Showing posts with label مریم رجوی. Show all posts
Showing posts with label مریم رجوی. Show all posts

Monday, 2 July 2018

بازتاب همایش بزرگ گردهمایی ایرانیان در رسانه‌های بین‌المللی/ رجوی: تغییر رژیم ایران در دسترس است

بازتاب همایش بزرگ گردهمایی ایرانیان در رسانه‌های بین‌المللی/ رجوی: تغییر رژیم ایران در دسترس است
1397/04/11
همایش بزرگ گردهمایی ایرانیان در پاریس
رجوی: تغییر رژیم در تهران بیش از هر زمان دیگری در دسترس است
الشرق‌الأوسطانگلیسی - ۱ ژوئیه ۲۰۱۸

مریم رجوی، پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران در پاریس گفت سرنگونی رژیم حتمی است. وی به نشانه‌های این تغییر از جمله اعتراضات خیابانی و خواست فزاینده مردم برای تغییر در سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اشاره کرد.

مریم رجوی در همایش سالانه اپوزیسیون ایران با نام " ایران آزاد " که روز شنبه در ویلپنت پاریس برگزار شد، تأکید کرد: " تغییر رژیم اکنون بیش از هر زمانی در دسترس است. "
رجوی در سخنرانی خود درباره تحولات اخیر در شهرهای ایران به‌نقل از مسعود رجوی گفت: " اگر ایران بایستد، جهان با ما و در کنار ما خواهد ایستاد. "
مریم رجوی همچنین بر نیاز به یک " مقاومت سازمان‌یافته و یک سازمان پیشرو " تأکید کرد و به ارگان شورایی اشاره کرد که در حال حاضر ریاست آن را برعهده دارد.
رجوی در پیامش در حضور نمایندگان رده بالای دهها کشور منطقه‌یی و خارجی خواستار " یک ایران آزاد غیر‌اتمی" شد که در همزیستی مسالمت‌آمیز با همکاریهای منطقه‌یی و بین‌المللی به‌سر می‌‌برد.
این پیام همچنین توسط سایر سخنرانان مورد تأکید قرار گرفت. آنان ضمن محکوم کردن رژیم کنونی، خواستار حمایت از قیام مردم ایران و برپایی " ایرانی آزاد " شدند.
شهردار رودی جولیانی گفت: " اکنون به‌طور واقع‌بینانه می‌توان پایان رژیم ایران را شاهد بود. "
او افزود: " ترامپ به مبارزان آزادی پشت نخواهد کرد. "
نمایندگانی از فرانسه، بلژیک، آمریکا، کانادا، بریتانیا، ایتالیا، آلمان، آلبانی، سوئیس، یمن، رومانی، اردن، فلسطین، مراکش و بسیاری دیگر از سخنگویان این کنفرانس بودند.

Wednesday, 20 June 2018

گردهمایی بزرگ ایرانیان - پاریس، ۳۰خرداد وحمایت کانونهای شورشی


گردهمایی بزرگ ایرانیان - پاریس، ۳۰خرداد وحمایت کانونهای شورشی

گردهمایی ایرانیان- حمایت کانونهای شورشی - بزرگداشت ۳۰ خرداد
گردهمایی ایرانیان- حمایت کانونهای شورشی - بزرگداشت ۳۰ خرداد
هم‌زمان با ۳۰خرداد، سرآغاز مبارزه مسلحانه با رژیم ضدبشری ولایت فقیه و روز شهدا و زندانیان سیاسی و سالروز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران و در حالیکه تنها ۱۱روز به زمان برگزاری گردهمایی سالانه مقاومت ایران در شهر ویلپنت پاریس – فرانسه باقی مانده است، رزمندگان کانونهای شورشی از شهرها و استانهای مختلف میهن اسیر ضمن بزرگداشت ۳۰خرداد، در حمایت از گردهمایی سالانه مقاومت ایران اقدام به پخش تراکت و پوستر و دیوارنویسی کردند. آنچه گردهمایی امسال را با گردهماییهای سال‌های گذشته متمایز می‌کند، استمرار خیزش و اعتراض مردم در شهرهای مختلف، بعد از قیام دیماه است که قدرتهای جهانی را که تا کنون با سیاست مماشات به کمک آخوندها شتافته بودند مجبور به تغییر نگرش و رفتار با این رژیم پلید و ضدبشری کرده و اثبات کرده است که فصل انقلابی سرنگونی فرا رسیده است. این گردهمایی عظیم وجود آلترناتیو دموکراتیک و مردمی و سازمان‌ یافته ایران‌زمین را به جهان اثبات خواهد کرد.

Wednesday, 21 March 2018

وحشت باندهای حکومتی از موج جدید تغییرات در آمریکا

وحشت باندهای حکومتی از موج جدید تغییرات در آمریکا
ایران
1396/12/28


درگیری میان باندهای رژیم
با تشکیل جلسه کمیته مشترک برجام در وین و با پیشنهاد تحریمهای جدید اروپا علیه رژیم برای حفظ برجام، دوباره تحولات مربوط به برجام شتاب گرفته است. برآیند این تحولات فشار مضاعف بر رژیم برای تن‌دادن به جام‌زهر و جام‌زهر منطقه‌یی است.
آنچه به واکنشهای رسمی رژیم برمی‌گردد بیشتر به بهت‌زدگی می‌ماند. مثلاًًً عراقچی مهمترین نکته‌یی که در خصوص اجلاس اخیر وین گفت این بود: «برخی از اعضای گروه پنج به‌علاوه یک، مانند روسیه و چین، معمولاً با مواضع ایران در خصوص نقض برجام از سوی آمریکا هم‌عقیده‌اند، ولی برخی دیگر از اعضای گروه پنج به‌علاوه یک، هر چند اذعان دارند که آمریکا به تعهدات خود بر اساس برجام پایبند نیست، تا حدی از گفتنِ علنیِ این مطلب [علیه آمریکا] ابا دارند متأسفانه آمریکا کماکان بر شرکتها و بانکهای اروپایی و سایر کشورها فشار می‌آورد و فضای تهدید و ارعاب ایجاد می‌کند تا آنان را از انجام دادن هر گونه تجارت، تعامل اقتصادی یا داد و ستد بانکی با ایران بازدارد». (تلویزیون رژیم - 25اسفند ۹۶).
غیر از این حرفهای عراقچی به‌عنوان یک مقام مسئول دولتی، سایر مقامات رژیم از خود خامنه‌ای تا روحانی در سکوتند. اما تا بخواهیم هوچی‌ها و بوقچی‌های نظام صدایشان بلند است. این بار اما برای ابراز وحشت از پیامدهای تحولات اخیر در ساختار سیاست خارجی آمریکا. مثلاًًً آخوند احمد خاتمی در روز ۲۵اسفند گفت:‌ «با روی کار آمدن وزیر امور خارجه ضدایرانی آمریکا توسط ترامپ توطئه‌های جدیدی علیه ایران آغاز شد که پس از برجام موضوع قدرت موشکی ایران مطرح شد. آمریکا می‌خواهد که ایران موشک دوربرد با برد 2هزار کیلومتری نداشته باشد. برای آمریکا مسأله فلسطین و‌ حزب‌الله مهم است و گفته‌اند اگر ایران کوتاه بیاید روابط عادی می‌شود. آمریکا می‌خواهد ایران مانعی در مسیر تشکیل خاورمیانه جدید نبوده و در لبنان، عراق و سوریه تاثیرگذار نباشد. باید توجه داشته باشیم که مسیری که دشمنان در آن حرکت می‌کنند، براندازی است».

زمامداری مصدق، نمونه‌یی از یک حکومت مردمی

زمامداری مصدق، نمونه‌یی از یک حکومت مردمی
ایران
1396/12/28


مصدق
(به‌مناسبت ۲۹اسفند، سالروز ملی شدن صنعت نفت)
 «…این ملت آنجا که پای شرافت و استقلال مملکت در میان باشد، مرگ را بر زندگانی آلوده به ننگ و رسوایی ترجیح می‌دهد و به هیچ قیمت از ادامه نهضتی که آن را به بهای خون فرزندان خود خریده است، باز نخواهد ایستاد. (مصدق - ۳۰تیر ۱۳۳۱- رادیو ایران)

۶۶سال پیش در ۲۹اسفند ۱۳۲۹قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در مجلس سنا تصویب شد.

سالروز ملی شدن صنعت نفت، بار دیگر نام و یاد مصدق بزرگ پیشوای نهضت ملی ایران را زنده می‌کند. ابتکار شجاعانه‌یی که با رنج و کوشش بسیار از جانب مصدق و یاران پاکبازش هم‌چون دکتر حسین فاطمی شهید محقق شد.

«شاه او را محاکمه کرد و خمینی از سیلی خوردنش شکرگزاری کرد، رژیم شاه او را تبعید کرد و آخوندها گردآمدن بر سر مزارش را منع کرده و حتی نام او را بر خیابانهای تهران تحمل نکردند. با این‌همه نام او در دل هر ایرانی احترام برمی‌انگیزد، ایستادگی او بر سر منافع مردم ایران ستودنی است و زمامداریش الگوی دموکراسی برای نسل‌های پیاپی است». (مریم رجوی – ۲۹اسفند ۹۵)
مصدق در راه ملی شدن صنعت نفت

قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در آخرین روز سال ۱۳۲۹به‌تصویب سنای ایران رسید. به‌گفته مصدق، دکتر حسین فاطمی نخستین کسی بود که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران را ارائه داد. در متن پیشنهادی اعضای کمیسیون نفت مجلس شورای ملی به ریاست دکتر محمد مصدق آمده بود:

«به نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی ما پیشنهاد می‌کنیم که صنعت نفت در سراسر کشور بدون استثناء ملی اعلام شود». بدین ترتیب روز ۲۹اسفند ۱۳۲۹به‌عنوان روز تاریخی ملی‌ شدن صنعت نفت ایران در حافظه ملت ایران باقی ماند. مصدق بلافاصله پس از نخست‌وزیری اجرای خلع‌ید از انگلیسی‌ها را در دستور کار قرار داد.

… مهرماه ۱۳۳۰لحظه بازگشت کارشناسان نفتی بریتانیا از ایران. این در واقع آغازی بود بر اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت ایران. وقتی دولت محمد مصدق کارشناسان شرکت نفت ایران و انگلیس را خلع کرد و یک هفته به آنها مهلت داد تا خاک ایران را ترک کنند.

در آستانهٴ نوروز، دیدن واقعیت آن‌گونه که هست

در آستانهٴ نوروز، دیدن واقعیت آن‌گونه که هست
ایران
1396/12/28


قیام ادامه داره.
ابری رسید
چهر درخت از شعف شکفت
دلشاد گشت و گفت:
ای ابر، بشارت باران!
... آمد نسیم و رایحه‌ام را برد
تا ساحل سپیده صبح ستاره سوز
تا آستان روز

دیدن واقعیات در پس ابرهای سیاه دروغ و دجالیت و سرکوب و اختناق کار سختی است. زیرا حرفه و هنر دیکتاتوری با ثبات جلوه دادن خود و کشتن امید به تغییر در محرومان و ستمدیدگان است. ایمان داشتن به قدرت عظیم توده‌های در زنجیر کار انقلابیون بزرگی است که در کوران مبارزات اجتماعی و سیاسی آبدیده شده‌اند. وقتی قیام دیماه ۹۶شعله‌ور شد چشمان بسیاری گرد شد، بسیاری گفتند اصلاً باور نمی‌کردیم. آنها راست می گفتند زیرا طبیعت دیکتاتوری القاء ناباوری به میان مردم است. اما اگر به مواضع مریم رجوی نگاه کنیم می‌بینیم که ایمان به پوسیدگی استبداد مذهبی و قدرت تغییر توده‌ها چگونه ماهها قبل از قیام خود را نشان داده است. مریم رجوی در سخنرانی خود در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس در دهم تیر ۱۳۹۶یعنی ۵ماه قبل از قیام دیماه گفت:

«دومین حقیقت این است که سرنگونی رژیم ولایت فقیه، شدنی است و در دسترس است. زیرا با نارضایتی گسترده اجتماعی محاصره شده است. به تصریح سرکردهٴ نیروی انتظامی، سال گذشته نزدیک به ۱۱هزار تظاهرات و اجتماع اعتراضی در سراسر کشور برپا شده است، نگاه کنید به گورخوابها، نگاه کنید به جمعیت ده میلیونی بیکاران، به ۲۰میلیون زاغه نشین و به ۳۰درصد جمعیت کشور که گرسنه هستند، آخوندها توسط همینها محاصره شده‌اند. کاندیداهای دستچین شده نمایش انتخابات، اقرار کردند که این یک حکومت ۴درصدی است و ۹۶درصد مردم از آن بیزارند. بله، بزرگترین تهدید رژیم برخلاف تبلیغاتش دشمن خارجی نیست؛ بلکه قیامهای کمین کرده در دل جامعه ایران است»

مریم رجوی در ادامه گفت:

«واقعیت این است که سرنگونی رژیم ولایت فقیه، شدنی و در دسترس است. به‌دلیل ناتوانیهای رژیم، از جمله: ناتوانی در مهار فروپاشی اقتصادی و فجایع زیست محیطی و ناتوانی در تأمین ابتدایی‌ترین خواستهای مردم به‌جان آمده، ناتوانی در دستیابی به بمب اتمی و حتی ناتوانی در یکدست کردن رژیم.» (سایت مریم رجوی)

عید نوروز و آغاز بهار بر هموطنان خجسته باد

مریم رجوی:‌ عید نوروز و آغاز بهار بر هموطنان خجسته باد
فعالیتهای مقاومت
1396/12/29

مریم رجوی
در مراسم تحویل سال 1397 خانم مریم رجوی گفت: تبریک به همه رزم آوران آزادی که هرسال و هر بهار جنگ‌آورتر و رزمنده‌تر از قبل در مقابل دشمن سرفراز و آماده برای ادامه نبرد هستید، عید همه شما مبارک.

هموطنان، دوستان عزیز، خواهران و برادران،حلول سال نو وعید نوروز بر همگان خجسته باد. در تیک تاک تحویل سال صدای پای قیام‌کنندگان در 142شهر ایران را می‌شنویم. صدای رژه قیام آفرینان و مجاهدانی که می‌آیند و سرانجام کار حکومت منحوس آخوندها را یکسره می‌کنند. بهار امسال از میان خیزشها گذر کرده است بله این بهار قیام است. باشد که در این سفر پیروزمند به بهار آزادی ایران نیز برسد.

بسیار خوشبختیم که حامی روزهای سخت اشرفیها و دوست دیرین مقاومت ایران آقای رودی جولیانی در مراسم نوروزی مقاومت ایران حضور دارد. او از ابتدا با برچسب تروریستی بر مقاومت عادلانه برای آزادی از شر ملایان بنیادگرا یعنی پدرخواندگان واقعی و حقیقی داعش مخالف بود. او با انتقال مجاهدین از اشرف به کشتارگاهی به نام لیبرتی آنهم تحت نام و زرورق کمیساریا و سازمان ملل مخالف بود و آن را ریاکاری محض می‌دانست. او نماینده وجدان آمریکاییهایی بود که در قیامهای سال 88هم در طرف مردم ایران، رودروی سیاست مماشات قرار گرفت و سیاست درست را نشان داد.

Tuesday, 20 March 2018

رودی جولیانی مشاوررییس جمهور آمریکا در گردهمایی نوروزی مجاهدین درآلبانی

رودی جولیانی مشاوررییس جمهور آمریکا در گردهمایی نوروزی مجاهدین درآلبانی
۱۳۹۶-۱۲-۲۹
رودی جولیانی مشاوررییس جمهور آمریکا در گردهمایی نوروزی مجاهدین درآلبانی


رودی جولیانی درسخنانش در گردهمایی نوروزی مجاهدین درآلبانی گفت: تغییرات در واشنگتن بسیار جدی است. شما جان بولتون را در گردهمایی خودتان در پاریس دیدید. او مشاور امنیت ملی ترامپ خواهد بود!

وی خطاب به خانم مریم رجوی گفت:خانم رجوی، شما آینده ایران هستید! شما آینده ایران هستید

وی درمورد رژیم آخوندی گفت: سیاست درست در ایران تغییر این رژیم است ….. بگذارید به آخوندها بگویم که جایشان تنها یک جا است!‌ آنهم در جهنم!

جولیانی درسخنرانی خود اعلام کرد: پرزیدنت ترامپ امروز اعلام می‌کند که کمیته‌ای برای انتشار آزاد اطلاعات برای مردم ایران بر پا می‌کند و من مفتخرم که ریاست این کمیته را به عهده دارم.

Wednesday, 14 March 2018

مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان

مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان
حق‌آبه کشاورزان اصفهان، حقوق معوق‌مانده کارگران و حق‌آزادی و حاکمیت ملت ایران در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است
درود به پایداری کشاورزان ستمدیده ورزنه اصفهان و جوانان غیوری که به حمایت از آنها برخاستند و با پایداری و تهاجم با سنگ و چوب، به مزدوران سرکوبگر و یگان‌ ضدشورش خامنه‌ای، آنها را وادار به عقب‌نشینی کردند.

خیزش کشاورزان ورزنه و مردم و جوانان شرق اصفهان، هم چون اعتراض‌های کارگران فولاد‌سازی یا نیشکر هفت‌تپه یا اعتصاب مردم بانه، بخشی از جنبش اعتراض و قیام در برابر نظامی است که مردم ایران و به خصوص زحمتکشان شریف میهنمان را به‌خاک سیاه نشانده است. در همین ورزنه و شرق اصفهان، بسیاری از کشاورزان به‌ناچار محل سکونت و کشت و کار خود را ترک کرده و برای یافتن کار روانه شهرهای دیگر شده‌اند و کم‌ نیستند مردم شریف و زحمتکشی که به خاطر سیاست‌های تبهکارانه این رژیم، به‌نان شب محتاج‌اند. 
بله، گرسنگی دهها میلیون ایرانی، بحران سراسری آب و فجایع زیست محیطی ناشی از خشک شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌ها که حتی نفس کشیدن را هم در بسیاري نقاط کشور ناممکن کرده است، پیامد حکومت تبهکار آخوندهاست که به خاطر سیاستهای تبهکارانه و جنگ افروزی و دخالت در کشورهای منطقه، ایران را به ‌شوره‌زار و کشتزارها را به ‌برهوت تبدیل کرده است.
کشاورزان شرق اصفهان فریاد می‌زنند «روحانی دروغگو -زاینده رود ما کو؟».
و شعارهای مردم در قیامهای سراسری دیماه این بود که: «آخوند خدایی می‌کند، ملت گدایی می‌کند» و«آخوندها حیا کنید، مملکت را رها کنید». 
بله، امروز از حق‌آبه کشاورزان اصفهان و حقوق معوق‌مانده کارگران، تا حق‌آزادی و حق حاکمیت ملت ایران، تماماً در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.

Tuesday, 13 March 2018

ٰچهارشنبه سوری و مشکلات رژیم!


ٰچهارشنبه سوری و مشکلات رژیم!
1396/12/20

تا چهارشنبه‌سوری چیزی باقی نمانده.
ظاهراً چهارشنبه‌سوری هم سنتی است مثل دیگر سنن ملی، چیزی از جنس نوروز و سیزده بدر. اما حقیقتاً چیزی است ورای دیگر سننی که سالها و سده‌ها در کنار ش نشسته بودند. یا اگر دقیق‌تر بگوییم حداقل حالا دیگر چهارشنبه‌سوری آن چهارشنبه‌سوری دهه‌های قبل نیست. تفاوت کرده! نسبت به گذشته خودش هم تفاوت کرده، فرصتی شده برای درافتادن مردم با دیکتاتوری!
جشنی ساده و آیینی قدیمی که اینک تجدید حیات کرده، چیزی بایسته روزگار حاضر شده، آن‌چنان که از دیگر آیین‌هایی که قرن‌ها با همدیگر زیسته بودند، به کلی ممتاز شده،
حقیقتاً که چهارشنبه سوری، با خیزی بلند خود را از دایره بسته رسوم مربوط به دوران و تمدن زراعی جدا کرده و تا حد پدیده‌یی نوین و کارآمد در زندگی مدرن امروزی فرا رفته. امکان و موقعیتی که توده‌ها با هر اندیشه و قومیتی آن را هم‌چون ظرفی و فرصتی برای در افتادن با دیکتاتوری حاکم بر ایران، غنیمت شمرده و از آن حداکثر استفاده را می‌کنند. و این همان چیزی است که آخوندهای حاکم بر ایران به‌شدت از آن وحشت دارند.

طی روزهای اخیر و به‌ویژه همین چند روزه آخری که به برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری باقی مانده، بی‌اغراق تمامی رسانه‌های حکومتی از روزنامه‌ها گرفته تا رادیو تلویزیون دولتی و حتی شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی خرج مقابله با چهارشنبه‌سوری مردمی و ممانعت از برگزاری آن یا حداقل مهار آن شده!

حتی فراتر از این تمامی نهادهای حکومتی و دولتی گوییا که سهمیه مقابله با چهارشنبه‌سوری از مدیران خود گرفته‌اند که سران و مسولانشان یکی یکی و به نوبت جلوی دوربین تلویزیون و مقابل میکروفون رادیو آمده و تلاش می‌کنند با خرج کردن خود، با هشدار دادن، با تهدید به بازداشت و زندان کردن، با تطمیع کردن برای شرکت در ورژن حکومتی مراسم، و با هزار ترفند و توطئه دیگر، مانع برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری مردمی شوند.

علت چیست؟

علت بنیادین این مسأله که یک مراسم سنتی ساده به صحنه و ساعت رزم عمومی و سراسری مردم با حاکمیت تبدیل شده چیزی نیست جز سرکوب وحشیانه‌ای که آخوندها به مردم اعمال کرده و می‌کنند!

سرکوبی که تمامی امکانات نفس کشیدن آزاد مردم را حتی در شخصی‌ترین و نهانی‌ترین اندیشه‌هایشان در مخمصه قرار داده و هر«تخلفی» از نرم‌های حکومتی را نه فقط معادل یک «جرم» بلکه عین یک «گناه» قلمداد کرده! و آن را نماد مخالفت با خداوند و خالق هستی دانسته و مستوجب سخت‌ترین عقوبتها دانسته و بدتر این‌که همه این مزخرفات را به لباس قانون هم در آورده و متخلفین را با تمسک به قانون ضدبشری‌اش، مشمول یک سرکوب سیستماتیک، سراسری و مستمر می‌کند! جنایتی که پس از نزدیک به ۴دهه، امان مردم را بریده و کار را به قیامی سراسری کشانده و

اما در تمامی این دهه‌ها مردم به آرامی و با طمأنینه خاص تحولات اجتماعی و با آزمودن تمامی راههای ممکن و در دسترس و با عبور از راهکارهای سهل و ساده، به راه‌کار نهایی و کارآمدترین راه‌کار رسیده‌اند، راهکاری آتشین که مقاومت ایران با تکیه به شناخت عمیق خود از موجودیت آخوندی حاکم و در جریان یک پراتیک جانکاه دو و نیم ساله کمر به حل آن بسته. پراتیکی تماماً مسالمت‌آمیز با تلاشی مسئولانه برای حل اصولی تضاد بین مردم و حاکمیت ضدمردمی.

تلاشی که بیش از همه و پیش از همه بنیانگذار جنایتکار و دجال‌وش نظام ولایت‌فقیه با آن ضدیت داشت و همو بود که با تعطیل کردن تمامی نهادهای اجتماعی، سازمانهای غیردولتی مستقل و احزاب مردمی، سنگ‌های دفاع از مردم را بست و سگ‌های هار ولایت را بند گشود تا مردم را از هم بدرند.

از همین‌روست که اینک مردم با آزمودن تمامی امکانات در دسترس به راهی روی آورده‌اند که اولین دستمایه‌اش «آتش» است!‌

تمامی‌ترس و وحشت رژیم هم از همین موضوع است. وحشتی که همه ساله مثل بیماری «تب نوبه» گریبان آخوندها را می‌گیرد، حسابی تکانشان می‌دهد و پس از یک دوره یکی دو سه هفته‌یی در حالیکه در شب اجرای مراسم، به اوج خود می‌رسد، آخوندها را تکیده و خیس عرق، با پیکری در هم کوفته به جا می‌گذارد و باقی ماجرا را به دیدار بعدی وامی گذارد!

این تقریباً تمامی حکایت آن «خودکرده‌ای» است که دیگر« تدبیر»ی ندارد.

اما امسال مشکل از اینهم کمی فراتر رفته چرا که این چهارشنبه‌سوری در شرایطی برگزار می‌شود که گرمای قیامی بزرگ سراسر میهن را در خود گرفته و وقتی این گرما با آتش چهارشنبه‌سوری هم قرین شود، میزان‌الحراره تب آخوندها را آن‌قدر بالا می‌برد که برای آنها شاید دیگر قابل‌تحمل نباشد.

به یاد داشته باشیم که همین یکی دو ماه پیش بود که بنا‌ به آمار حکومتی، جوانان بپاخاسته در قیام دی، اقامتگاه حداقل 60نماینده خامنه‌ای را در سراسر ایران به آتش کشیدند و حداقل در 20حوزه جهل و جنایت آخوندی آتش افکندند، بیشمار خودروهای نیروهای سرکوبگر را از کار انداختند و دهها مراکز استانداری و فرمانداری آخوندها را در شهرهاى مختلف به تصرف خود درآوردند آن هم در شرایطی که هنوز تا چهارشنبه‌سوری یکی دو ماه فاصله بود.

اکنون در نظر بگیرید روز چهارشنبه‌سوری را که تمامی آحاد مردم از شهری و روستای و پیر و جوان به خیابانها می‌آیند، رسماًًً و علناً آتش می‌افروزند، بساط آتشبازی دایر می‌کنند و زمینه‌ای عمومی فراهم می‌گردد که بهترین پوشش مردمی برای جوانان پرشوری است که تمایل قلبی عمیقی برای تسویه کردن خرده حسابهای تمامی سالیانی دارند که مورد تحقیر و سرکوب پاسداران فاشیست و آخوندهای تبهکار حاکم قرار گرفته‌اند.

بی سبب نیست که در آخرین روزهای مانده به چهارشنبه‌سوری فوقانی‌ترین نهادهای سرکوبگر حکومتی بی‌عبا و عمامه و سر و پا برهنه به میدان رسانه‌ها پریده و با صدور چپ و راست اطلاعیه و هشدار و انذار و تهدید و التماس و تطمیع، تلاش می‌کنند آتشی را خاموش کنند که هنوز روشن نشده!

در تازه‌ترین اقدام از این دست، شنبه شب دادستانی کل آخوندها با یک اطلاعیه شداد و غلاظ به صحنه آمد و از جمله اعلام کرد:

«به‌منظور حفظ نظم و امنیت عمومی و... پیشگیری از بروز حوادث ناگوار و ندامت آفرین ناشی از کاربرد نامتعارف و غیراستاندارد مواد انفجاری و آتش‌زا و نیز جلوگیری از سوءاستفاده برخی افراد فرصت‌طلب از هموطنان خواستار همکاری با نیروهای انتظامی شد».
در همین اطلاعیه و با اشاره به آنچه که «افراد فرصت‌طلب» نامیده، آمده است: «با توجه به روزهای پایانی سال با اقدامات ناهنجار یا مجرمانه خود موجبات تلخ کامی و ایراد خسارات جانی و مالی بر جامعه تحمیل و با ایجاد رعب و وحشت، امنیت روانی را مخدوش می‌سازند، از هم میهنان گرامی و عموم خانواده‌های عزیز خصوصاً نوجوانان و جوانان آینده ساز ایران اسلامی تقاضا می‌شود، در صورت مشاهده و مواجهه با هر نوع اخلال در نظم و آسایش عمومی، ضمن مراقبت کافی، مراتب را به مراجع انتظامی و قضایی اعلام و با مأموران و حافظان نظم و امنیت و مجریان قانون همکاری کنند».

بی تردید، اگر این اطلاعیه‌ها دردی دوا می‌کرد باید پیش از همه، درد بنیانگذار خبیث نظام، خمینی را دوا می‌کرد که از غصه فعالیت‌های مجاهدین دق کرد و مرد! و آرزوی نابودیشان را با خود به گور برد.

در آخرین روزهای سال و کمی‌مانده به چهارشنبه سوری، تماشای تقلاهای همه‌جانبه آخوندها واقعاً که تماشایی است.

وضعیت بحرانی رژیم در آستانهٴ چهارشنبه سوری

وضعیت بحرانی رژیم در آستانهٴ چهارشنبه سوری


۱‍۳۹۶/۱۲/۲۲
در آستانهٴ چهارشنبه‌سوری که طبعاً مسأله مبرم و مقدم رژیم است، شاهد گسترش بحرانهای اجتماعی؛ اعتراضات کارگران، کشاورزان، دانشجویان، غارت‌شدگان و دیگر اقشار مردم هستیم. در همین حال بحران درونی رژیم هم اوج کم سابقه‌یی پیدا کرده و درست در بحبوحهٴ همین شرایط، موضوع استیضاح سه وزیر دولت روحانی هم توسط مجلس رژیم به جریان افتاده و بحران سنگین دیگری را روی میز نظام قرار داده است. جالب این‌که زمان استیضاح این سه وزیر؛ یعنی وزرای راه و شهرسازی، جهاد کشاورزی و تعاون،کارو رفاه اجتماعی یا لااقل دوتای آنها را هم برای همان روز چهارشنبه‌سوری برنامه‌ریزی کرده‌اند.پس می‌شود تصور کردکه اکنون رژیم درگیر این بحرانها، در وضعیت دشواری قرار دارد. به نوشته یکی از روزنامه‌های حکومتی، استیضاح همزمان 3وزیر از زمان مشروطه به این طرف سابقه نداشته است. آیا این طرح و زمان بندی‌ آن حساب شده و مهندسی شده است؟ یا این‌که به‌طور اتفاقی همزمان شده است؟

با یک نگاه همه جانبه‌تر به آخرین وضعیت رژیم، باید گفت که موضوع فراتر از این حرفهاست که حساب شده بودن یا اتفاقی بودن این استیضاح‌ها و زمان آن بتواند تاثیری داشته باشد. واقعیت این است که جدای از این‌که آنها چه تصمیمی گرفته‌اند، رژیم در بن‌بستی گرفتار شده که از هر طرف می‌رود با مشکل مواجه می‌شود. اگر حتی فرض کنیم که همزمانیش با چهارشنبه‌سوری کاملاً اتفاقی بوده، اما همزمانی استیضاح سه وزیر با هم که از مدتها پیش مطرح بوده دیگر نمی‌تواند اتفاقی باشد و این نشان می‌دهد که رژیم حداقل در این سه زمینه، خود را در یک وضعیت اورژانس و حاد و فوری احساس می‌کند.بگذریم که به‌نوشته ایلنای20اسفند 96: اگر بنا بود نمایندگان مجلس به دولت هشداری بدهند و از دولت انتظارات جدی‌تری داشته باشند، باید سراغ حوزه‌های دیگری می‌رفتند.

و بعضی هم نوشتند که در استیضاح این سه وزیر مشخص باج‌خواهی و انگیزه‌های فردی هم در کار بوده است. روزنامه‌ایران (21اسفند) هم به‌نقل از احمد مازنی عضو مجلس رژیم نوشت: «در شرایط فعلی به نظر می‌رسد حداقل مجموعه‌یی از نمایندگان قصد دارند تا با استیضاح و تلاش برای برکناری وزرا پاسخی به شرایط عمومی کشور بدهند. در رأس این شرایط مجموعه اعتراضات اخیر وجود دارد که از دیماه آغاز شد و در چند روز اخیر هم یک بار دیگر به شکل درگیری بر سر مسائل آبی و یا سلسله اعتراضات صنفی و اقتصادی بروز کرده است. دیدگاهی در بین نمایندگان معتقد است اگر مجلس بتواند یکی از این سه وزیر را برکنار کند، پاسخ درخور و اثربخشی به مجموعه اعتراضات اخیر داده و حداقل قدری فضا را آرام می‌کند. خبر دیگری هم حاکی از این است که گویا این استیضاح و نتیجه آن بین دو باند توافق شده است. کما این‌که در موضعگیری روحانی در قبال این استیضاح نیز که تلویزیون رژیم(20اسفند) گزارش کرده، چنین مضمونی برداشت می‌شود:« رئیس‌جمهور با اشاره به استیضاح سه وزیر در مجلس، آن را حق نمایندگان دانست و آن را فرصتی برای تبیین خدمات دولت دانست و گفت استفاده از این حق با لحاظ رعایت مصلحت کشور و مصالح عمومی و منافع ملی است، انجام می‌شود و ضمن اعلام حمایت خود از وزرای مربوطه به آنان توصیه کرد بیلان کار خود را به نمایندگان و مردم اعلام کنند».

اکنون سؤال این است که آیا این استیضاح واقعاً می‌تواند در قبال اعتراضات اجتماعی، مؤثر باشد؟ و آبی بر روی آتش اعتراضات مردم بریزد؟

پاسخ قطعاً منفی است. البته سه وزیری که انتخاب شده‌اند، هرسه مربوط به سه حوزه بسیار پرچالش اجتماعی هستند:حوزه وزیر کار با ابر چالش بیکاری و وضعیت انفجاری محیطهای کارگری، حوزه وزیر راه و شهرسازی با وضعیت فاجعه‌بار جاده‌ها و سوانح جاده‌یی(با نیم میلیون کشته طی دو دهه) و هوایی و تراژدی فاجعه‌بار زلزله‌زده‌ها و بالاخره حوزه وزیر جهاد کشاورزی با شرایط نامطلوب کشاورزان و روستاها، فقدان آب، تخلیه روستاها و فقر و آوارگی روستاییان و اعتراضات کشاورزان.

اما این مانور در مقایسه با مانورهای رژیم شاه در مرحله پایانی(مثل برکناری هویدا نخست‌وزیر یا زندانی کردن نصیری رئیس ساواک وو...)که تازه هیچ فایده‌یی هم نداشت، مطلقاً مانوری بسیار ضعیف و دیرهنگام است. از قضا برخی رسانه‌های حکومتی هم به همین مسأله اشاره کرده‌اند که حالا زمان مناسبی برای این قبیل کارها نیست و نتیجه معکوس خواهد داشت. چون وقتی جامعه یک صدا می‌گوید مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر اصل ولایت فقیه، برکناری عناصر اجرایی پایین‌تر (مثل وزیر) هیچ مسأله‌یی حل نمی‌کند، جز این‌که یک پیام ضعف به جامعه و به همان مردم معترض می‌دهد.

اما در پایان ببینیم چه رابطه‌یی بین بحرانهای مختلف رژیم و کارزار چهارشنبه‌سوری که اکنون در یک قدمی آن هستیم، وجود دارد؟

قبل از پاسخ این سوال، خوب است اشاره‌یی به سایر بحرانهای حاد رژیم هم بکنیم تا وضعیت بهم تنیدهٴ کنونی بیشتر روشن شود. بحران در سیاست خارجی یکی از حادترین بحرانهای رژیم است که خامنه‌ای عمیقاً در آن درگیر است، موضوع مهلت 120روزه در رابطه با برجام، مسأله موشک‌ و دخالتهای منطقه‌یی رژیم، بحرانی که پس از سفر بی‌نتیجه وزیر خارجه فرانسه به یک بن‌بست تمام عیار تبدیل شده است.

بحران رژیم در رابطه با نیروهای نگه دارنده‌اش و مهمتر از همه سپاه پاسداران که سرکردهٴ سپاه اعتراف کرد که وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است و افزود: این وضعیت نیازمند عمق‌بخشی بیشتر معنویت و افزایش روحیه جهادی است؛ چرا که قدرت و صلابت سپاه در عرصه‌های مختلف نیز مدیون همین روحیه معنوی در کنار وجود تجهیزات بوده است.

به این ترتیب رژیم درمحاصره سلسلةی از بحرانهای لاعلاج قرار گرفته است: از بحران اجتماعی تا بحران ارزشی و ریزشی در سپاه و نیروهای سرکوبگرش و از آنجا تا بن‌بست در سیاست خارجی، و این همه اکنون با کابوس چهارشنبه‌سوری نیز همزمان شده و شرایط انفجاری و حادی را برای رژیم رقم زده است. این مجموعه بهم تنیده است که اکنون به کارزار چهارشنبه‌سوری اهمیتی مضاعف داده است.

محمدجعفر منتظری و تهدید خانواده‌ها در صبح چهارشنبه سوری؛ کنترلی بر فضای مجازی نداریم

محمدجعفر منتظری و تهدید خانواده‌ها در صبح چهارشنبه سوری؛ کنترلی بر فضای مجازی نداریم
۱۳۹۶-۱۲-۲۲
محمدجعفر منتظری و تهدید خانواده‌ها در صبح چهارشنبه سوری؛ کنترلی بر فضای مجازی نداریم


محمدجعفر منتظری خانواده‌ها را تهدید کرد که مراقب فرزندانشان در چهارشنبه سوری باشند؛ او تایید کرد که نظام بر بخش عمده فضای مجازی کنترلی ندارد.

چهارشنبه سوری

منتظری دادستان کل کشور صبح چهارشنبه سوری در حاشیه بازدید از دادسرای جرایم رایانه‌ای فرصت را غنیمت شمرد تا درباره‌ی چهارشنبه سوری یا آنطور که در نظام ولایت فقیه گفته می‌شود: «چهارشنبه آخر سال» هشدار داده و تهدید کند. او گفت: «ما دلمان نمی‌خواهد شادی مردم در این مراسم با حوادث تلخی همراه شود؛ پس از همه مردم و والدین عزیز می‌خواهیم که مراقب باشند و از فرزندان خود هم مراقبت کنند تا اتفاق ناگواری رخ ندهد.»
فرزندانی که باید مورد مراقبت قرار بگیرند همان نسل جوانی هستند که نقش اصلی را در قیام دی‌ماه ایفا کردند؛ نگاهی به سن شهدا و اسرای این قیام [به‌عنوان نمونه: بازدید نمایندگان «مجلس» از زندان بدون زندانی اوین، در زیر دوربین سازمان زندان‌ها] تایید می‌کند که منظور منتظری مراقبت خانواده‌ها از چه کسانی‌ست.
اما از آنجا که منتظری می‌داند مراقبت یا به تعبیر دقیق‌تر ممانعتی از طرف خانواده‌ها در این زمینه علیه فرزندانشان وجود نخواهد داشت، بلافاصله دست به تهدید زده و می‌گوید: «دستگاه قضایی و ضابطین نیز قطعا با متخلفان در این زمینه برخورد جدی خواهند کرد.»
منظور هم از متخلف کسی‌ست که فرصت چهارشنبه سوری را دریابد و آن را به صحنه‌ قیام علیه نظام تبدیل کند؛ و قوه قضاییه با چنین کسی برخورد خواهد کرد البته به شرط آنکه بتواند آن فرد را دستگیر کند یا به ترتیبی به دام بیندازد.
تجربه چهارشنبه سوری و البته قیام اخیر ایران نشان داده است که حرکت و ایستادگی جمعی قیام‌آفرینان مهم‌ترین مانع در برابر نیروهای سپاه برای دستگیری‌هاست؛ در این صورت دادستان قوه قضاییه به هیچ متخلفی دست نخواهد یافت تا با او «برخورد جدی» کند.

فضای مجازی

وضعیت استیصال نظام در امر سرکوب وقتی بیشتر قابل درک می‌شود که به این قسمت اظهارات منتظری نیز توجه کنیم: «یکی از مهمترین مشکلات موجود در مواجهه با جرایم فضای مجازی در دسترس نبودن سرور‌ها است، بطوریکه بین ۶۰ تا ۷۰ درصد این جرایم در فضایی مانند تلگرام خارج از دسترسی ما برای رسیدگی است و در واقع آزاد گذاشتن چنین فضایی که دارای قابلیت وقوع جرایم متعدد است؛ به بهانه لزوم آزاد بودن فضای مجازی منطقی و قابل قبول نیست.»[میزان ۲۲ اسفند ۹۶]

به عبارت دیگر محمدجعفر منتظری تایید می‌کند که نه تنها در صحنه به قیام‌آفرینان دسترسی نخواهد داشت بلکه کنترل شبکه‌ی ارتباطی آنها نیز خارج از سیطره‌ی نظام قرار دارد. می‌توان تصور کرد که در روز چهارشنبه سوری نظام تا چه میزان نگران شکل‌گیری قیام است. چند روز پیش بود که خامنه‌ای گفت برنامه دارند که تا آخر سال نظام را سرنگون کنند. [خامنه‌ای؛ اسفند، ماه آخر نظام ولایت فقیه‌است؛ شب چهارشنبه‌ای که در آن شهر بر می‌خیزد] لابد او با این اظهار می‌خواست این نتیجه را بگیرد که اگر تا آخر سال واژگون نشده پس دیگر سرنگون نمی‌شود اما خودش هم بهتر می‌داند که به قول دوستان در اصفهان: «سیدعلی ببخشید، دیگه باید بلندشید»، یعنی زمان رفتنش رسیده است.

در همین زمینه:

هراس از چشم‌انداز تاریک سال آینده

هراس از چشم‌انداز تاریک سال آینده
1396/12/21

سال 1396 رو به پایان است و سال 97 در افق پیدا شده، با این‌که سال 96 سال بسیار سخت و سهمگینی برای رژیم بود، اما تقریباً همهٴ ارزیابیهایی که تا کنون از مهره‌ها و رسانه‌های رژیم شنیده یا خوانده‌ایم، حاکی از این است که سال آینده، سال 97، بسا خطرناکتر و هولناکتر از سال 96 خواهد بود

در زمینه سیاست خارجی، بحران اتمی، بحران موشکی و منطقه‌یی پیش‌بینی رسانه‌ها و مهره‌های رژیم این است که سال آینده سال بحرانی و در عین‌حال پردردسری برای نظام خواهد بود.

سایت حکومتی دیپلوماسی ایرانی 19اسفند با عنوان «97، سالی پر از دردسر برای دیپلوماسی و اقتصاد ایران» می‌نویسد: «سفر ژان ایو لودریان، وزیر امور خارجه فرانسه به ایران و سفر بنیامین نتانیاهو به واشینگتن شرایط حساسی را در حوزه سیاست خارجی برای کشور رقم زده است؛ به‌خصوص این‌که در این دوره از این کنفرانس‌ها به شکل ویژه‌یی مسائل مربوط به توان موشکی، برجام و حضور ایران در خاورمیانه مورد توجه بوده است. در آن سوی داستان هم سفر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی به انگلستان و برجسته‌سازی مسأله ایران‌هراسی در اروپا و همراهی برخی سران مقامات لندن و قاره سبز در این راستا، روزهای پایانی سال را به کانون برخی چالشها برای دیپلوماسی ایرانی بدل کرده است که به احتمال فراوان دامنه آن به سال بعد البته با شتاب و شدت بیشتری کشیده خواهد شد».

یکی از اعضای مجلس ارتجاع به نام محمدجواد جمالی نوبندگانی نیز بر این باور است که «سال پیش‌رو، سالی پر از دردسر برای دیپلوماسی کشور خواهد بود».

این نماینده مجلس ضمن اشاره به نقش اروپا در افزایش این دردسر برای دیپلوماسی نظام آخوندی تحت عنوان این‌که «اروپایی‌ها هم در ریل این ۳بازیگر بیشتر حرکت خواهند کرد» نگران «تحریمهای برجامی و غیربرجامی» در نظر گرفته شده است. (سایت دیپلوماسی ایرانی 19اسفند 96)

روزنامه حکومتی شرق 19اسفند 96 نیز به خوانندگانش توصیه می‌کند که برای برجام نگرانی داشته باشند و در این رابطه می‌نویسد: «در روزهای پایانی سال 96 هستیم؛ دست‌‌کم برای ما که مذاکرات هسته‌یی را پوشش دادیم و در این حوزه می‌نویسیم، سال 96، سال دلهره ازدست‌رفتن برجام بود. حداقل برای ما این‌ طور بود. شما هم در این سال، این دلهره و نگرانی را داشتید؟».

علی خرم دیپلومات سابق رژیم هم نگران این است که توسط عناصر باند خامنه‌ای که او آنها را «عناصر صاحب نفوذ» می‌نامد «در واپسین روزهای سال 96»، «تیشه به ریشه این توافق» (تیشه به ریشه برجام) بخورد «غافل از این‌که این تیشه به ریشه کشور (بخوانید تیشه به ریشه نظام آخوندی) است که آثار آن دیر‌ یا‌ زود تبلور پیدا خواهد کرد». (روزنامه شرق 19اسفند 96)

جواد ظریف وزیر خارجه دولت آخوند حسن روحانی نیز در مورد دردسر ماههای آینده در سال 97 می‌گوید: «سوء‌نیت آمریکا تقریباً در هر اقدامی که سال گذشته انجام‌ داده، مشخص است - بنابراین آنچه در سال گذشته اتفاق افتاد، احتمالاً در ما‌ه‌های آینده هم ادامه خواهد داشت». (روزنامه شرق 19اسفند 96)

بنابراین روشن است که رژیم با بحران بسا خطرناکتری در سال آینده روبه‌روست.

یا رژیم باید زهر بخورد و عقب‌نشینی کند که نتیجه آن همان «تنزل بی‌پایان»ی است که خامنه‌ای در خرداد 95 بیان کرد.

اگر هم آن‌چنان که خامنه‌ای در دیدار با مداحان حکومتی ادعا کرد گفتگویی در کار نباشد و اصرار روی سیاست موشکی و منطقه‌یی و... بشود، این یعنی رویارویی با جامعه بین‌المللی که نتیجه‌اش بازگشت به تحریمهای خفه‌کننده قبل از برجام خواهد بود و طبعاً به‌دنبال آن بالا گرفتن بحرانهای اجتماعی و گسترش اعتراضات و...

این واقعیت چشم‌انداز تیره و تاری است که حاکمیت ولایت فقیه در سال 97 با آن مواجه است.

قیامی تا سرنگونی ـ محدثین

قیامی تا سرنگونی ـ محدثین
1396/12/21



کانونهای شورشی به همراه جوانان قیام در سراسر ایران مصممند جشن چهارشنبه سوری را به یک گام کیفی در راستای از پا در آوردن رژیم منحوس آخوندی تبدیل کنند و حتماً چنین خواهند کرد.

در این روزها فریادهای کارگران و زحمتکشان و غارت‌شدگان و دانشجویان از تهران تا خوزستان و اصفهان و اراک و سراسر ایران به گوش می‌رسد. همه علائم حاکی از این است که قیامی که در دی ماه سراسر کشور را در برگرفت، به‌رغم اقدامات سرکوبگرانه و جنایتکارانه و به‌رغم هر فراز و نشیبی تا سرنگونی دیکتاتوری دینی ادامه خواهد یافت. زمین و زمان گواهی می‌دهد که فاز پایانی این رژیم فرا رسیده است. آن‌چنانکه خانم مریم رجوی بارها اعلام کرده است وضعیت به قبل از هفتم دی باز نخواهد گشت.
یک جرقه کافی است تا شعله‌ور شود
این حقیقت آن اندازه سرسخت است که سردمداران رژیم آخوندی نیز ناگزیر به آن اعتراف می‌کنند. رحمانی فضلی وزیر کشور روحانی روز 20اسفند گفت ” نارضایتی” بحدی است که ” یک جرقه کافی است تا شعله‌ور شود”. وی گفت «اعتراضات دی ماه ظرف یکی دو شب به 100شهر رسید و در 42شهر درگیری داشتیم.... چون سطح انباشتگی نارضایتی‌ها بالا رفته و عمومی شده بود و در هر کجایی که امکان بروز می‌شد ابراز می‌شد... در بررسیهای عمیق‌تر به عواملی دیگر که بستر حوادث بودند می‌رسیم و متأسفانه هنوز هم در معرض آن حوادث هستیم».

ابعاد این قیام به‌نحوی است که رژیم را در درون خود با بحران مواجه کرده است، آثار این بحران را حتی در کانون قدرت رژیم یعنی سپاه پاسداران نیز می‌توان دید. پاسدار محمدعلی جعفری سرکرده سپاه پاسداران روز 20اسفند در یک اعتراف بی‌سابقه گفت «وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است که نیازمند عمق بیشتر معنویت و روحیه جهادی است».
کابوس چهارشنبه‌سوری و قیامی دیگر علیه دیکتاتوری

در چنین شرایطی چهارشنبه سوری و فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین به ”قیامی دیگر علیه دیکتاتوری آخوندی” به کابوسی برای آخوندهای جنایتکار تبدیل شده است. سرکردگان سپاه پاسدارن، نیروی انتظامی دستگاه قضاییه و ایادی آخوند روحانی با تهدید و ارعاب تلاش می‌کنند تا جوانان را از شرکت در چهارشنبه‌سوری و تبدیل آن به قیامی دیگر بازدارند. آنها با قدرتنمایی‌های پوشالی و مضحک از کشف و ضبط صدها میلیون ترقه و صدها تن مواد منفجره خبر می‌دهند و در عین‌حال خاطیان را به دستگیری و مجازات تهدید می‌کنند.

در حالیکه خامنه‌ای در سالهای گذشته به‌نحو مسخره‌ای فتوا داده بود چهارشنبه سوری”هیچ مبنای شرعی ندارد”، ”مستلزم ضرر و فساد زیادی است” و”مناسب است از آنها اجتناب شود” (ایرنا 23اسفند 1388) محمد جعفر منتظری دادستان کل آخوندها روز 19اسفند امسال پرده‌ها را کنار زد و روی اصل مشکل دست گذاشت و گفت رژیم با اصل چهارشنبه‌سوری مخالفتی ندارد و نمی‌تواند و نباید به مبارزه با این مراسم کهن و قدیمی بپردازند، اما مسأله مهمتر این است که مراسم چهارشنبه‌سوری جزیی از پروژه ایست که می‌خواهند ”نظام جمهوری اسلامی ایران را از پا در بیاورند”.
آری کانونهای شورشی به همراه جوانان قیام در سراسر ایران مصممند جشن چهارشنبه‌سوری را به یک گام کیفی در راستای از پا در آوردن رژیم منحوس آخوندی تبدیل کنند و حتماً چنین خواهند کرد.

بسیج گسترده برای مقابله با چهارشنبه‌ سوری آتشین

بسیج گسترده برای مقابله با چهارشنبه‌ سوری آتشین
1396/12/21


با نزدیک شدن به چهارشنبه سوری، رژیم با بسیج همه ارگانهای سرکوبگر و تمامی نیروهای لشکری و کشوری در زمین و هوا و اشغال تمام فضای رسانه‌ها و تلویزیونهای حکومتی و شبکه‌های مجازی و تریبونهای نمایش جمعه توسط آخوندها ترس و وحشت خود را از آنچه که در پیش‌رو دارد، نمایان می‌کند، که گویا هشدار برای آمادگی تمام‌عیار برای یک جنگ با دشمن بیگانه است. دستگاههای اورژانس و سازمان آتش‌نشانی و بیمارستانها، اعلام آمادگی برای شیفتهای ۲۴ساعته کرده‌اند. علاوه بر آن، شهرداریها هم امسال با ابتکار بی‌نظیری فضای رعب و وحشت در جامعه را گسترش داده است.
کوروش محمدی رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی رژیم، در مورد اقداماتی که شهرداری انجام داده گفته است: «این روزها بنرهای حاوی عکسها و دست و پای قطع‌شده و چشمهای کور‌شده، توسط شهرداری بر در و دیوار شهر نصب شده است». وی در ادامه ترقه‌بازی و نورافشانی با فشفشه و سایر ابزار چهارشنبه‌ سوری را ناهنجاری نامیده و می‌افزاید: «این هنجار‌گریزی‌ها سال به سال رو به فزونی بوده است». این جامعه‌شناس حکومتی در پایان نتیجه می‌گیرد: «نوجوان و جوان ما از طرف دشمن هدف‌گذاری شده است، دشمن ما نمی‌آید روی پیرمرد و پیرزن ما کار کند، دقیقاً می‌رود سراغ نوجوان ما و روی افکار، عقاید و نگرشهایش کار می‌کند، لذا ما نیاز داریم که روی محکم‌سازی عقاید این نسل کار کنیم و در عین‌حال با همین نگاه و توجه به سنتِ آیینی و باستانی جامعه، می‌توانیم او را از توجه به فرهنگِ بیگانه، بی‌نیاز کنیم». (خبر آنلاین 20اسفند 96)

جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران نیز گفت: «هم‌زمان با شب چهارشنبه آخر سال، مأموران 130ایستگاه آتش‌نشانی شهر تهران مانند همیشه در آماده‌باش قرار دارند 2هزار و 731آتش‌نشان که 998نفر آنان به‌صورت پیاده هستند در یک‌هزار و 28نقطه شهر تهران مستقر می‌شوند. وی بیان کرد: آتش‌نشانان با استفاده از 234خودرو سنگین؛ 232خودرو سبک و 109موتورسیکلت از حدود ساعت 16روز سه‌شنبه تا پاسی از شب در خیابانها، معابر و حاشیه بزرگراه‌ها مستقر خواهند بود». (همان منبع)

استاندار تهران درباره ظرفیت امدادرسانی اورژانس تهران نیز گفت: «امدادرسانی در اورژانس تهران... آمادگی لازم را برای چهارشنبه آخر سال دارند. وی ظرفیت اورژانس تهران را در حال حاضر ۱۷۵آمبولانس در ۱۴۲پایگاه و حدود ۳۰دستگاه موتورسیکلت آمبولانسی و ۷بالگرد دارای تجهیزات امداد هوایی، اعلام کرد». (خبرگزاری حکومتی اقتصادی ایران 20اسفند 96)

مهرزاد حمیدی معاون تربیت‌بدنی وزارت آموزش و پرورش رژیم در جمع خبرنگاران اعلام کرد: «طی جلساتی که با معاونان تربیت‌بدنی و سلامت استانها برگزار می‌شود بر ضرورت ایمن‌سازی مدارس در جشن جهارشنبه پایان سال تأکید می‌کنیم و معاونان تربیت‌بدنی و سلامت ملزم هستند تا توصیه‌های لازم را به مدیران مدارس داشته باشند». (باشگاه خبرنگاران 13اسفند 96)

این‌همه آمادگی و بسیج امکانات لشگری و کشوری برای چیست؟

در این سو اما، فراخوانهای اقشار مختلف کشور برای برپایی جشن آتشین در چهارشنبه سوری، ناقوس مرگ ظالمان و دیکتاتورها را به‌صدا درآورده و همبستگی ملی برای امید به آزادی خلقی اسیر را نوید می‌دهد. از جمله: فراخوان جمعی از معلمان استان تهران، فراخوان جمعی از دانشجویان تبریز، فراخوان دانشجویان دانشگاههای بوشهر و مشهد، بیانیه جمعی از جوانان و نوجوانان رباط کریم، بیانیه جمعی از دانش‌آموزان دورود لرستان، بیانیه جمعی از عشایر بختیاری استان چهارمحال و بختیاری، فراخوان جمعی ازکسبه و بازاریان تهران، حمایت انجمن حسابداران خبره مشهد از فراخوان ستاد اجتماعی در داخل کشور سازمان مجاهدین خلق ایران و....

بی‌دلیل نیست که این هفته نمایندگان ولی‌فقیه در نمایش جمعه شهرها در یک کر هماهنگ، چهارشنبه‌ سوری و فراخوان تمامی اقشار جامعه به‌خصوص جوانان و دانشجویان را نقشه دشمن نامیده و به ارگانهای حکومتی هشدار دادند. از جمله: آخوندصدیقی امام نمایش جمعه تهران گفت که «مسأله چهارشنبه سوری. اونچه را که دشمن برای ما خط ‌و نشان می‌کشند؛ بنا بود ماه دی اون شورش رو بپاکردند. برای بهمن نقشه کشیده بودند. برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند». (آژانس ایران خبر ۱۹اسفند ۹۶)

ولی از همه مهمتر این‌که خامنه‌ای ولی‌فقیه رژیم که صدای ناقوس مرگ رژیمش را شنیده، روز ۱۷اسفند 96 به میدان آمده و گفت: «دشمنان ایران از چند ماه قبل در اتاق‌های فکر دور هم نشستند و برای ۳ماه آخر سال طراحی کردند که به خیال خود کار جمهوری اسلامی را در اسفندماه تمام کنند». (آژانس ایران خبر ۱۹اسفند ۹۶)

خامنه‌ای ضحاک ماربدوش که از خوردن و کشتار جوانان میهن سیراب نمی‌شود. با زبان اشهد شنیدن ناقوس مرگش را رسید دریافت می‌دهد.

آری، مردم ایران و به‌خصوص جوانان شجاع میهن اسیرمان، دست در دست دیگر اقشار جامعه، خشم و کین خود را در روز چهارشنبه سوری، بر سر و روی دژخیمان حاکم بر میهنمان خواهند بارید.

آری، آرشان و کاوه‌های میهن یک‌صدا فریاد می‌زنند: (ای جلاد، ای شیاد، آتش جواب آتش)

Monday, 12 March 2018

جهان شاهد استمرار قیام مردم ایران در آستانه چهارشنبه‌سوری – دولت نوروزی
1396/12/20


قیام مردم ایران آغازی بر فاز پایانی رژیم دیکتاتوری آخوندی

در آستانه ماه میلادی امسال، جامعه بین‌المللی به‌طور غیرمنتظره‌ای شاهد قیامها، تظاهراتها و اعتراضات گسترده مردم ایران مرکب از همه اقشار اصلی جامعه بود. شدت فشار بر مردم به‌جان آمده ایران به حدی بود که دیگر این آتش زیر خاکستر در بیش از 140شهر ایران از شمال تا جنوب، از غرب تا شرق، شعله‌ور شد و زبانه کشید و سرنگونی تمامیت رژیم دیکتاتوری آخوندی را فریاد کرد. بی‌دلیل نیست که سرکردگان مزدور پاسدار و بسیجی و نیروهای انتظامی و قضات دزد و جنایتکار رژیم در شهرهاى مختلف ایران به صحنه آمده و علیه برگزاری چهارشنبه‌سوری و نوروز برای مردم و جوانان ایران خط‌ و نشان می‌کشند و تهدید می‌کنند. اما غافل از آن هستند که دیگر کارد به استخوان مردم رسیده است و با فعالیتها و ابتکارعمل هزارکانون شورشی ارتش آزادیبخش ملی، این قیام سر بازایستادن پیدا نخواهد کرد.

نارضایتی شدید مردم، نیروی سازمان‌یافته مجاهدین و آلترناتیو شورای ملی مقاومت ایران

در محافل سیاسی و افکار عمومی جامعه بین‌المللی و بر صفحات تاریخ، فریادها، اعتراضات و خواسته‌های به حق مردم ایران به ثبت رسید. وقتیکه مردم در همه شهرها و تظاهراتها به‌طور یکدست شعار می‌دادند ”نه به گرانی”، ”مرگ بر دزد”، ”مرگ بر بیکاری”، ”مرگ بر خامنه‌ای – روحانی”، ”اصلاح طلب، اصول گرا دیگه تمومه ماجرا”..... بسیاری از رهبران و ناظران بین‌المللی شروع این تغییر دوران را دریافتند. آنها به خوبی فهمیدند که چنین ابعادی از اعتراضات و شعارهای یکدست در اقصی نقاط ایران، فقط و فقط در گرو سازماندهی یک نیروی پیشتاز رهبری کننده است. و اما به اعترافات مقامات رژیم تا خود ولی‌فقیه ارتجاع، خامنه‌ای، این نیروی پیشتاز کسی بجز سازمان مجاهدین خلق ایران نبود. مردم ایران به‌رغم سرکوب شدید و بگیر و ببندها، به یمن فداکاریها، رشادتها و افشاگریهای این مقاومت، دیگر به‌خوبی فهمیده‌اند که ریشه و عامل اصلی گرانی، فقر، بیکاری، گرسنگی، غارت و چپاول نجومی ثروتهای ملی نفت و گاز مردم ایران، جنگ‌افروزی و اشاعه ترور در داخل و خارج از کشور همان سرکردگان فاسد و جنایتکار این رژیم دیکتاتوری آخوندی می‌باشند. تنها راه‌حل در سرنگونی این رژیم و حمایت از اهداف آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت و طرح 10ماده‌ای خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب این شورا برای استقرار آزادی و دموکراسی در ایران آینده می‌باشد.

بله یک سر فصل در جنبش مردم ایران برای سرنگونی تمامیت رژیم دیکتاتوری آخوندی، به‌وقوع پیوست. سرفصلی که خودبخودی و یا خلق الساعه نبود. بلکه سازمان‌یافته و ثمره جوشش خون بیش از 120هزار شهید از رشیدترین و آگاهترین فرزندان مردم ایران بوده است. شهدای والامقامی که طی 4دهه گذشته، جان خود را برای دفاع از حقوق مردم ایران، استقرار عدالت، آزادی و دموکراسی فدا کردند تا بتوانند نسلی را بیدار و آگاه کرده و دیوار سانسور و اختناق رژیم را در هم بشکنند. نسلی که با رهبری پاکباز خود، مسعود رجوی، پیوند خورد و برعلیه رژیم دیکتاتوری آخوندی قد علم کرد تا از اهداف و ارزشهای واقعی انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران برای تحقق آزادی، عدالت اجتماعی و اقتصادی و حاکمیت مردمی دفاع کند. تنها در تابستان سال 1367بیش از 30هزار زندانی سیاسی مجاهد خلق در زندانهای مختلف در مقابل کمیته‌های مرگ رژیم جنایتکار آخوندی، از رئیسی، پور محمدی، اشراقی تا آوایی قرار گرفته، اما از اعتقادات و ایمان خود به آزادی و دموکراسی کوتاه نیامده و قتل‌عام شدند.



جنگ گرگها و باندهای مافیایی رژیم آخوندی بر سر قدرت و چپاول است و نه دموکراسی

سرکردگان و مزدوران این رژیم قرون‌وسطایی و منحط باید بدانند که دیگر دوران به عقب برنمی گردد، آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت و آب به جوی رفته را دیگر نمی‌توان جمع کرد.. این رژیم وارد آخرین مرحله از سرنگونی خود شده است و قیامهای مردم ایران قطعاً که استمرار خواهند داشت، چرا که این رژیم نه می‌تواند و نه می‌خواهد هیچیک از این بحرانها را حل و فصل کند. این آتش زیر خاکستر و فجایع اقتصادی و اجتماعی - سیاسی به حدی رسیده است که دیگر باندهای مختلف رژیم به جان یکدیگر افتاده و هر کدام تقصیر را به گردن دیگری انداخته و برای بدربردن خود، دزدیها و جنایتهای عوامل باند رقیب را افشا می‌کنند. تا جاییکه از 63حساب بانکی سر دسته جنایتکار قضاییه، صادق لاریجانی و آقازاده‌های جاسوس و اشرافی نشین آنها در داخل ایران و خارجه، تا دزدیهای میلیاردی باند روحانی، تا تأیید قتل‌عامها توسط رئیسی و پور محمدی و سایر جنایتکاران و تا اعترافات قالیباف که دست کم 96 درصد جامعه از این دولت و رژیم ناراضی هستند، پیش می‌روند.



پیام جوانان برانداز و قیام آفرینان در آستانه چهارشنبه سوری، آتش جواب آتش

لذا چهارشنبه‌سوری و نوروز امسال بسیار متفاوت از هر سال دیگر خواهد بود. این سنت باستانی مردم ایران که همواره پیام‌آور پاکی، مهر، دوستی، اتحاد، رویش و خیزش بوده است، اکنون با وضعیت انفجاری جامعه ایران و به‌ویژه با فراخوان شبکه فرماندهی مجاهدین در داخل کشور و رشادتها و فعالیتهای بیش از 1000کانون شورشی پیوند خورده و قیام و اعتراضات مردمی را در مدار بسیار بالاتری به اوج می‌برد. از شعار نویسیهای گسترده مرگ بر خامنه‌ای - روحانی بر دیوارها و کف خیابانها تا نصب پوسترهای حمایت از پیام مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران برای تحقق آزادی و دموکراسی در ایران، تا بکارگیری شیوه‌های مختلف برای مقابله با سرکوب و تعرضهای نیروهای جنایتکار پاسدار و بسیجی و انتظامی، جهان یکبار دیگر شاهد آن خواهد بود که قیامها ادامه دارند، این رژیم ثبات نداشته و ندارد و اکنون بیش از هر زمان ضعیف و لرزان است. در نقطه مقابل آن جوانان غیور و نسل ”براندازم” که با شعارهای ”تو دیکتاتور من آرش، آتش جواب آتش” عزم جزم کرده‌اند تا این سلطنت مطلقه آخوندی را سرنگون کرده و آزادی و دموکراسی را برای مردم ایران، به ارمغان بیاورند.

پرهیز از بکاربردن صفت «خرافه» برای چهارشنبه ‌سوری در نمایشهای جمعه!

پرهیز از بکاربردن صفت «خرافه» برای چهارشنبه ‌سوری در نمایشهای جمعه!
1396/12/20

مقایسه خطبه‌های پارسال و امسال امام جمعه‌های خامنه‌ای درباره چهارشنبه‌ سوری حاوی پیامی برای قیام‌آفرینان برای برپایی گسترده‌تر و آتشین‌تر این جشن ملی و خصلت ضدحکومت آخوندی آن است.

تأثیرات قیام سراسری مردم ایران در دیماه را در همه پهنه‌ها می‌توان دید. از جمله در وضعیت تدافعی امام جمعه‌های هار و وحشی خامنه‌ای در خط‌ و نشان کشیدن برای مردم و جوانان میهن.

چهارشنبه سوری از زبان امام جمعه‌های رژیم در سال گذشته

آخرین نمایش جمعه قبل از چهارشنبه ‌سوری را در سال گذشته به‌یاد بیاوریم که اغلب چهارشنبه ‌سوری را خرافه،آتش‌پرستی و شب عزا توصیف می‌کردند و برای مردم و جوانان خط‌ و نشان می‌کشیدند. موحدی کرمانی مراسم چهارشنبه ‌سوری را مراسمی جاهلانه توصیف کرده بود و از مقامهای رژیم خواسته بود که فکری به‌حال آن بکنند.

امام‌جمعه رژیم در بجنورد گفته بود: چهارشنبه ‌سوری در دین اسلام و تاریخ ایران باستان جایگاهی ندارد!

امام‌جمعه دزفول مراسم چهارشنبه‌ سوری را حرام و آن را هیجان کاذب که به تحریک دیگران صورت می‌گیرد، عنوان کرده بود.

امام‌جمعه خامنه‌ای در قیدار نیز گفته بود: چهارشنبه ‌سوری یک خرافه است و از هر گونه حقیقت و واقعیت تهی و خالی است و با عقل در تضاد است و کارهایی است از روی جهل و نادانی.
نگاهی به خطبه‌های جمعه امسال درباره چهارشنبه سوری

بلاشک، امام جمعه‌های فاسد و جنایتکار رژیم سال گذشته هرگز فکر نمی‌کردند که یک سال بعد، در شرایطی قرار خواهند گرفت که نه تنها چنین سخنان ضدایرانی را علیه سنتهای مردم نتوانند به زبان بیاورند بلکه باید در حالت تدافعی صرفاً به خواهش و تمنا بسنده کرده و تنها یک چیز بخواهند و آن هم این است که چهارشنبه‌ سوری به قیامی دیگر علیه حکومت آخوندی تبدیل نکنند. خطبه ترسان امام‌جمعه گریان و کودن خامنه‌ای در تهران، آخوند صدیقی، بسیار گویاست:

«مسأله چهارشنبه‌ سوری رو که ما اسلام‌مون سنتهای ملی رو هیچ‌وقت مقابله نکرده ولی تهدیدها را به فرصتها تبدیل کرده. اون‌چه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد بنا بود ماه دی اون شورش رو به‌پاکردند برای بهمن نقشه کشیده بودند برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند... لذا مسأله چهارشنبه‌سوری انشاالله بعضیها که توجه ندارند بدانند هم امنیت روانی جامعه رو به‌هم نریزند هم جان خودشون رو همه‌ساله در این آتش‌سوزیها انفجارها چه جوانهایی سلامتی‌شون رو از دست می‌دهند».

نمونه دیگری از خطبه‌های امام جمعه‌های خامنه‌ای درباره چهارشنبه بعد از قیام دیماه

شاهچراغی(سمنان): با شادی مخالف نیستیم و اسلام هم دین عزا و عاشورا و هم شادی‌های معقولانه هست!

طباطبایی‌نژاد(اصفهان): حواسمان جمع باشد با رقص نمی‌توان دل را شاد کرد!

طه‌ محمدی(همدان): از پرتاب ترقه و ایجاد صدای انفجار ناشی از آن خودداری کنند!

مطهری ‌اصل(تبریز): روی موضوع چهارشنبه آخر سال و شادی در آن روز مشکلی نیست. مردم کنار هم با آرامش چهارشنبه آخر سال را بگذرانند!

قریشی(ارومیه): شاد بودن بدون ایجاد مزاحمت به دیگران اشکالی ندارد!

ویژگی چهارشنبه ‌سوری امسال

ملاحظه می‌فرمایید در حرفهای امام جمعه‌های خامنه‌ای نه از خرافه و آتش‌پرستی نشانی هست و نه از فرمان به نیروهای سرکوبگر رژیم برای جلوگیری از مراسم و بگیر و ببند.

این همان تأثیر قیام سراسری مردم ایران است که اکنون خود را به‌صورت اعتراضات گسترش‌یابنده، سازمان‌یافتگی و تشکلهای جوانان و اقشار مختلف ملت در چشم حکومت آخوندی فرو کرده و آنان را این‌چنین به تدافع و استیصال کشانده است.

این واقعیت نشان می‌دهد که چهارشنبه ‌سوری را می‌توان به مدار دیگری از پس‌زدن آخوندهای حاکم از یک‌سو، و ایجاد فضا و امکانات جدیدی برای قیام‌آفرینان در راستای سرنگونی اهریمنان حاکم تبدیل کرد.

بر این اساس است که امام‌جمعه خامنه‌ای در تهران از قیام مردم در دیماه و خیزشهای بهمن‌ماه نتیجه گرفت که در اسفندماه هم قیام‌آفرینان درصدد قدرت‌نمایی برخواهند آمد. معنای دیگر این سخنان، اعتراف به این واقعیت است که تنها زبان قابل‌فهم برای حکومت آخوندی زبان قدرت سازمان‌یافته مردم است و بس. یعنی در قبال سرکوب و شکنجه و زندان و کشتار، جواب واقعی، آتش خشم سمت و سوی یافته مردم است. آتش جواب آتش.

چهارشنبه سوری و پشتوانهٴ نیرومند زنان ایرانی ـ حسنی منصوری ایران

چهارشنبه سوری و پشتوانهٴ نیرومند زنان ایرانی ـ حسنی منصوری
1396/12/20

زن ایرانی همواره در تمام سرفصلهای تاریخی نقش بی‌بدیل داشته است. به‌طور اخص از رژیم شاه خائن تا خمینی دجال، در صحنه سیاسی و در رقم‌زدن سرنوشت جامعه، حضور فعال و چشمگیر آن بارز بوده است. می‌خواهم امروز از این فرصت استفاده کنم به‌صورت خیلی خلاصه به رمز موفقیت و پشتوانه قوی و عظیم زنان برای این‌که نسل جوان کنونی بدانند که به چه پشتوانه‌یی قوی و استوار تکیه دارند اشاره کنم.

اولین زنی که برای انتخاب مبارزه از آن انگیزه گرفته و کلمه مقدس مجاهد خلق را در ذهن و ضمیرم حک کرد اولین شهید زن مجاهد خلق در سازمان مجاهدین، فاطمه امینی بود، زنی قهرمان که از خود نامی بی‌زوال در یقین به راه، رسمی‌ماندگار و وفای به عهد و پایداری تا به آخر باقی گذاشت. زنی که برایم تجسم تهاجم انقلابی و شهامت در برابر شکنجه‌گران و بازجویان ساواک بود، او مسئولیت سازماندهی خانواده‌های مجاهدین جهت به‌راه‌انداختن حرکتهای افشاگرانه و اعتراضی را به‌عهده داشت، سرانجام در ۱۶اسفند سال ۵۳، دستگیر و روانه شکنجه‌گاه شد. آن‌قدر او را شلاق زدند و آن‌قدر بدنش را با منقل برقی سوزاندند که دیگر جای سالمی بر پیکر نحیفش باقی نمانده و فلج شده بود اما در شهامت هم‌چون سپیدی امید در شبهای تار نومیدی زمان شاه بود و فضای جامعه اختناق‌زده را دگرگون کرد. زنی مسلمان و انقلابی و نترس و جسور که هنگام بازجویی چنین گفت:

- بازجو: هویت خود را بیان نمایید!

- فاطمه: من مجاهد خلقم.

- بازجو: مشخصات پدر و مادر خود را معرفی کنید!

- فاطمه: من فرزند خلقم.

- بازجو: محل کار و سکونت پدر و سایر بستگان خود را مشخص کنید!

- فاطمه: همان‌طور که گفتم من فرزند خلقم و محل سکونتم نزد خلق است.



قبل از حماسه فاطمه، حرکت و تهاجم و شورش یک زن در تاریخ اسلام یعنی زینب کبری در برابر کاخ یزید، همواره ذهنم را به خود مشغول می‌کرد. در حالی‌که در 1400سال پیش که مردسالاری در جامعه غوغا می‌کرد و رسم رایج زمان این بود که با سنگدلی هر دختری که به‌دنیا می‌آمد به جرم زن بودن زنده به گور می‌شد، حضرت زینب کبری با افتخار و سرفرازی با تهاجم و مسئولیت‌پذیری بی‌نظیر و با ایمان و یقین به آرمان رهایی‌بخش اسلام محمدی کاخ یزید را در دفاع از آرمانش لرزاند.

زنانی که برای احقاق حقوق آزادی در جامعه ایران نقشهای بی‌بدیل داشتند، به‌واقع در تاریخ مبارزات مردم ایران بسیارند. زن پاکبازی چون اشرف رجوی که خود را فدای آرمان آزادی و رهایی مردم ایران کرد و با فدای خود در 19بهمن همراه با زنان همرزم دیگرش حماسه فدای تمام‌عیار عاشورای مجاهدین را رقم زدند. صف طولانی از زنانی که در مسیر رسیدن به حق آزادی نقش خود را به زیباترین صور ایفا کرده‌اند که امکان بیان تک به تک آنها نیست. این زنان بودند که منشأء ایمان و باور به نقش تعیین‌کننده و تأثیر‌گذار زن در جامعه‌اند، پشتوانه‌یی قوی و عظیم که زنان میهنم از آن برخوردارند.

زنان ایرانی پشتوانه‌یی هم‌چون هزاران زن مجاهدی که در سنین مختلف از فاطمه مصباح ۱۳ساله گرفته تا مادر ذاکری ۷۰ساله دارند که جان خود را فدیه راه آزادی نمودند.

نسلی که با آرمان مسعود رجوی در مقابل ضرب ‌و شتم چماقداران ایستادند و جلودار نبرد برای آزادی بودند.

نسلی آگاه به وظایف و نقش خود نسبت به مردم.

هم اکنون نیز زنان مجاهد اشرفی که با جسارت و زنجیر شدن به هم در برابر یورش مزدوران مالکی ایستادگی کردند با پایبندی به آرمان آزادی مردم ایران و با عشق به آزادی و قلبی پر از ایمان و یقین برای به‌دست آوردن آزادی خلق و میهن اسیر خود در ایران حاضر به پرداخت هر بهایی بودند و هستند.

زنان اشرفی که در یک تشکیلات منسجم با بیش از 1000زن مبارز و مسئول و انقلابی گام به گام مسیرهای سخت و پرابتلایی را طی سالیان طولانی به رهبری مریم رجوی، در کانون توطئه‌ها و فشارهای محاصره و جنگ تن‌به‌تن در برابر زرهی و تانکهای دشمن در حملات ۶و ۷مرداد و ۱۹فروردین با دست خالی و البته با سلاح ایمانشان ایستادند.

بله این پشتوانه زن ایرانی است، بسیار گسترده و قوی که هم‌اکنون در یک کانون و تشکیلات شورشی اشرفی متبلور شده است. کانون امید و یقین و راهنما برای تمامی کانونهای شورشی ایران. بله این کانونها پیوسته مترصد فرصت در شکار لحظه‌ها هستند. یکی از آن فرصتها و لحظه‌های طلایی برپایی و تبدیل کردن سنت میهنی و دیرینه چهارشنبه‌ سوری به قیامی دیگر علیه دیکتاتور ولایت ‌فقیه زن‌ستیز است. خانم رجوی سمبل می‌توان و باید است. ما زنان در سازمان‌یافتگی و همدلی با هم می‌توانیم و باید ایران را آزاد کنیم و از هر فرصتی برای اعتراض و فریاد علیه دیکتاتور استفاده کنیم. بله زنان مبارز و بی‌باکی که در هر کوچه و خیابان و محله و کوی و برزن برای سازمان‌دادن قیام تلاش می‌کنند، ایمان داشته باشند که می‌توانند در صحنه طلایی چهارشنبه ‌سوری نقش تعین‌کننده‌یی داشته باشند. زنان مبارز و انقلابی که به‌هم پیوند بخورند واقعاً قدرتی دارند که رژیم کثیف آخوندی یارای مقابله با آن را ندارد.

به‌قول مریم رجوی ”چهارشنبه سوری برای کانونهای شورشی یک فرصت طلایی برای ضربه زدن به دیکتاتوری ولایت فقیه را فراهم می‌کند.”

چهارشنبه‌سوری را میدانی برای احقاق حقوق خود به‌عنوان یک فرصت طلایی ببینیم و برای آن تلاش و سازماندهی کنیم و با کمک و همیاری و همدلی با هم می‌توان و باید این فرصت را به گام کیفی برای پیشروی جنبش مقاومت برای آزادی تبدیل کنیم. بله این حق زن ایرانی است که رژیم ولایت فقیه را براندازد و ایران را آزاد کند این مسئولیت اصلی ما زنان انقلابی و بی‌باک و شورشی است.

رژیم در مرحله سرنگونی است. جامعه از فقر و گرسنگی در انفجار است. دشمن به‌غایت از تشکیلات سازمان‌یافته کانونهای شورشی می‌هراسد.

این نسل عزم جزم دارد که هر فرصتی را برای اعتراض به تمامیت رژیم سراسر فساد ولایت ‌فقیه تبدیل کند. بله می‌توانیم دیوار ناباوری و ترس و ناامیدی را درهم‌بکشنیم.

زنان، جوانان، کارگران، زحمتکشان و محرومان، شما نیروی عظیم انفجاری در مقابل دیکتاتوری مذهبی هستید. قدرت شما به‌خوبی در شعارتان برجسته است. خطاب به همه مزدوران ارتجاع و پاسداران می‌گوئید:

بترسید، بترسید، ما همه با هم هستیم!

لذا زنان امروز با پشتوانه و الگوهایی که از گذشته و در پیش رو دارند شجاعانه فرصت مناسب چهارشنبه‌سوری را دریابند و سازمان دادن قیامی دیگر را به‌عهده بگیرند. نقش شما خواهران عزیزم تعیین‌کننده است با اطمینان باید گفت که نقشه‌مسیر طی شده زنان نشان می‌دهد که یقینا از عهده این مسئولیت بر می‌آیند.

Saturday, 10 March 2018

آلترناتیو دمکراتیک رژیم ولایت فقیه؛ شورای ملی مقاومت ایران؛ در کنفرانس عباس داوری

آلترناتیو دمکراتیک رژیم ولایت فقیه؛ شورای ملی مقاومت ایران؛ در کنفرانس عباس داوری
۱۳۹۶-۱۱-۲۵
0118 12 دقیقه خوانده شده
آلترناتیو دمکراتیک رژیم ولایت فقیه؛ شورای ملی مقاومت ایران؛ در کنفرانس عباس داوری


عباس داوری به این پرسش پاسخ می‌دهد که آلترناتیو دمکراتیک رژیم ولایت فقیه کدام نیروها می‌تواند باشد و این نیرو از چه شرایطی باید برخوردار باشد.

سلام عرض می‌کنم به شما دوستان عزیز و با ایمان به پیروزی قطعی خلق قهرمان بر رژیم ضدبشری آخوندی. برنامه امروز را به آلترناتیو یعنی جایگزین دمکراتیک برای رژیم ضدبشری آخوندی اختصاص داده‌ایم. زیرا بسیاری از دوستان در این زمینه سئوالاتی کرده‌اند.
هر جنبشی در تکامل خود باید به نقطه‌ای برسد که بتواند آلترناتیو آن رژیمی را که با آن چنگ در چنگ است معرفی کند. اگر یک حنبش نتواند آلترناتیوی از خود معرفی کند به این معنی است که:‌
اولا-این جنبش هنوز به عنوان یک طرف جدی و قابل اعتماد به نقطه رهبری کننده جنبش نرسیده است.
ثانیا-می‌توان این جنبش را در هر تحولی دور زد و در نتیجه کل جنبش را از دور خارج کرد.
بارزترین نمونه انقلاب یا جنبشی که علیرغم دادن صدها هزار شهید، هنوز نتوانسته آلترناتیوی از خودش معرفی کند، انقلاب سوریه است. بنابراین وجود آلترناتیو فعال و قابل تکیه در هر انقلابی، یک سرمایه بی‌نظیر انقلابی و ملی است که مطلقاً نمی‌توان و نباید به آن کم بها داد. هرگونه کم بها دادن به آن، به ضرر انقلاب و به نفع دشمن است. در هرکشوری که انقلاب آن پیشرفته و منجر به سرنگونی حکومت دیکتاتوری شده حتماً یک آلترناتیو یا جایگزینی داشته البته اسم آلترناتیو در کشورها، متناسب با شرایط آن کشور است مثلاً در فلسطین سازمان آزادیبخش بود.
در کشور ما به دلیل دروغگویی‌ها و اتهامات و فریبکاریهایی که رژیم انجام می‌دهد، در چهار دهه گذشته بیشترین تلاش رژیم این بود که نگذارد مردم ایران، مطلع شوند که این رژیم جایگزین معتبر و توانمندی دارد. در شرایط فعلی کشور ما، اسم این آلترناتیو که در کل تاریخ مبارزات مردم ایران پایدارترین ائتلاف است. اسم این آلترناتیو رژیم ضدبشری، شورای ملی مقاومت ایران است که برادر مسعود از تیر ماه ۱۳۶۰، آن را پایه گذاری کرد و در ۳۶ سال گذشته، به ویژه بعد از انتخاب خواهر مریم به عنوان رئیس جمهور دوران انتقال حاکمیت، پیوسته رو به اعتلا بوده و دارای اعتبار کم نظیری در داخل و سطح جهانی می‌باشد و دقیقاً به این دلیل است که اینهمه مورد کین و غیظ دشمن است.

پرسش: آیا می‌توانند تعدادی یا چند سازمان و گروه، آلترناتیو تشکیل بدهند؟‌
عباس داوری:‌ یکم: برای این که مشخص شود چرا و چه طوری این آلترناتیو تشکیل شده و چه مسائلی را حل کرده و حل می‌کند و چه سرمایه‌ای در دست مردم ایران است، من نکاتی را در پروسه‌ای که طی کرده‌ایم می‌گویم و خواهش می‌کنم که به آنها توجه کنید. سازمان مجاهدین خلق ایران معتقد است که اتحاد نیروهای ضد ارتجاع و ضد سلطنت، یک اصل است. بدون اعتقاد به اصل وحدت نیروهای مردم، هرگز نمی‌توان وارد ائتلاف و جبهه شد.
دوم: نکته بسیار مهم این است که بدون داشتن یک برنامه سیاسی-اجتماعی-اقتصادی نمی‌توان ائتلافی تشکیل داد.
سوم: آلترناتیو در روند یک مبارزه آنهم مبارزه با رژیمی مثل آخوندها عبور از صحنه‌ها و آزمایشات تشکیل می‌شود. به این دلیل مهمترین تلاش سازمان در ۴ دهه گذشته برای گردآوری نیروها حول یک برنامه روشن و مشخص بوده اگر آلترناتیو برنامه‌ای نداشته باشد معلوم است که می‌خواهد سر مردم کلاه بگذارد مانند خمینی که هیچوقت برنامه‌ای اعلام نکرد. توجه کنید بلافاصله بعد از سقوط شاه، مجاهدین ائتلافی از چند گروه و شخصیت سیاسی تشکیل دادند و در انتخابات برای مجلس مؤسسان کاندیداهای مشترک دادند. همچنین در انتخابات اولین مجلس شورای ملی نیز با جریانات و گروههای بیشتری، کاندیداهای مشترک برای مجلس معرفی کردند. نشریه مجاهد، هر هفته صفحات زیادی تحت نام «صفحات شورا»‌ در اختیار متحدین خود قرار داده بود.

پرسش: در حال حاضر بعد از ۴۰ سال حاکمیت آخوندها آلترناتیو این رژیم کیست؟
عباس داوری: بعد از ۳۰ خرداد که خمینی مقاومت مسلحانه را به مردم ما تحمیل کرد، در ۳۰ تیر ۱۳۶۰، شورای ملی مقاومت ایران توسط برادر مسعود، به عنوان آلترناتیو رژیم ضدبشری ولایت فقیه، در تهران اعلام شد. شورای ملی مقاومت ایران دربرگیرنده‌ی همه نیروهای دمکراتیکی است که با دیکتاتوریهای شیخ و شاه مخالف بوده و خواستار سرنگونی رژیم آخوندی و استقرار دمکراسی در ایران می‌باشند. در مهرماه سال ۱۳۶۰ برنامه شورای ملی مقاومت توسط برادر اعلام شد. سپس در یک رشته اجلاسهای فشرده، اساسنامه شورا و برنامه دولت موقت و وظایف آن و همچنین آیین نامه داخلی شورا، به تصویب نمایندگان سازمانها و جریانات سیاسی تشکیل دهنده شورا رسید. توجه و تأکید به نقاط زیر بسیار مهم است:‌
اولا-شورای ملی مقاومت ایران، بیش از ۵۲۰ عضو دارد. ترکیب اعضای شورای ملی مقاومت، از تمامی ملیتها و قومیتها و مذاهب ایران تشکیل شده است. این شورا مانند یک پارلمان در تبعید عمل می‌کند.
ثانیا-در سال ۱۳۷۲ شورای ملی مقاومت به اتفاق آراء خانم مریم رجوی را به عنوان رئیس جمهور دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران، برگزید. در همان سال، شورای ملی مقاومت ۲۵ کمیسیون ایجاد کرد. این کمیسیونها هرکدام، جزیی از دولت سایه می‌باشند که ظرفیت و توان اداره وزارتخانه‌های مختلف در ۶ ماه دوران انتقال را دارا می‌باشند. کمیسیون‌هایی مانند آموزش و پرورش، زنان، خارجه، صنایع، قضایی، کار، ورزش، امنیت و…
ثالثا-شورای ملی مقاومت، طرح‌هایی برای مهمترین مشکلات موجود در ایران تصویب کرده است. این طرحها ضمن این که برنامه شورای ملی مقاومت است، چشم اندازی برای آینده ایران هم می‌باشد. طرح‌های مهم عبارتند از: طرح صلح شورای ملی مقاومت / طرح خودمختاری کردستان ایران / طرح رابطه دولت با دین و مذهب / طرح آزادیها و حقوق زنان

هم اکنون شورای ملی مقاومت، نمایندگان قشرهای وسیعی از مردم ایران با گرایش‌ها و اندیشه‌ها و پیروان ادیان و مذاهب مختلف و کسانی که به هیچ مذهبی معتقد نیستند را در خود جمع کرده است. اعضای شورا از جمله شامل مبارزان، هنرمندان و نویسندگان، پزشکان، تجار و بازاریان، استادان دانشگاه، نظامیان، ورزشکاران، سیاستمداران، کارشناسان، صاحبان صنایع می‌باشند.

پرسش: ممکن است خیلی از افراد برنامه شورای ملی مقاومت را قبول نکنند اما معتقد به ائتلاف مردم باشند تکلیف آنها چیست؟‌
عباس داوری: پاسخ شما جبهه همبستگی ملی است. در ۱۳ آبان سال ۱۳۸۱، برادر مسعود «جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی» را اعلام کرد. در اطلاعیه‌ای که برادر مسعود به عنوان مسئول شورای ملی مقاومت ایران صادر کردند، پس از مقدمه‌ای از جمله گفتند:‌ «به منظور اتحاد عمل نیروها و جریانهای سیاسی که خواهان همکاری و همراهی مبارزاتی هستند، اما به هر دلیل نمی‌خواهند یا نمی‌توانند مانند اعضاء و پشتیبانان متعهد شورا یا اعضا و هواداران متعهد سازمانهای عضو شورا، التزام به برنامه شورا و دولت موقت و طرحها و دیگر مصوبات شورا را پذیرا شوند، شورای ملی مقاومت طرح جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی را تصویب کرد و آن را به همه نیروها و جریان‌های سیاسی آزادیخواه و استقلال طلب ایران پیشنهاد نمود. این پیشنهاد، ظرفیت همبستگی، عزم همکاری و توان همراهی همه ما را به آزمایش می‌کشد». خواهر مریم رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران، جبهه همبستگی ملی را مظهر ایستادگی و شیدایی همه‌ی اجزای ملت بزرگ ایران برای رهایی از ستم آخوندی خوانده و تأکید کردند این همبستگی فراتر از هرگونه منافع گروهی و سیاسی، عمیق‌ترین آرمانهای آزادیخواهانه‌ی عموم مردم ایران از هر مسلک و مرام و مذهب و قومیت را منعکس می‌کند و عزم جزم آنان را برای سرنگونی رژیم ضدانسانی و ضدایرانی خمینی تجسم می‌بخشد.
مسئول شورای ملی مقاومت در ۱۳ آبان ۸۱، در ماده دوم و سوم «طرح جبهه همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی» اعلام کرده است که «۲- جبهه همبستگی ملی، نیروهای جمهوری خواهی را که با التزام به نفی کامل نظام ولایت فقیه و همه جناحها و دسته بندیهای درونی آن، برای استقرار یک نظام سیاسی دموکراتیک و مستقل و مبتنی بر جدایی دین از دولت مبارزه می‌کنند، در بر می‌گیرد. جبهه همبستگی ملی تبلیغ به سود حاکمیت آخوندی و هر یک از جناحهای آن و مذاکره و برقرارکردن رابطه با آنها را خط قرمز پیکار آزادی‌خواهانه و مرزبندی ملی ایرانیان در برابر حاکمیت آخوندی می‌شناسد و آنرا محک تشخیص دوست و دشمن و معیار تنظیم رابطه با کلیه افراد و جریان‌های سیاسی می‌داند. ۳- داوطلبان عضویت در جبهه، التزام خود را به ماده ۲ این طرح اعلان می‌کنند…»
نتیجه:
دوستان عزیز به همه اطلاع بدهید که گسترده‌ترین ائتلاف ملی موجود است هر فعال سیاسی که ضدسلطنت و ضدرژیم ولایت فقیه باشد، جای او در همین جبهه همبستگی ملی است. نباید دچار تشویش شد که گویا جبهه‌ای وجود ندارد باید گفت آلترناتیو اکنون در بالا بلندترین نقطه اعتبار و اعتماد قرار دارد.

پرسش: بود و نبود آلترناتیو چه تأثیری روی حرکت جنبش دارد؟ آلترناتیو انقلاب ۵۷ آیا خمینی بود؟ اگر نبود چگونه توانست به قدرت برسد؟
عباس داوری: سئوال شما دو قسمت دارد که قسمت اول آن متأثر از قسمت دوم سئوال است. بنابراین ابتدا پاسخ قسمت دوم را می‌دهم. به دلیل این که شاه رهبران سازمانهای انقلابی را یا اعدام کرده بود و یا در زندان بودند، خمینی توانست روی تظاهرات میلیونی مردم سوار شده و به عنوان آلترناتیو با زد و بندی که کرد، رهبری قیام مردم را بدون این که برنامه‌ای داشته باشد ربود. بنابراین حتی اگر تجربه خمینی را در نظر بگیریم، بیشتر باید به ضرورت آلترناتیو رژیم ضدبشری آخوندی معتقد بود و خیلی بیشتر باید ضرورت آن را ترویج داد.

پرسش: خیلی‌ها مدعی هستند که آلترناتیو هستند شاخص اینکه بتوان فهمید که کدام نیرو آلترناتیو واقعی می‌باشد، چیست؟
عباس داوری: با ادعا که نمی‌توان آلترناتیو شد و یا آلترناتیو درست کرد. باید پروسه آن را دید که در این ۴ دهه در مقابل رژیم آخوندی چه می‌کرده است؟‌ آلترناتیو باید مشخصاتی داشته باشد. خواهر مریم رئیس جمهور برگزیده مقاومت در گردهمایی بزرگ ایرانیان در تیر امسال در پاریس در مورد مشخصات آلترناتیو رژیم گفتند:‌
• متکی است به‌یک جنبش سازمان‌یافته و متحد با هزاران عضو پیشتاز و فداکار.
• متکی است به‌حمایت خالصانه ایرانیان در داخل و خارج کشور و رنج و تلاش اشرف نشانها.
• متکی است به زندانیان سیاسی که در همین روزها از دل بندها و سلول‌ها به‌حمایت از این گردهمایی برخاستند.
• متکی است به‌زنان،‌ کارگران، معلمان، متخصصان و جوانان ازخودگذشته. متکی است به‌عشق بی‌دریغ آن‌ها و به حمایت مالی آنها که قرض می‌کنند، خانه و اموال خود را می‌فروشند تا این مقاومت، مستقل، برپا و استوار بماند.
علاوه بر نکاتی که خواهر مریم گفتند ساختار شورا و تاریخچه آن را هم اضافه کنید آن وقت شاخص را شما پیش رو دارید که ملت ایران دارای یک آلترناتیو دمکراتیک و مقتدر است.

پرسش: چرا شعارهایی به نفع سلطنت داده شده و نام رضا پهلوی به میان آمده است؟ آیا او می‌تواند نقشی مثبت در مرحله گذار داشته باشد؟

عباس داوری: چه خوب شد که این آدم با تسلیت گفتن در مورد انقلاب مردم ایران در سال ۵۷ علیه سلطنت سراسر فاسد و دیکتاتوری وابسته شاه دست خود را رو کرد. خیلی اشتباه است که گفته شود مردم ایران از انقلاب کردن علیه دیکتاتوری شاه یعنی قاتلان دکتر فاطمی و حنیف نژاد و هزاران نفر که قربانی رژیم پلیسی سرکوبگر شاه شده‌اند، ندامت کنند. البته این فرد خودش که چیزی نیست بلکه همچنانکه برادر مسعود در پیام شماره ۴ در ۱۶ دی از یکماه قبل گفته بود که: «خطوط متداخل ارتجاعی و استعماری برای خنثی کردن قیام و سرنگونی چنین القاء می‌کنند که این قیام آلترناتیو و رهبری ندارد. از اینرو، یا باید به شاه برگشت و یا به شیخ بسنده» کرد؛ بنابراین نقش او فقط کمک رساندن به رژیم آخوندی است.

پرسش: حرف من ایجاد اتحاد مابین تمامی احزاب وسازمانها و گروه‌ها است که یک شورای رهبری تشکیل شود تا مردم هم با آنها هماهنگ شوند البته همراه با یک پیش نویس قانونمند جهت ایجاد اعتماد مردم باشد. چرا این اتحاد به وجود نمی‌آید؟
عباس داوری: این دوست عزیز مثل ما مشتاق است که همه در یک شورا متحد بشوند. اما شورا حول یک برنامه و فهم و درک موقعیت شکل می‌گیرد و مهمتر از آن در شورا و یا جبهه، همه طرفها باید هدف مشخصی داشته باشند. شورایی که از ۳۶ سال پیش سازمان مجاهدین با همکاری دیگر سازمانها و شخصیتها، آن را تشکیل داده به همین منظور بوده و همچنان هم هست. من فکر می‌کنم در مورد تشکیل جبهه همبستگی ملی هم توضیحات لازم را در سؤالات قبلی داده باشم.

پرسش: من به راه شما اعتقاد دارم. خواهرم توسط رژیم اعدام شده و برادرم در حمله آمریکا به اشرفی‌ها شهید شده. من ترک هستم و در دو رژیم شاه و شیخ می‌دانیم که تمام اقوام تحت ظلم و ستم بودن. ما با داشتن زبان متفاوت، اجازه تدریس آن را نداشتیم و هزاران مورد دیگه و اینکه الان در آذربایجان مثل کردستان جو جدایی‌خواهی، خودمختاری یا فدرالیسم حاکم است، مجاهدین به‌صورت روشن این را چه جوری مرزبندی می‌کنند؟
عباس داوری: پایمال کردن هر حقوقی از مردم به ویژه حقوق ملیتهای مختلف، ناشی از وجود حکومت ضدمردمی است. یکی از مهم‌ترین درگیری‌های سازمان مجاهدین با خمینی از همان روز اول، بر سر حقوق ملیتها بود.
سازمان مجاهدین در ماده هفتم بیانیه خود یکماه بعد از روی کار آمدن خمینی، یعنی در اسفند ۵۷ می‌گوید: رفع ستم مضاعف از همه شاخه‌ها و تنوعات قومی و ملی وطنمان در کلیه استانهای کشور، و تأمین جمیع حقوق و آزادیهای فرهنگی و سیاسی برای آنها، در چارچوب وحدت و یکپارچگی تجزیه ناپذیر کل کشور. بدیهی است که پایداری وحدت این میهن، دقیقاً در رابطه با احقاق حقوق حقه تمامی عناصر و بخشهای تشکیل دهنده آن است…
سپس تأکید می‌کند که:‌ اصولاً به اعتقاد ما نحوه‌ی برخورد با مسأله «ملیت‌ها» یکی از اصلی‌ترین معیارهای سنجش اصالت و مشروعیت انقلابی و مردمی و توحیدی یک حکومت وحدت‌گرا و موحد اسلامی است».
در منشور آزادیهای ده ماده‌ای خواهر مریم رئیس جمهور برگزیده مقاومت هم آمده است که:‌ ایران فردا، کشورِ برابری همه ملیتهاست. ما بر خودمختاری کردستان ایران که طرح آن را شورای ملی مقاومت تصویب کرده، تأکید داریم. زبان و فرهنگ هموطنان ما از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه‌های انسانی تمام مردم این کشور است که باید در ایران فردا ترویج شود وگسترش پیدا کند.
این که نوشته‌اید «در آذربایجان مثل کردستان جو جدایی‌خواهی، خودمختاری یا فدرالیسم حاکمه» جدایی‌طلبی یک چیز است و خودمختاری یک چیز دیگر است. رژیم‌های شاه و شیخ مردم ما را با اتهام جدایی‌خواهی سرکوب کرده و می‌کنند و از قضا رژیم در ایجاد چنین شایعه‌ای دست دارد. ایران از آن تمام ملیتهای ایران است و نه از آن خامنه‌ای و روحانی و لاریجانی‌ها. حقوق ملت ما را اعم از فارس، ترک، کرد و عرب و بلوچ و ترکمان … در همه استانهای ایران، آخوندهای خونخوار و چپاولگر می‌برند. در هر جنشی همواره دار و دسته‌ای با شعارهای دشمن شادکن مانند جدایی، انحرافاتی ایجاد می‌کنند و باید هوشیار بود من خودم اهل تبریز هستم تعداد زیادی از مسئولین و اعضای سازمان از استانهای مختلف آذربایجان و زنجان هستند بنابراین هر کسی در شرایطی که تمامی مردم ایران بپا خواسته‌اند که حقوق مردم ایران، یعنی حق حاکمیت خود را از حلقوم آخوندها بیرون بکشند، شعار و یا حرف جدایی بدهد علیه مردم ما و به نفع رژیم کار می‌کند لطفاً همشهریان عزیز هوشیار باشید آذربایجان اویاخدی ایرانما دایاخدی آذربایجان بیدار است تکیه گاه ایرانم هست.
همچنین بدانیدکه حقوق ملیتها در یک حکومتی که منتخب مردم باشد بدون کمترین تردیدی تضمین شده است.

پرسش: چه جایگاهی برای کارگران در ایران فردا دارین؟
عباس داوری: ماده ۸ از برنامه شورای ملی مقاومت منتشر شده در مهر ۶۰ مربوط به «حقوق کارگران» است که ۹ بند دارد که من مهم‌ترین آن‌ها را می‌خوانم:‌
الف – لغو کلیه مقررات ضدکارگری و تدوین قانون جدید کار با نظر خود کارگران.
ب – سهیم کردن کارگران در اداره کلیه صندوقها و بانکهای مختلف کارگری و حتی المقدور سپردن این مراکز به خود آنها.
ج – به رسمیت شناختن حق اعتصاب و هرگونه اعتراض مسالمت آمیز دیگر با اعلام قبلی.
د – لغو تمام کسور دولتی از قبیل مالیات و بیمه و امثالهم از دستمزد کارگران و تأمین تدریجی هزینه‌های ضروری نظیر بیمه و بازنشستگی.
هـ – لغو کلیه مطالبات پیشین از کارگران محروم در کلیه زمینه‌ها.
و – تلاش برای تأمین مسکن، حمل و نقل و بهداشت برای همه کارگران و تهیه شیرخوارگاه و کودکستان برای فرزندان آنها و تقدم حق تحصیل مجانی در دانشگاهها و مدارس عالی.
ز – افزایش تصاعدی حق السهم کارگران از سود کارخانجات به نسبت افزایش سود کل.
ح – تأمین آموزش حرفه‌ای و فنی برای کارگران غیرمتخصص.
ط – تلاش برای تثبیت حداقل سطح زندگی تمام کارگران به نسبت افزایش هزینه‌ها.

پرسش: آیاپس از سرنگونی رژیم آخوندی و روی کار آمدن حکومتی که مورد تائید سازمان مجاهدین خلق نباشد؛ برای اتحاد مجدد و جلب زنان از ایدئولوژی اسلامی استفاده می‌نمایید؟
عباس داوری: برنامه سازمان مجاهدین خلق ایران و به ویژه منشور آزادیهای خواهر مریم رئیس جمهور برگزیده مقاومت، یک برنامه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. در ماده چهارم آن گفته شده جدایی دین از دولت / در ماده ۵ آن گفته شده برابری کامل زنان و مردان در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، الغای هرگونه تبعیض علیه زنان، آزادی انتخاب پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و شغل.
ملاحظه می‌کنید که این برنامه ماست. شما ممکن است مخالف برخی از بندهای این برنامه‌ها باشید ما یا هر حزب دیگر برنامه را می‌دهد و انتخاب با خود انسانهاست که چه برنامه‌ای انتخاب می‌کنند.

پرسش: به نظر شما یک جریان سیاسی بنام آلترناتیو چه تعهدی به جامعه می‌دهد که آزادی و عدالت اجتماعی بر قرار می‌شه؟
عباس داوری: در این رابطه شاخص خیلی ساده است. اولاً در مبارزه علیه این رژیم چقدر تلاش کرده و چه بهایی پرداخته و ثانیاً چه برنامه‌ای برای دوران انتقال ارائه داده است.

پرسش: بعد از براندازی نظام چه کسی سکان حکومت را می‌گیره و حکومت چگونه اداره می‌شه؟
عباس داوری: حکومت را حتماً آلترناتیو این رژیم به‌طور موقت به دست می‌گیره تنها آلترناتیو دمکراتیک این رژیم، شورای ملی مقاومت است. این شورا برای دوران انتقال حاکیمت از این رژیم به مردم ایران، یک برنامه کامل دارد و خانم مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور دوران انتقال، این مسئولیت را برعهده خواهند داشت.

پرسش: به نظر من مردم دنبال حکومت سکولار هستند اما عدالت اجتماعی مشکل اساسی مردم است و اینهم از طریق شورای رهبری و پیش نویس قانون اساسی و گذار مسالمت آمیز و بعد تشکیل مجلس موسسان محقق می‌شود؛ البته در حال حاضر تنها آلترناتیو، مجاهدین هستند که با مبارزه بی امان در خط اول قرار دارند.
عباس داوری: همچنان که گفتم، اولین کار رئیس جمهور دوران انتقال، تشکیل مجلس مؤسسان است که اعضای آن را تماماً مردم ایران انتخاب خواهند کرد تا قانون اساسی مورد نظر مردم از جمله عدالت اجتماعی را وارد آن قانون کنند. البته اگر مردم افرادی از مجاهدین را هم انتخاب کنند طبیعی است که آنها از عدالت اجتماعی دفاع خواهند کرد.

در همین زمینه:
حماسه جاودان آزادی؛ ۱۹ بهمن ۶۰، اشرف و موسی، در کنفرانسی از محمد حیاتی
انقلاب ۲۲ بهمن چگونه توسط خمینی به سرقت رفت؟؛ کنفرانسی از سعید خدایی‌صفت
زنان و قیام؛ مصاحبه‌ی شبکه تصویری ایران آزادی با هنرمند مقاومت گیسو شاکری
حسن روحانی در کنفرانس مطبوعاتی به‌دنبال چه بود؟؛ در بررسی مسعود امیرپناهی
«خیزش کارگران، وضعیت انفجاری جامعه !»؛ بررسی و تحلیل موضوع توسط مهری علیقلی

لینک یوتوپ کنفرانس : https://youtu.be/Oe1cIqy7hkg