Showing posts with label حقوق بشر. Show all posts
Showing posts with label حقوق بشر. Show all posts

Monday, 2 July 2018

بازتاب همایش بزرگ گردهمایی ایرانیان در رسانه‌های بین‌المللی/ رجوی: تغییر رژیم ایران در دسترس است

بازتاب همایش بزرگ گردهمایی ایرانیان در رسانه‌های بین‌المللی/ رجوی: تغییر رژیم ایران در دسترس است
1397/04/11
همایش بزرگ گردهمایی ایرانیان در پاریس
رجوی: تغییر رژیم در تهران بیش از هر زمان دیگری در دسترس است
الشرق‌الأوسطانگلیسی - ۱ ژوئیه ۲۰۱۸

مریم رجوی، پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران در پاریس گفت سرنگونی رژیم حتمی است. وی به نشانه‌های این تغییر از جمله اعتراضات خیابانی و خواست فزاینده مردم برای تغییر در سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اشاره کرد.

مریم رجوی در همایش سالانه اپوزیسیون ایران با نام " ایران آزاد " که روز شنبه در ویلپنت پاریس برگزار شد، تأکید کرد: " تغییر رژیم اکنون بیش از هر زمانی در دسترس است. "
رجوی در سخنرانی خود درباره تحولات اخیر در شهرهای ایران به‌نقل از مسعود رجوی گفت: " اگر ایران بایستد، جهان با ما و در کنار ما خواهد ایستاد. "
مریم رجوی همچنین بر نیاز به یک " مقاومت سازمان‌یافته و یک سازمان پیشرو " تأکید کرد و به ارگان شورایی اشاره کرد که در حال حاضر ریاست آن را برعهده دارد.
رجوی در پیامش در حضور نمایندگان رده بالای دهها کشور منطقه‌یی و خارجی خواستار " یک ایران آزاد غیر‌اتمی" شد که در همزیستی مسالمت‌آمیز با همکاریهای منطقه‌یی و بین‌المللی به‌سر می‌‌برد.
این پیام همچنین توسط سایر سخنرانان مورد تأکید قرار گرفت. آنان ضمن محکوم کردن رژیم کنونی، خواستار حمایت از قیام مردم ایران و برپایی " ایرانی آزاد " شدند.
شهردار رودی جولیانی گفت: " اکنون به‌طور واقع‌بینانه می‌توان پایان رژیم ایران را شاهد بود. "
او افزود: " ترامپ به مبارزان آزادی پشت نخواهد کرد. "
نمایندگانی از فرانسه، بلژیک، آمریکا، کانادا، بریتانیا، ایتالیا، آلمان، آلبانی، سوئیس، یمن، رومانی، اردن، فلسطین، مراکش و بسیاری دیگر از سخنگویان این کنفرانس بودند.

Wednesday, 21 March 2018

دبیر کمیته روابط بین‌المللی پارلمان آلبانی:‌ برای مردم ایران آرزوی پیروزی دارم

دبیر کمیته روابط بین‌المللی پارلمان آلبانی:‌ برای مردم ایران آرزوی پیروزی دارم
فعالیتهای مقاومت
1396/12/29

جبریا دبیر کمیته روابط بین المللی پارلمان آلبانی
خانم جبریا دبیر کمیته روابط بین‌المللی پارلمان آلبانی سخنان خود را با تبریک عید نوروز به خانم رجوی و حاضران شروع کرد.

وی گفت: بسیار افتخار می‌کنم که اینجا به همراه شما نوروز را جشن می‌گیرم. خوشحالم که همه شما مجاهدین به آلبانی آمدید. از ادی راما نخست‌وزیر و اعضای دولت و اعضای اپوزیسیون تشکر می‌کنم به‌خاطر همه تلاشهایی که برای انتقال مجاهدین انجام دادند. من سالهای زیادی یک فعال حقوق بشر بودم و بخشی از عمر خودم را در دوران دیکتاتوری گذراندم و می‌دانم که وقتی حقوق بشر نقض می‌شود چه معنایی دارد. آرزو می‌کنم که سال جدید و نوروز جدید آرزوهای مردم ایران محقق شود. شما اکنون بخشی از سرزمین آلبانی هستید. شما برادران و خواهران ما هستید و ما بسیار خشنود هستیم که در آلبانی حضور دارید. امیدوارم به‌زودی در ایران باشید.

Thursday, 15 March 2018

بررسی اقتصادی قیام برای نشان دادن راه‌حل‌های سیاسی برون رفت؛ ترسیم بن‌بست نظام توسط مسعود نیلی

بررسی اقتصادی قیام برای نشان دادن راه‌حل‌های سیاسی برون رفت؛ ترسیم بن‌بست نظام توسط مسعود نیلی
۱۳۹۶-۱۲-۲۴
بررسی اقتصادی قیام برای نشان دادن راه‌حل‌های سیاسی برون رفت؛ ترسیم بن‌بست نظام توسط مسعود نیلی
مسعود نیلی دستیار ویژه رئیس جمهور نظام در امور اقتصادی به بررسی اقتصادی قیام ایران می‌پردازد تا نشان دهد مشکل در تفرق درونی نظام است.

جنبه اقتصادی

مسعود نیلی دستیار ویژه رئیس جمهور نظام در امور اقتصادی در مصاحبه‌ای با روزنامه ایران به تشریح وضعیتی که نظام در آن به سر می‌برد می‌پردازد.
او با این پرسش مواجه می‌شود که ارزیابی‌اش از قیام ایران چیست و هرچند پاسخ می‌دهد که «من فقط می‌توانم جنبه‌ی اقتصادی‌اش را توضیح دهم» اما در عمل گام را فراتر می‌گذارد و به تجویزهای سیاسی می‌رسد.
او سعی می‌کند به‌عنوان یک اقتصاددان ارشد در جناح روحانی ابتدا به بازخوانی «شرایط رفاهی خانوارها» بپردازد و به طور طبیعی دوره‌ی ۷۴ تا ۸۴ را که دولت در کنترل هاشمی رفسنجانی و خاتمی قرار داشت را دوره‌یی می‌داند که رفاه خانوارها افزایش یافته است و هنگامی که به دوره احمدی‌نژاد می‌رسد آنرا منفی ارزیابی می‌کند.
نیلی هنگامی که به بررسی اقتصادی دوره‌ی روحانی می‌رسد آنرا جبران خراب‌کاری‌های دوره‌ی احمدی‌نژاد می‌داند و تصریح می‌کند رشدی که در دوره‌ی روحانی اتفاق افتاده است تا آثارش را در رفاه خانوارها نشان دهد طول می‌کشد؛ به این ترتیب او خود را از توضیح اینکه چرا ادعاهای رشد اقتصادی توسط دولت نمود عینی ندارد خلاص می‌کند!

مریض بد حال

به هر رو، اما صرفه نظر از قرائت سیاسی مسعود نیلی از اقتصاد، حرف اصلی او در فروپاشی‌یی‌ست که در درون نظام ولایت فقیه در حال جریان است. او تایید می‌کند که سرمایه اجتماعی نظام بسیار پایین است به این معنی که مردم اعتماد خود را به مسئولین از دست داده‌اند و از سوی دیگر تصریح می‌کند وضعیت نظام به «مانند مریضی است که در حالت بد در بیمارستان قرار گرفته اما هم بستگان با هم و هم پزشکان با هم درگیرند.»
نیلی می‌گوید: «چیزی که به نظر من اهمیت دارد وضعیت سرمایه اجتماعی و امید به آینده است. اگر جامعه به این نتیجه برسد که به رغم وجود مشکلات و شرایطی که رضایت‌بخش نیست، روند سیاست‌های کشور و نحوه برخورد مسئولین در جهت بهبود شرایط مردم است، همراهی خواهند کرد. اگر به مردم این اطمینان داده شود که» «در ۱۰ سال آینده بیش از دو برابر رشد خواهید داشت، به سمت آرامش حرکت خواهیم کرد.
بنابراین به نظر من گلوگاه ما امید است؛ آمارهای اقتصادی نیست.»
او نتیجه می‌گیرد که تفرقه‌ی موجود در نظام به ناامیدی مردم از بهبود اوضاع دامن می‌زند. نیلی در همین رابطه می‌گوید: «برآیند فضای رسانه‌ای کشور این موضوع را به مردم القا کرده که مسئولین شما مشکل دارند؛ یا حقوق بالا می‌گیرند یا درگیر مسائل فساد مالی هستند. وجه غالب تبلیغات رسمی‌مان این است. و این در حالی است که در دنیا این کار را نمی‌کنند. چون خطرناک است.
در واقع در اتاقی که پر از گاز است، هی کبریت می‌کشند. شاید اگر این مسائل درست تجزیه و تحلیل می‌شد و مسئولان کنار هم قرار می‌گرفتند، آن موقع رویکرد دیگری در حکمرانی داشتیم. صادقانه به مردم می‌گفتیم: «مردم! این مشکلات ما هستند؛ ما هم قبول داریم و سعی می‌کنیم حلشان کنیم.» همه هم دست به دست هم می‌دادیم. اما الآن همه مقابل هم هستند.»

واقعیت

واقعیت اما همان است که نیلی خودش نیز به آن معترف است. او تایید می‌کند که « شرایط زندگی مردم از نظر استاندارد زندگی الآن با مشکلات زیادی مواجه است.» و البته اشاره‌ای هم نمی‌کند که گوش مردم از شنیدن وعده‌های دروغ نظام پر شده است.
در ادامه او سرکوب صورت گرفته به‌خصوص در رابطه با نسل جوان را مورد تایید قرار می‌دهد. به گفته‌ی نیلی «کشور ما جزو جوان‌ترین کشورهای دنیاست و باید نحوه رفتار و سلوک با جوانان اصلاح شود؛ اثر این خیلی بیشتر از کاهش تورم است. این که جوان حس کند دیده می‌شود و مسأله‌اش مورد توجه است و به خواسته‌هایش توجه می‌شود.»

در معرض خطر

برای عبور از بحران پیش روی نظام که خود را در قیام ایران بارز کرد، نیلی می‌گوید: «من پیش‌تر هم گفته‌ام ما اگر مانند افغانستان لویی‌جرگه‌ای درست کنیم که از جناح‌های مختلف در آن حضور داشته باشند و روی یک اصولی توافق کنیم، مشکلات قابل حل است. بارها گفته شده همه در یک کشتی نشسته‌ایم و اگر این کشتی غرق شود، همه ضرر می‌کنند. به همین خاطر قبلاً گفتم و الآن هم می‌گویم نقطه شروع «گفت‌و‌گوی ملی» می‌تواند از اقتصاد باشد؛ چون قابل اندازه‌گیری است. در حوزه‌های دیگر مسائل کلی مطرح می‌شود و معیار و سنجش دقیقی برای محاسبات و توافقات نیز وجود ندارد.»
نیلی می‌افزاید: «اگر مؤسسات مالی امروز دچار مشکل شده‌اند، هشداری است که ممکن است بانک‌ها هم با چنین مشکلی مواجه شوند. اگر تظاهرات مردم را در دی‌ماه شاهد بودیم، هم هشدار این است که ممکن است بیشتر و بزرگ‌تر شود و ابعاد وسیع‌تری به خود بگیرد. مسائلی که در مقیاس کوچک می‌بینیم، به ما علامت آماده‌باش می‌دهند. ممکن است دفعه بعد فرصت در اختیار شما نباشد و اگر همینطور ادامه دهیم و در همین روند پیش برویم، در معرض خطر خواهیم بود.»

شکست لویی‌جرگه

جالب آنکه در ادامه او می‌پذیرد که کوشش‌هایش برای تحقق گفتگوی ملی بین جناح‌های نظام به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است.
روزنامه ایران از او می‌پرسد: «در آستانه ششمین سال دولت روحانی هستیم؛ شما در این شش سال ایده گفت‌و‌گوی ملی را پیگیری کرده‌اید؟ هم در همفکری و همیاری با رئیس جمهوری و هم با دیگرِ بخش‌های دولت و حاکمیت. آیا به نتیجه‌ای رسیدید؟ آیا استقبالی از این ایده شد؟»
و نیلی پاسخ می‌دهد: «خیر»
به گفته‌ی نیلی علت عدم شکل‌گیری این گفتگو بین جناح‌های نظام، «متفاوت بودن فهرست اولویت‌ها»ی آنهاست که باعث شده است «اختلافات به صورت فرسایشی در بیاید».
در چنین بستری‌ست که نیلی نتیجه می‌گیرد در فقدان سرمایه اجتماعی مکفی برای نظام انجام اصلاحات اقتصادی در آن «هزینه بر است و در شرایط موجود خطرناک!»

Tuesday, 13 March 2018

یک بام و دو هوا (اندر مذمت خشونت طلبی)

یک بام و دو هوا (اندر مذمت خشونت طلبی)
1396/12/18


راستی جدای از سپاه پاسداران و نیروهای سرکوبگر رژیم و اصلاح طلبان، چه کس یا کسانی بیشترین خدمت را به رژیم جهت جلوگیری یا دفع خطر سرنگونی می‌کنند؟

سرکوب نظامی و شکنجه و اعدام نه تنها در درازمدت نمی‌تواند از سرنگونی رژیم جلوگیری کند، بلکه باعث فوران بیشتر خشم مردم و بالا رفتن ایمان و انگیزشهای بیشتری در مبارزه برای سرنگونی می‌شود.

بنابراین بالاترین خیانت و جنایت و جدی‌ترین گناه از آن کس یا کسانی است که با انواع ترفندها و فریبکاریها تلاش می‌کنند تا این ایمان و انگیزش و پتانسیل مبارزه و سرنگونی جنایتکاران حاکم بر میهن اسیرمان را از مردم بگیرند و سلب کنند.

به همین خاطر هم بود که از همان روزهای شروع قیام ایران این بازوها و شاخک‌های رژیم مأموریت خائنانه خودشان را برای تخطئه و ایجاد تردید و ناامید کردن مردم تحت عناوین مختلف از جمله این‌که دادن شعار مرگ بر خامنه‌ای زودرس بود و یا این‌که در مقابله با رژیم چپ‌روی شده، و این‌که تظاهرات راه به جایی نمی‌برد، سعی در ایجاد یأس و در نتیجه پاسیو کردن مردم داشتند تا کسی سراغ سرنگونی رژیم نرود.

از جمله این ترفندهای خائنانه زدن مارک خشونت‌طلبی به تظاهرات و قیام قهرمانانه مردم ایران بود، و یک‌شبه آقایان معلم اخلاق شدند که خشونت بد و اخ است. حرف اصلی این رذالت پیشگان این است که یا برای احقاق حق خودتان تظاهرات نکنید و در گرسنگی و محرومیت بمیرید و یا اگر تظاهرات می‌کنید، خوب، سرکوب هم هست، گاز اشگآور و گلوله و شوکر هم هست، بخورید ولی حق پاسخگویی و مقاومت ندارید. بقول بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس در دعوا حلوا پخش نمی‌کنند‍.

در یک کلام این‌که گلوله و باتون و اعدام های روزانه و ۱۲۰هزار اعدام دهه 60و شکنجه و... توسط رژیم خشونت نیست ولی واکنش طبیعی مردم در قبال سرکوب مثل پرتاب سنگ و آتش زدن مراکز سرکوب و پاره کردن عکس خامنه‌ای که همه این جنایات با دستور او انجام می‌شود خشونت طلبی است، ای ننگ و لعنت ابدی بر شما دشمنان خدا و خلق.

آری به‌محض این‌که قیام مردم علیه رژیم اوج می‌گیرد، مور و ملخهای رژیمی و اپوزیسیون نماها در داخل و خارج و اصلاح طلبهای وطنی آژیرهای خشونت سنج شان به صدا در آمده افاضات آکادمیک و روضه‌خوانی اندر باب مضار و ناروا بودن خشونت شروع می‌شود. این نابغه‌های معاصر تا وقتی رژیم سرکوب و اعدام و خودکشی زیر شکنجه می‌کند، لال‌مونی گرفته و خشونت سنج‌شان از کار میافتد. توجه کنید:

« و خلاصه این که: امروز روز تفاهم و توافق بر سر مقابله با خشونت و افراطی‌گری و روز دفاع از دستاوردهای آزادی و دموکراسی در برابر همه تلاش‌هایی است که می‌خواهند از آرامش، امنیت و ثبات ایران انتقام بگیرند و راه دشوار اما خوش‌فرجام مردم‌سالاری را مسدود کنند». (هادی خانیکی –روزنامه حکومتی اعتماد11دی 96)

در واقع این جناب تحت عنوان مقابله با خشونت به همه نیروهای نظام بسیج می‌دهد که با تفاهم و با تمام قوا برای سرکوب قیام و مردم به پاخیزند.

عباس عبدی گروگانگیر سابق و اصلاحطلب امروز از « بی‌تفاوتی کسانی که به‌طور قطع از چنین رفتارهای غیرمدنی و خشونت‌آمیز ناراحت بودند، از اصل این رفتارها بدتر بود» گله دارد که چرا قاطع‌تر سرکوب نکردید.

لطفاً بفرمایید این مردم به چه صورت صدای اعتراض خودشان و شکم های گرسنه کودکان بیگناه‌شان را به گوش حکومت برسانند؟ آیا مردم حق اعتراض و تظاهرات دارند یا خیر؟ این حق در تمام دنیا و در اعلامیه جهانی حقوق بشر به‌رسمیت شناخته شده است:

ماده 19اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد.

ماده20اعلامیه جهانی حقوق بشر:
هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت‌آمیز است.
هیچ کس را نمی‌توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

حتی مطابق اصل27قانون اساسی خودتان هم به‌رغم اما و اگرها و شرط و شروطش تظاهرات به‌رسمیت شناخته شده است: اصل بیست و هفتم (27) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.

اگر هم که ادعای اسلام و مسلمانی دارید این روش حکومت امام علی بود که حتی خوارج بی‌منطق در مسجدی که علی نماز می‌خواند و در واقع مرکز تصمیم‌گیری آن حضرت بود شعار می‌دادند و اصل و اساس حکومت علی را زیر سؤال می‌بردند و هیچ کس حق تعرض به آنان را نداشت. حتی وقتی دست به شمشیر بردند و جنایت کردند باز آن حضرت با آنان گفتگو کرد و از آنان درخواست کرد که از این اعمال دست بردارند و به دامن جامعه بازگردند.در حکومت علی (ع) مخالفت و شعار علیه حکومت جرم نبود و هرگز اینگونه نبود که آن حضرت مخالفان خود را محارب یا خارج از دین بخواند و آنان را مجازات کند.

حتی وقتی به امام علی خبر دادند که ابن ملجم با سلاح وارد کوفه شده و از حضرت خواستند اقدامی کند، امام علی گفت تا زمانی که کاری خلاف انجام نداده آزاد است. همین ابن ملجم چند شب بعد امام را شهید کرد. آری این است علی و حرمت آزادی در اسلام.

واقعیت این است که در عرض این 39سال هیچگاه مردم در اعتراضات و تظاهرات ابتدا به‌ساکن دست به واکنشهای قهرآمیز نزده‌اند، و بیشتر با دادن شهید و بدنهای مجروح و کتک خورده صحنه را ترک کرده‌اند و یا دستگیر شده و...

واقعیت این است که کمیت مقابله به‌مثل و دفاع از خود مردم در قبال حجم سرکوب رژیم اصلاً قابل مقایسه نیست.

این‌که مردم مشکلات معیشتی خود را به‌وسیله تظاهرات یا اعتراض یا اعتصاب یا هر شکل دیگری به اطلاع حکومت برسانند یک امر طبیعی و لازم است. هم‌چنانکه جان لاک فیلسوف انگلیسی که اعلامیه استقلال آمریکا بر اساس نظریات او تدوین شده می‌گوید: «اگر یک دولت نخواهد و یا نتواند حقوق اتباع را محفوظ بدارد، منطق وجودی خود را از دست می‌دهد و بر مردم است که حاکم دیگری را برگزینند. لاک می‌گوید: این فقط مردم هستند که باید تصمیم بگیرند که چه کسی بر آنان حکومت کند».

پیام چهارشنبه سوری:‌ آتش جواب آتش - مسعود کلانی

پیام چهارشنبه سوری:‌ آتش جواب آتش - مسعود کلانی
ایران
1396/12/20





نحوستها
تاریخ چهارشنبه‌سوری
سور بمعنای جشن و مهمانی و سرخی است؛ سرخی‌ای که نشان از آتش دارد.

پیشینیان ما معتقد بودند آتش گرما بخش، که از عناصر چهارگانه است، تمیزکننده و پاک کننده و تنها عنصری است که آلوده نمی‌شود.

به این دلیل هنگام پریدن از روی آتش چهارشنبه سوری، یکدل و یکصدا همه می‌خواندند زردی من از تو، سرخی تو از من.

جشن ملی چهارشنبه‌سوری قرنهاست در شب ‌آخرین چهارشنبه سال در سرتاسر ایران زمین و در ساعتهایی مشخص با شرکت تک‌تک آحاد مردم ایران، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال برگزار می‌شود، ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات پلید، می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط خانه دور می‌سازند.

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش‌افروزان که پیام‌آور جشن اهورایی چهارشنبه‌سوری بودند به همه شهرها و روستاها می‌رفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند.

جشن چهارشنبه سوری با فرهنگ و سنن مذهبی مردم ایران هم در هم آمیخته است. می‌گویند قیام مختار برای خونخواهی شهیدان کربلا در روز چهارشنبه همزمان با جشن چهارشنبه‌سوری و در شهر کوفه که ساکنان آن بیشتر از ایرانیان بودند، آغاز شده است.
پیام چهارشنبه‌سوری 96

در تاریخ ایران، چهارشنبه‌سوری هر چند، هرسال به‌عنوان جشنی سراسری و برای شادی و استقبال از بهار و نوروز برپا می‌شده، اما پیام همبستگی اتحاد و مبارزه با پلیدیها را در خاطره تاریخی مردم این سرزمین حک کرده است. سنت چهارشنبه‌سوری در ضمیر هر ایرانی ثبت کرده است که هر گاه ظلمت و تباهی و شر و بلا همه جا را فرا گرفت، باید با آتش آن را زدود و زردی و پلیدی و هر چه که ضدایران و ایرانی است را سوزاند و خاکسترش را برای این‌که باز خانه را آلوده نکند، در آب روان ریخت یا به‌دست باد داد تا آن را ببرد و دیگر آثاری از آن به‌جای نماند.

امسال جشن چهارشنبه‌سوری در آستانه بهاری که بهار آزادی ایران را نوید می‌دهد و به‌دنبال قیام آتشین مردم ایران در دیماه گذشته که هم‌چنان ادامه دارد، برگزار می‌شود.

نحوستها

در آستانه چهارشنبه‌سوری نیز، آتش‌افروزان زمانه ما، از هزار کانون شورشی در تمام شهرهاى میهن برخاسته‌اند تا ایران را برای جشن چهارشنبه سوری و قیام و خیزش علیه رژیم پلیدی که 40سال است ایران و مردم ایران را به پلیدی خود آلوده‌اند، آماده کنند.

چهارشنبه سوری امسال که توسط جوانان و زنان میهن و کوچک و بزرگ مردم ایران برگزار می‌شود، جشن آتش برای روشنایی و آزادی است

قیامی است که ظلمت و سیاهی آخوندها را که چهل است ایران‌زمین را به اسارت گرفته‌اند به خاکستری تبدیل می‌کند که باید آن را دور ریخت تا پس از شادی و جشن آزادی هیچگاه به ایران باز نگردد.

و این قیام تا آزادی ایران‌زمین ادامه خواهد یافت.

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی

چهارشنبه سوری ـ آتش نماد بیزاری از پلیدی و زشتی
1396/12/20
آتش در آئین ایرانیان باستان، نماد وطن‌دوستی و بیزاری از پلیدی و زشتی بوده است، گرامیداشت این نماد محبت و نیکی، مردم ما را بر آن داشته تا در هیأت یک جشن،‌ آخرین سه‌شنبه هرسال را به آن اختصاص دهند و با گرمای روح‌بخش آتش، طراوت زندگی و زایش را در آستانه نوروز با جشن و سرور و جمع شدن به دور هم، به زندگی خود بیاورند. چنین ایده‌ای البته که زیبنده فرهنگ غنی تمدن باستانی ما بوده است چرا که نشاط و شادابی جامعه، خود را در چنین آئین‌هایی جاری و سمبلیزه می‌کند و از آنجا تقویت‌شده به مناسبات روزمرهٴ جامعه بازمی‌گردد، روحیة یکدلی و سرشاری نهفته در این شیوه نگاه به موضوعات اجتماعی توانسته است سده‌ها اقوام مختلف را در یک سرزمین گسترده با تنوعات قومی با مسالمت و برادری در کنار یکدیگر نگه‌دارد و آلام اجتماعی آنها را کاهش دهد. به همین خاطر می‌بینیم که علاوه بر سرزمین امروزی ایران این فرهنگ در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان و تاحدودی قرقیزستان که داری ریشه‌های مشترک فرهنگی با ایران هستند هم هنوز گرامی داشته می‌شود و مردم این کشورها هم آن‌را جشن می‌گیرند.


چهارشنبه سوری ـ در کشورهای مختلف
شعروارهٴ زیبای «زردی من از تو، سرخی تو از من» به‌واسطه نگاه ایرانیان باستان به روشنایی و پاکی، دوری از تسلیم‌پذیری و رخوت و جستجوی سرزندگی و مبارزه‌جویی در تاریخ ایران جاودانگی یافته است؛ زیرا ایرانیان در آتش، روح حیات و سلامتی را جستجو می‌کرده‌اند. برپا کردن هفت بوته آتش به نشانه هفت امشاسپند و فرشته، ناشی از این باور بود که آتش تطهیرکننده است و بدی، وادادگی و مرگ را دور می‌کند. چهارشنبه‌ سوری بخشی غیرقابل تجزیه از فرهنگ هر ایرانی است. زمانی‌که میهن ما به لوث آخوندها آلوده نشده بود در هفته‌های آخر هرسال، فروش کوپه‌هایی از بوته‌های خشک بیابانی علاوه بر این‌که یکی از مشاغل افراد زحمتکش میهن بود، با خود بوی عید و بهار را به شهرها می‌آورد و چهره جامعه را در پایان سرما و انجماد زمستان دگرگون و زنده می‌کرد. شب چهارشنبه ‌سوری مردم در محلات در آستانهٴ غروب خورشید، بوته‌های خشک و وسایل چوبی کهنه و شکسته‌ای را که در خانه‌تکانی‌ها از دور خارج کرده بودند سرجمع کرده با آن آتش می‌افروختند در کنار آن کودکان با شادی ترقه‌ها را ترکانده و فشفشه‌ها را به هوا می‌فرستادند خاطرات مراسم چهارشنبه ‌سوری در هر محله و کوچه یکی از به‌یاد ماندنی‌ترین خاطرات کودکی هر ایرانی است.


چهارشنبه سوری ـ سرود زیبای چهارشنبه ‌سوری و مرزبندی با زردی و یأس و آلودگی



علاوه بر پریدن از روی آتش و آرزوی سرخی، رزم‌جویی، سلامت و سرشاری برای سال آینده، رسوم زیبای دیگر چهارشنبه ‌سوری هم باز ناشی از همین روحیة زنده و احیاگر مردم‌ ایران به‌رغم مصیبتهایی بود که طی قرن‌ها بر آنها تحمیل شده بود. فالگیری از دیوان حافظ و مددگیری این اسطورهٴ ادب میهن برای تعیین راه و رسمی که باید برای خود انتخاب کنند نشان از لطافت طبع ایرانی دارد.


چهارشنبه سوری ـ فالگیری از دیوان حافظ



شیرین کردن کام با آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری که آمیخته‌ای از خشکبار محصول برداشت و دسترنج سال بود حقیقتاً نمادی سمبلیک است آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیباست که از دانه‌های خوردنی و رستنی به‌دست‌آمده است که ماحصل زحمت سال پشت‌سر گذاشته شده روی زمین و طبیعت بوده است، طعم آن با کشمش و دیگر خشکبار شیرین آن‌را با دیگر آجیل‌ها متمایز می‌ساخت و فرح فزایی خاصی به آن می‌بخشید در واقع آجیل مشکل‌گشای چهارشنبه ‌سوری طبقی است آراسته از هدایا و بهره‌های طبیعت که رابطه ایرانی و سرزمینش را تعریف می‌کند و بین آنها وحدت و همدلی ناگسستنی ایجاد می‌کند.


چهارشنبه سوری ـ آجیل مشکل‌گشا مخلوطی نمادین، رنگارنگ و زیبا



سنت زیبای دیگر چهارشنبه‌ سوری «قاشق‌زنی» است، صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسرانی که با پوشیدن چارقد و چادر، روی خود را گرفته بودند در پشت درب خانه‌ها، ساعتی پس از پریدن از روی آتش، بار دیگر الفت و صفای روابط انسانی و اجتماعی را در هر کوچه و محله برقرار می‌کرد هرکس به فراخور وسع خود، کاسه قاشق زنانی که خود را پشت درب پنهان کرده بودند، با پرکردن آجیل، نقل، آب‌نبات یا تخم‌مرغ، پاسخ می‌داد.


چهارشنبه‌ سوری ـ قاشق‌زنی؛ صدای ضربات قاشق به کاسه‌ها توسط دختران و پسران



بعد از آن نوبت به فال‌گوش ایستادن و شال اندازی در خانه‌هایی که با بوی خوش اسفند، کندر، گلاب آکنده شده و با روشنایی شمعی مزین گردیده بود فرا می‌رسید اسفند و کندر را در درون خانه دود می‌کردند، گلاب را به‌سر و صورت خود می‌زدند و شمع را به‌نیت روشنایی زنده نگه می‌داشتند و در همین حین بود که درتاریکی هوا وقتی اعضای خانواده در اتاق به دور هم جمع بودند مشغول پذیرایی از همدیگر بودند، ناگهان از دریچه سقف و روزن خانه‌های قدیمی یا روی پشت‌بام خانه‌ها، شالی به پایین آویزان می‌شد که صاحب‌خانه می‌بایست با پیچیدن مقداری میوه، تنقلات و شیرینی در شال و تکان دادن آن به نشانهٴ پایان کارش به شال انداز علامت بالا کشیدن آن‌را می‌داد.

رسم به‌یادماندنی دیگر چهارشنبه ‌سوری، «فال‌گوش ایستادن» بود. به این‌صورت که فرد در محلی که دیده نشود می‌ایستاد و به صحبتهای رهگذران گوش می‌کرد و بر اساس آنچه در آن صحبتها بود برای شنیدن خبری خوش از آنچه مورد انتظارش بود، تفأل می‌زد، اگر صحبتها را مطابق آرزوی خود می‌دید، خود را به‌ طلبش رسیده می‌دانست.


چهارشنبه‌ سوری ـ رسم به‌یادماندنی فال گوش ایستادن



این‌ها بخشی کوچکی از فرهنگ زنده و سرشار ایرانی است فرهنگی که روح زندگی و تسلیم‌ناپذیری در آن موج می‌زند و در ورای همه اشکال رسوم آن می‌توان همدلی و همبستگی اجتماعی را دید به همین خاطر شاید بشود گفت که روح زندگی‌بخش آتش که در جای‌جای مراسم چهارشنبه ‌سوری سمبلیزه شده است نمادی از راه و رسم تسلیم‌ناپذیری در تاریخ ما است. چهاردهه ایستادگی مقاومت سازمان‌یافته مردم ما بر اساس فدا و صداقت، برخاسته از چنین پیشینهٴ فرهنگی است.


چهارشنبه ‌سوری ـ نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی



پس درود بر رزم‌آورانی که ایستادگی در برابر دیو تاریکی و فاشیسم سیاه دینی حاکم بر میهنمان را اراده کرده‌اند. میهن‌پرستانی غیرتمند که با آتش، عزم درهم شکستن ظلمت آخوندی را دارند و با برافراشتن پرچم هیهات مناالذله و تسلیم‌ناپذیری در برابر این رژیم تبهکار، اصالت فرهنگی و تمدن سرشار خود را به نمایش می‌گذارند نسل سرفرازی که الگوهایی چون ستارخان، کوچک خان، مصدق، حنیف‌نژاد و مسعود رجوی در پیشاپیش صفوف خود دارد که تبلور فرهنگ غنی و سرشار ملی ما در عصر حاضرند،‌ بنابراین اگر چهارشنبه ‌سوری نمادی از میهن‌پرستی و گرامیداشت نور در برابر تاریکی است، امسال آن ‌را در برپایی «کانونهای شورشی» هر چه گدازان‌تر از همیشه گرامی داریم، راه پیروزی بر دشمن ایران و ایرانی تنها از طریق همین کانونهای تشکل یافته انقلابی است.

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع
1396/12/20




یکی از اعضای مجلس آخوندی گفت: «طرح بازگردندان اموال نامشروع مسئولان وارد دستورکار شده است». وی اضافه کرد:‌ «به‌عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این طرح را امضا کردم اما خوشبین نیستم. از این طرحها در کشور زیاد مطرح می‌شود اما کسی اهمیتی برای آن قائل نیست».

«فلاحت‌پیشه با بیان این‌که طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان را امضا کرده‌ام، اظهار کرد معمولاً در کشور از این قبیل طرح‌ها و کارها زیاد مطرح می‌شود اما در نهایت عملیاتی نمی‌شود و متأسفانه اثر عکس دارد». (خبرگزاری قدس - تسنیم ۱۵اسفند ۹۶)

چرا برای این طرحها کسی اهمیتی قائل نیست. عوامل رژیم می‌گویند برای مبارزه با فساد طرحهایی مطرح شده اما اقدامی انجام نشده است.

چه اقدامی قرار است انجام شود، چه کسی این کار را می‌خواهد بکند؟

دولت، قوه قضاییه را مسؤل فساد می‌داند، قوه قضاییه دولت را، شورای نگهبان هم می‌گوید دولت روحانی که حکومت را به‌دست گرفته فساد بیشتر شده است.

خمینی در سال ۶۱طرح ۷ماده‌یی را هم برای مبارزه با فساد اعلام کرده بود که یک اقدام نمایشی بوده است.

چون کسانی که همان موقع در حاکمیت بودند عامل دزدیها و غارت اموال مردم بودند.

اگر خمینی می‌خواست با فساد مبارزه کند باید اول سرکرده‌های خود از رئیس مجلس و رئیس شورای عالی قضاییی و رئیس‌جمهور، خامنه‌ای را مواخذه و محاکمه می‌کرد.

اما بزرگترین فساد این بود که انقلابی که با شکنجه‌ها، اعدامها و سر‌کوبهای فراوانی به پیروزی رسیده بود توسط خمینی سرقت شد.

اگر مبارزه با فساد و دزدی قرار بود انجام گیرد اول باید با دزد بزرگ، خمینی، برخورد می‌شد.

باید او محاکمه می‌شد که چرا ثمره بیش از ۳۰سال مبارزه مردم با حکومت دیکتاتوری شاه را با یک دیکتاتوری وطن‌فروش و به‌مراتب وحشی‌تر عوض کرده است.

همان‌طور که همین نماینده مجلس آخوندی گفت طرح خوب است اما در این کشور که طرحی اجرا نمی‌گردد.

در این کشور آن که دزد است، هم‌زمان دادستان است. آن که فساد می‌کند، رهبر و رئیس‌جمهور است آن که ادعای مبارزه با فساد دارد، همین ۲زوج فاسد هستند.

آن امام جمعه که بیشتر از همه شلوغ می‌کند که فساد باعث شده مردم به زیر خط فقر بروند خودش و امثال خودش فاسدترین هستند.

کسانی که ادعای این را دارند که اموال اضافه و دزدیده شده را می‌خواهند پس بگیرند، خودشان اولین دزدان اموال مردم هستند.

بانک مرکزی که پول و سرمایه مردم در آنجا هست یکی از بالاترین مسئولانش دهها میلیون دلار را دزدیده و به کانادا رفته است.

کدام مسئول درجه ۱ و ۲ تا ۱۰ اموال خود را از حاصل کار و زحمت خود به‌دست آورده است که بگوییم بقیه اموالش نامشروع است.

در توفان قیام، مردم هر روز در چهارگوشه کشور به غارتگری عوامل رژیم آخوندی اعتراض می‌کنند.

این اقدامات نمایشی چوب زیربغل رژیم نمی‌شود.

سرکوب بیرحمانه کشاورزان در ورزنه که آب کشاورزی‌شان به سرقت بردند به چه دلیل است؟

بیش از یک‌سال است که سرمایه‌های مردم توسط ایادی رژیم تحت عنوان بانکهای قرض‌الحسنه مانند کاسپین به غارت رفته است آیا کسی به اعتراض آنها رسیدگی کرده است؟

آنها بارها توسط نیرهای امنیتی مورد حمله قرار گرفته‌اند و مواردی حتی دستگیر شدند.

به چه دلیل؟ چون پولشان را می‌خواهند!

آنهایی که دزدی می‌کنند و اموال مردم را بالا می‌کشند هرگز دستگیر نمی‌شوند.

آنهایی که آب مردم را می‌دزدند کسی با آنها کاری ندارد.

کسانی که حقوق کارگران را نمی‌پردازند آزاد می‌چرخند.

مردم خوب می‌دانند که هیچ تغییری با این حاکمیت ایجاد نمی‌شود.

این پیام قیام دیماه است، مردم فریب نمی‌خورند. همه ماهیت رژیم با همه باندهای آن را شناختند.

حرف اصلی را مردم زدند و به کلیت حکومت نه گفتند: «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا».

Monday, 12 March 2018

عفو بین‌الملل خواستار آزادی آتنا دائمی و گلرخ ایرایی شد

عفو بین‌الملل خواستار آزادی آتنا دائمی و گلرخ ایرایی شد
۱۹ اسفند ۱۳۹۶


عفو بین الملل با صدور بیانیه‌ای ضمن انتقاد جدی از وضعیت نگهداری آتنا دائمی و گلرخ ایرایی، دو فعال حقوق بشر، در شرایط نامناسب و غیربهداشتی در زندان قرچک ورامین، از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواستار آزادی بی‌درنگ آنها شده است.

فیلیپ لوتر، در این بیانیه که شنبه ۱۹ اسفند منتشر شد مدیر بخش تحقیقات خاورمیانه و شمال آفریقا در این بیاینه اعلام کرد رفتارهای خشن تحقیرآمیز و غیرانسانی با آتنا و گلرخ ما را به شدت نگران کرده است.

آتنا دائمی و گلرخ ایرایی از چهار بهمن با کتک از زندان اوین به زندان قرچک ورامین منتقل شدند این دو ۱۰ روز پس از آن در اعتراض به انتقال خود دست به اعتصاب غذا زدند.

معصومه نعمتی، مادر آتنا دائمی، در مورد وضعیت دخترش و گلرخ ایرایی به صدای آمریکا گفت که خانواده های این دو زندانی به شدت نگران سلامتی آنها هستند. او گفت که تماس‌های تلفنی این دو زندانی به هفته‌ای یکبار در حضور ماموران محدود شده است. به گفته مادر آتنا دائمی، گلرخ ایرایی از نظر سلامتی در وضعیت بدی به سر می برد و بیش از ۱۱ کیلو از وزن خود را از دست داده است.

اواخر بهمن ماه در پی درخواست چندین فعال حقوق بشر، آتنا دائمی در زندان قرچک به اعتصاب غذای خود پایان داد و گلرخ ابراهیمی ایرایی نیز اعلام کرد به اعتصاب غذای خشک یعنی خودداری از نوشیدن مایعات پایان می دهد اما همچنان به نشانه اعتراض به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد.

آتنا دائمی که به اتهام توزیع شبنامه ها در محکومیت مجازات اعدام به ۷ سال زندان محکوم شده، دوران محکومیت خود را می گذراند.

گلرخ ابراهیمی به اتهام نوشتن رمانی که چاپ و منتشر نشده و در آن مجازات سنگسار را محکوم کرده، به ۳ سال زندان محکوم شده است.

Tuesday, 6 March 2018

گفتگوی اختصاصی شبکه تصویری ایران آزادی با سرهنگ خلبان بهزاد معزی؛ خاطرات و خطرات

گفتگوی اختصاصی شبکه تصویری ایران آزادی با سرهنگ خلبان بهزاد معزی؛ خاطرات و خطرات
۱۳۹۶-۱۲-۱۵
015 10 دقیقه خوانده شده
گفتگوی اختصاصی شبکه تصویری ایران آزادی با سرهنگ خلبان بهزاد معزی؛ خاطرات و خطرات
سرهنگ خلبان بهزاد معزی همان کسی‌ست که خلبان پرواز تاریخی ۷ مرداد ۶۰ بود که طی آن مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران را از تهران به پاریس منتقل کرد او در گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی از جمله به یادآوری آن ماموریت می‌پردازد.

گفتگو با سرهنگ خلبان بهزاد معزی، خلبانی که علاوه بر مهارتهای فوق‌العاده در خلبانی با تصمیم شجاعانه‌ای که گرفتند اون هم در خطیرترین، در عین حال تعیین کننده‌ترین مقطع تاریخ معاصر ایران در ۷ مرداد ۱۳۶۰ یعنی ۳۸ روز پس از ۳۰ خرداد، در اوج خفقانی که خمینی برای تثبیت خلافتش ایجاد کرده بود با ریسک پذیری فوق‌العاده بالا، رهبر مقاومت مردم ایران آقای مسعود رجوی را از قلب پایگاه یکم شکاری در تهران خارج کردن و پس از ۳۶ سال می‌شود به قطع و یقین گفت که سمت حرکت تاریخ در میهن اسیرمون را تغییر دادن.

مجری: سرهنگ من کتاب شما رو خوندم و بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم اینکه چطور با وجود موقعیت بسیار بالایی که در نیروی هوایی در دوران شاه داشتید و یکی از برجسته‌ترین خلبانانی بودید که همه مقامات اون دوران به آن اذعان داشتن ولی چطور شد که به مقاومت پیوستید و این راه را انتخاب کردید؟

سرهنگ معزی : علتش اینه‌که در همون اوایل انقلاب قبل از اینکه خمینی دجال مصادره‌اش بکنه، ما فکر می‌کردیم حاکمیت مردم در کشورمون پابرجا خواهد شد بعد از مدتها، مدت بسیار کوتاهی حتی می‌تونم بگم بعد از سخنرانی خمینی در بهشت زهرا که اتوبوس و گاز و برق رو فقط خواست مجانی کنه!، ما متوجه شدیم که این خواسته ملت ایران نیست و بعد هم بکارگماردن کلیه آخوندها و قوانین سرسخت اسلامی و جاری شدنش در جامعه و کل کشور باعث شد که از این رژیم رویگردان بشیم و بپیوندیم به مخالف رژیم و برانداز رژیم که از همون اول سازمان مجاهدین خلق بود که مردم بی صبرانه بعد از سقوط نظام سلطنتی به اون پیوستن.

مجری: چطور شد که شما تو این موقعیتی که بودید و در نیروی هوایی هم بودید به مقاومت پیوستید و چه زمانی بود؟

سرهنگ معزی: بعد از انقلاب ضدسلطنتی که من از پرواز مراکش برگشته بودم متوجه شدم جو موجود اون چیزی نیست که ما دنبالش بودیم قبلاً عرض کردم خدمت تون که برقراری قوانین عقب افتاده متعلق به هزاران سال پیش و این که دین و دولت یکی شده بود و جلوگیری از آزادی مردم و آزادی اجتماعات و این با وعده‌هایی که خمینی در پاریس داد که همه آزادن، زنان آزادن حجاب نداشته باشن، کمونیست‌ها آزادن، دانشجوها آزادن درتضاد بود البته بعد خودش می‌گفت خدعه کردم ما متوجه شدیم که این راه چاره کار ملت ایران نیست و باید این رژیم برکنار بشه به هر قیمتی که شده.

مجری: آقای معزی یکی از تعیین‌کننده‌ترین وقایع تاریخ معاصر ایران که بدون کمترین مبالغه سمت حرکت تاریخ ایران رو تغییر داد ۷ مرداد است که در تاریخ ایران هم ثبت شده. روزی که شما برادر مسعود رهبر مقاومت رو از قلب پایگاه یکم شکاری در تهران در اوج سرکوب و کنترل پلیسی و نظامی خمینی با ریسک‌پذیری بالایی خارج کردید. حالا سئوال اینه که در اون زمان چه لحظاتی داشتید؟ خب شما یک انتخاب جدی کردین جان خودتون و اعضای خونواده شما در خطر جدی بود چه عاملی شما رو به این انتخاب رسوند؟ و مهمتر الان پس از ۳۶ سال چگونه به اون انتخابتون نگاه می‌کنید؟

سرهنگ معزی : در اون موقع رژیم آخوندی بعلت تک پایه شدن چون رئیس جمهورش بنی‌صدر رو برکنار کرده بود، از لیبرال- ارتجاع تبدیل شده بود به ارتجاع کامل و برای اینکه رژیمش رو جا بندازه سرکوب رو بشدت بالا برده بود. بخصوص درتهران محلات رو بدون اطلاع قبلی محله به محله محاصره می‌کردن و خونه گردی می‌کردن بدنبال آقای رجوی رهبر مقاومت بودن. هیچ کس خبر نداشت که شب بعد کجاست. در تماسی که من با سازمان داشتم شنیدم که تصمیم دارن رهبری مقاومت رو از ایران خارج بکنن بهمین دلیل با موقعیتی که من در نیروی هوایی داشتم پیشنهاد کردم که با هواپیما خارج بشن که بعد از مدتی پیشنهاد قبول شد، بعد مسیر تعیین شد، روش مطالعه کردن و تصویب شد و قرار شد که این عمل با همکاری پرسنل انقلابی مجاهد که متاسفانه اکثرشون هم شهید شدن انجام بشه و این پرواز انجام شد. از نظر خود من با کمال راحتی و ایمنی مسافر عزیزمون آقای رجوی و امانت مردم ایران رو از اونجا خارج کردیم.

مجری: درود بر شما. شما به پرسنل قهرمان نیروی هوایی که در اون زمان فعالیت می‌کردن اشاره کردین می‌تونید اسامی چندنفر از اونها رو برامون بگین؟

سرهنگ معزی: پرسنلی که با مقاومت همکاری می‌کردن تو نیروی هوایی زیاد بودن بعلت اینکه نیروی هوایی نه تنها در ایران در سایر کشورها که من اطلاع دارم تقریباً نیروی پیشتازش هست البته قصد بدگویی به نیروی دریایی و زمینی ندارم ولی همه جا نیروی پیشتازش هوایی هست بنابراین برای پرسنل نیروی هوایی قابل درک نبود که بعد از انقلاب برن زیر بار آخوندا به همین دلیل رو آورده بودن به سازمان مجاهدین و همکاری می‌کردن در این طرح پرواز تعداد بسیار زیادی شون دستگیر شدند ۱۲ تن شون اعدام شدن ناجوانمردانه به این دلیل می‌گم ناجوانمردانه برای اینکه هیچ اطلاعاتی از پرواز نداشتن برای نمونه مثلاً به همافر مسعودی گفته بودن یک دست لباس پرواز برای ما بیار نگفته بودن برای چی. بعداً فهمیده بودن در حالیکه خود مسعودی اصلاً از پرواز هیچ خبری نداشت نه اون بلکه هیچ کس دیگه خبر نداشت. فقط میدونستن یک عملیاتی انجام خواهد شد ولی نمی‌دونستن چیه. بخصوص پرسنلی که تو رادار کار می‌کردن چون ایستگاههای رادار تو مسیر رو همه رو دستکاری کرده بودن که نتونه ما رو بگیره هواپیمای اسکرمبر آماده را یک مقدار دستکاری کرده بودن که پشت ما نتونن بلند شن ما رو رهگیری بکنن و اگر فداکاری این پرسنل نبود به تنهایی این پرواز نمی‌تونست انجام بشه با کمک پرسنل شهید نیروی هوایی که در این داستان ظالمانه تیرباران شدن.

مجری: روحشون شاد و راهشون پر رهرو. آقای معزی شما با توجه به خبر تأسف باری که اخیراً شنیدیم بر سر پروازهای مسافربری رژیم که همین سقوط هواپیمای تهران یاسوج بود که در اون ۶۶ نفر کشته شدن نظر شما چیه و از این وقایع شما چه نتیجه‌ای می‌گیرین؟

سرهنگ معزی: در یک کلام می‌تونم بگم که فرهنگ رژیم با مقولات تجدد و علم بیگانه است. هنوز که هنوزه جواب اینکه این هواپیما ۷ ماه رو زمین گراوند(زمین گیر) بوده پرواز نمی‌کرده را به هیچ کس نمی‌ده که چرا هواپیما ۷ ماه نپریده؟ و این جعبه سیاهش هم اگر پیدا بشه یا مخفی می‌کنه یا اطلاعاتش رو به کسی نمی‌ده برای اینکه در سطح علمیش نیست. بخاطر دارم دو سه سال بعد از انقلاب بود یک هواپیما تو مسیر اصفهان فرود اجباری کرده بود حالت اضطراری داشت بعد خلبانش مصاحبه می‌کرد می‌گفت ضابطه هوایی اینه‌که هر هواپیمایی که بلند می‌شه توش نشریات فنی اون هواپیما باید باشه و هرخلبان یک دستورالعمل خودش باید داشته باشه تو این هواپیما نبوده. او توضیح می‌داد یک آخوند گذاشته بودن اونجا بعنوان موضوع ایدئولوژیک و اینکه گفته بوده این کتابها رو نمی‌خواد یک دونه بذارین. تو هر هواپیما یکی بذاریم خرج بیت المال زیاد می‌شه! به همین دلیل می‌گم با فرهنگ علم بیگانه است. این هواپیما که رفته یاسوج از اینور اونور شنیده می‌شه که کمک ناوبری یاسوج کار نمی‌کرده. کمک ناوبری دستگاهی هست که هواپیما رو از بالا می‌گیره هدایت می‌کنه به اون سمت و این ۶ ماه یکبار باید چک بشه و سالی یک دفعه باز چک مجدد داره تا مدتها اون موقع که ما بودیم رژیم زیر بار نمی‌رفت می‌گفت چرا خرج می‌تراشین؟ چک یعنی چی؟ کار این دستگاه اینه‌که خلبان اون فرکانسش رو می‌گیره سمت اونجا یعنی جای مورد نظر را می‌گیرد و اون سمت رو نشون می‌ده اگر چک نکنن سمت رو غلط نشون می‌ده یعنی عوض اینکه ۹۰ درجه بیاد می‌گه ۱۲۰ درجه بیا که برسی به من برای اینکه هواپیمای مخصوص بعنوان فلایت چک (چک پرواز )می‌رن بالا چک می‌کنن که این دستگاه درست باشه برای ایمنی پروازها.

رژیم آخوندی به هیچ عنوان مقولات علمی را قبول نداره یا باید فقهی باشه یا یکی فتوا بده. اسباب تأسف ملت ایرانه که کسانی بالا سرشن که کمترین لیاقت رو برای رهبری اون ملت ندارن. همین یکی دو روز پیش خوندم همین شرکت آسمان از یک تعداد از خلباناش چک گرفته که اگر پرواز نکنن بعلت عیب، چکهاشون رو نقد می‌کنه یعنی جریمه مادی شون میکنه این اصلاً اگر؛ ای کا او(سرویس خدمات هوایی)؛ این رو بفهمه اصلاً اجازه ورود هواپیما رو به اونجا نمی‌ده.

مجری: کمی از سوابق خودتون پیش از انقلاب که در نیروی هوایی بودید برای بینندگان جوانی که شاید با شما کمتر آشنایی داشتن بگین و بطور مشخص در جریان انقلاب ضدسلطنتی که تعداد زیادی از پرسنل نیروی هوایی در اون زمان به مردم پیوستن و بعد هم به مجاهدین پیوستن و بعد هم خیلی هاشون که ما شنیدیم اعدام شدن این رو برای نسل جوان بگین.

سرهنگ معزی : همونطور که گفتم پرسنل نیروی هوایی همیشه پرسنل پیشتاز هستند. از نظر سوابق، خودم در نیروی هوایی در حدود ۲۰ سال معلم بودم و خلبان تربیت می‌کردم و بهمین دلیل با اکثر خلبانها رابطه داشتم و تقریباً رابطه دوستانه با همه داشتم و پرسنل هم خوب من رو می‌شناختن. یک نمونه را برای شما بگویم. من را دادگاه انقلاب احضار کرد. آخوند ری شهری احضار کرد و گفت شنیدم شاه به شما کیسه طلا می‌داده، گفتم به من می‌داده؟ گفت بله و ما آن را می‌گیریم و چی کار می‌کنیم و … در همین موقع یک پاسداری از در آمد تو در گوش آخوند ری شهری یک چیزی گفت، و رفت بیرون. من دیدم او لحنش برگشت گفت آقای معزی شما حالا اون مسئله هیچی شما اگر کاری ندارین ما حرفی نداریم شما می‌تونید برید. متعجب شدم گفتم چی فرمودین؟ گفت نه شما بفرمایید هیچ اشکال نداره و من آمدم بیرون. بعداً شنیدم که گفتند پرسنل نیروی هوایی جلو دادگاه انقلاب جمع شده بودن گفته بودن اگر این (سرهنگ) نیاد بیرون ما می‌دونیم با شما چیکارکنیم و اون پاسدار اومده بود اینو به ری شهری گفته بود من دیدم لحنش برگشت من شدم آقای معزی فهمیدم این که گفت اگر می‌خوای برو از کجا آب می‌خوره. اون پرسنلی هم که آمده بودن من نه دیدم ونه اونها را می‌شناختم. بعد پرسیدم کی بودن گفتن بچه‌ها، حتی به من نگفتن کی بودن که من بخوام تشکر بکنم.

مجری: آقای معزی حتماً خودتون در فضای مجازی نقش فعال جوونها رو در قیام دیدین و اینکه چطور بی‌باک و شجاع علیه این نظام شعار می‌دن و تصاویر خامنه‌ای دیکتاتور رو به آتیش می‌کشن. می‌خواستم احساس خودتون رو در این رابطه بگین.

سرهنگ معزی: این نشان دهنده اینه‌که ترس مردم ریخته وحشت رژیم از اینه که مردم از هیچ چیز نمی‌ترسن. وحشت رژیم از این است که هیچ کاری نمی‌تونه بکنه. اون موقع با ارعاب و سرکوب می‌خواست کارش رو پیش ببره ولی الان دیگه فهمیده اونم جواب نداره. بهمین دلیل به تکاپو افتاده. از طرف دیگه نیروهای خودش هم خیلی با خودش موافق نیستن. مردم ترسشون ریخته و ترسی ندارن بهمین دلیل آینده رژیم بسیار بسیار تاریکه و بهمین دلیل جوونای بی‌باک ایران وقتی اونجوری بی مهابا میرن با پاسدارها درگیر میشن آدم واقعاً خوشش میاد که یک چنین شجاعتی تو مردم است و این بی‌سابقه بوده حتی در انقلاب ضدسلطنتی هم چنین شجاعتی نبود. البته آن موقع نیروهای سرکوب اینجوری بی‌رحم نبودن، ولی الان نیروهای سرکوبگر واقعاً بی‌رحم هستند و این جوانان واقعاً شجاع هستند.

مجری: شما که این همه سال در کنار مجاهدین بودین و از اعضای شورای ملی مقاومت هستین چه عنصری از این مقاومت براتون اهمیت داره؟

سرهنگ معزی : نقطه قوتی که من همیشه بهش اعتقاد داشتم پاکی این مقاومت و آمادگیش برای نجات ملتش است.

مجری: بعنوان یک خلبان با سابقه در نیروی هوایی ارتش اگر پیامی برای ارتشیان و بخصوص پرسنل نیروی هوایی دارین بفرمایین.

سرهنگ معزی : پیام من به برادران عقابان بلند پرواز نیروی هوایی و برادران ارتشی اینه که گول آخوندهای جنایتکار و عقب افتاده رو نخورین. سلاح و چماق‌تون رو علیه مردم خودتون بکار نبرین، شهامت داشته باشین به‌هیچ ایرانی نه تیر بزنین نه چماق. تیر و چماقتون رو برگردونین به سمتی که دشمن ملت هستن به سمت اون کسانی که به شما دستور می‌دن. بعضی از فیلمهای نیروی انتظامی شرم آوره که ۵ نفر قلدر می‌ریزن سر یک جوان با باتوم این رو می‌گیرن زیر ضرب این شرم آوره. خودتون نگاه کنید یک لحظه مجسم کن اون جوان پسرته یا برادرته یا قوم و خویشت هست و یا همسایه‌ات هست احساس انسانیت در تو مرده یا زنده‌اس؟ به‌هیچ عنوان رو در روی مردم نایستین. تا اونجایی که می‌تونین مبارزه مدنی و مبارزه منفی با این رژیم سرکوبگر رو ادامه بدین. می‌دونم همه گرفتار زندگی هستین، باید حقوق بگیرین، ولی تیر نزن. نه تیر بزن نه تبر بزن مردم رو سرکوب نکن. اینا همسایه‌ات هستن، هموطنت هستن، تو چشمشون نمی‌تونی نگاه کنی همسایه‌ات هستن، هم کلاسیت هستن، ایرانی هستن، حالا کرد و بلوچش فرق نمی‌کنه. پیام من اینه به‌هیچ عنوان در سرکوب شرکت نکنین. اگر بزور می‌فرستنتون بخاطر حقوق، اونجا یک طوری وایستین که کسی ازتون نترسه. شما جزو مردم هستین و ما به شما نیاز داریم برای حفظ مرزهای کشور و جلوگیری از آمدن دشمنان کشورمون. همه تون جزو مردم ایران هستین. مردم بروی مردم سلاح نمی‌کشن.

مجری: بعنوان آخرین سئوال هر پیامی دارین خطاب به هموطنان داخل کشور بفرمایین.

سرهنگ معزی : درپایان می‌خواستم به هموطنان عزیزم بگم که این انقلاب ضدسلطنتی موقع تغییر رژیم که شد خمینی آمد برنامه‌اش رو اعلام کرد در بهشت زهرا که آب رو مجانی می‌کنه برق رو مجانی می‌کنه اتوبوس رو مجانی می‌کنه یادش رفت بگه دلار ۷ تومن رو ۵ هزار تومن می‌کنه، چون می‌گفت اونایی که اینکارا رو کردن اونا نوکرن حالا معلوم نیست این رژیم چیه که این کارها رو کرده. برای دولت آینده ایران خانم مریم رجوی برنامه‌اش رو عین روسای جمهور تمام دنیا اعلام کرده

– لغو مجازات اعدام در ایران. در ایران آینده اعدامی نخواهد بود

– برابری زن و مرد در تمام امور دانش و کوشش و پوشش و هرچی که شما فکرش رو بکنید.

باید خدمت هموطنانم بگم که طرح خانم رجوی هماهنگی بسیار کامل داره با منشور حقوق بشر ملل متحد که مورد قبول دولت آینده هست و خودش رو به اون متعهد می‌دونه.

-قانون حقوق بشر در ایران بطور جد اجرا خواهد شد این خواسته رئیس جمهور آینده ایرانه قول به شما داده شده مجازات اعدام، خونریزی، مجازات مرگ لغو بشه، این مال قرون وسطی است مال ملت متمدن ایران نیست. شما مطمئن باشید و بروید ۱۰ ماده خانم مریم رجوی رو حتماً بخونین و تکثیر کنین و به اطلاع همه برسونین.

در خاتمه بازم تاکید من بر مطالعه این برنامه ۱۰ ماده‌ای است که ببینین نه قصاص نه سرکوب نه سنگسار و نه مجازات اعدام لایق مردم ایران نیست امیدوارم در همین فاصله نه چندان دور البته بعد از اینکه این زمین سوخته رو غارت کردن، ما براتون ایران را آباد می‌کنیم تا ببینین معنی سازندگی چیست. ما اتوبوس رو مجانی نمی‌کنیم! ولی براتون هواپیماهای امن و با ایمنی فراهم خواهیم کرد که حتی رکورد سقوط هواپیما از پیشرفته‌ترین کشورها هم پایینتر باشه این قولیه که به شما داده می‌شه. پیروز باشین.

در همین زمینه:

جدایی دین از دولت، چرا؟!؛ لائیسیته، سکولاریسم، اسلام مجاهدین و مسیر پیشا روی

گفتگوی اختصاصی شبکه تصویری ایران آزادی با شهرام گلستانه، مسول انجمن ایران دمکراتیک در کانادا

کنفرانس حقایق جنگ ایران و عراق؛ ارائه شده توسط محمد حیاتی در شبکه ایران آزادی

عمق غارت و چپاول رژیم و فقر مردم؛ کنفرانس عباس داوری در شبکه تصویری ایران آزادی

گفتگوی اختصاصی مرجان با شبکه تصویری ایران آزادی؛ جایگاه زنان و هنرمندان در مسیر مقاومت
ما را در تلگرام همراهی کنید
ما را در اینستاگرام همراهی کنید