Showing posts with label چهارشنبه‌ سوری. Show all posts
Showing posts with label چهارشنبه‌ سوری. Show all posts

Wednesday, 14 March 2018

مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان

مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان
حق‌آبه کشاورزان اصفهان، حقوق معوق‌مانده کارگران و حق‌آزادی و حاکمیت ملت ایران در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است
درود به پایداری کشاورزان ستمدیده ورزنه اصفهان و جوانان غیوری که به حمایت از آنها برخاستند و با پایداری و تهاجم با سنگ و چوب، به مزدوران سرکوبگر و یگان‌ ضدشورش خامنه‌ای، آنها را وادار به عقب‌نشینی کردند.

خیزش کشاورزان ورزنه و مردم و جوانان شرق اصفهان، هم چون اعتراض‌های کارگران فولاد‌سازی یا نیشکر هفت‌تپه یا اعتصاب مردم بانه، بخشی از جنبش اعتراض و قیام در برابر نظامی است که مردم ایران و به خصوص زحمتکشان شریف میهنمان را به‌خاک سیاه نشانده است. در همین ورزنه و شرق اصفهان، بسیاری از کشاورزان به‌ناچار محل سکونت و کشت و کار خود را ترک کرده و برای یافتن کار روانه شهرهای دیگر شده‌اند و کم‌ نیستند مردم شریف و زحمتکشی که به خاطر سیاست‌های تبهکارانه این رژیم، به‌نان شب محتاج‌اند. 
بله، گرسنگی دهها میلیون ایرانی، بحران سراسری آب و فجایع زیست محیطی ناشی از خشک شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌ها که حتی نفس کشیدن را هم در بسیاري نقاط کشور ناممکن کرده است، پیامد حکومت تبهکار آخوندهاست که به خاطر سیاستهای تبهکارانه و جنگ افروزی و دخالت در کشورهای منطقه، ایران را به ‌شوره‌زار و کشتزارها را به ‌برهوت تبدیل کرده است.
کشاورزان شرق اصفهان فریاد می‌زنند «روحانی دروغگو -زاینده رود ما کو؟».
و شعارهای مردم در قیامهای سراسری دیماه این بود که: «آخوند خدایی می‌کند، ملت گدایی می‌کند» و«آخوندها حیا کنید، مملکت را رها کنید». 
بله، امروز از حق‌آبه کشاورزان اصفهان و حقوق معوق‌مانده کارگران، تا حق‌آزادی و حق حاکمیت ملت ایران، تماماً در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.

Tuesday, 13 March 2018

وضعیت بحرانی رژیم در آستانهٴ چهارشنبه سوری

وضعیت بحرانی رژیم در آستانهٴ چهارشنبه سوری


۱‍۳۹۶/۱۲/۲۲
در آستانهٴ چهارشنبه‌سوری که طبعاً مسأله مبرم و مقدم رژیم است، شاهد گسترش بحرانهای اجتماعی؛ اعتراضات کارگران، کشاورزان، دانشجویان، غارت‌شدگان و دیگر اقشار مردم هستیم. در همین حال بحران درونی رژیم هم اوج کم سابقه‌یی پیدا کرده و درست در بحبوحهٴ همین شرایط، موضوع استیضاح سه وزیر دولت روحانی هم توسط مجلس رژیم به جریان افتاده و بحران سنگین دیگری را روی میز نظام قرار داده است. جالب این‌که زمان استیضاح این سه وزیر؛ یعنی وزرای راه و شهرسازی، جهاد کشاورزی و تعاون،کارو رفاه اجتماعی یا لااقل دوتای آنها را هم برای همان روز چهارشنبه‌سوری برنامه‌ریزی کرده‌اند.پس می‌شود تصور کردکه اکنون رژیم درگیر این بحرانها، در وضعیت دشواری قرار دارد. به نوشته یکی از روزنامه‌های حکومتی، استیضاح همزمان 3وزیر از زمان مشروطه به این طرف سابقه نداشته است. آیا این طرح و زمان بندی‌ آن حساب شده و مهندسی شده است؟ یا این‌که به‌طور اتفاقی همزمان شده است؟

با یک نگاه همه جانبه‌تر به آخرین وضعیت رژیم، باید گفت که موضوع فراتر از این حرفهاست که حساب شده بودن یا اتفاقی بودن این استیضاح‌ها و زمان آن بتواند تاثیری داشته باشد. واقعیت این است که جدای از این‌که آنها چه تصمیمی گرفته‌اند، رژیم در بن‌بستی گرفتار شده که از هر طرف می‌رود با مشکل مواجه می‌شود. اگر حتی فرض کنیم که همزمانیش با چهارشنبه‌سوری کاملاً اتفاقی بوده، اما همزمانی استیضاح سه وزیر با هم که از مدتها پیش مطرح بوده دیگر نمی‌تواند اتفاقی باشد و این نشان می‌دهد که رژیم حداقل در این سه زمینه، خود را در یک وضعیت اورژانس و حاد و فوری احساس می‌کند.بگذریم که به‌نوشته ایلنای20اسفند 96: اگر بنا بود نمایندگان مجلس به دولت هشداری بدهند و از دولت انتظارات جدی‌تری داشته باشند، باید سراغ حوزه‌های دیگری می‌رفتند.

و بعضی هم نوشتند که در استیضاح این سه وزیر مشخص باج‌خواهی و انگیزه‌های فردی هم در کار بوده است. روزنامه‌ایران (21اسفند) هم به‌نقل از احمد مازنی عضو مجلس رژیم نوشت: «در شرایط فعلی به نظر می‌رسد حداقل مجموعه‌یی از نمایندگان قصد دارند تا با استیضاح و تلاش برای برکناری وزرا پاسخی به شرایط عمومی کشور بدهند. در رأس این شرایط مجموعه اعتراضات اخیر وجود دارد که از دیماه آغاز شد و در چند روز اخیر هم یک بار دیگر به شکل درگیری بر سر مسائل آبی و یا سلسله اعتراضات صنفی و اقتصادی بروز کرده است. دیدگاهی در بین نمایندگان معتقد است اگر مجلس بتواند یکی از این سه وزیر را برکنار کند، پاسخ درخور و اثربخشی به مجموعه اعتراضات اخیر داده و حداقل قدری فضا را آرام می‌کند. خبر دیگری هم حاکی از این است که گویا این استیضاح و نتیجه آن بین دو باند توافق شده است. کما این‌که در موضعگیری روحانی در قبال این استیضاح نیز که تلویزیون رژیم(20اسفند) گزارش کرده، چنین مضمونی برداشت می‌شود:« رئیس‌جمهور با اشاره به استیضاح سه وزیر در مجلس، آن را حق نمایندگان دانست و آن را فرصتی برای تبیین خدمات دولت دانست و گفت استفاده از این حق با لحاظ رعایت مصلحت کشور و مصالح عمومی و منافع ملی است، انجام می‌شود و ضمن اعلام حمایت خود از وزرای مربوطه به آنان توصیه کرد بیلان کار خود را به نمایندگان و مردم اعلام کنند».

اکنون سؤال این است که آیا این استیضاح واقعاً می‌تواند در قبال اعتراضات اجتماعی، مؤثر باشد؟ و آبی بر روی آتش اعتراضات مردم بریزد؟

پاسخ قطعاً منفی است. البته سه وزیری که انتخاب شده‌اند، هرسه مربوط به سه حوزه بسیار پرچالش اجتماعی هستند:حوزه وزیر کار با ابر چالش بیکاری و وضعیت انفجاری محیطهای کارگری، حوزه وزیر راه و شهرسازی با وضعیت فاجعه‌بار جاده‌ها و سوانح جاده‌یی(با نیم میلیون کشته طی دو دهه) و هوایی و تراژدی فاجعه‌بار زلزله‌زده‌ها و بالاخره حوزه وزیر جهاد کشاورزی با شرایط نامطلوب کشاورزان و روستاها، فقدان آب، تخلیه روستاها و فقر و آوارگی روستاییان و اعتراضات کشاورزان.

اما این مانور در مقایسه با مانورهای رژیم شاه در مرحله پایانی(مثل برکناری هویدا نخست‌وزیر یا زندانی کردن نصیری رئیس ساواک وو...)که تازه هیچ فایده‌یی هم نداشت، مطلقاً مانوری بسیار ضعیف و دیرهنگام است. از قضا برخی رسانه‌های حکومتی هم به همین مسأله اشاره کرده‌اند که حالا زمان مناسبی برای این قبیل کارها نیست و نتیجه معکوس خواهد داشت. چون وقتی جامعه یک صدا می‌گوید مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر اصل ولایت فقیه، برکناری عناصر اجرایی پایین‌تر (مثل وزیر) هیچ مسأله‌یی حل نمی‌کند، جز این‌که یک پیام ضعف به جامعه و به همان مردم معترض می‌دهد.

اما در پایان ببینیم چه رابطه‌یی بین بحرانهای مختلف رژیم و کارزار چهارشنبه‌سوری که اکنون در یک قدمی آن هستیم، وجود دارد؟

قبل از پاسخ این سوال، خوب است اشاره‌یی به سایر بحرانهای حاد رژیم هم بکنیم تا وضعیت بهم تنیدهٴ کنونی بیشتر روشن شود. بحران در سیاست خارجی یکی از حادترین بحرانهای رژیم است که خامنه‌ای عمیقاً در آن درگیر است، موضوع مهلت 120روزه در رابطه با برجام، مسأله موشک‌ و دخالتهای منطقه‌یی رژیم، بحرانی که پس از سفر بی‌نتیجه وزیر خارجه فرانسه به یک بن‌بست تمام عیار تبدیل شده است.

بحران رژیم در رابطه با نیروهای نگه دارنده‌اش و مهمتر از همه سپاه پاسداران که سرکردهٴ سپاه اعتراف کرد که وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است و افزود: این وضعیت نیازمند عمق‌بخشی بیشتر معنویت و افزایش روحیه جهادی است؛ چرا که قدرت و صلابت سپاه در عرصه‌های مختلف نیز مدیون همین روحیه معنوی در کنار وجود تجهیزات بوده است.

به این ترتیب رژیم درمحاصره سلسلةی از بحرانهای لاعلاج قرار گرفته است: از بحران اجتماعی تا بحران ارزشی و ریزشی در سپاه و نیروهای سرکوبگرش و از آنجا تا بن‌بست در سیاست خارجی، و این همه اکنون با کابوس چهارشنبه‌سوری نیز همزمان شده و شرایط انفجاری و حادی را برای رژیم رقم زده است. این مجموعه بهم تنیده است که اکنون به کارزار چهارشنبه‌سوری اهمیتی مضاعف داده است.

محمدجعفر منتظری و تهدید خانواده‌ها در صبح چهارشنبه سوری؛ کنترلی بر فضای مجازی نداریم

محمدجعفر منتظری و تهدید خانواده‌ها در صبح چهارشنبه سوری؛ کنترلی بر فضای مجازی نداریم
۱۳۹۶-۱۲-۲۲
محمدجعفر منتظری و تهدید خانواده‌ها در صبح چهارشنبه سوری؛ کنترلی بر فضای مجازی نداریم


محمدجعفر منتظری خانواده‌ها را تهدید کرد که مراقب فرزندانشان در چهارشنبه سوری باشند؛ او تایید کرد که نظام بر بخش عمده فضای مجازی کنترلی ندارد.

چهارشنبه سوری

منتظری دادستان کل کشور صبح چهارشنبه سوری در حاشیه بازدید از دادسرای جرایم رایانه‌ای فرصت را غنیمت شمرد تا درباره‌ی چهارشنبه سوری یا آنطور که در نظام ولایت فقیه گفته می‌شود: «چهارشنبه آخر سال» هشدار داده و تهدید کند. او گفت: «ما دلمان نمی‌خواهد شادی مردم در این مراسم با حوادث تلخی همراه شود؛ پس از همه مردم و والدین عزیز می‌خواهیم که مراقب باشند و از فرزندان خود هم مراقبت کنند تا اتفاق ناگواری رخ ندهد.»
فرزندانی که باید مورد مراقبت قرار بگیرند همان نسل جوانی هستند که نقش اصلی را در قیام دی‌ماه ایفا کردند؛ نگاهی به سن شهدا و اسرای این قیام [به‌عنوان نمونه: بازدید نمایندگان «مجلس» از زندان بدون زندانی اوین، در زیر دوربین سازمان زندان‌ها] تایید می‌کند که منظور منتظری مراقبت خانواده‌ها از چه کسانی‌ست.
اما از آنجا که منتظری می‌داند مراقبت یا به تعبیر دقیق‌تر ممانعتی از طرف خانواده‌ها در این زمینه علیه فرزندانشان وجود نخواهد داشت، بلافاصله دست به تهدید زده و می‌گوید: «دستگاه قضایی و ضابطین نیز قطعا با متخلفان در این زمینه برخورد جدی خواهند کرد.»
منظور هم از متخلف کسی‌ست که فرصت چهارشنبه سوری را دریابد و آن را به صحنه‌ قیام علیه نظام تبدیل کند؛ و قوه قضاییه با چنین کسی برخورد خواهد کرد البته به شرط آنکه بتواند آن فرد را دستگیر کند یا به ترتیبی به دام بیندازد.
تجربه چهارشنبه سوری و البته قیام اخیر ایران نشان داده است که حرکت و ایستادگی جمعی قیام‌آفرینان مهم‌ترین مانع در برابر نیروهای سپاه برای دستگیری‌هاست؛ در این صورت دادستان قوه قضاییه به هیچ متخلفی دست نخواهد یافت تا با او «برخورد جدی» کند.

فضای مجازی

وضعیت استیصال نظام در امر سرکوب وقتی بیشتر قابل درک می‌شود که به این قسمت اظهارات منتظری نیز توجه کنیم: «یکی از مهمترین مشکلات موجود در مواجهه با جرایم فضای مجازی در دسترس نبودن سرور‌ها است، بطوریکه بین ۶۰ تا ۷۰ درصد این جرایم در فضایی مانند تلگرام خارج از دسترسی ما برای رسیدگی است و در واقع آزاد گذاشتن چنین فضایی که دارای قابلیت وقوع جرایم متعدد است؛ به بهانه لزوم آزاد بودن فضای مجازی منطقی و قابل قبول نیست.»[میزان ۲۲ اسفند ۹۶]

به عبارت دیگر محمدجعفر منتظری تایید می‌کند که نه تنها در صحنه به قیام‌آفرینان دسترسی نخواهد داشت بلکه کنترل شبکه‌ی ارتباطی آنها نیز خارج از سیطره‌ی نظام قرار دارد. می‌توان تصور کرد که در روز چهارشنبه سوری نظام تا چه میزان نگران شکل‌گیری قیام است. چند روز پیش بود که خامنه‌ای گفت برنامه دارند که تا آخر سال نظام را سرنگون کنند. [خامنه‌ای؛ اسفند، ماه آخر نظام ولایت فقیه‌است؛ شب چهارشنبه‌ای که در آن شهر بر می‌خیزد] لابد او با این اظهار می‌خواست این نتیجه را بگیرد که اگر تا آخر سال واژگون نشده پس دیگر سرنگون نمی‌شود اما خودش هم بهتر می‌داند که به قول دوستان در اصفهان: «سیدعلی ببخشید، دیگه باید بلندشید»، یعنی زمان رفتنش رسیده است.

در همین زمینه:

چهارشنبه سوری در نماز جمعه!؟

چهارشنبه سوری در نماز جمعه!؟
ایران
1396/12/21



چهارشنبه سوری و سایه آتش سرخ آن آن‌قدر بر جان علی خامنه‌ای ولی‌فقیه ارتجاع وحشت انداخته که نه‌تنها او وادار به اعتراف از ترس خود از چهارشنبه ‌سوری شد، بلکه شعله چهارشنبه سوریی به نمایش‌های جمعه رژیم آخوندی هم راه پیدا کرد و امام‌جمعه‌های خامنه‌ای خیلی صریح و روشن آن را به سرنوشت نظام ربط دادند. حال سؤال اینجاست که چه ربطی بین چهارشنبه‌ سوری و سرنوشت نظام هست که این‌طور ولی‌فقیه ارتجاع و ائمه جمعه او در نمایش‌های جمعه درباره آن صحبت می‌کردند.

واقعیت این است که اگر کسی هم تا کنون متوجه این ربط نبود، با حرف‌هایی که این روزها سرکردگان رژیم درباره چهارشنبه ‌سوری می‌زنند، خیلی مشخص و روشن شده و واقعاً جای سؤال پیش می‌آید که چه ربطی وجود دارد بین سرنوشت نظام و چهارشنبه سوری، آن‌طور که کارگزاران این رژیم پابه‌گور از آن دم می‌زنند. از قضا از روی همین حرف‌ها می‌شود فهمید که فرصت، فرصت مغتنم و مهمی است. چرا که این موضوع در بعد از قیام مردم ایران در دیماه است که روی میز رژیم آخوندی قرار دارد. قیامی که بعد از آن دیگر هیچ معادله‌یی در رابطه با دیکتاتوری آخوندی مثل قبل نیست و تمام عوامل دست‌اندرکاری که سرنوشت این رژیم پوسیده را رقم می‌زنند، به‌کلی تغییر کرده است. بنابراین فرصت‌ها، فرصت‌های مغتنمی است در اختیار جوانان و قیام‌آفرینان که در پی هدف اصلی خود که همان رسیدن به آزادی است، از آن استفاده کنند. هدفی که ۹۵٪ مردم ایران از آن حمایت می‌کنند.

سردمداران رژیم در طول سالیان پیوسته تلاش می‌کردند تا هر گونه ارتباط بین سرنوشت رژیم و تحولات اجتماعی که پیش می‌آمد را کاملاً بی‌ربط از همدیگر نشان بدهند. اما اکنون که سردمداران رژیم ولایت می‌آیند و چهارشنبه‌ سوری و آن‌چه که در چشم‌انداز است را این‌طور به سرنوشت نظام ربط می‌دهند، آن‌هم به‌طور خیلی مستقیم که واقعاً برای ناظرانی که مسائل رژیم را دنبال می‌کنند، سؤال برمی‌انگیزد، این نشان می‌دهد که خطر برایشان خیلی جدی شده است و می‌خواهند نیروهای خودشان و کل نظام و بدنه نظام را در همین حالت آماده‌باش نگهدارند.

این خطر به حدی برایشان جدی است که بالاترین نقطه رژیم یعنی ولی‌فقیه ارتجاع که تا کنون سابقه نداشته است، در مورد چهارشنبه‌ سوری خودش مستقیماًًً وارد صحنه شد و به‌صورت کاملاً روشن از ارتباط بین کارزار چهارشنبه ‌سوری و وضعیت و سرنوشت رژیم ارتجاعی‌اش دم زد و گفت:

در همین چند ماه قبل از این، به قول خودشان در اتاق فکر -یعنی گروه‌های فکری ویژه- دُور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دیماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دیماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم، تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع می‌کنیم». (سایت خامنه‌ای - ۱۷اسفند ۹۶)

البته ولی‌فقیه ارتجاع واژه چهارشنبه‌ سوری را به روی خود نیاورد اما فردای سخنرانی خامنه‌ای، نماینده‌های او در نمایش‌های جمعه، مثل همین آخوند صدیقی خیلی رو و عیان و مستقیم به‌صراحت گفتند که بحث، بحث چهارشنبه ‌سوری است.





چهارشنبه سوری و آخوند صدیقی

به نوشته خبرگزاری حکومتی فارس در 18اسفند 1396:

امام‌جمعه موقت تهران همچنین با اشاره به مراسم چهارشنبه آخر سال گفت: «اسلام هیچ‌گاه با سنت‌های ملی مقابله نکرده ولی تهدیدها را به فرصتها تبدیل کرده است. آن‌چه دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشند این است که برای دیماه آن شورش را بپاکردند، برای بهمن نقشه کشیدند و برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودن... وی خطاب به کسانی که در برپاکردن مراسم چهارشنبه آخر سال نقش دارند، گفت: افرادی که به ناآرامی دست می‌زنند بدانند هم امنیت روانی جامعه را به‌هم می‌زنند و هم جان و سلامتی خود را از دست می‌دهند».

به این ترتیب او (همراه با دیگر ائمه جمعه خامنه‌ای) دارد می‌گوید که سرنوشت ما با این فرصتهایی که برای قیام پیش می‌آید، گره خورده است و قیام هم برای رژیم آخوندی مساوی است با سرنوشت نظام. فرصت برای قیام در دست جوانان و قیام‌آفرینان و مردم ایران یعنی فرصت برای رقم‌زدن سرنوشت نهایی نظام آخوندی. هر فرصتی که پیش‌رو باشد و ملت ایران از آن استفاده کند.

بنابراین کارگزاران و سردمداران رژیم دارند از همین چشم‌انداز ابراز وحشت می‌کنند و آن‌قدر هم خطر جدی است که رأس نظام متعفن ولایت یعنی خامنه‌ای باید وارد شود و رژیم خود را بسیج چنین آماده‌باشی بکند. اما در مقابل این فرصت چهارشنبه‌ سوری که این‌چنین دیکتاتوری آخوندی را هراسناک کرده است تا این حد برایشان خطر جدی است، فرصت مغتنمی است برای قیام‌آفرینان و مردم قهرمان.

معمولا چهارشنبه‌ سوری در نظام آخوندی عبارت ممنوعه است و از کلمه چهارشنبه آخر سال استفاده می‌کنند، اما جای تعجب است که آخوند صدیقی در بازار جمعه تهران ۲بار از کلمه چهارشنبه ‌سوری استفاده کرد که البته آگاهانه و عمدی بود، اگر ‌چه رسانه‌های حکومتی به این واژه اشاره‌یی نکردند. او در همین نمایش جمعه گفت که ما با سنت‌های ملی هیچ مخالفتی نداریم و از این قبیل حرف‌ها که به نظر می‌رسد یک تغییراتی در برنامه دجالگری‌ خود داده‌اند که همین موضوع نشان‌دهنده یک نوع عقب‌نشینی در تعادل‌قوای بین مردم و رژیم آخوندی است. درست مثل همان معذرت‌خواهی‌های خامنه‌ای که گفت: من معذرت می‌خواهم به‌خاطر عدالت و یا آخوند حسن روحانی و دجال‌گریهای او درباره زنان و یا این‌که اگر ما صدای مردم و صدای نصیحت را نشنویم، صدای انقلاب دیر است؛ که همه اینها را باید در کادر وضعیت رژیم آخوندی بعد از قیام مردم ایران دید که ضعیف و ضعیف‌تر شده است و ناتوان از مقابله با خیزش مردم.



چهارشنبه سوری و قیام برای جشن آزادی

بنابراین روحیه از جانب رژیم آخوندی بسیار پایین و از طرف مردم و مقاومت و کانونهای شورشی مقاومت و جوانان و قیام‌آفرینان به‌غایت بالا، عزم‌ها به‌غایت جزم، اهداف روشن و ایمانها بسیار قوی است. همین قیام کشاورزان ورزنه در روزهای اخیر و پشتیبانی آن توسط مردم و جوانان غیور اصفهان و سایر نقاط، این روحیه جنگنده و این تهاجم چیزی نیست که فقط در یک نقطه و در یک منطقه شاهدش باشیم، بلکه اکنون این تبدیل به یک روحیه عمومی در جامعه امروز ایران شده است.

بنابراین امسال در چهارشنبه‌ سوری، دیکتاتوری آخوندی از هر سال دیگر ناتوان‌تر و شکست‌خورده‌تر خواهد بود و همه صحنه‌ها گواه این حقیقت است.

هراس از چشم‌انداز تاریک سال آینده

هراس از چشم‌انداز تاریک سال آینده
1396/12/21

سال 1396 رو به پایان است و سال 97 در افق پیدا شده، با این‌که سال 96 سال بسیار سخت و سهمگینی برای رژیم بود، اما تقریباً همهٴ ارزیابیهایی که تا کنون از مهره‌ها و رسانه‌های رژیم شنیده یا خوانده‌ایم، حاکی از این است که سال آینده، سال 97، بسا خطرناکتر و هولناکتر از سال 96 خواهد بود

در زمینه سیاست خارجی، بحران اتمی، بحران موشکی و منطقه‌یی پیش‌بینی رسانه‌ها و مهره‌های رژیم این است که سال آینده سال بحرانی و در عین‌حال پردردسری برای نظام خواهد بود.

سایت حکومتی دیپلوماسی ایرانی 19اسفند با عنوان «97، سالی پر از دردسر برای دیپلوماسی و اقتصاد ایران» می‌نویسد: «سفر ژان ایو لودریان، وزیر امور خارجه فرانسه به ایران و سفر بنیامین نتانیاهو به واشینگتن شرایط حساسی را در حوزه سیاست خارجی برای کشور رقم زده است؛ به‌خصوص این‌که در این دوره از این کنفرانس‌ها به شکل ویژه‌یی مسائل مربوط به توان موشکی، برجام و حضور ایران در خاورمیانه مورد توجه بوده است. در آن سوی داستان هم سفر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی به انگلستان و برجسته‌سازی مسأله ایران‌هراسی در اروپا و همراهی برخی سران مقامات لندن و قاره سبز در این راستا، روزهای پایانی سال را به کانون برخی چالشها برای دیپلوماسی ایرانی بدل کرده است که به احتمال فراوان دامنه آن به سال بعد البته با شتاب و شدت بیشتری کشیده خواهد شد».

یکی از اعضای مجلس ارتجاع به نام محمدجواد جمالی نوبندگانی نیز بر این باور است که «سال پیش‌رو، سالی پر از دردسر برای دیپلوماسی کشور خواهد بود».

این نماینده مجلس ضمن اشاره به نقش اروپا در افزایش این دردسر برای دیپلوماسی نظام آخوندی تحت عنوان این‌که «اروپایی‌ها هم در ریل این ۳بازیگر بیشتر حرکت خواهند کرد» نگران «تحریمهای برجامی و غیربرجامی» در نظر گرفته شده است. (سایت دیپلوماسی ایرانی 19اسفند 96)

روزنامه حکومتی شرق 19اسفند 96 نیز به خوانندگانش توصیه می‌کند که برای برجام نگرانی داشته باشند و در این رابطه می‌نویسد: «در روزهای پایانی سال 96 هستیم؛ دست‌‌کم برای ما که مذاکرات هسته‌یی را پوشش دادیم و در این حوزه می‌نویسیم، سال 96، سال دلهره ازدست‌رفتن برجام بود. حداقل برای ما این‌ طور بود. شما هم در این سال، این دلهره و نگرانی را داشتید؟».

علی خرم دیپلومات سابق رژیم هم نگران این است که توسط عناصر باند خامنه‌ای که او آنها را «عناصر صاحب نفوذ» می‌نامد «در واپسین روزهای سال 96»، «تیشه به ریشه این توافق» (تیشه به ریشه برجام) بخورد «غافل از این‌که این تیشه به ریشه کشور (بخوانید تیشه به ریشه نظام آخوندی) است که آثار آن دیر‌ یا‌ زود تبلور پیدا خواهد کرد». (روزنامه شرق 19اسفند 96)

جواد ظریف وزیر خارجه دولت آخوند حسن روحانی نیز در مورد دردسر ماههای آینده در سال 97 می‌گوید: «سوء‌نیت آمریکا تقریباً در هر اقدامی که سال گذشته انجام‌ داده، مشخص است - بنابراین آنچه در سال گذشته اتفاق افتاد، احتمالاً در ما‌ه‌های آینده هم ادامه خواهد داشت». (روزنامه شرق 19اسفند 96)

بنابراین روشن است که رژیم با بحران بسا خطرناکتری در سال آینده روبه‌روست.

یا رژیم باید زهر بخورد و عقب‌نشینی کند که نتیجه آن همان «تنزل بی‌پایان»ی است که خامنه‌ای در خرداد 95 بیان کرد.

اگر هم آن‌چنان که خامنه‌ای در دیدار با مداحان حکومتی ادعا کرد گفتگویی در کار نباشد و اصرار روی سیاست موشکی و منطقه‌یی و... بشود، این یعنی رویارویی با جامعه بین‌المللی که نتیجه‌اش بازگشت به تحریمهای خفه‌کننده قبل از برجام خواهد بود و طبعاً به‌دنبال آن بالا گرفتن بحرانهای اجتماعی و گسترش اعتراضات و...

این واقعیت چشم‌انداز تیره و تاری است که حاکمیت ولایت فقیه در سال 97 با آن مواجه است.

هیزم‌بیار چهارشنبه ‌سوری کیه؟

هیزم‌بیار چهارشنبه ‌سوری کیه؟
1396/12/21


این روزها هر سایت و کانال و شبکه‌ مجازی و روزنامهی رو باز میکنی، با اولین خبر و اولین کلمه‌یی که روبه‌رو میشی عبارت چهارشنبه سوریی است.
حالا هر رسانه‌یی به مذاق و دلخواه خودش رفته توی داستان چهارشنبه‌ سوری و از خروجی مطلوب خودش بیرون اومده.
آخوندها که پیشتر از اساس منکر چهارشنبه ‌سوری بودن و اینو یه سنت خرافی؟! و ضداسلامی؟! و حتی به بیان آدمی مثل مرتضی مطهری، چهارشنبه‌ سوری رو یه سنت احمقانه می‌دونستند، زیر ضرب مخالفت مردم، الآن به نقطه‌یی رسیدن که ضمن حفظ فتاوی صدتا یه غاز خود اما در عمل، چهارشنبه‌ سوری رو به شرط و شروطی (یعنی چهارشنبه‌ سوری بی‌خطر = قاشق‌زنی و فالگوش ایستادن و آجیل خوردن و...) مجاز! شمرده و اساساً خودشون براش دم و دستگاه اجرایی حکومتی چیده و خلاصه به‌طور «دوفاکتو» اونو به‌رسمیت شناختن!

حالا البته با این تبصره که تمام هم و غم رسانه‌ییشونو صرف جلوگیری از اجرای مردمی مراسم و آتشبازی و در واقع آتشباریهایی کردن که جوونا در روز موعود به‌سر تا پای رژیم و نهادهای در دسترسش میکنن.

آخوندها که طعم آتشباری قیام به حداقل 60مقر نمایندگان خامنه‌ای در شهرستانها و آتشباری جوونا به حداقل 20حوزه جهل و جنایت آخوندی رو در همین قیام جاری مردم به چشم دیدن، تموم وحشتشون از اینه که شب چهارشنبه‌سوری که:

هم هوا تاریکه و شناسایی جوونا مشکل‌تر از قبل

و هم تجمع‌ مردم برای آتیش روشن کردن یه امر طبیعی و همگانیه

و هم ملت از قبل کلی برای اینکار تهیه و تدارک دیدن، مواد محترقه و منفجره آماده کردن

و از طرف دیگه آخوندها خودشون هم توی این دو سه ماهه بعد از قیام با جنایتهایی که در حق مردم کردن، آتش کینه و نفرت مردمی از خودشونو هر چه بیشتر درش دمیدن و آتیششو شعله‌ورتر کردن

حالا در همچین شرایطی یک فرصت مردمی بی‌نظیر هم طبق معمول سنواتی از راه رسیده و میدونو با تمامی اجزا و متعلقاتش برای مردم و جوونای زخم‌خورده از آخوندها به‌طور کامل «چیده» و آماده کرده!

و آخوندها هم جز روضه ایمنی و هشدار امنیتی و تهدید دستگیری و زندان حرف دیگه‌یی برای زدن ندارن، موندن این وسط چطوری صحنه به این خطرناکی رو جمع کنند؟

این از حساب آخوندها و تبلیغاتشون

اما تبلیغات نوع بعدی تبلیغات یه عده «الکی‌خوش» و پرت از مرحله ‌است که نشستن و اندر باب چیزهایی حرف میزنن و تبلیغ می‌کنن که در واقع، امر انجام‌شده تلقی میشه و حرفیست که از سکه افتاده. آدم‌هایی بی‌ارتباط با واقعیت که مستمراً توی بوق‌های کوچیک خودشون میدمن که «ما از چهارشنبه ‌سوری کوتاه نمیایم!» حتی اگه شده از روی یه چوب‌کبریت روشن توی حیات خونه‌مون بپریم! آدمهایی که خیال می‌کنن قد و قواره مشکل الآن در این حده! غافل از این‌که جوونای مملکت الآن در نقطه استفاده بهینه از این سنت دیرپای مردمی برای پیشبرد امر مبارزه با رژیم ایران‌ستیزی هستند که این روزها در موضعی کاملاً دفاعی قرار گرفته و نه تنها اجرای مراسم چهارشنبه‌ سوری رو پذیرفته بلکه خودش با دست خودش آمده و محل‌هایی رو برای اجرای حکومتی و کنترل‌شده اون مشخص و اعلام کرده و براش کلی پول و امکانات خرج کرده تا شاید مشکل بالغ‌شدن مراسم چهارشنبه‌ سوری به یک قیام آتشینو منتفی کنه یا حداقل جلوش سنگ بندازه.

خب به هر حال این نحوه طرح داستان چهارشنبه ‌سوری هم، برای خودش حقیقتاً که داستانیه و باید با متانت از کنارش گذشت و چیزی نگفت تا چرت بعضی‌ها نپره!

اما نوع سوم تبلیغات، تبلیغات مردمیه که آکنده از شعارهای آتشین و «دیکتاتوری سوز!» و تهاجمی است که چهارشنبه‌ سوری رو فرصتی ملی و مردمی برای شعله‌ورتر کردن آتش قیام اعلام می‌کنن و در و دیوار مملکت و رسانه‌های مردمی رو هم از این قضیه پر کردن

این سه دسته یا جماعت یا گروه همگی در شمار آتشبیاران معرکه چهارشنبه‌ سوری هستند، و طبعاً هر کدومشون به نوعی.

اما بین این سه گروه یا دسته یا جماعت، یکی هست که بیشتر از بقیه توی آتیش چهارشنبه‌ سوری «فوت»میکنه یعنی به قول معروف توی آتیش میدمه!

اون کیه؟

حافظان قدیمی و ملانقطی سنت‌های ملی و میهنی؟

مخالفان دیکتاتوری که همیشه در به در دنبال فرصتی مناسب برای آتش زدن بساط دیکتاتوری میگردن؟

یا خود نظام و دستگاه حکومتیش که الآن متولی رسمی مراسم شده و براش دستگاه اجرایی همراه با واحدهای امدادی! و کلی نیروی انتظامی!؟ به اضافه کلی قوانین تهدیدآمیز بازداشت و زندان و برخورد شدید با اخلالگران مراسم!؟ چیده و مستمراً هم این حرفها رو توی بوق میکنه

مثل این اطلاعیه دادستانی آخوندی که شنبه‌شب روی وایر خبرگزاریهای آخوندی رفت:


برای این‌که در شلوغی مطالب، حرف اصلی گم نشه سوالو دوباره تکرار می‌کنیم: هیزم بیار اصلی معرکه چهارشنبه‌ سوری کیه؟ کدوم یکی از این سه جریانه؟

شاید هر کس بسته به تمایلش به یکی از این سه دسته، جماعت خودش یا جماعت و دسته مطلوب خودشو معرفی کنه. اما فارغ از هر حب و بغض سیاسی و تعصب‌ گروهی و حزبی باید انصاف داد و گفت: هیزم‌بیاراصلی این معرکه آتشین خود آخوندا هستند!

آخوندها خودشون هیزم به آتش خشم و کین ملت می‌ریزن

آخوندها خودشون روی این توده عواطف زخم‌خورده و مجروج نمک میپاشن

آخوندها خودشون روی آتیش کین و نفرت مردمی از خودشون بنزین میریزن و این آتشو شعله‌ورتر می‌کنن

چطوری؟

خبر زیرو نگاه کنید. پاسدار سعید قاسمی که معروفه به خل‌بازی درآوردن و شلوغ کردن معرکه، اخیراً رفته مناطق زلزله‌زده کرمونشاه و یک کارگاه تولید کانکس و یه مقاطعه‌کاری خونه‌سازی راه انداخته و بعد هم شروع کرده به گرفتن عکس و مصاحبه و تبلیغات دوپولی آخوندی پاسداری که «ایهاالناس این ما پاسدارها هستیم که داریم برای زلزله‌زده‌ها خونه درست می‌کنیم، کانکس درست می‌کنیم و...»

اما وقتی که گزارش و مصاحبه‌شو میخونی به ناگاه احساس می‌کنی فشار خون رفت بالای 17– 18و الآنه که رگ گردنت بترکه!

پاسدار دجال رفته اتوبوس قراضه‌های چند ده سال مونده توی دپوی سپاهو که به لعنت یزید هم نمی‌ارزند برداشته برده توی مناطق زلزله‌زده، یه رنگ پاشیده روشون و جای خونه و کانکس به قیمت میلیونی داده به مردم مستاصل و مصیبت‌زده‌یی که هیچ پشت و پناه حکومتی ندارن که سهله، از حمایت‌های مردمی هم به‌علت ممانعت همین پاسدارهای آدمکش، محروم شدن.

بعد هم این پاسدار موجی شروع کرده به دمیدن در بوق تبلیغاتیش که: بله ما داریم مشکل مردمو حل می‌کنیم و اینهم البته از معجزات آقا (یعنی علی خامنه‌ایه)!

یک نگاه به عکس اتوبوس قراضه‌های حاج سعید موجی و آلونک‌های بلوکیش بکنید و یک نگاه هم به آپارتمانهایی که همین پاسدارها به سرکردگی همین خامنه‌ای ملعون و مدیریت پاسدار جنایتکار معدوم حسام خوشنویس (حسن شاطری) برای مزدوران حزب‌الشیطان در بیروت (پایتخت لبنان) ساختند بکنید و بعد ببینید چرا آخوندها اینهمه از آتیش خشم ملت و هر چی آتیشه مثل س... می‌ترسن!؟

عکس‌ها رو ببنید:


این، عکسی که می‌بینید عکس سه تا اتوبوس اسقاطیه که انداخته بودن توی دپوی اسقاطی‌ها و حالا سعید قاسمی اونها رو برده رنگ کرده و به جای کانکس و خونه داده به زلزله‌زدگان کرمونشاه. همین سعید قاسمی گفته بابت هرکدوم از این قراضه‌ها یک میلیون و پونصد هزارتومن هم گرفته!

اما عکس بعدی


اینهم یه خونه دست‌ساز سعید قاسمی و باندشه که ظاهراً فقط برای نمایش و عکس و فیلم‌برداری رنگ‌آمیزی شده یا شاید هم خونه‌یی باشه که روی به قول خودش «قدمگاه» خامنه‌ای، موقع رفتن به مناطق زلزله‌زده، درست کرده! عبارتی شرک‌آمیز که حاکی از همسان‌سازی یک آخوند بی‌مقدار با ائمه و معصومینه!

اما گذشته از این بحثها، وقتی به عکس و تصویر سایر خونه‌هایی که همین جماعت ضدایرانی، در دست ساخت دارن نگاه می‌کنید با یک چیز دیگه روبه‌رو می‌شید که هیچ شباهتی به این یکی ندارن

ببینیمشون:


بله اینهم محلهٴی هست که خونه‌ها رو (که معلوم نیست بابت هرکدومشون چندین میلیون یا میلیارد پول می‌گیره) در اون ساخته. (اینو در قیاس با اتوبوس‌های اسقاطی می‌گم که برای رنگ کردنشون یک و نیم میلیون گفت گرفته!) بله خونه‌ها رو میشه پشت سر سعید قاسمی دید. چندتا خونه بلوکی که با عکس و تفصیلات و کلی تبلیغ، مایه یک مصاحبه آن‌چنانی هم برای سعید قاسمی شده توی رسانه‌ها.

اینهم کلیشه یکی از مصاحبه‌های پاسدار سعید قاسمی درباره «شاه»کارش برای زلزله‌زدگان کرمونشاه!


در این مصاحبه سعید قاسمی کلی از شاهکار اتوبوسیش صحبت کرده، عکس یادگاری در «پز»های مختلف با «فیگور»های متعدد گرفته و بعد هم تیتر زده: معجزه آقا در کرمانشاه!

اصل صحبت این نوشته چی بود؟

هیزم‌بیار اصلی چهارشنبه ‌سوری کیه؟

اینجا معجزه آقا!؟!؟ یعنی سید علی خامنه‌ای رو برای مردم ایران و آدمکش‌های حزب‌الله لبنان ببینید و قضاوت کنید که چه کسی بنزین روی آتش خشم ملت میریزه؟



اینها آپارتمانهاییه که خامنه‌ای ضدایرانی برای مزدوزان لبنانیش ساخته. اسم منطقه هست ضاحیه. در حاشیه بیروت پایتخت لبنان قرار داره و یکی از مراکز اصلی رژیم در منطقه است.

سهم مردم مصببت‌زده و زلزله‌دیده ما اتوبوس اسقاطی و چهارتا اتاقک بلوکی به اسم ویلاست.

اما به مزدورهای حزب‌الله که می‌رسه، این آپارتمانهای شیکو می‌سازن! حتی کرایه‌خونه ساکنان این آپارتمانها رو هم تا آماده شدن، همین خامنه‌ای داده! این مطلبو یکی از خانم‌های ساکن همین مجموعه در یک مصاحبه تلویزیونی و در تشکر از آقا! گفته

آخوندها حتی خیابونهای حزب‌الله رو هم براشون آذین بستن!


روشن نیست چرا این امامزاده جعلی و دجال‌مرام، در لبنان این‌قدر خوب و قشنگ معجزه می‌کنه اما وقتی به مردم خودمون میرسه این‌قدر چلاق و مافنگی میشه؟!



به نظر م اینهم یکی از اون حساب معوقه‌های نظامه که اگه واقعاً پس از سرنگونی چیزی ازشون باقی موند، باید در دادگاه صالحه مردم، جوابگوش باشن اما گذشته از آنچه که روزی نه چندان دور انشاالله در دادگاههای مردم در حق این جماعت ضدبشر و ضدایرانی خواهد رفت باز هم برگردیم به سوالی که در ابتدای این نوشته به آن وارد شدیم:

هیزم‌بیار و هیزمکش آتش چهارشنبه‌ سوری کیه؟

کیه که بنزین روی آتش خشم مردم میریزه؟

کیه که لحظه به لحظه به کینه و نفرت مردم از این نظام سراپا فاسد و آدمکش و بیگانه با ایران و ایرانی اضافه می‌کنه؟

کبریتشو میزنه

درآتشش میدمه، فوتش میکنه و بعد هم احمقانه فریاد میزنه آی آتیش زدند آی....

البته جوونای عاصی و جون به لب رسیده ایران منتظر تقویم و سررسید نامه مناسبت‌های سال نمی‌مونن و مثل قیام دی هر جا که اراده کنن آتیش می‌کشن به ریش و ریشه آخوندها و معجزاتشون!

سلام به چهارشنبه سوری!

Monday, 12 March 2018

پرهیز از بکاربردن صفت «خرافه» برای چهارشنبه ‌سوری در نمایشهای جمعه!

پرهیز از بکاربردن صفت «خرافه» برای چهارشنبه ‌سوری در نمایشهای جمعه!
1396/12/20

مقایسه خطبه‌های پارسال و امسال امام جمعه‌های خامنه‌ای درباره چهارشنبه‌ سوری حاوی پیامی برای قیام‌آفرینان برای برپایی گسترده‌تر و آتشین‌تر این جشن ملی و خصلت ضدحکومت آخوندی آن است.

تأثیرات قیام سراسری مردم ایران در دیماه را در همه پهنه‌ها می‌توان دید. از جمله در وضعیت تدافعی امام جمعه‌های هار و وحشی خامنه‌ای در خط‌ و نشان کشیدن برای مردم و جوانان میهن.

چهارشنبه سوری از زبان امام جمعه‌های رژیم در سال گذشته

آخرین نمایش جمعه قبل از چهارشنبه ‌سوری را در سال گذشته به‌یاد بیاوریم که اغلب چهارشنبه ‌سوری را خرافه،آتش‌پرستی و شب عزا توصیف می‌کردند و برای مردم و جوانان خط‌ و نشان می‌کشیدند. موحدی کرمانی مراسم چهارشنبه ‌سوری را مراسمی جاهلانه توصیف کرده بود و از مقامهای رژیم خواسته بود که فکری به‌حال آن بکنند.

امام‌جمعه رژیم در بجنورد گفته بود: چهارشنبه ‌سوری در دین اسلام و تاریخ ایران باستان جایگاهی ندارد!

امام‌جمعه دزفول مراسم چهارشنبه‌ سوری را حرام و آن را هیجان کاذب که به تحریک دیگران صورت می‌گیرد، عنوان کرده بود.

امام‌جمعه خامنه‌ای در قیدار نیز گفته بود: چهارشنبه ‌سوری یک خرافه است و از هر گونه حقیقت و واقعیت تهی و خالی است و با عقل در تضاد است و کارهایی است از روی جهل و نادانی.
نگاهی به خطبه‌های جمعه امسال درباره چهارشنبه سوری

بلاشک، امام جمعه‌های فاسد و جنایتکار رژیم سال گذشته هرگز فکر نمی‌کردند که یک سال بعد، در شرایطی قرار خواهند گرفت که نه تنها چنین سخنان ضدایرانی را علیه سنتهای مردم نتوانند به زبان بیاورند بلکه باید در حالت تدافعی صرفاً به خواهش و تمنا بسنده کرده و تنها یک چیز بخواهند و آن هم این است که چهارشنبه‌ سوری به قیامی دیگر علیه حکومت آخوندی تبدیل نکنند. خطبه ترسان امام‌جمعه گریان و کودن خامنه‌ای در تهران، آخوند صدیقی، بسیار گویاست:

«مسأله چهارشنبه‌ سوری رو که ما اسلام‌مون سنتهای ملی رو هیچ‌وقت مقابله نکرده ولی تهدیدها را به فرصتها تبدیل کرده. اون‌چه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد بنا بود ماه دی اون شورش رو به‌پاکردند برای بهمن نقشه کشیده بودند برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند... لذا مسأله چهارشنبه‌سوری انشاالله بعضیها که توجه ندارند بدانند هم امنیت روانی جامعه رو به‌هم نریزند هم جان خودشون رو همه‌ساله در این آتش‌سوزیها انفجارها چه جوانهایی سلامتی‌شون رو از دست می‌دهند».

نمونه دیگری از خطبه‌های امام جمعه‌های خامنه‌ای درباره چهارشنبه بعد از قیام دیماه

شاهچراغی(سمنان): با شادی مخالف نیستیم و اسلام هم دین عزا و عاشورا و هم شادی‌های معقولانه هست!

طباطبایی‌نژاد(اصفهان): حواسمان جمع باشد با رقص نمی‌توان دل را شاد کرد!

طه‌ محمدی(همدان): از پرتاب ترقه و ایجاد صدای انفجار ناشی از آن خودداری کنند!

مطهری ‌اصل(تبریز): روی موضوع چهارشنبه آخر سال و شادی در آن روز مشکلی نیست. مردم کنار هم با آرامش چهارشنبه آخر سال را بگذرانند!

قریشی(ارومیه): شاد بودن بدون ایجاد مزاحمت به دیگران اشکالی ندارد!

ویژگی چهارشنبه ‌سوری امسال

ملاحظه می‌فرمایید در حرفهای امام جمعه‌های خامنه‌ای نه از خرافه و آتش‌پرستی نشانی هست و نه از فرمان به نیروهای سرکوبگر رژیم برای جلوگیری از مراسم و بگیر و ببند.

این همان تأثیر قیام سراسری مردم ایران است که اکنون خود را به‌صورت اعتراضات گسترش‌یابنده، سازمان‌یافتگی و تشکلهای جوانان و اقشار مختلف ملت در چشم حکومت آخوندی فرو کرده و آنان را این‌چنین به تدافع و استیصال کشانده است.

این واقعیت نشان می‌دهد که چهارشنبه ‌سوری را می‌توان به مدار دیگری از پس‌زدن آخوندهای حاکم از یک‌سو، و ایجاد فضا و امکانات جدیدی برای قیام‌آفرینان در راستای سرنگونی اهریمنان حاکم تبدیل کرد.

بر این اساس است که امام‌جمعه خامنه‌ای در تهران از قیام مردم در دیماه و خیزشهای بهمن‌ماه نتیجه گرفت که در اسفندماه هم قیام‌آفرینان درصدد قدرت‌نمایی برخواهند آمد. معنای دیگر این سخنان، اعتراف به این واقعیت است که تنها زبان قابل‌فهم برای حکومت آخوندی زبان قدرت سازمان‌یافته مردم است و بس. یعنی در قبال سرکوب و شکنجه و زندان و کشتار، جواب واقعی، آتش خشم سمت و سوی یافته مردم است. آتش جواب آتش.

چهارشنبه‌ سوری سرخ این سال

چهارشنبه‌ سوری سرخ این سال
1396/12/20

چهارشنبه سوری امسال شعله‌ور شدن آتشی است که مردم ایران‌زمین از دیماه و با قیام همه‌گیر روشن کرده‌اند

بسیار بعید می‌دانم که در تاریخ سرزمین کهن ایران سرمایی کشنده‌تر از سرمای ولایت فقیه سابقه داشته باشد. کسانی‌که با کشت و زرع سر و کار دارند خوب می‌دانند که سرما و یخبندان زمستان چقدر برای زمینشان مفید و لازم است، چرا که این سرماست که آفتهای موذی را از بین می‌برد و زمین را در فصل پایان سرما، برای پذیرش بذر آماده می‌کند. اما برودت نظام منجمد آخوندی از جنس دیگری است؛ به جای از میان برداشتن آفات، خود به موذی‌ترین آفت تبدیل شد و به جان شکوفه‌های آزادی افتاد و پس از زمستان سخت و طولانی رژیم پهلوی جوانه‌ها و برگها و گلبرگ‌های بهار آزادی را خشکاند و سوزاند. چرا که پس از زمستان سرد دیکتاتوری سلطنتی، زمستان بسا سردتر یخ‌زده آخوندی از راه رسید، اگر ‌چه قرار نبود که برسد.

روشن کردن آتش اما برای فراخواندن گرما، که زندگی است و برای نشان‌دادن خانه به فروهر که همان همزاد و جوهر زندگی است. شعله‌ور کردن آتش، پاره کردن شبِ اختناق است. بی‌جهت نیست که در سالهای سرد و سیاه حکومت آدمخوار آخوندی، ایرانیان، به‌خصوص جوانان، به این جشن سنتی جان تازه‌یی دادند و از آن ابزاری ساختند تا شبِ سیاه را ریشه‌کن کنند.

گاهی مترقی‌ترین سنتها در طول زمان از رونق می‌افتند، اگر ‌چه به‌خاطر ریشه عمیقشان از بین نمی‌روند. با ظهور حکومت عقب‌افتاده آخوندی در ایران‌زمین، مردم به اهمیت معنوی سنت‌های ملی پی‌بردند. مراسم چهارشنبه سوری، شاید به‌خاطر حضور آتش سرکش، در سالهای حکومت آخوندی هر سال پرشکوه‌تر برگزار شده است. سردمداران رژیم آخوندی مطهری، مکارم شیرازی، جوادی آملی، تا آخوندهای خرده‌پا رسم چهارشنبه ‌سوری را زشت و خرافه شمرده و کسانی‌که آن را اجرا می‌کردند را احمق و بی‌عقل خوانده‌اند. از این جماعت خشک‌مغز بیش از این انتظاری نیست.

اما چهارشنبه ‌سوری امسال شعله‌ور شدن آتشی است که مردم ایران‌زمین از دیماه و با قیام همه‌گیر روشن کرده‌اند. رژیم اسقاطی آخوندی در پیسی بی‌سابقه به وسط میدان پریده و از «مغایرت استفاده از مواد آتش‌زا با سنت چهارشنبه سوری» دم می‌زند و یا صحبت از «چهارشنبه سوری به‌عنوان جشن پاسداشت دور هم بودن می‌کند، اما زمانی که مواد آتش‌زای خطرناک وارد این آئین شد، این سنت، از اصالت خود فاصله گرفت». رژیم پا به گور از ترس شور آتش چهارشنبه ‌سوری به دلسوزی برای نوزادان و زنان باردار، بیماران و سالمندان روی آورده که صدای ناشی از انفجار برایشان بد است... اما وقتی توصیه و نصیحت‌های خنده‌آور آخوندی را به سمع عموم رساندند، یادشان می‌رود تا طبیعت وحشی و خونریزشان را پنهان کنند: «با کسانی که در سه‌شنبه آخر سال در میادین، تقاطع‌ها و خیابانها دست به اقدامات خارج از عرف بزنند به‌شدت برخورد می‌شود. خودروی این افراد تا پایان عید در پارکینگ پلیس می‌ماند و خودشان به دستگاه قضایی تحویل داده می‌شود» (از افاضات سرکرده پلیس رژیم در تهران). رژیم شب‌پرست آخوندی از آتش می‌ترسد.

چهارشنبه سوری امسال رژیم فاسدی را می‌سوزاند که به غیر از سرنگونی تام و تمام چیز دیگری در تقدیرش نیست

چهارشنبه سوری این سال آتشی است که از زمان سرکار آمدن این رژیم ضدایرانی هرگز خاموش نشده است و این بار با شعله همه‌گیرش از جای‌جای خاک وطن، سرکش می‌رود تا ریش و ریشه این فاسدترین و مرتجع‌ترین موجودات را بسوزاند. چهارشنبه‌سوری امسال با قیام سراسری، که سر خاموشی ندارد، رژیم فاسدی را می‌سوزاند که به غیر از سرنگونی تام و تمام چیز دیگری در تقدیرش نیست. جشن ملی چهارشنبه‌سوری امسال بدون شک جشن آتش برای روشنایی و آزادی در ظلمت استبداد آخوندی است و با قیام ایران‌زمین، این بار بیش از همیشه شعله‌ور می‌شود. آتش امسال آتش کاوه‌های آهنگر است که فروزان در هزار اشرف، به جان تمامیت رژیم افتاده که با شعله‌های خشم جوانان و زنان قهرمان آن را سرانجام خاکستر خواهد کرد. چهارشنبه‌سوری امسال، به واقع جشن ملی برای آزاد کردن هرچه سریعتر وطن از لوث دشمنان ایران‌زمین خواهد بود و هر کوچه سنگری، هر خانه قلعه‌یی و هر خیابان، میدانی برای کارزار آزادی است. کانونهای شورشی جوانان انقلابی دیگر هیچ شانسی برای ضحاک عمامه‌دار باقی نخواهند گذاشت. آتش قیام در زیباترین وطن روشن شده است و تا پس‌گرفتن ایران سرِ بازایستادن ندارد. به قول آخوند محمد خاتمی: مسأله فراتر از اصلاح‌طلبی و اصول‌گرایی است و ما برای اولین بار با این موجود بی‌خاصیت هم عقیده هستیم.