Showing posts with label مرگ بر خامنه‌ای. Show all posts
Showing posts with label مرگ بر خامنه‌ای. Show all posts

Tuesday, 13 March 2018

وضعیت بحرانی رژیم در آستانهٴ چهارشنبه سوری

وضعیت بحرانی رژیم در آستانهٴ چهارشنبه سوری


۱‍۳۹۶/۱۲/۲۲
در آستانهٴ چهارشنبه‌سوری که طبعاً مسأله مبرم و مقدم رژیم است، شاهد گسترش بحرانهای اجتماعی؛ اعتراضات کارگران، کشاورزان، دانشجویان، غارت‌شدگان و دیگر اقشار مردم هستیم. در همین حال بحران درونی رژیم هم اوج کم سابقه‌یی پیدا کرده و درست در بحبوحهٴ همین شرایط، موضوع استیضاح سه وزیر دولت روحانی هم توسط مجلس رژیم به جریان افتاده و بحران سنگین دیگری را روی میز نظام قرار داده است. جالب این‌که زمان استیضاح این سه وزیر؛ یعنی وزرای راه و شهرسازی، جهاد کشاورزی و تعاون،کارو رفاه اجتماعی یا لااقل دوتای آنها را هم برای همان روز چهارشنبه‌سوری برنامه‌ریزی کرده‌اند.پس می‌شود تصور کردکه اکنون رژیم درگیر این بحرانها، در وضعیت دشواری قرار دارد. به نوشته یکی از روزنامه‌های حکومتی، استیضاح همزمان 3وزیر از زمان مشروطه به این طرف سابقه نداشته است. آیا این طرح و زمان بندی‌ آن حساب شده و مهندسی شده است؟ یا این‌که به‌طور اتفاقی همزمان شده است؟

با یک نگاه همه جانبه‌تر به آخرین وضعیت رژیم، باید گفت که موضوع فراتر از این حرفهاست که حساب شده بودن یا اتفاقی بودن این استیضاح‌ها و زمان آن بتواند تاثیری داشته باشد. واقعیت این است که جدای از این‌که آنها چه تصمیمی گرفته‌اند، رژیم در بن‌بستی گرفتار شده که از هر طرف می‌رود با مشکل مواجه می‌شود. اگر حتی فرض کنیم که همزمانیش با چهارشنبه‌سوری کاملاً اتفاقی بوده، اما همزمانی استیضاح سه وزیر با هم که از مدتها پیش مطرح بوده دیگر نمی‌تواند اتفاقی باشد و این نشان می‌دهد که رژیم حداقل در این سه زمینه، خود را در یک وضعیت اورژانس و حاد و فوری احساس می‌کند.بگذریم که به‌نوشته ایلنای20اسفند 96: اگر بنا بود نمایندگان مجلس به دولت هشداری بدهند و از دولت انتظارات جدی‌تری داشته باشند، باید سراغ حوزه‌های دیگری می‌رفتند.

و بعضی هم نوشتند که در استیضاح این سه وزیر مشخص باج‌خواهی و انگیزه‌های فردی هم در کار بوده است. روزنامه‌ایران (21اسفند) هم به‌نقل از احمد مازنی عضو مجلس رژیم نوشت: «در شرایط فعلی به نظر می‌رسد حداقل مجموعه‌یی از نمایندگان قصد دارند تا با استیضاح و تلاش برای برکناری وزرا پاسخی به شرایط عمومی کشور بدهند. در رأس این شرایط مجموعه اعتراضات اخیر وجود دارد که از دیماه آغاز شد و در چند روز اخیر هم یک بار دیگر به شکل درگیری بر سر مسائل آبی و یا سلسله اعتراضات صنفی و اقتصادی بروز کرده است. دیدگاهی در بین نمایندگان معتقد است اگر مجلس بتواند یکی از این سه وزیر را برکنار کند، پاسخ درخور و اثربخشی به مجموعه اعتراضات اخیر داده و حداقل قدری فضا را آرام می‌کند. خبر دیگری هم حاکی از این است که گویا این استیضاح و نتیجه آن بین دو باند توافق شده است. کما این‌که در موضعگیری روحانی در قبال این استیضاح نیز که تلویزیون رژیم(20اسفند) گزارش کرده، چنین مضمونی برداشت می‌شود:« رئیس‌جمهور با اشاره به استیضاح سه وزیر در مجلس، آن را حق نمایندگان دانست و آن را فرصتی برای تبیین خدمات دولت دانست و گفت استفاده از این حق با لحاظ رعایت مصلحت کشور و مصالح عمومی و منافع ملی است، انجام می‌شود و ضمن اعلام حمایت خود از وزرای مربوطه به آنان توصیه کرد بیلان کار خود را به نمایندگان و مردم اعلام کنند».

اکنون سؤال این است که آیا این استیضاح واقعاً می‌تواند در قبال اعتراضات اجتماعی، مؤثر باشد؟ و آبی بر روی آتش اعتراضات مردم بریزد؟

پاسخ قطعاً منفی است. البته سه وزیری که انتخاب شده‌اند، هرسه مربوط به سه حوزه بسیار پرچالش اجتماعی هستند:حوزه وزیر کار با ابر چالش بیکاری و وضعیت انفجاری محیطهای کارگری، حوزه وزیر راه و شهرسازی با وضعیت فاجعه‌بار جاده‌ها و سوانح جاده‌یی(با نیم میلیون کشته طی دو دهه) و هوایی و تراژدی فاجعه‌بار زلزله‌زده‌ها و بالاخره حوزه وزیر جهاد کشاورزی با شرایط نامطلوب کشاورزان و روستاها، فقدان آب، تخلیه روستاها و فقر و آوارگی روستاییان و اعتراضات کشاورزان.

اما این مانور در مقایسه با مانورهای رژیم شاه در مرحله پایانی(مثل برکناری هویدا نخست‌وزیر یا زندانی کردن نصیری رئیس ساواک وو...)که تازه هیچ فایده‌یی هم نداشت، مطلقاً مانوری بسیار ضعیف و دیرهنگام است. از قضا برخی رسانه‌های حکومتی هم به همین مسأله اشاره کرده‌اند که حالا زمان مناسبی برای این قبیل کارها نیست و نتیجه معکوس خواهد داشت. چون وقتی جامعه یک صدا می‌گوید مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر اصل ولایت فقیه، برکناری عناصر اجرایی پایین‌تر (مثل وزیر) هیچ مسأله‌یی حل نمی‌کند، جز این‌که یک پیام ضعف به جامعه و به همان مردم معترض می‌دهد.

اما در پایان ببینیم چه رابطه‌یی بین بحرانهای مختلف رژیم و کارزار چهارشنبه‌سوری که اکنون در یک قدمی آن هستیم، وجود دارد؟

قبل از پاسخ این سوال، خوب است اشاره‌یی به سایر بحرانهای حاد رژیم هم بکنیم تا وضعیت بهم تنیدهٴ کنونی بیشتر روشن شود. بحران در سیاست خارجی یکی از حادترین بحرانهای رژیم است که خامنه‌ای عمیقاً در آن درگیر است، موضوع مهلت 120روزه در رابطه با برجام، مسأله موشک‌ و دخالتهای منطقه‌یی رژیم، بحرانی که پس از سفر بی‌نتیجه وزیر خارجه فرانسه به یک بن‌بست تمام عیار تبدیل شده است.

بحران رژیم در رابطه با نیروهای نگه دارنده‌اش و مهمتر از همه سپاه پاسداران که سرکردهٴ سپاه اعتراف کرد که وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است و افزود: این وضعیت نیازمند عمق‌بخشی بیشتر معنویت و افزایش روحیه جهادی است؛ چرا که قدرت و صلابت سپاه در عرصه‌های مختلف نیز مدیون همین روحیه معنوی در کنار وجود تجهیزات بوده است.

به این ترتیب رژیم درمحاصره سلسلةی از بحرانهای لاعلاج قرار گرفته است: از بحران اجتماعی تا بحران ارزشی و ریزشی در سپاه و نیروهای سرکوبگرش و از آنجا تا بن‌بست در سیاست خارجی، و این همه اکنون با کابوس چهارشنبه‌سوری نیز همزمان شده و شرایط انفجاری و حادی را برای رژیم رقم زده است. این مجموعه بهم تنیده است که اکنون به کارزار چهارشنبه‌سوری اهمیتی مضاعف داده است.

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری
سخن روز
1396/12/21


در آستانهٴ جشن ملی چهارشنبه سوری، رژیم اگرچه مدعی است که کنترل کامل بر صحنه دارد، اما علائمی از خود نشان می‌دهد، که نشاندهندهٴ بهم ریختگی و وحشتزدگی مضاعف اوست.
رژیم امسال هم از مدتی قبل اقدامات و آماده‌سازیهایش را برای مقابله با چهارشنبه‌سوری شروع کرد. این اقدامات حول دو محور بود؛ یکی رو به مردم که طبق معمول همه ساله ابتدا از یک دور تهدید و خط و نشانکشیدن شروع شد، بعد کم کم عقب‌نشینی کرد و سرانجام هم دست به دامان خانواده‌ها شد که مواظب جوانان خود باشند. در رابطه با نیروهای سرکوبگر خودش هم طبعاً به کار سازماندهی و آمادهباش و رسیدگی و تقویت امکاناتشان پرداخت. از جمله خبری بود مبنی بر این که برای مزدوران بسیجی هم در حال خریدن موتور نو و اقدامات امکاناتی مشابه است اما در مضمون همه این خبرها، ترس و وحشتزدگی دیده می‌شود که به‌طور محسوس امسال خیلی بیشتر از گذشته است. فراموش نباید کرد خامنه‌ای در صحبتی که روز پنجشنبه 17اسفند برای گروهی از نیروهایش می‌کرد، از جمله گفت دشمن در پی این است که طبق گفته‌اش در اسفند ماه کار رژیم را تمام کند.

اکنون سؤال این است که رژیم همه ساله در آستانهٴ چهارشنبه سوری، در عین تهدید و خط و نشان کشیدن، همین نوع نگرانیها را از خود ساطع می‌کرده است. اما امسال این نگرانیها به جد بیشتر و عمیق تربه نظر می‌رسد، علت چیست؟

دوماه پیش، ایران یک قیام بزرگ را با شعار محوری مرگ بر خامنه‌ای از سر گذرانده و اکنون چهارشنبه‌سوری با تمام تهدیداتش علیه رژیم، در بستر این قیام در حال وقوع است. جامعهٴ ایران اکنون در فضای قیام و انقلاب است. طبعاً در چنین شرایطی رژیم با خودش حساب می‌کند وقتی جرقه قیام از گرانی شروع شد و در عرض یک روز به سراسر ایران گسترش یافت، الآن در چهارشنبه‌سوری که بستری بسا مهیاتر از قبل است، چه خواهد شد و چه شعله‌ای سر خواهد کشید؟!

بی جهت نیست که می‌بینیم هر روز که به چهارشنبه‌سوری نزدیک‌تر می‌شویم، به‌رغم این‌که رژیم مدعی مهار و مدیریت آن است اما بر میزان ترس و نگرانیهای مقامات وکارگزاران رژیم افزوده می‌شود و خلاصه هر چه بیشتر پرده را کنار زده و نگران اصلی‌شان را که نگرانی نسبت به سرنوشت رژیم در کارزار چهارشنبه‌سوری است را علنی می‌کنند و نسبت به آن هشدار می‌دهند.

به نوشته ایرنا (20اسفند96)، علیرضا شایان مهر جامعه شناس و پژوهشگر علوم اجتماعی می‌گوید چنان‌چه برای شناسایی مطالبات جوانان گامهای موثری برداشته نشود، فرصتها به نقاط ضعف جدی‌تری تبدیل خواهند شد و این‌گونه خسارتهای بیشتری به بار خواهد آمد...

منتظری دادستان کل آخوندها هم به صحنه آمد و در رابطه با چهارشنبه‌‌ سوری گفت«مردم باید مراقب شبکه‌های معاند و تبلیغات آنها باشند». منظورش از تبلیغات چیست؟ آیا جز امواج فزاینده استقبال از چهارشنبه‌سوری پیرو فراخوان سازمان مجاهدین؟ بسیار خوب او نخواست اسم ببرد، اما شب گذشته دادستانی رژیم در فارس این جمله سربسته را به خوبی معنی کرد و گفت: «‌گول فراخوانهای دشمنان برای چهارشنبه‌سوری را نخورید!».

سایت بسیج‌نیوز هم گفت: «دشمن در حال برنامه‌ریزی است که از روزنه چهارشنبه‌سوری برنامه‌های شوم خود را پیاده کند».

عبدالله نوری هم که پس از دهه‌ها ناگهان سروکله‌اش پیدا شده امروز گفت: «آیا عاقلانه است که در مقابل... براندازان ‏ که ‏کسی نمی‌داند ‏چه در سر ‏دارند، ساکت بود؟».

بنابراین پیداست که رژیم با چنین صحنه‌ای روبه‌روست و این چهارشنبه‌سوری برایش سراپا خطرناکتر از سالهای قبل است.

اما نکته مهم دیگری که در اینجا باید وارد ارزیابی وضعیت رژیم کرد و می‌تواند توجیه کنندهٴ شدت نگرانیهایش باشد، بحرانهای درونی رژیم از سویی و بحران بیرونی‌اش از سوی دیگر است. به چند نمونه از این دست توجه کنید:

پاسدار جعفری سرکردهٴ سپاه: «مهمترین دغدغه رهبری وضعیت درونی سپاه است»

حمله باندها به یکدیگر از جمله دهان به دهان شدن مستمر روحانی و باند رقیب که در نمونهٴ اخیر، او در سخنرانیش آنها را کم عقل خوانده بود و متقابلاًً آنها به به او حمله کردند.

داستان احمدی‌نژاد و باندش و افشاگریهای متقابل و دعوا بر سر عضویتش در مجلس تشخیص مصلحت و...

صحبت حسن خمینی در مورد فروپاشی: «امروز دارای یک طبقه ضعیف اقتصادی هستیم که بزرگ‌تر شده است و مطالباتش سیاسی نیست. این مطالبات غیرسیاسی یا غیرفرهنگی، اگر برآورده نشود، فارغ از یأس و ناامیدی که پدید می‌آورد می‌تواند زمینه‌ساز...فروپاشی (نظام باشد).

یا همین عبدالله نوری که مدتها حضور در صحنه نداشت، الآن که متوجه وضعیت نظام شده به صحنه آمده و می‌گوید: «به نظر من یک جریانی در کار هست که هر روز در کشور یک بحرانی ایجاد می‌شود..».

در صحنهٴ خارجی و بین‌المللی هم می‌بینیم که رژیم تحت فشار و درگیر بحران است. بحران برجام و مهلت 120روزهٴ آمریکا، مسأله موشک ها و دخالتهای منطقه‌ای، بالاخره رژیم باید تصمیم‌گیری کند، جام‌زهرهای 2و 3و.. یا بازگشت به تحریم‌ها و..

آری بحرانهای درونی و بیرونی، رژیم را در تعادل‌قوا پایین کشیده و در وضعیت نامطلوبی قرار داده است و همین موجب می‌شود در عالم واقع نتوانند اوضاع را چندان مهار کند و این علت وحشت فزاینده رژیم از فراخوان چهارشنبه‌سوری مجاهدین است.

دغدغه وضعیت درونی سپاه

دغدغه وضعیت درونی سپاه
ایران
1396/12/21


«وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است».

این جمله را محمدعلی جعفری سرکرده کل سپاه پاسداران روز 20اسفند در مراسم جا به‌جایی آخوند سعیدی نماینده کنار گذاشته شده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران بر زبان آورد. این تازه‌ترین و رسمی‌ترین نشانه بحران‌زدگی در درون نیروی اصلی سرکوب است. علنی کردن این تشویش، همراه با تغییر معنی‌داری در رأس نمایندگی ولایت فقیه در سپاه، از آثار شکست سپاه پاسداران در برابر قیام مردم ایران است.
در جلسه یاد شده محمدعلی جعفری، به «عوامل سلامت و اقتدار سپاه» اشاره کرد و این‌که «وضعی که امروز سپاه دارد که یک وضعیت خوب به سمت بالاست». کسانی که با رویکرد سیاسی و ایدئولوژیک مقامهای رژیم آشنایی دارند، پس از شنیدن این کلمات قاعدتاً منتظرند که جعفری «سلامت و اقتدار» سپاه را به‌ذوب‌ شدگی پاسداران در ولایت خامنه‌ای یا ایمان‌شان به‌راه خمینی دجال و نظایر این‌ها نسبت بدهد. اما او به‌جای این کلمات، گفت: «‌سلامت و اقتدار سپاه... به‌دلیل عملکرد دو سازمان حفاظت و نمایندگی ولی‌فقیه است».

کار سازمان اطلاعات سپاه (ساس) و نمایندگی ولی‌فقیه رو به‌درون سپاه پاسداران، سرکوب عوامل ناراضی، کنترل عقیدتی پاسداران، مهار ریزش‌ها و مقابله با گرایش‌هایی است که از نظر ولایت فقیه انحرافی و خطرناک به‌حساب می‌آید.

وی تأکید کرد که سپاه «نیازمند عمق بیشتر معنویت و روحیه جهادی است. قدرت و صلابت سپاه در عرصه‌های مختلف مدیون روحیه معنوی در کنار تجهیزات است».

این جملات نیازی به‌رمزگشایی ندارد. معنویت و روحیه جهادی که سرکرده سپاه «نیازمند عمق بیشتر» آن‌ است، انسجام درونی سپاه و اعتقاد پاسداران به رهبری خامنه‌ای است که هر دو از دست رفته است.

این جملات از ظاهر مبهم سخنان روز 16اسفند جعفری نیز پرده برمی‌دارد. او هنگام عیادت پاسداری که گفته می‌شود در درگیری خیابان پاسداران مجروح شده، گفت: «اگر نیروهای امنیتی و بسیجی دستشان این طور بسته نبود و محدودیت نداشتند، این شیطنت ها بسیار زودتر در نطفه خفه می‌شد».

اشاره او به‌دست بستگی و محدودیت نیروهای امنیتی قاعدتاً با وضعیت دغدغه‌آور«درون سپاه» مرتبط است.

تحول دیگری که خامنه‌ای و جعفری سعی کرده‌اند محتوای واقعی آن را مخفی کنند، کنار گذاشتن سعیدی از نمایندگی ولایت فقیه است. جعفری گفت: «در دوره گذشته بارها محضر حضرت آقا عرض کردم که کمال هماهنگی را با حاج آقای سعیدی داریم و از نظر دیدگاه -چه مسایل سیاسی و مدیریتی و فرهنگی و سازمانی- هم عقیده‌ایم».

اگر پاسدار مزبور در مورد «کمال هماهنگی» راست گفته باشد، پس حادثه مهمی باید در کار باشد که این آرایش هماهنگ و هم‌عقیده را به‌هم زده است. این حادثه قیام است.

خامنه‌ای نیز در حکم انتصاب صادقی نماینده جدیدش، با آوردن این اشاره که« نظر به پایان مأموریت جناب حجه‌الاسلام آقای حاج شیخ علی سعیدی...» این طور القا کرد که گویا مأموریت سعیدی دوره معینی داشته که حالا به‌آخر رسیده است. اولین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران پس از روی کار آمدن خامنه‌ای، عراقی بود که از تیر 69تا بهمن 70در این سمت بود. سپس موحدی کرمانی به‌مدت 14سال نماینده شد. و دوره سعیدی، 12سال به‌طول انجامید. بنابراین، سمت مزبور برخلاف مواضعی مانند ریاست قضاییه که پنچ سال یک‌بار تمدید می‌شود، دوره‌ زمانی ثابتی نداشته است.

اصل موضوع تأثیر متزلزل‌کننده قیام بر سپاه پاسداران است. مأموریت نماینده جدید نیز چنان که خامنه‌ای در حکم او تصریح کرده «ارتقاء تقویت روحیه جهادی و انقلابی آحاد فرماندهان و پاسداران و بسیجیان و خانواده‌های آنان» و نیز «تعامل ‌هم‌افزا با فرماندهی کل سپاه» است.

محمدعلی جعفری با این مأموریت به‌فرماندهی سپاه رسید که این نیروی ضدمردمی را برای مقابله با تهدید قیام تجدید سازمان بدهد. تقسیم سپاه پاسداران به‌سپاه‌های 31گانه جهت مهار اوضاع در یک به‌یک استانها پاسخ به همین ضرورت بود. در این تجدید سازمان، خامنه‌ای و پاسداران‌اش به‌مزدوران بسیجی به‌مثابه «بسیجی جنگنده» می‌نگریستند و با همین تلقی آنها را به‌کار گرفتند. قیام دامنه‌دار سال 88شکست سنگینی به‌ این طرح وارد کرد. در پاییز سال 88، به‌دستور خامنه‌ای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران ایجاد شد که مستقیماًًً از بیت خامنه‌ای دستور می‌گرفت. این تحول در عمل به‌ این معنی بود که ایده «بسیجی جنگنده» با «بسیجی جاسوس» جایگزین شد. به‌عبارت دیگر، سازمان اطلاعات سپاه به‌عنوان مهم‌ترین نهاد سرکوب داخلی، بسیجی‌ها را به‌عنوان سرانگشتان اطلاعاتی‌اش به‌کار می‌گرفت. برای بیت خامنه‌ای و فرماندهی سپاه پاسداران تردیدی وجود نداشت که تهدید اصلی نظام قیام مردم ایران است. بنابراین عملیات سرکوبگرانه و فعالیت‌های اطلاعاتی را در رویارویی با همین تهدید جهت داده بودند. با این‌همه فوران قیام در 7دی و به‌خصوص سرعت گسترش آن در 142شهر بیت خامنه‌ای و سپاه پاسداران را غافلگیر و شوکه کرد. قیام این‌بار شکست به‌مراتب بزرگ‌تری دامنگیر سپاه پاسداران کرده و سطوح مختلف آن را دستخوش تزلزل و انفعال کرده است.

«وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است». این دغدغه از این پس آن‌قدر زیاد می‌شود که گلوی ولایت فقیه را خواهد فشرد.

«بحران اعتماد» یا بحران سرنگونی؟

«بحران اعتماد» یا بحران سرنگونی؟
ایران
1396/12/21



در قیام دیماه خواست اقشار مختلف مردم سرنگونی نظام ولایت فقیه در تمامیت آن و با همه باندها و دستجات درونی آن بود.

در این قیام مردم با شعار مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر روحانی شاخصهای هر دو باند را هدف خشم و نفرت خود قرار دادند.

رسانه‌ها و مهره‌های رژیم این خواست سرنگونی‌طلبانه را با عناوینی نظیر «ناامیدی مردم»، «گسل مردم» و «بحران اعتماد» بین مردم و رژیم تعبیر می‌کنند.

برخلاف روزهای قیام که هر دو باند و سران آنها تلاش می‌کردند که قیام را به خارج نسبت بدهند تا حاکمیت مستمسک سرکوب داشته باشد، اما هر چه زمان گذشت، بسیاری از رسانه‌ها و مهره‌ها و حتی سردمداران حکومتی با تعابیری مانند آنچه فوقا آمد، به بی‌اعتمادی مردم نسبت به رژیم آخوندی اعتراف کردند.

در این رابطه سایت اعتماد آنلاین وابسته به روحانی می‌نویسد: «آنچه در دیماه سال رو به‌اتمام 96 رخ داد، نه جنبش روشنفکران بود، نه برخاسته از دانشگاه و نه حتی اعتراضی در پی یک عمل سیاسی، بلکه گروهی در خیابان نارضایتی خود را فریاد می‌زدند. شاید بتوان خستگی و ناامیدی را پررنگترین خصیصه در میان گروه معترضان دید. اما در این مهم‌ترین واقعه سیاسی سال 96، نکته‌یی وجود داشت که جای تأمل بسیار دارد و آن هشدارِ ناشی از غیرقابل پیش‌بینی بودن جامعه است یا آن‌که می‌تواند نشانه آن باشد که مردم فرصتی دیگر برای ایجاد امید داده‌اند؟» (اعتماد آنلاین 19اسفند 96)

بهزاد نبوی، یکی از عناصر باند مغلوب، نگران این است که «مردم دنبال انقلاب» بروند که در این صورت «نه‌تنها روحانی بلکه کل حاکمیت را در معرض خطر قرار دهد».

او در هراس از این وضعیت اضافه می‌کند: «مشکلات ممکن است آن‌قدر زیاد شوند که اگر روحانی به هر دلیلی شکست بخورد، معلوم نیست که آلترناتیو او بتواند توفیقی به‌دست بیاورد و کشور، ملت، نظام و انقلاب از هر مشکلی مصون بمانند». (روزنامه حکومتی اعتماد 19اسفند 96)

محمدعلی وکیلی، عضو مجلس ارتجاع از باند روحانی، ضمن اشاره به بحران حل‌ناشده بین مردم و نظام طی سالیان متمادی، نتیجه آن را «شکاف» بین مردم و رژیم می‌داند که در «نبود جغرافیایی برای گفتگو و غیبت این جغرافیا روزبه‌روز این شکاف را عمیق‌تر می‌کند» (روزنامه حکومتی ابتکار 19اسفند 96).

وی همچنین اعتراف می‌کند که «مفاهمه» بین مردم و حکومت آخوندی به «امتناع رسیده است» که در نتیجه آن «بحران اعتماد همه نهادهای اجتماعی (رسمی و غیررسمی) ما را دربرگرفته است.»

این اعترافها ناشی از این واقعیت است که از یک طرف حاکمیت نمی‌تواند مانند گذشته با سرکوب و ارعاب بر مردم حکومت کند، و از طرفی مردم نیز دیگر حاضر به پذیرش آن نیستند و به تعارض مطلق با آن رسیده‌اند، تا جایی‌که آن وزیر اسبق (بهزاد نبوی) بی‌تعارف اعتراف می‌کند که مردم دنبال انقلابی دیگر یعنی سرنگونی آن هستند.

منشاء اوجگیری بحران درونی نظام آخوندی نیز که در این روزها شاهد تشدید آن هستیم نیز ناشی از این واقعیت یعنی بحران سرنگونی است.

بحرانی فراگیر و گسترده که همهٴ اجزای حاکمیت را فراگرفته و دیگر جایی برای خطا و اشتباه باقی نگذاشته است. هم‌چنان‌که به‌نوشته سایت حکومتی جماران در 19اسفند 96 یکی دیگر از عناصر باند روحانی به نام ناصر فکوهی نگران این است که چشم‌انداز سیاسی به‌کلی تغییر پیدا کند و در این رابطه هشدار می‌دهد «وضعیت کشور ما امروز بسیار حساس است و جای خطای زیادی نداریم».