Showing posts with label قیام ایران. Show all posts
Showing posts with label قیام ایران. Show all posts

Wednesday, 21 March 2018

مریم رجوی:‌ قیام ایران و وظایف جامعه جهانی

مریم رجوی:‌ قیام ایران و وظایف جامعه جهانی
CATEGORIES // پیام‌ها


پیام مریم رجوی به جلسه‌ «دمکراسی و حقوق بشر در ایران» در سنای آمریکا
اعضای محترم سنا،
دوستان گرامی،
از توجه شما به موقعیت ایران و قیام مردم ایران علیه استبداد مذهبی سپاسگزاری می‌کنم. در جهان امروز این اتفاق نظر وجود دارد که دیكتاتوری آخوندی مسئول نقض گسترده حقوق بشر در ایران است.
این رژیم هم‌چنین تهدید عاجل برای صلح و امنیت جهان است، از طریق:
جنگ افروزی در سوریه و یمن، اعمال تروریستی گروه‌های شبه‌نظامی سپاه پاسداران در منطقه، پولشویی و تامین مالی تروریسم، برنامه موشک‌های بالیستیک که ناقض قطعنامه شورای امنیت ملل متحد است و گروگان گرفتن اتباع کشورهای غرب.
اما ماهیت این ستیزه‌جویی چیست؟ آیا قدرت است یا تدابیر دفاعی در برابر تهدیدات خارجی؟ هیچ کدام از این پاسخ‌ها درست نیست. ستیزه‌جویی آخوندها ناشی از بی‌ثباتی بنیادی ابن رژیم در داخل ایران است.
این حقیقت را قیام اخیر در ایران اثبات کرده است. این قیام نشان می‌دهد که آخوندها در محاصره مردمی هستند که سرنگونی رژیم را می‌خواهند. قیام نشان داد كه همه جناح‌های درون رژیم از نظر مردم رد شده و مردم ایران مصمم‌اند كه تمامیت رژیم را سرنگون كنند.
اما ویژگی‌های این قیام چیست؟ به‌طور خلاصه:
ـ گستردگی‌ در تمام استان‌های ایران
ـ تمرکز روی سرنگونی رژیم
ـ قرار گرفتن مراكز سركوب و خفقان به‌عنوان هدف اصلی قیام‌کنندگان
ـ ضدیت با صدور بنیادگرایی و جنگ‌افروزی در منطقه
ـ برخورداری از سازمان‌یافتگی یک ویژگی مهم این قیام است و کانون‌های شورشی نقش مهمی در این زمینه دارند.
رئیس جمهور رژیم در تماس تلفنی با رئیس جمهور فرانسه، در روز ۱۲دی و هم‌چنین ولی فقیه در سخنرانی ۱۹دی خود، تصریح کردند که قیام را مجاهدین سازمان داده‌اند.
ـ و سرانجام ویژگی مهم دیگر قیام،‌ ظرفیت استمرار آن است
این قیام زیر سلطه سرکوب شروع شد. سپس رژیم هشت هزار نفر را دستگیر و ده‌ها تن از قیام‌کنندگان را به‌قتل رساند. وحداقل ۱۴ نفر از بازداشت‌شدگان را زیر شکنجه کشت. با این‌حال اعتراضات اجتماعی بنحو فزاینده‌یی ادامه دارد. در هفته‌های اخیر مردم استان کردستان به‌اعتصاب عمومی دست زده‌اند. كشاورزان اصفهان قیام كرده‌اند، کارگران صنایع فولادسازی و نیشکر ‌مدت‌هاست به اعتصاب و تظاهرات خیابانی روی آورده‌اند. مردم خشمگین در برابر ساختمان‌های دولتی در مرکز تهران بارها تظاهرات کرده‌اند و این اعتراضات هر روز ادامه دارد.

زوزه‌های ناگزیر در فاز سرنگونی

زوزه‌های ناگزیر در فاز سرنگونی
ایران
1396/12/28


جشن نوروزی در آمریکا.jpg
رژیم برای جلوگیری از مطرح شدن مجاهدین و مقاومت ایران، دست به هر تقلایی زده است. از صدور بخشنامه و دستورالعمل به رسانه‌هایش برای اسم نبردن از سازمان مجاهدین خلق تا سانسور حتی حرفهای ولی‌فقیه نظام که در بعضی جاها با فرهنگ خودش از مجاهدین مجبور شده اسم ببرد. مثلاًًً در روز 26اسفند ۹۶، کیهان خامنه‌ای حرفهای ولی‌فقیهش در مورد قیام ایران را یادآوری کرده بود، اما قسمت اصلی حرفها که اشاره به نقش مجاهدین و سازماندهی قیام توسط آنها از مدتها قبل بود و این‌که خامنه‌ای مدعی شده بود خبرهای موثق در این مورد داشته را کامل قلم کشید. اما ناظران می‌گویند از آنجا که رژیم در فاز سرنگونی است و یک دشمن اصلی هم بیشتر ندارد، ناگزیر است هر روز توبه‌اش را بشکند و اسم مجاهدین را بیاورد. که البته با فرهنگ آخوند لمپنی و در تنگنای بحرانها معلوم است که چه خواهد گفت. ولی به هر حال آدرسی را که نباید می‌دهد. در آخرین نمونه کر وحشت و لجن پراکنی خبرگزاریهای حکومتی به «درخواست دو سناتور آمریکایی برای افزایش حمایتهای واشینگتن» از سازمان مجاهدین خلق است.
خبرگزاری حکومتی باشگاه خبرنگاران جوان در روز 27اسفند ۹۶نوشت: «درخواست دو سناتور آمریکایی برای افزایش حمایت‌های واشینگتن از [سازمان مجاهدین خلق]) جان بوزمن، سناتور جمهوریخواه و بن کاردین، عضو دموکرات مجلس سنا، در گردهمایی این گروه در یکی از ساختمانهای اداری مجلس سنای آمریکا، خواستار حمایت از [سازمان مجاهدین خلق] و تلاش برای تغییر نظام در ایران شدند». این خبرگزاری حکومتی افزوده است «بن کاردین، سناتور ایالت مریلند، با تکرار یاوه‌گویی‌های مقامات واشینگتن، اعلام کرد به همکاری خود با «سازمان ایرانیان آمریکا» (اویاک) و تلاش برای تغییر نظام در جمهوری اسلامی را ادامه خواهد داد».

Tuesday, 13 March 2018

گزارش ذوالفقاری از قیام ایران؛ جا ماندن جامعه اطلاعاتی نظام ولایت فقیه از قیام‌آفرینان

گزارش ذوالفقاری از قیام ایران؛ جا ماندن جامعه اطلاعاتی نظام ولایت فقیه از قیام‌آفرینان
۱۳۹۶-۱۲-۱۸
گزارش ذوالفقاری از قیام ایران؛ جا ماندن جامعه اطلاعاتی نظام ولایت فقیه از قیام‌آفرینان
ذوالفقاری معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور درباره قیام ایران گفت: «ما در گذشته چنین پدیده‌ای نداشتیم. ما با وضعیت متفاوت‌تری از گذشته مواجهیم. این اعتراضات بسیار سریع و عموما در شهرهای کوچک گسترش یافت و خشونت در این اعتراضات بیش از همیشه بود. این اعتراضات عبور از همه جریان‌های سیاسی کشور بود».

با گذشت بیش از دوماه از شروع قیام ایران در ۷ دی ۹۶ همچنان بررسی این قیام در کانون توجه جامعه اطلاعاتی نظام ولایت فقیه می‌باشد. اظهار نظرهای تاکنون صورت گرفته درباره قیام بر این تاکید دارد که شرکت‌کنندگان در این قیام دارای این ویژگی‌های بودند:
۱.جوان
۲.تحصلیکرده
۳.محروم
در گزارش سنایی‌راد، معاون سیاسی سپاه تایید شد که ۴۸ درصد دستگیر شدگان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده‌اند که آماری بالاتر از متوسط تحصیل‌کردگان دانشگاهی به نسبت کل جمعیت کشور است. [گزارش معاون سیاسی سپاه از قیام ایران و نقش محوری سازمان مجاهدین خلق در آن] در ارزیابی زیباکلام نیز بر حضور نسل دهه‌ی ۷۰ و محرومان در قیام تاکید شد.[قیام دی‌ماه خطرناک‌تر از قیام ۸۸؛ جوانان و تهی‌دستان؛ اوضاعی که از کنترل نظام خارج خواهد شد]

از نظر سیاسی نیز از طرف جامعه اطلاعاتی نظام تایید شده است که مجاهدین دارای نقش محوری بوده‌اند. این امر هم در تماس تلفنی روحانی با رئيس جمهور فرانسه برای محدود کردن مجاهدین در آن کشور مشاهد شد؛ تماسی که تنها چند روز پس از شروع قیام صورت گرفت. هم در اطلاعیه محمد خاتمی ذیل عنوان مجمع روحانیون مبارز صورت گرفت. [محمد خاتمی در اشتیاق حفظ نظام در هنگامه‌ای که همه چیز به پایان نزدیک می‌شود] هم در سخنرانی خامنه‌ای در ۱۹ دی به صراحت گفته شد که دادن فراخوان برای تجمع، عملیاتی کردن و هدایت آن برعهده‌ی مجاهدین بوده است.[روایت یک شکست نظام؛ سخنرانی خامنه‌ای درباره‌ی قیام ایران]

سنایی‌راد نیز در گزارش خود گام را فراتر نهاد و از زنانی سخن گفت که از جانب مجاهدین فرماندهی صحنه را در تظاهرات برعهده داشته‌اند.

۵ هزار تجمع بدون مجوز

در ادامه همین گزارش‌ها و موضع‌گیری‌ها حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور گفت که از ابتدای سال ۹۶ تا آخر آذر «حدود ۵ هزار تجمع عمده در کشور برگزار شد». او سپس تصریح کرد که «این تجمع‌ها بدون مجوز بود».
در اظهارات او دو نکته قابل توجه است نخست آنکه فقط تعداد تجمعات عمده به عدد ۵۰۰۰ می‌رسیده است اما از تعداد تمامی تجمعات ذکری نمی‌کند، شاید علت عدم اعلام آمار کل تجمعات، چنانچه بعدا در اظهاراتش می‌گوید، به این خاطر باشد که همه چیز را نباید رسانه‌ای کرد زیرا موجب ناامیدی بدنه‌ی نظام می‌شود. و دوم آنکه تایید می‌کند که همه این تجمعات بدون اخذ مجوز بوده است که نشان می‌دهد ابهت نظام در نظر مردم فرو ریخته است.
اما نکته‌ی سوم که او اشاره نمی‌کند، زمینه‌ای‌ست که همین هزاران تجمع بدون مجوز برای قیام ایران در ۷ دی فراهم کردند؛ انباشت کمیت‌ها به کیفیت جدید راه می‌برد.

قیام ایران

ذوالفقاری در توصیف قیام دی ۹۶ می‌گوید: «ما در گذشته چنین پدیده‌ای نداشتیم. ما با وضعیت متفاوت‌تری از گذشته مواجهیم. این اعتراضات بسیار سریع و عموما در شهرهای کوچک گسترش یافت و خشونت در این اعتراضات بیش از همیشه بود. این اعتراضات عبور از همه جریان‌های سیاسی کشور بود و هیچ حزب یا گروه سیاسی یا مذهبی آن را رهبری نمی‌کرد.»
معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور افزود: «عمده دستگیرشدگان این اعتراضات، افرادی فاقد سابقه امنیتی بودند و ۸۵درصد این افراد زیر ۳۵سال سن داشتند. در این راستا باید توجه داشت که ۷۰درصد کشور زیر ۴۰سال هستند.»
علاوه بر جوان بودن قیام‌آفرینان او بر نکته‌ی دیگری نیز دست می‌گذارد که به قیام‌آفرینان فرصت داد که شبکه اطلاعاتی نظام را دور بزنند و آنهم استفاده گسترده از فضای مجازی بود. ذوالفقاری در این رابطه می‌گوید: «یکی از مولفه‌های این اعتراضات، استفاده حداکثری از فضای مجازی بود». به نظر او «تا دیر نشده باید با دنیای مجازی مانند دنیای واقعی مواجه شویم و قانون و چارچوب‌هایی برای آن تعیین کنیم.»
او همچنین می‌پذیرد که پوشش رسانه‌ای قیام آنرا توسعه بخشید و کار را بر نظام دشوار کرد. ذالفقاری گفت: «فضاسازی‌های رسانه‌ای موجب شد تا آتش اعتراضات بیشتر شود».
او در ادامه نتیجه می‌گیرد که «راه حل مشکلات، رسانه‌ای کردن آنها نیست» بلکه «باید مشکلات شناسایی و به نهادهای مربوطه ارجاع داده شود تا با اقدام، عمل، رسیدگی و برنامه ریزی، آن ها را حل کنند در غیر این صورت تنها نتیجه بردن مسائل میان مردم ناامیدی مردم است.»[عصر ایران ۱۷ اسفند ۹۶]

غافلگیری‌های بعدی

او در حالی نیروهای نظام را دعوت به رسانه‌ای نکردن مشکلات می‌کند، که کنترل چنین موضوعی از دست آنها خارج است. در روزگاری که هر انسان می‌تواند یک خبرنگار و یک سخنگو باشد و هر آنچه را که مطلع می‌شود یا می‌بیند، به سرعت در سطح جهان منتشر کند، تجویز رسانه‌ای نکردن مشکلات رجوع به راه‌‌حل‌های ماقبل عصر ارتباطات شبکه‌ای است؛ رویکردی که به نظر می‌رسد قبل از اجرایی شدن شکست خورده باشد.
واقعیت آن است که قیام ایران نظام را در عرصه‌های گوناگون به چالش کشید؛ از جمله‌ در پهنه‌ی ارتباطات، و همه‌ی شواهد و تاییدات جامعه اطلاعاتی نظام نشان می‌دهد که نظام در همه‌ی این پهنه‌ها جا مانده است.

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی

راز قدرت کانونهای شورشی، راز قدرت خلق ـ مهدی ابریشمچی
1396/12/19


درست در فضای قیام شکوهمند سراسری مردم ایران در 7دی فرماندهی ارتشآزادیبخش ملی ایران ضمن انتشار اولین بیانیه یادآور شد که:

«دستور محوری روز برای جوانان و رزمندگان آزادی و همه نیروهای انقلابی تشکیل تیم ها، دسته‌ها و یگانهای ارتش آزادیبخش ملی در راستای هزار اشرف و کانونهای شورشیبرای گسترش قیام است. حق گرفتنی است».

و در بیانیه دوم فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران یادآوری شد:

«حق مسلم رزمندگان آزادی و کلیه واحدهای ارتش آزادیبخش ملی که برای دفاع از خلق و میهن و برای جلوگیری از خونریزی توسط سپاه و بسیج و اطلاعات آخوندی مجهز و آماده شوند. تمامی سلاحها و امکانات متعلق به مردم ایران و فرزندان دلیر این خلق به‌پاخواسته است».

و بالاخره در سومین بیانیه که در تاریخ 11دی 1396 منتشر شد تکلیف کانونهای شورشی در رو در رویی با نیروهای سرکوبگر و دشمنان خلق و کسانی که بخواهند قیام و خیزش به‌حق مردم ایران را سرکوب کنند در یک جمله خلاصه می‌شود «شاه سلطان ولایت مرگت فرا رسیده، آتش جواب آتش»

تردیدی نیست که ارتش آزادیبخش - مانند تمام تاریخچه‌اش - در قبال قتل‌عام 10شهریور 1392 که خامنه‌ای می‌خواست در آن به‌طور فیزیکی بر اشرف که همان بیان سمبلیک ارتش آزادیبخش و نبرد مسلحانه آزادیبخشآن است نقطه پایان بگذارد نه تنها به یمن برخورداری از اراده‌ای سترگ و به برکت خون شهدای قتل‌عام 10شهریور و درایت و پاکبازی فرماندهی آن خواست خامنه‌ای را به گور سپرد، بلکه این نقطه را به تاریخ تولد هزار اشرف تبدیل کرد. این همان پایه‌گذاری استراتژیک کانونهای شورشی بود که در مرحله اخیر در میهن اسیرمان ریشه دوانده و گسترش پیدا کرده است و اکنون زنان و مردان انقلابی و بپا خواسته خلقمان را در کانونهای شورشی در سراسر میهن سازماندهی کرده و گسترش داده است.

این همان پدیده مبارکی است که قبل از هر کس تمامی رژیم آخوندی از اصلاح‌طلب تا اصول گرا را آن‌چنان دچار رعشه مرگ کرده که ناگهان محمد خاتمی شیاد با همان لحنی علیه این کانونها صحبت می‌کند که جانور وحشی نظام یعنی احمد خاتمی وقتی در جمعه بازارها عربده‌های خامنه‌ای را بازتاب می‌دهد.

اجازه بدهید به سنت همیشگی نسل مجاهد خلق که نسلی حق شناس و سپاسگزار است خاطره تابناک چه گوارا این چهره اسطوره‌ای و فراموش ناپذیر انقلابی را که برای اولین بار مبتکر تئوری «کانونهای شورشی» است، گرامی بداریم. او که در زمان خود کوشید با اتکاء به کانونهای شورشی انقلاب را در آمریکای لاتین تداوم بخشد. گفته می‌شود که او معتقد بود:

«یک نیروی نامنظم با همه کوچکی‌اش می‌تواند در یک نبرد نابرابر بر ارتشی منظم پیروز شود»

وی همچنین می‌گفت: «ما نباید به انتظار پیش آمدن موقعیت انقلابی بنشینیم چنین موقعیتی را خود می‌توانیم به‌وسیله یک کانون انقلابی پدید آوریم.»

چه گوارا همچنین اعتقاد داشت این کانونها می‌توانند به نقطه امید مردم در برابر حاکمیت ضدمردمی تبدیل شوند و با به حرکت در آوردن جامعه زمینه انقلاب و دگرگونی را به‌وجود آوردند.

هر چند چه‌ گوارا مجال آن را نیافت که ثمرهٴ پیروزمند تئوری خود را به‌ چشم ببیند، اما با شهادت در راه ایمان خود به‌ رهایی همه خلقهای ستمزده در آرزوها و رؤیاهای مردمان تحت ستم برای همیشه جاودانه شد.

اسم «کانونهای شورشی» اگر ‌چه یادآور تئوری است که به آن اشاره شد اما باید گفت انقلاب ایران در مداری متکامل‌تر از تمامی انقلابهای دوران معاصر راه منحصربه‌فرد خود را پیموده است. کانونهای شورشی که اکنون در بالاترین فراز مقاومت ایران تشکیل شده‌اند، از یک سو متکی به‌یک پشتوانه و فرماندهی نیرومند و از سوی دیگر برخوردار از یک ارتباطات دارای تضمین بالا با فرماندهی است.

کانونهای شورشی بر ریشه‌های عمیق ۴دهه رزم مستمر رزم‌آوران مجاهد خلق استوار است که همه اشکال مختلف نبرد، از جنگ چریکی شهری، تا مقاومت در جنگل، تا جنگ در مناطق روستایی در دسته‌های پارتیزانی و تا جنگ جبهه‌یی در هیأت ارتش آزادیبخش را پشت سر گذاشته و از هر یک از آنها کتابها تجربه پرارزش انقلابی اندوخته است.

با قیام قهرمانانه و سراسری مردممان در 142شهر میهنمان در دی ماه 96 تاریخچه کانونهای شورشی وارد مرحله نوینی شد و توانمندی بسیار شگفت‌انگیزی را به نمایش گذاشت. جمعبندی این قیامها البته نتیجه‌گیریهای استراتژیک و تاکتیکی بسیار ارزشمندی دارد که بر تجارب پیشین افزوده می‌شود.

ولی اکنون کانونهای شورشی در آستانه کارزار آتشین چهارشنبه‌سوری قرار دارند. کارزاری که هیچگونه غافلگیری در آن برای رژیم وجود ندارد و طبعاً رژیم با تمام قوا و امکاناتش برای ممانعت از فعالیتهای کانونهای شورشی در «جشن آتش» وارد صحنه خواهد شد. و درست‌تر این است که بگویم از هم‌اکنون ورود به صحنه را آغاز کرده است. 

سه‌شنبه 22اسفند که پاسدار رحیمی سرکردهٴ نیروی انتظامی تهران اعلام کرد که «از ساعت 2بعدازظهر این روز کلیهٴ نیروهای سرکوبگر انتظامی (و طبعاً همه انواع نیروهای امنیتی و اطلاعات اونیفورم پوش و شخصی پوش رژیم) برای مقابله با مردم و جوانان قیام آفرین به‌حالت ‌آماده‌باش صددرصد می‌آیند»

در این رویارویی، ظاهراً یک طرف، نیروهای استبداد حاکم، از همه امکانات و وسایل، از انواع سلاحها، از یک دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی و از یک دجالگری بی‌حد و حصر و از همه مهمتر، از ماشین جهنمی سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام برخوردار است؛ اما در طرف دیگر این جبهه، نیرویی قرار دارد که ظاهراً دستش از همه امکانات خالی است اما این ظاهر قضیه است که می‌تواند گمراه‌کننده باشد. از قضا این جبهه، جبهه مردم و جوانان قیام‌آفرین امکانات و توانمندیهای عظیمی دارد که دشمن از آنها محروم است. این امکانات و توانمندیها عبارتند از:

1- نیروی انسانی کماً و کیفاً بسیار برتر؛ عاملی که در هر جنگی عامل تعیین‌کننده است. توده‌های عظیم مردم، ارتش بیکاران و گرسنگان، توده‌هایی که جز زنجیرها و دردهای خود چیزی برای از دست دادن ندارند و محروم از نان و کار و آزادی، عطشی سوزان، انگیزه‌یی بسیار نیرومند و آمادگی برای فدا در هجوم به‌ قلعهٴ غارتگران حاکم دارند. مهمتر این‌که قیام 7دی نشان داد که این توده‌ها نه تنها انگیزه بسیار قوی برای درافتادن با رژیم دارند در نتیجه سالها تجربه و همچنین در سایه آگاهی بخشی و فداکاری نسل مجاهد خلق به سطح عالی از شعور سیاسی و اجتماعی در رابطه با رژیم دست یافته‌اند که در کاکل آن شعار «اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمام ماجرا» می‌درخشد و این نشان می‌دهد که اراده خلق برای سرنگون کردن تمامیت رژیم شکل گرفته است و به این یقین رسیده‌اند که برای رهایی از رنج ها و دردهایشان باید این رژیم را نابود کرد. این یک سرمایه بسیار بزرگ برای قیام و انقلابیون جان برکف می‌باشد. در حالی که تنها عامل حرکت سربازان و مزدوران جبهه مقابل، پول و انگیزه‌های مادی و فردی است.

2-خوشبختانه در مرحله فعلی قیام برای سرنگونی رژیم در ایران از مساعدترین شرایط بین‌المللی و منطقه‌یی برخوردار است چرا که به‌دلیل سالها حاکمیت آخوندها و نقشی که در صدور تروریزم و بنیادگرایی و جنگ‌افروزی در منطقه و در جهان داشته‌اند همچنین در سایه آگاهی بخشی مقاومت و فعالیتهای بین‌المللی آن امروز دیگر جهان به این واقعیت رسیده است که با تداوم حاکمیت آخوندها در ایران خبری از ثبات، صلح و امنیت در منطقه و در جهان وجود نخواهد داشت. به همین دلیل رژیم محتضر آخوندی زیر انواع مختلف فشارهای سیاسی و اقتصادی بین‌المللی است.

3-ولی عنصر تعیین‌کننده این است که کانونهای شورشی در داخل خاک میهن از یک پشتیبانی ارزشمند و بی‌نظیر و تعیین‌کننده برخوردارند که آنهم عبارتند از عنصر هدایت کننده و رهبری کننده که راه را برای کانونهای شورشی ترسیم می‌کند و در واقع قدرت آن را دارد که نسل قیام را از سویی در هیأت کانونهای شورشی گرد آورد و راه درست را پیش پای آنها بگذارد و از سوی دیگر منبع و منشأء امید، باور، قدرت شورش علیه نظم موجود برای آنها باشد. به این ترتیب کانونهای شورشی می‌توانند با ایمان به این‌که سرمایه عظیم ایمان و اراده سرنگونی را دارند این باور را به توده‌های مظلوم منتقل کنند و آنها را در مسیر قیام رهبری نمایند. 

4-عامل تعیین‌کنندهٴ دیگر در هر جنگی زمین است، در نبرد میان خلق و ضدخلق، زمین به‌طور استراتژیک در اختیار نیروی خلق است. به‌عنوان مثال در همین کارزار پیش‌رو (کارزار چهارشنبه‌سوری آتشین) مردم و جوانان هر خیابان و محله، آشنایی و اشراف کامل به‌ محل سکونت خود و امکانات آن دارند و نیروی انتظامی از این اشراف بی‌بهره است. این به کانونهای شورشی و جوانان قیام‌آفرین امکان می‌دهد که با تسلط تاکتیک جنگ و گریز را به‌کار بگیرند و پس از ظاهر شدن در یک نقطه و محله و پس از مشتعل کردن شعله‌های حرکت اعتراضی و شعارهای اعتراضی هنگامی که نیروهای سرکوبگر وارد صحنه می‌شوند، آنجا را ترک کرده و به سرعت در نقطه و محله دیگری ظاهر شوند. همین اشراف به‌ محل و زمین به‌ رزمندگان کانون شورشی این امکان را می‌دهد که نیروی سرکوبگر را متفرق کرده و آنها را به‌ محلهایی که برایشان ناشناخته است کشانده و سپس مورد حمله و گوشمالی قرار داده و ناپدید شوند.

5-امتیاز دیگر کانونهای شورشی در نبرد پیش رو در چهارشنبه‌سوری و در هر صحنه دیگر نبرد در آینده این است که برای نیروهای منفور و روحیه باخته دشمن که خشم و شورش خلق را در قیام دی از نزدیک لمس کرده‌اند و ضربات آن قیام بر پیکر فرتوتشان فرود آمده هر ایرانی در خیابان از کودک 6-7ساله بلوچ تا مادران و پدران سالمند یک دشمن بالقوه هست تا چه رسد به زنان و مردان دلیر قیام. به‌عبارت دیگر امروز دیگر هیچ‌یک از نیروهای انتظامی و مزدوران دشمن احساس امنیت در خیابانها و حتی در خانه هایشان ندارند و این به سرعت روحیه آنها را تضعیف می‌کند. در حالیکه برعکس هر ایرانی، ولو این‌که اعضاء کانون شورشی مستقیماًًً آنها را نشناسند بالقوه و بالفعل یک حامی و کمک‌کار و دوست هستند. و دیگر حتی افراد بی‌تفاوت بسیار کم شده‌اند. این یک سرمایه عظیم، مادی و معنوی برای کانونهای شورشی است.

این نوشته درصدد تشریح امکانات و مزیتهای تاکتیکی نیروی انقلابی نیست و تنها به‌عنوان مثال و نمونه، درصدد آن است که اذهانی را که در شرایط اختناق به‌طور خود به‌خودی «از آنچه خود داشت» غافل است، متوجه آن «گوهری» سازد که «از صدف کون و مکان بیرون» است اما در کف خودشان است و با آن می‌توانند فلک سیاسی اجتماعی این میهن را تغییر دهند و تسخیر کنند.

فراتر و تعیین‌کننده‌تر از همه این بحثها، تجربه‌ عملی و واقعیتی است که در قیام دی ماه رخ داد و همه آن را به‌چشم دیدند که در دو کلمه خلاصه می‌شود: قدرت برتر نیروی مردم و ضعف و شکنندگی و آسیب‌پذیری رژیم!

دشمن این واقعیت را با تمام وجود دریافته و از آن غرق وحشت شده است. این وحشت را در همه روزهای پس از قیام تا اکنون که در اظهارات و مطالب تمامی سردمداران و مهره‌ها و رسانه‌های رژیم موج می‌زند، به‌روشنی می‌توان دید، اما فراتر از همه آنها، تنها کافی است به‌ اظهارات اخیر ولی‌فقیه ارتجاع در دیدار با مداحان و روضه‌خوانهای ولایت در روز پنجشنبه 17اسفند اشاره کنیم که در اشاره‌یی سربسته، هراس خود را هم از قیام دی ماه و هم از کارزار جشن آتش پیش رو چنین بیان کرد:

«همین چند ماه قبل از این، به‌قول خودشان در اتاق فکر دور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دی‌ماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دی‌ماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم، تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع می‌کنیم»

درک این‌که منظور خامنه‌ای کدام دشمن است که او از بیان نام آن نیز هراس دارد، چندان دشوار نیست، چرا که خود او طی اظهاراتی که دربارهٴ قیام دی ماه داشت گفت:‌ «از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند؛ خود رسانه‌های منافقین در همین روزها اعتراف کردند... نسبت به‌ این قضیّه؛ که پادویی کنند، سازمان‌دهی کنند، بروند این و آن را ببینند، کسانی را در داخل نشان کنند و پیدا کنند که بهشان کمک کنند تا بیایند به‌ مردم فراخوان بدهند -فراخوان را هم آنها دادند-»

خامنه‌ای در همین سخنان اخیر نیز اگر ‌چه صراحتاً از چهارشنبه‌سوری و فراخوان مجاهدین برای برپایی کارزار چهارشنبه‌سوری نام نبرد، اما گماشته او آخوند صدیقی روز بعد در نمایش جمعهٴ تهران، حرف خامنه‌ای را در موردآنچه که قرار است در اسفند ماه اتفاق بیفتد و «تا آخر سال هم بساط جمهوری اسلامی را جمع» کند با روشنی تمام معنی کرد و با تکرار جملات خامنه‌ای گفت:

«مسأله چهارشنبه‌سوری را که ما اسلاممان هیچ وقت سنتهای ملی را هیچ وقت مقابله نکرده، ولی تهدیدها را به‌ فرصتها تبدیل کرده، آنچه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد، بنا بود ماه دی آن شورش را بپا کردند، برای بهمن نقشه کشیده بودند، برای اسفند هم نقشهٴ دیگری کشیده بودند...

مسأله چهارشنبه‌سوری انشاالله بعضیها که توجه ندارند بدانند هم امنیت روانی جامعه را به‌هم نریزند، هم جان خودشان را همه ساله در این آتش سوزیها انفجارها چه جوانهایی سلامتی‌شان را از دست می‌دهند...».

البته در فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور گفته نشده که با کارزار چهارشنبه‌سوری رژیم سرنگون می‌شود، اما ببینید خود دشمن چه حسابی در مورد آن باز کرده و تا کجا هراسان و وحشت‌زده است که ولی‌فقیه ارتجاع این چنین بر خود می‌لرزد و گماشتگان خود در نمایشهای جمعهٴ سراسر کشور را به‌خط می‌کند تا دربارهٴ آن سخن گفته و نیروهای پاسدار و بسیجی رژیم را حول این خطر بسیج و هشیار کنند. آیا این واکنش دشمن خود بیانگر شدت پوسیدگی و آسیب‌پذیری آن و بینه‌یی روشن حاکی از پیروزمندی کانونهای شورشی و استراتژی هزار اشرف نیست؟

پیام چهارشنبه سوری:‌ آتش جواب آتش - مسعود کلانی

پیام چهارشنبه سوری:‌ آتش جواب آتش - مسعود کلانی
ایران
1396/12/20





نحوستها
تاریخ چهارشنبه‌سوری
سور بمعنای جشن و مهمانی و سرخی است؛ سرخی‌ای که نشان از آتش دارد.

پیشینیان ما معتقد بودند آتش گرما بخش، که از عناصر چهارگانه است، تمیزکننده و پاک کننده و تنها عنصری است که آلوده نمی‌شود.

به این دلیل هنگام پریدن از روی آتش چهارشنبه سوری، یکدل و یکصدا همه می‌خواندند زردی من از تو، سرخی تو از من.

جشن ملی چهارشنبه‌سوری قرنهاست در شب ‌آخرین چهارشنبه سال در سرتاسر ایران زمین و در ساعتهایی مشخص با شرکت تک‌تک آحاد مردم ایران، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال برگزار می‌شود، ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات پلید، می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط خانه دور می‌سازند.

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور جشن اهورایی چهارشنبه‌سوری بودند به همه شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند.

جشن چهارشنبه سوری با فرهنگ و سنن مذهبی مردم ایران هم در هم آمیخته است. می‌گویند قیام مختار برای خونخواهی شهیدان کربلا در روز چهارشنبه همزمان با جشن چهارشنبه‌سوری و در شهر کوفه که ساکنان آن بیشتر از ایرانیان بودند، آغاز شده است.
پیام چهارشنبه‌سوری 96

در تاریخ ایران، چهارشنبه‌سوری هر چند، هرسال به‌عنوان جشنی سراسری و برای شادی و استقبال از بهار و نوروز برپا می‌شده، اما پیام همبستگی اتحاد و مبارزه با پلیدیها را در خاطره تاریخی مردم این سرزمین حک کرده است. سنت چهارشنبه‌سوری در ضمیر هر ایرانی ثبت کرده است که هر گاه ظلمت و تباهی و شر و بلا همه جا را فرا گرفت، باید با آتش آن را زدود و زردی و پلیدی و هر چه که ضدایران و ایرانی است را سوزاند و خاکسترش را برای این‌که باز خانه را آلوده نکند، در آب روان ریخت یا به‌دست باد داد تا آن را ببرد و دیگر آثاری از آن به‌جای نماند.

امسال جشن چهارشنبه‌سوری در آستانه بهاری که بهار آزادی ایران را نوید می‌دهد و به‌دنبال قیام آتشین مردم ایران در دیماه گذشته که هم‌چنان ادامه دارد، برگزار می‌شود.

نحوستها

در آستانه چهارشنبه‌سوری نیز، آتش‌افروزان زمانه ما، از هزار کانون شورشی در تمام شهرهاى میهن برخاسته‌اند تا ایران را برای جشن چهارشنبه سوری و قیام و خیزش علیه رژیم پلیدی که 40سال است ایران و مردم ایران را به پلیدی خود آلوده‌اند، آماده کنند.

چهارشنبه سوری امسال که توسط جوانان و زنان میهن و کوچک و بزرگ مردم ایران برگزار می‌شود، جشن آتش برای روشنایی و آزادی است

قیامی است که ظلمت و سیاهی آخوندها را که چهل است ایران‌زمین را به اسارت گرفته‌اند به خاکستری تبدیل می‌کند که باید آن را دور ریخت تا پس از شادی و جشن آزادی هیچگاه به ایران باز نگردد.

و این قیام تا آزادی ایران‌زمین ادامه خواهد یافت.

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی
1396/12/20
آتش در آئین ایرانیان باستان، نماد وطن‌دوستی و بیزاری از پلیدی و زشتی بوده است، گرامیداشت این نماد محبت و نیکی، مردم ما را بر آن داشته تا در هیأت یک جشن،‌ آخرین سه‌شنبه هرسال را به آن اختصاص دهند و با گرمای روح‌بخش آتش، طراوت زندگی و زایش را در آستانه نوروز با جشن و سرور و جمع شدن به دور هم، به زندگی خود بیاورند. چنین ایده‌ای البته که زیبنده فرهنگ غنی تمدن باستانی ما بوده است چرا که نشاط و شادابی جامعه، خود را در چنین آئین‌هایی جاری و سمبلیزه می‌کند و از آنجا تقویت‌شده به مناسبات روزمرهٴ جامعه بازمی‌گردد، روحیة یکدلی و سرشاری نهفته در این شیوه نگاه به موضوعات اجتماعی توانسته است سده‌ها اقوام مختلف را در یک سرزمین گسترده با تنوعات قومی با مسالمت و برادری در کنار یکدیگر نگه‌دارد و آلام اجتماعی آنها را کاهش دهد. به همین خاطر می‌بینیم که علاوه بر سرزمین امروزی ایران این فرهنگ در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و تاحدودی قرقیزستان که داری ریشه‌های مشترک فرهنگی با ایران هستند هم هنوز گرامی داشته می‌شود و مردم این کشورها هم آن‌را جشن می‌گیرند.


چهارشنبه سوری ـ در کشورهای مختلف
شعروارهٴ زیبای «زردی من از تو، سرخی تو از من» به‌واسطه نگاه ایرانیان باستان به روشنایی و پاکی، دوری از تسلیم‌پذیری و رخوت و جستجوی سرزندگی و مبارزه‌جویی در تاریخ ایران جاودانگی یافته است؛ زیرا ایرانیان در آتش، روح حیات و سلامتی را جستجو می‌کرده‌اند. برپا کردن هفت بوته آتش به نشانه هفت امشاسپند و فرشته، ناشی از این باور بود که آتش تطهیرکننده است و بدی، وادادگی و مرگ را دور می‌کند. چهارشنبه‌ سوری بخشی غیرقابل تجزیه از فرهنگ هر ایرانی است. زمانی‌که میهن ما به لوث آخوندها آلوده نشده بود در هفته‌های آخر هرسال، فروش کوپه‌هایی از بوته‌های خشک بیابانی علاوه بر این‌که یکی از مشاغل افراد زحمتکش میهن بود، با خود بوی عید و بهار را به شهرها می‌آورد و چهره جامعه را در پایان سرما و انجماد زمستان دگرگون و زنده می‌کرد. شب چهارشنبه ‌سوری مردم در محلات در آستانهٴ غروب خورشید، بوته‌های خشک و وسایل چوبی کهنه و شکسته‌ای را که در خانه‌تکانی‌ها از دور خارج کرده بودند سرجمع کرده با آن آتش می‌افروختند در کنار آن کودکان با شادی ترقه‌ها را ترکانده و فشفشه‌ها را به هوا می‌فرستادند خاطرات مراسم چهارشنبه ‌سوری در هر محله و کوچه یکی از به‌یاد ماندنی‌ترین خاطرات کودکی هر ایرانی است.


چهارشنبه سوری ـ سرود زیبای چهارشنبه ‌سوری و مرزبندی با زردی و یأس و آلودگی



علاوه بر پریدن از روی آتش و آرزوی سرخی، رزم‌جویی، سلامت و سرشاری برای سال آینده، رسوم زیبای دیگر چهارشنبه ‌سوری هم باز ناشی از همین روحیة زنده و احیاگر مردم‌ ایران به‌رغم مصیبتهایی بود که طی قرن‌ها بر آنها تحمیل شده بود. فالگیری از دیوان حافظ و مددگیری این اسطورهٴ ادب میهن برای تعیین راه و رسمی که باید برای خود انتخاب کنند نشان از لطافت طبع ایرانی دارد.


چهارشنبه سوری ـ فالگیری از دیوان حافظ



شیرین کردن کام با آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری که آمیخته‌ای از خشکبار محصول برداشت و دسترنج سال بود حقیقتاً نمادی سمبلیک است آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیباست که از دانه‌های خوردنی و رستنی به‌دست‌آمده است که ماحصل زحمت سال پشت‌سر گذاشته شده روی زمین و طبیعت بوده است، طعم آن با کشمش و دیگر خشکبار شیرین آن‌را با دیگر آجیل‌ها متمایز می‌ساخت و فرح فزایی خاصی به آن می‌بخشید در واقع آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری طبقی است آراسته از هدایا و بهره‌های طبیعت که رابطه ایرانی و سرزمینش را تعریف می‌کند و بین آنها وحدت و همدلی ناگسستنی ایجاد می‌کند.


چهارشنبه سوری ـ آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیبا



سنت زیبای دیگر چهارشنبه‌ سوری «قاشق‌زنی» است، صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسرانی که با پوشیدن چارقد و چادر، روی خود را گرفته بودند در پشت درب خانه‌ها، ساعتی پس از پریدن از روی آتش، بار دیگر الفت و صفای روابط انسانی و اجتماعی را در هر کوچه و محله برقرار می‌کرد هرکس به فراخور وسع خود، کاسه قاشق زنانی که خود را پشت درب پنهان کرده بودند، با پرکردن آجیل، نقل، آب‌نبات یا تخم‌مرغ، پاسخ می‌داد.


چهارشنبه‌ سوری ـ قاشق‌زنی؛ صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسران



بعد از آن نوبت به فال‌گوش ایستادن و شال اندازی در خانه‌هایی که با بوی خوش اسفند، کندر، گلاب آکنده شده و با روشنایی شمعی مزین گردیده بود فرا می‌رسید اسفند و کندر را در درون خانه دود می‌کردند، گلاب را به‌سر و صورت خود می‌زدند و شمع را به‌نیت روشنایی زنده نگه می‌داشتند و در همین حین بود که درتاریکی هوا وقتی اعضای خانواده در اتاق به دور هم جمع بودند مشغول پذیرایی از همدیگر بودند، ناگهان از دریچه سقف و روزن خانه‌های قدیمی یا روی پشت‌بام خانه‌ها، شالی به پایین آویزان می‌شد که صاحب‌خانه می‌بایست با پیچیدن مقداری میوه، تنقلات و شیرینی در شال و تکان دادن آن به نشانهٴ پایان کارش به شال انداز علامت بالا کشیدن آن‌را می‌داد.

رسم به‌یادماندنی دیگر چهارشنبه ‌سوری، «فال‌گوش ایستادن» بود. به این‌صورت که فرد در محلی که دیده نشود می‌ایستاد و به صحبتهای رهگذران گوش می‌کرد و بر اساس آنچه در آن صحبتها بود برای شنیدن خبری خوش از آنچه مورد انتظارش بود، تفأل می‌زد، اگر صحبتها را مطابق آرزوی خود می‌دید، خود را به‌ طلبش رسیده می‌دانست.


چهارشنبه‌ سوری ـ رسم به‌یادماندنی فال گوش ایستادن



این‌ها بخشی کوچکی از فرهنگ زنده و سرشار ایرانی است فرهنگی که روح زندگی و تسلیم‌ناپذیری در آن موج می‌زند و در ورای همه اشکال رسوم آن می‌توان همدلی و همبستگی اجتماعی را دید به همین خاطر شاید بشود گفت که روح زندگی‌بخش آتش که در جای‌جای مراسم چهارشنبه ‌سوری سمبلیزه شده است نمادی از راه و رسم تسلیم‌ناپذیری در تاریخ ما است. چهاردهه ایستادگی مقاومت سازمان‌یافته مردم ما بر اساس فدا و صداقت، برخاسته از چنین پیشینهٴ فرهنگی است.


چهارشنبه ‌سوری ـ نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی



پس درود بر رزم‌آورانی که ایستادگی در برابر دیو تاریکی و فاشیسم سیاه دینی حاکم بر میهنمان را اراده کرده‌اند. میهن‌پرستانی غیرتمند که با آتش، عزم درهم شکستن ظلمت آخوندی را دارند و با برافراشتن پرچم هیهات مناالذله و تسلیم‌ناپذیری در برابر این رژیم تبهکار، اصالت فرهنگی و تمدن سرشار خود را به نمایش می‌گذارند نسل سرفرازی که الگوهایی چون ستارخان، کوچک خان، مصدق، حنیف‌نژاد و مسعود رجوی در پیشاپیش صفوف خود دارد که تبلور فرهنگ غنی و سرشار ملی ما در عصر حاضرند،‌ بنابراین اگر چهارشنبه ‌سوری نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی است، امسال آن ‌را در برپایی «کانونهای شورشی» هر چه گدازان‌تر از همیشه گرامی داریم، راه پیروزی بر دشمن ایران و ایرانی تنها از طریق همین کانونهای تشکل یافته انقلابی است.

دغدغه وضعیت درونی سپاه

دغدغه وضعیت درونی سپاه
ایران
1396/12/21


«وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است».

این جمله را محمدعلی جعفری سرکرده کل سپاه پاسداران روز 20اسفند در مراسم جا به‌جایی آخوند سعیدی نماینده کنار گذاشته شده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران بر زبان آورد. این تازه‌ترین و رسمی‌ترین نشانه بحران‌زدگی در درون نیروی اصلی سرکوب است. علنی کردن این تشویش، همراه با تغییر معنی‌داری در رأس نمایندگی ولایت فقیه در سپاه، از آثار شکست سپاه پاسداران در برابر قیام مردم ایران است.
در جلسه یاد شده محمدعلی جعفری، به «عوامل سلامت و اقتدار سپاه» اشاره کرد و این‌که «وضعی که امروز سپاه دارد که یک وضعیت خوب به سمت بالاست». کسانی که با رویکرد سیاسی و ایدئولوژیک مقامهای رژیم آشنایی دارند، پس از شنیدن این کلمات قاعدتاً منتظرند که جعفری «سلامت و اقتدار» سپاه را به‌ذوب‌ شدگی پاسداران در ولایت خامنه‌ای یا ایمان‌شان به‌راه خمینی دجال و نظایر این‌ها نسبت بدهد. اما او به‌جای این کلمات، گفت: «‌سلامت و اقتدار سپاه... به‌دلیل عملکرد دو سازمان حفاظت و نمایندگی ولی‌فقیه است».

کار سازمان اطلاعات سپاه (ساس) و نمایندگی ولی‌فقیه رو به‌درون سپاه پاسداران، سرکوب عوامل ناراضی، کنترل عقیدتی پاسداران، مهار ریزش‌ها و مقابله با گرایش‌هایی است که از نظر ولایت فقیه انحرافی و خطرناک به‌حساب می‌آید.

وی تأکید کرد که سپاه «نیازمند عمق بیشتر معنویت و روحیه جهادی است. قدرت و صلابت سپاه در عرصه‌های مختلف مدیون روحیه معنوی در کنار تجهیزات است».

این جملات نیازی به‌رمزگشایی ندارد. معنویت و روحیه جهادی که سرکرده سپاه «نیازمند عمق بیشتر» آن‌ است، انسجام درونی سپاه و اعتقاد پاسداران به رهبری خامنه‌ای است که هر دو از دست رفته است.

این جملات از ظاهر مبهم سخنان روز 16اسفند جعفری نیز پرده برمی‌دارد. او هنگام عیادت پاسداری که گفته می‌شود در درگیری خیابان پاسداران مجروح شده، گفت: «اگر نیروهای امنیتی و بسیجی دستشان این طور بسته نبود و محدودیت نداشتند، این شیطنت ها بسیار زودتر در نطفه خفه می‌شد».

اشاره او به‌دست بستگی و محدودیت نیروهای امنیتی قاعدتاً با وضعیت دغدغه‌آور«درون سپاه» مرتبط است.

تحول دیگری که خامنه‌ای و جعفری سعی کرده‌اند محتوای واقعی آن را مخفی کنند، کنار گذاشتن سعیدی از نمایندگی ولایت فقیه است. جعفری گفت: «در دوره گذشته بارها محضر حضرت آقا عرض کردم که کمال هماهنگی را با حاج آقای سعیدی داریم و از نظر دیدگاه -چه مسایل سیاسی و مدیریتی و فرهنگی و سازمانی- هم عقیده‌ایم».

اگر پاسدار مزبور در مورد «کمال هماهنگی» راست گفته باشد، پس حادثه مهمی باید در کار باشد که این آرایش هماهنگ و هم‌عقیده را به‌هم زده است. این حادثه قیام است.

خامنه‌ای نیز در حکم انتصاب صادقی نماینده جدیدش، با آوردن این اشاره که« نظر به پایان مأموریت جناب حجه‌الاسلام آقای حاج شیخ علی سعیدی...» این طور القا کرد که گویا مأموریت سعیدی دوره معینی داشته که حالا به‌آخر رسیده است. اولین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران پس از روی کار آمدن خامنه‌ای، عراقی بود که از تیر 69تا بهمن 70در این سمت بود. سپس موحدی کرمانی به‌مدت 14سال نماینده شد. و دوره سعیدی، 12سال به‌طول انجامید. بنابراین، سمت مزبور برخلاف مواضعی مانند ریاست قضاییه که پنچ سال یک‌بار تمدید می‌شود، دوره‌ زمانی ثابتی نداشته است.

اصل موضوع تأثیر متزلزل‌کننده قیام بر سپاه پاسداران است. مأموریت نماینده جدید نیز چنان که خامنه‌ای در حکم او تصریح کرده «ارتقاء تقویت روحیه جهادی و انقلابی آحاد فرماندهان و پاسداران و بسیجیان و خانواده‌های آنان» و نیز «تعامل ‌هم‌افزا با فرماندهی کل سپاه» است.

محمدعلی جعفری با این مأموریت به‌فرماندهی سپاه رسید که این نیروی ضدمردمی را برای مقابله با تهدید قیام تجدید سازمان بدهد. تقسیم سپاه پاسداران به‌سپاه‌های 31گانه جهت مهار اوضاع در یک به‌یک استانها پاسخ به همین ضرورت بود. در این تجدید سازمان، خامنه‌ای و پاسداران‌اش به‌مزدوران بسیجی به‌مثابه «بسیجی جنگنده» می‌نگریستند و با همین تلقی آنها را به‌کار گرفتند. قیام دامنه‌دار سال 88شکست سنگینی به‌ این طرح وارد کرد. در پاییز سال 88، به‌دستور خامنه‌ای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران ایجاد شد که مستقیماًًً از بیت خامنه‌ای دستور می‌گرفت. این تحول در عمل به‌ این معنی بود که ایده «بسیجی جنگنده» با «بسیجی جاسوس» جایگزین شد. به‌عبارت دیگر، سازمان اطلاعات سپاه به‌عنوان مهم‌ترین نهاد سرکوب داخلی، بسیجی‌ها را به‌عنوان سرانگشتان اطلاعاتی‌اش به‌کار می‌گرفت. برای بیت خامنه‌ای و فرماندهی سپاه پاسداران تردیدی وجود نداشت که تهدید اصلی نظام قیام مردم ایران است. بنابراین عملیات سرکوبگرانه و فعالیت‌های اطلاعاتی را در رویارویی با همین تهدید جهت داده بودند. با این‌همه فوران قیام در 7دی و به‌خصوص سرعت گسترش آن در 142شهر بیت خامنه‌ای و سپاه پاسداران را غافلگیر و شوکه کرد. قیام این‌بار شکست به‌مراتب بزرگ‌تری دامنگیر سپاه پاسداران کرده و سطوح مختلف آن را دستخوش تزلزل و انفعال کرده است.

«وضعیت درونی سپاه یکی از دغدغه‌های رهبری است». این دغدغه از این پس آن‌قدر زیاد می‌شود که گلوی ولایت فقیه را خواهد فشرد.

Monday, 12 March 2018

مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان


مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان

CATEGORIES // پیام‌ها

حق‌آبه کشاورزان اصفهان، حقوق معوق‌مانده کارگران و حق‌آزادی و حاکمیت ملت ایران در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است

درود به پایداری کشاورزان ستمدیده ورزنه اصفهان و جوانان غیوری که به حمایت از آنها برخاستند و با پایداری و تهاجم با سنگ و چوب، به مزدوران سرکوبگر و یگان‌ ضدشورش خامنه‌ای، آنها را وادار به عقب‌نشینی کردند.


خیزش کشاورزان ورزنه و مردم و جوانان شرق اصفهان، هم چون اعتراض‌های کارگران فولاد‌سازی یا نیشکر هفت‌تپه یا اعتصاب مردم بانه، بخشی از جنبش اعتراض و قیام در برابر نظامی است که مردم ایران و به خصوص زحمتکشان شریف میهنمان را به‌خاک سیاه نشانده است. در همین ورزنه و شرق اصفهان، بسیاری از کشاورزان به‌ناچار محل سکونت و کشت و کار خود را ترک کرده و برای یافتن کار روانه شهرهای دیگر شده‌اند و کم‌ نیستند مردم شریف و زحمتکشی که به خاطر سیاست‌های تبهکارانه این رژیم، به‌نان شب محتاج‌اند. 
بله، گرسنگی دهها میلیون ایرانی، بحران سراسری آب و فجایع زیست محیطی ناشی از خشک شدن رودخانه‌ها و دریاچه‌ها که حتی نفس کشیدن را هم در بسیاري نقاط کشور ناممکن کرده است، پیامد حکومت تبهکار آخوندهاست که به خاطر سیاستهای تبهکارانه و جنگ افروزی و دخالت در کشورهای منطقه، ایران را به ‌شوره‌زار و کشتزارها را به ‌برهوت تبدیل کرده است.
کشاورزان شرق اصفهان فریاد می‌زنند «روحانی دروغگو -زاینده رود ما کو؟».
و شعارهای مردم در قیامهای سراسری دیماه این بود که: «آخوند خدایی می‌کند، ملت گدایی می‌کند» و«آخوندها حیا کنید، مملکت را رها کنید». 
بله، امروز از حق‌آبه کشاورزان اصفهان و حقوق معوق‌مانده کارگران، تا حق‌آزادی و حق حاکمیت ملت ایران، تماماً در گرو سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.