی بودند.

نسلی آگاه به وظایف و نقش خود نسبت به مردم.

هم اکنون نیز زنان مجاهد اشرفی که با جسارت و زنجیر شدن به هم در برابر یورش مزدوران مالکی ایستادگی کردند با پایبندی به آرمان آزادی مردم ایران و با عشق به آزادی و قلبی پر از ایمان و یقین برای به‌دست آوردن آزادی خلق و میهن اسیر خود در ایران حاضر به پرداخت هر بهایی بودند و هستند.

زنان اشرفی که در یک تشکیلات منسجم با بیش از 1000زن مبارز و مسئول و انقلابی گام به گام مسیرهای سخت و پرابتلایی را طی سالیان طولانی به رهبری مریم رجوی، در کانون توطئه‌ها و فشارهای محاصره و جنگ تن‌به‌تن در برابر زرهی و تانکهای دشمن در حملات ۶و ۷مرداد و ۱۹فروردین با دست خالی و البته با سلاح ایمانشان ایستادند.

بله این پشتوانه زن ایرانی است، بسیار گسترده و قوی که هم‌اکنون در یک کانون و تشکیلات شورشی اشرفی متبلور شده است. کانون امید و یقین و راهنما برای تمامی کانونهای شورشی ایران. بله این کانونها پیوسته مترصد فرصت در شکار لحظه‌ها هستند. یکی از آن فرصتها و لحظه‌های طلایی برپایی و تبدیل کردن سنت میهنی و دیرینه چهارشنبه‌ سوری به قیامی دیگر علیه دیکتاتور ولایت ‌فقیه زن‌ستیز است. خانم رجوی سمبل می‌توان و باید است. ما زنان در سازمان‌یافتگی و همدلی با هم می‌توانیم و باید ایران را آزاد کنیم و از هر فرصتی برای اعتراض و فریاد علیه دیکتاتور استفاده کنیم. بله زنان مبارز و بی‌باکی که در هر کوچه و خیابان و محله و کوی و برزن برای سازمان‌دادن قیام تلاش می‌کنند، ایمان داشته باشند که می‌توانند در صحنه طلایی چهارشنبه ‌سوری نقش تعین‌کننده‌یی داشته باشند. زنان مبارز و انقلابی که به‌هم پیوند بخورند واقعاً قدرتی دارند که رژیم کثیف آخوندی یارای مقابله با آن را ندارد.

به‌قول مریم رجوی ”چهارشنبه سوری برای کانونهای شورشی یک فرصت طلایی برای ضربه زدن به دیکتاتوری ولایت فقیه را فراهم می‌کند.”

چهارشنبه‌سوری را میدانی برای احقاق حقوق خود به‌عنوان یک فرصت طلایی ببینیم و برای آن تلاش و سازماندهی کنیم و با کمک و همیاری و همدلی با هم می‌توان و باید این فرصت را به گام کیفی برای پیشروی جنبش مقاومت برای آزادی تبدیل کنیم. بله این حق زن ایرانی است که رژیم ولایت فقیه را براندازد و ایران را آزاد کند این مسئولیت اصلی ما زنان انقلابی و بی‌باک و شورشی است.

رژیم در مرحله سرنگونی است. جامعه از فقر و گرسنگی در انفجار است. دشمن به‌غایت از تشکیلات سازمان‌یافته کانونهای شورشی می‌هراسد.

این نسل عزم جزم دارد که هر فرصتی را برای اعتراض به تمامیت رژیم سراسر فساد ولایت ‌فقیه تبدیل کند. بله می‌توانیم دیوار ناباوری و ترس و ناامیدی را درهم‌بکشنیم.

زنان، جوانان، کارگران، زحمتکشان و محرومان، شما نیروی عظیم انفجاری در مقابل دیکتاتوری مذهبی هستید. قدرت شما به‌خوبی در شعارتان برجسته است. خطاب به همه مزدوران ارتجاع و پاسداران می‌گوئید:

بترسید، بترسید، ما همه با هم هستیم!

لذا زنان امروز با پشتوانه و الگوهایی که از گذشته و در پیش رو دارند شجاعانه فرصت مناسب چهارشنبه‌سوری را دریابند و سازمان دادن قیامی دیگر را به‌عهده بگیرند. نقش شما خواهران عزیزم تعیین‌کننده است با اطمینان باید گفت که نقشه‌مسیر طی شده زنان نشان می‌دهد که یقینا از عهده این مسئولیت بر می‌آیند.