Showing posts with label ، إيران، مجاهد خلق. Show all posts
Showing posts with label ، إيران، مجاهد خلق. Show all posts

Wednesday, 20 June 2018

گردهمایی بزرگ ایرانیان - پاریس، ۳۰خرداد وحمایت کانونهای شورشی


گردهمایی بزرگ ایرانیان - پاریس، ۳۰خرداد وحمایت کانونهای شورشی

گردهمایی ایرانیان- حمایت کانونهای شورشی - بزرگداشت ۳۰ خرداد
گردهمایی ایرانیان- حمایت کانونهای شورشی - بزرگداشت ۳۰ خرداد
هم‌زمان با ۳۰خرداد، سرآغاز مبارزه مسلحانه با رژیم ضدبشری ولایت فقیه و روز شهدا و زندانیان سیاسی و سالروز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران و در حالیکه تنها ۱۱روز به زمان برگزاری گردهمایی سالانه مقاومت ایران در شهر ویلپنت پاریس – فرانسه باقی مانده است، رزمندگان کانونهای شورشی از شهرها و استانهای مختلف میهن اسیر ضمن بزرگداشت ۳۰خرداد، در حمایت از گردهمایی سالانه مقاومت ایران اقدام به پخش تراکت و پوستر و دیوارنویسی کردند. آنچه گردهمایی امسال را با گردهماییهای سال‌های گذشته متمایز می‌کند، استمرار خیزش و اعتراض مردم در شهرهای مختلف، بعد از قیام دیماه است که قدرتهای جهانی را که تا کنون با سیاست مماشات به کمک آخوندها شتافته بودند مجبور به تغییر نگرش و رفتار با این رژیم پلید و ضدبشری کرده و اثبات کرده است که فصل انقلابی سرنگونی فرا رسیده است. این گردهمایی عظیم وجود آلترناتیو دموکراتیک و مردمی و سازمان‌ یافته ایران‌زمین را به جهان اثبات خواهد کرد.

Monday, 12 March 2018

پرهیز از بکاربردن صفت «خرافه» برای چهارشنبه ‌سوری در نمایشهای جمعه!

پرهیز از بکاربردن صفت «خرافه» برای چهارشنبه ‌سوری در نمایشهای جمعه!
1396/12/20

مقایسه خطبه‌های پارسال و امسال امام جمعه‌های خامنه‌ای درباره چهارشنبه‌ سوری حاوی پیامی برای قیام‌آفرینان برای برپایی گسترده‌تر و آتشین‌تر این جشن ملی و خصلت ضدحکومت آخوندی آن است.

تأثیرات قیام سراسری مردم ایران در دیماه را در همه پهنه‌ها می‌توان دید. از جمله در وضعیت تدافعی امام جمعه‌های هار و وحشی خامنه‌ای در خط‌ و نشان کشیدن برای مردم و جوانان میهن.

چهارشنبه سوری از زبان امام جمعه‌های رژیم در سال گذشته

آخرین نمایش جمعه قبل از چهارشنبه ‌سوری را در سال گذشته به‌یاد بیاوریم که اغلب چهارشنبه ‌سوری را خرافه،آتش‌پرستی و شب عزا توصیف می‌کردند و برای مردم و جوانان خط‌ و نشان می‌کشیدند. موحدی کرمانی مراسم چهارشنبه ‌سوری را مراسمی جاهلانه توصیف کرده بود و از مقامهای رژیم خواسته بود که فکری به‌حال آن بکنند.

امام‌جمعه رژیم در بجنورد گفته بود: چهارشنبه ‌سوری در دین اسلام و تاریخ ایران باستان جایگاهی ندارد!

امام‌جمعه دزفول مراسم چهارشنبه‌ سوری را حرام و آن را هیجان کاذب که به تحریک دیگران صورت می‌گیرد، عنوان کرده بود.

امام‌جمعه خامنه‌ای در قیدار نیز گفته بود: چهارشنبه ‌سوری یک خرافه است و از هر گونه حقیقت و واقعیت تهی و خالی است و با عقل در تضاد است و کارهایی است از روی جهل و نادانی.
نگاهی به خطبه‌های جمعه امسال درباره چهارشنبه سوری

بلاشک، امام جمعه‌های فاسد و جنایتکار رژیم سال گذشته هرگز فکر نمی‌کردند که یک سال بعد، در شرایطی قرار خواهند گرفت که نه تنها چنین سخنان ضدایرانی را علیه سنتهای مردم نتوانند به زبان بیاورند بلکه باید در حالت تدافعی صرفاً به خواهش و تمنا بسنده کرده و تنها یک چیز بخواهند و آن هم این است که چهارشنبه‌ سوری به قیامی دیگر علیه حکومت آخوندی تبدیل نکنند. خطبه ترسان امام‌جمعه گریان و کودن خامنه‌ای در تهران، آخوند صدیقی، بسیار گویاست:

«مسأله چهارشنبه‌ سوری رو که ما اسلام‌مون سنتهای ملی رو هیچ‌وقت مقابله نکرده ولی تهدیدها را به فرصتها تبدیل کرده. اون‌چه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد بنا بود ماه دی اون شورش رو به‌پاکردند برای بهمن نقشه کشیده بودند برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند... لذا مسأله چهارشنبه‌سوری انشاالله بعضیها که توجه ندارند بدانند هم امنیت روانی جامعه رو به‌هم نریزند هم جان خودشون رو همه‌ساله در این آتش‌سوزیها انفجارها چه جوانهایی سلامتی‌شون رو از دست می‌دهند».

نمونه دیگری از خطبه‌های امام جمعه‌های خامنه‌ای درباره چهارشنبه بعد از قیام دیماه

شاهچراغی(سمنان): با شادی مخالف نیستیم و اسلام هم دین عزا و عاشورا و هم شادی‌های معقولانه هست!

طباطبایی‌نژاد(اصفهان): حواسمان جمع باشد با رقص نمی‌توان دل را شاد کرد!

طه‌ محمدی(همدان): از پرتاب ترقه و ایجاد صدای انفجار ناشی از آن خودداری کنند!

مطهری ‌اصل(تبریز): روی موضوع چهارشنبه آخر سال و شادی در آن روز مشکلی نیست. مردم کنار هم با آرامش چهارشنبه آخر سال را بگذرانند!

قریشی(ارومیه): شاد بودن بدون ایجاد مزاحمت به دیگران اشکالی ندارد!

ویژگی چهارشنبه ‌سوری امسال

ملاحظه می‌فرمایید در حرفهای امام جمعه‌های خامنه‌ای نه از خرافه و آتش‌پرستی نشانی هست و نه از فرمان به نیروهای سرکوبگر رژیم برای جلوگیری از مراسم و بگیر و ببند.

این همان تأثیر قیام سراسری مردم ایران است که اکنون خود را به‌صورت اعتراضات گسترش‌یابنده، سازمان‌یافتگی و تشکلهای جوانان و اقشار مختلف ملت در چشم حکومت آخوندی فرو کرده و آنان را این‌چنین به تدافع و استیصال کشانده است.

این واقعیت نشان می‌دهد که چهارشنبه ‌سوری را می‌توان به مدار دیگری از پس‌زدن آخوندهای حاکم از یک‌سو، و ایجاد فضا و امکانات جدیدی برای قیام‌آفرینان در راستای سرنگونی اهریمنان حاکم تبدیل کرد.

بر این اساس است که امام‌جمعه خامنه‌ای در تهران از قیام مردم در دیماه و خیزشهای بهمن‌ماه نتیجه گرفت که در اسفندماه هم قیام‌آفرینان درصدد قدرت‌نمایی برخواهند آمد. معنای دیگر این سخنان، اعتراف به این واقعیت است که تنها زبان قابل‌فهم برای حکومت آخوندی زبان قدرت سازمان‌یافته مردم است و بس. یعنی در قبال سرکوب و شکنجه و زندان و کشتار، جواب واقعی، آتش خشم سمت و سوی یافته مردم است. آتش جواب آتش.

تلاقی آتش قیام و آتش چهارشنبه‌سوری – عباس داوری

تلاقی آتش قیام و آتش چهارشنبه‌سوری – عباس داوری
1396/12/20


انرژی حاصله از تلاقی دو آتش قیام و چهارشنبه سوری، رژیم ضدنور و گرما را به وحشت انداخته‌است. آتش قیام مردم ایران که از 7دیماه 96 زبانه کشید، با سرعت شگفت‌انگیزی که رژیم را غافلگیر کرد؛‌ با شعارهای مرگ بر خامنه‌ای روحانی، تمامیت آن را با باندهای مختلف‌اش هدف قرار داد. آتش خشم مردم علیه تمامیت رژیم به حدی بود که یکی از به‌اصطلاح اصلاح‌طلبان گفت:‌ «هم اقشار و لایه‌های اجتماعی که نیروی اصلی این اعتراضات هستند، با اقشار و لایه‌های اجتماعی اعتراضات سال ۸۸متفاوت هستند و هم این‌که شعارهای متفاوتی سر می‌دهند. به هر میزان اعتراضات ادامه یافت شکاف میان اصلاح‌طلبان و اعتراضات اخیر بیشتر و بیشتر شد... تیر خلاص را رئیس دولت اصلاحات [آخوند محمد خاتمی] به شقیقه نا‌آرامی‌ها شلیک کرد». (صادق زیبا کلام - خبرگزاری تسنیم به‌نقل از روزنامه آرمان 16دیماه 96)

در حقیقت آتش خشم قیام مردم ریشه در ۴دهه چپاول و غارت نجومی ثروتهای ملی و سرمایه‌های مردم، به‌ویژه استثمار بسیار شدید از دسترنج کارگران و زحمتکشان ایران توسط باندهای مختلف رژیم دارد. خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت:‌ «بانکها دچار میلیاردها دلار قرض بد هستند... در اینحال عمده اقتصاد در چنگ سرویسهای امنیتی ایران قرار دارد». (خبرگزاری آسوشیتدپرس ۱۹اسفند 96)

اما اوضاع بسیار بسیار دردناکتر از آنچه که خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشته‌ است، می‌باشد «تا اول امسال بدهی دولت به 700هزار میلیارد تومان [قطعا الآن بیشتر شده] رسید. 700هزار میلیارد تومان یعنی به اندازه دهسال درآمد نفت پارسال ما پیشاپیش بدهکار شدیم» (شبکه یک رژیم اول اسفند 96) به‌رغم این بدهی فوق‌العاده سنگین دولت به بانکها، این دولت ماهانه حدود ۱۰۰هزار میلیارد تومان باید به این سرکرده‌های سیری ناپذیر رژیم و این نیروی سرکوبگر بپردازد.

فساد مالی و رانتخواری مهره‌های رژیم باعث ایجاد یک قشر اشرافی بنا شده بر روی استخوانهای مردم زیر خط فقر شده ‌است. یکی از روزنامه‌های رژیم می‌نویسد:‌ «فاصله طبقاتی و شکاف درآمدی در سطح اقتصاد کشور گسترده‌تر شده و ثروت در دست عده قلیلی متمرکز شده است. این موضوع را می‌توانیم به‌راحتی در نوع سبک زندگی اطرافیان‌مان ببینیم. در خیابانهای شهر ماشین‌هایی را می‌بینیم که قیمت میلیاردی دارند و خانه‌های مسکونی را می‌بینیم که قیمت هر متر زمین آن به اندازه حقوق پرداختی چند ماه یک کارگر است». (روزنامه جهان صنعت ۱۵بهمن۹۶)

موضوع بسیار مهم این است که مردم بعد از قیام دیماه، مطلقاً گول فریبکاریهای خامنه‌ای و روحانی را نمی‌خورند زیرا آتش خشم مردم و نفرت آنها از این رژیم بسیار عمیق بوده و پیوسته عمیق‌تر هم می‌شود. به این دلیل هر تظاهراتی که در ماههای بهمن و اسفند در شهرهاى مختلف ایران انجام شده است، بار و رنگ قیامی دارد. حتی رژیمی‌ها هم اعتراف می‌کنند «اعتراضاتی که مانند موج دریا عقب می‌روند و با شدت بیشتر باز می‌گردند». (سعید حجاریان - روزنامه اعتماد ۴بهمن 96)

اعتراضات و تظاهرات اقشار و طبقات مختلف ایران، هر روز ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد. سپرده‌گذاران در مؤسسات مالی که اموالشان توسط همین مؤسسات؛ مانند کاسپین متعلق به پاسداران، به غارت رفته هر روز علیه رژیم تظاهرات اعتراضی در شهرهاى مختلف دارند. روز 19اسفند آنها در مقابل مجلس ارتجاع تجمع کردند و شعار مرگ بر روحانی و مرگ بر لاریجانی می‌دادند. تظاهرات کشاورزان ورزنه از ۲۷بهمن علیه رژیم در شرق اصفهان شروع شده و روزهای 18و 19اسفند با شعار روحانی دروغگو زاینده رود من کو؟‌ با سنگ و چوب دستی با نیروهای سرکوبگر رژیم رو در رو شدند و روز ۱۹تظاهرات را به اصفهان کشاندند. هزاران کارگر هر روز در شهرهاى مختلف در شب عید حقوقهای معوقه چند ماهه‌ی خود را طلب می‌کنند اما پاسخی از کسی نمی‌گیرند...

در چنین شرایطی که خشمهای ۴دهه‌ی گذشته در قیام مردم شعله کشید، اکنون با شدت بیشتری مانند آتشفشانی که در حال فوران باشد در فرصت چهارشنبه‌سوری زبانه خواهد کشید و این چنین دو آتش علیه تمامیت رژیم با هم تلاقی می‌کنند.

سرکردگان رژیم برای مهار کردن این دو آتش بسیار تلاش می‌کنند چون اثر شعله‌های آن را کاملاً لمس می‌کند. مأموران ریز و درشت رژیم هر روز در تلویزیونها ظاهر می‌شوند و به‌طرز مضحکی مردم را از خطرات «ترقه بازی» و «انفجار» و... می‌ترسانند.

اما مردم هوای دیگری دارند آنها خوب می‌دانند «سانحه»سازی و کارهایی از این قبیل، سالهاست برای مردم کهنه شده‌است. امسال مردم ایران اراده کرده‌اند به هر قیمتی سنت چهارشنه سوری را برپا دارند و فساد و بدیهای رژیم را در آتشی که خود می‌افروزند، بسوزانند. 

چیزی که امسال را با سالهای گذشته بسیار متمایز می‌کند؛ علاوه بر شعله‌های قیام، وجود کانونهای شورشی در سراسر ایران است. کانونهای شورشی از آثار ظلمت و تباهی سوز تلاقی آتش قیام و آتش چهارشنبه‌سوری به‌خوبی مطلع هستند و برای رسیدن آن لحظه شماری می‌کنند تا آتش را به ریش و ریشه‌ی رژیم بکشانند.





Wednesday, 7 March 2018

قتل محمد راجی در زیر شکنجه؛ صنعت قتل به زیر شکنجه توسط سپاه نشانه‌ی چیست؟

قتل محمد راجی در زیر شکنجه؛ صنعت قتل به زیر شکنجه توسط سپاه نشانه‌ی چیست؟
قتل محمد راجی در زیر شکنجه؛ صنعت قتل به زیر شکنجه توسط سپاه نشانه‌ی چیست؟
محمد راجی از دستگیرشدگان اعتراضات خیابان پاسداران توسط سپاه، در زیر شکنجه کشته شد.

قتل به زیر شکنجه

روز ۱۳ اسفند محمد راجی؛ درویش گنابادی که در بامداد ۱ اسفند توسط نیروهای سپاه بازداشت شده بود بر اثر شدت شکنجه اعمال شده بر او، جان باخت.
روز ۱۲ اسفند طی تماس‌های متعددی با خانواده‌ی او خواستار ارائه عکس و مدارک برای شناسایی محمد راجی شدند؛ تماس‌هایی که از طرف پلیس آگاهی مستقر در کلانتری شاپور تهران صورت می‌گرفت اما در نهایت به خانواده او اطلاع داده می‌شود که او جان باخته است.
محمد راجی یکی از چند صد معترضی بود که طی روزهای ۳۰ بهمن و به‌خصوص ۱ اسفند توسط نیروهای سپاه در خیابان پاسداران تهران دستگیر شده بودند. فیلم‌های انتشار یافته از صحنه‌های درگیری نشان‌دهنده استفاده‌ی وسیع نیروهای سرکوب از گلوله‌های ساچمه‌ای، کاغذ اشک‌آور، ماشین‌آبپاس، باتون و … بود. فیلم‌های انتشار یافته همچنین نشان می‌داد که دستگیر شدگان بلافاصله پس از دستگیری توسط نیروهای سپاه مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند.
مجاهدین
در تحلیلی که مهدی محمدی از مهره‌های ارشد اطلاعاتی جناح خامنه‌ای در همان روز ۱ اسفند پس از پایان درگیری‌ها در خیابان پاسداران منتشر کرد، نوشت: «مسئله اصلی در ناآرامی‌های دیشب تهران دراویش نیستند. این یک آدرس غلط است. اساسا دراویش هرگز در ایران یک «مسئله» نبوده‌اند.» بلکه «اراده واضح و رصد شده ضد انقلاب بویژه منافقین است برای «ایجاد خشونت پی در پی و مزمن» در کشور و حرکت به سمت پروژه» تخریب نظام.[دست مجاهدین خلق در درگیری خیابان پاسداران؛ مطرح شده در تحلیل مهدی محمدی]

نیروهای سرکوب در پشت صحنه‌ی اعتراضات در خیابان پاسداران دست مجاهدین خلق را می‌دیدند. همچنانکه در قیامی که از ۷ دی آغاز شده بود نیز به گفته‌ای خامنه‌ای مجاهدین نقش سازمانده و پیشبرنده داشتند.[روایت یک شکست نظام؛ سخنرانی خامنه‌ای درباره‌ی قیام ایران]
محمد راجی

خانواده محمد راجی در اطلاع رسانی درباره او گفتند که محمد راجی پیشتر از فرماندهان سپاه در زمان جنگ با عراق بوده است و چند گردان را فرماندهی می‌کرده است. در سال‌های اخیر محمد راجی مشغول کشاورزی در منطقه الیگودرز بود. اکنون یکی از فرزندان محمد راجی در بازداشت اطلاعات سپاه می‌باشد.

قباد اعظمی

در نمونه دیگری از قتل به زیر شکنجه قباد اعظمی اهل جوانرود کرمانشاه روز ۹ اسفند دستگیر و سپس زیر شکنجه به شهادت می‌رسد. دو روز پس از دستگیری اطلاعات به خانواده او اطلاع می‌دهد که او با سم خودکشی کرده است.

ناظران

قتل زندانیان سیاسی در زیر شکنجه توسط سپاه روشی‌ست که به طور مشخص پس از آغاز قیام ایران در ۷ دی در پیش گرفته شده است. هدف این است که ضمن دادن پیام تداوم سرکوب به جامعه، در نهایت امر در برابر جامعه بین‌المللی مدعی شوند که کسی را به‌خاطر قیام اعدام نکرده‌اند.
ناظران بر این باورند که این روش پیش از آنکه پیام وحشت برای جامعه در بر داشته باشد نشان‌دهنده‌ی ضعف مفرطی‌ست که در دستگاه سرکوب نظام ایجاد شده و به سرعت موج به طرف خلیفه باز خواهد گشت.