Showing posts with label قیام. Show all posts
Showing posts with label قیام. Show all posts

Wednesday, 21 March 2018

مریم رجوی:‌ قیام ایران و وظایف جامعه جهانی

مریم رجوی:‌ قیام ایران و وظایف جامعه جهانی
CATEGORIES // پیام‌ها


پیام مریم رجوی به جلسه‌ «دمکراسی و حقوق بشر در ایران» در سنای آمریکا
اعضای محترم سنا،
دوستان گرامی،
از توجه شما به موقعیت ایران و قیام مردم ایران علیه استبداد مذهبی سپاسگزاری می‌کنم. در جهان امروز این اتفاق نظر وجود دارد که دیكتاتوری آخوندی مسئول نقض گسترده حقوق بشر در ایران است.
این رژیم هم‌چنین تهدید عاجل برای صلح و امنیت جهان است، از طریق:
جنگ افروزی در سوریه و یمن، اعمال تروریستی گروه‌های شبه‌نظامی سپاه پاسداران در منطقه، پولشویی و تامین مالی تروریسم، برنامه موشک‌های بالیستیک که ناقض قطعنامه شورای امنیت ملل متحد است و گروگان گرفتن اتباع کشورهای غرب.
اما ماهیت این ستیزه‌جویی چیست؟ آیا قدرت است یا تدابیر دفاعی در برابر تهدیدات خارجی؟ هیچ کدام از این پاسخ‌ها درست نیست. ستیزه‌جویی آخوندها ناشی از بی‌ثباتی بنیادی ابن رژیم در داخل ایران است.
این حقیقت را قیام اخیر در ایران اثبات کرده است. این قیام نشان می‌دهد که آخوندها در محاصره مردمی هستند که سرنگونی رژیم را می‌خواهند. قیام نشان داد كه همه جناح‌های درون رژیم از نظر مردم رد شده و مردم ایران مصمم‌اند كه تمامیت رژیم را سرنگون كنند.
اما ویژگی‌های این قیام چیست؟ به‌طور خلاصه:
ـ گستردگی‌ در تمام استان‌های ایران
ـ تمرکز روی سرنگونی رژیم
ـ قرار گرفتن مراكز سركوب و خفقان به‌عنوان هدف اصلی قیام‌کنندگان
ـ ضدیت با صدور بنیادگرایی و جنگ‌افروزی در منطقه
ـ برخورداری از سازمان‌یافتگی یک ویژگی مهم این قیام است و کانون‌های شورشی نقش مهمی در این زمینه دارند.
رئیس جمهور رژیم در تماس تلفنی با رئیس جمهور فرانسه، در روز ۱۲دی و هم‌چنین ولی فقیه در سخنرانی ۱۹دی خود، تصریح کردند که قیام را مجاهدین سازمان داده‌اند.
ـ و سرانجام ویژگی مهم دیگر قیام،‌ ظرفیت استمرار آن است
این قیام زیر سلطه سرکوب شروع شد. سپس رژیم هشت هزار نفر را دستگیر و ده‌ها تن از قیام‌کنندگان را به‌قتل رساند. وحداقل ۱۴ نفر از بازداشت‌شدگان را زیر شکنجه کشت. با این‌حال اعتراضات اجتماعی بنحو فزاینده‌یی ادامه دارد. در هفته‌های اخیر مردم استان کردستان به‌اعتصاب عمومی دست زده‌اند. كشاورزان اصفهان قیام كرده‌اند، کارگران صنایع فولادسازی و نیشکر ‌مدت‌هاست به اعتصاب و تظاهرات خیابانی روی آورده‌اند. مردم خشمگین در برابر ساختمان‌های دولتی در مرکز تهران بارها تظاهرات کرده‌اند و این اعتراضات هر روز ادامه دارد.

Tuesday, 20 March 2018

مریم رجوی در آغاز سال۹۷: شهیدان قیام نام و آوازه مردم ایران را جاودانه کردند

مریم رجوی در آغاز سال۹۷: شهیدان قیام نام و آوازه مردم ایران را جاودانه کردند
۱۳۹۶-۱۲-۲۹
مریم رجوی در آغاز سال ۹۷: شهیدان قیام نام و آوازه مردم ایران را جاودانه کردند
مریم رجوی: در آغاز سال شهیدان قیام را به یاد داریم. بی‌نام و نشان بودند. اما نام و آوازه مردم ایران را جاودانه کردند. جای همه آنها سرسبز باد.

خانم مریم رجوی در پیام نوروزی خود خطاب به مردم ایران که درگردهمایی بزرگ نوروزی مجاهدین درآلبانی ایراد کرد گفت: سال ۹۷ را می‌توان با قیام پیش برد و این قیامی‌ست تا پیروزی!

وی افزود: بهار نوروز آزادی نمی‌آید مگر با فدای جانها،‌ قلب‌ها… نمی‌آید مگر اینکه سازمانیافته باشد. نمی‌آید مگر اینکه حول یک خط و استراتژی متحد باشد….. با این همه اختناق، این بی‌شمار جوانان قیام آفرین در سراسر ایران از کجا آمده‌اند؟ این معجزه پایداری و بالا نگه داشتن پرچم سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه است. معجزه‌ای که هر روز بذرهای قیام را در سراسر ایران پراکنده است.

وی درمورد تفاوت قیام دیماه با قیامهای دیگر گفت:

کانون شورشی؛ موتور محرک قیام!؛ کنفرانس حسن تقدیری

کانون شورشی؛ موتور محرک قیام!؛ کنفرانس حسن تقدیری
۱۳۹۶-۱۲-۲۹
کانون شورشی؛ موتور محرک قیام!؛ کنفرانس حسن تقدیری


کانون شورشی را چگونه می‌توان برپا کرد؟؛ پرسشی که حسن تقدیری در طی این کنفرانس به آن پاسخ می‌دهد.

با سلام به شما هموطنان گرامی و با درود به کانونهای شورشی که باابتکارات و فعالیتهای خودشان تبدیل به کانون امید این مردم ستمزده علیه این رژیم پلید و پابگور شده‌اند.
بحث امروز رو همانطور که مطلع هستید در مورد کانونهای شورشی است. من در این قسمت قصد ندارم که همان نکات قبلی در مورد کانون شورشی را که در کنفرانس‌های قبلی صحبت شده است تکرار کنم، اگرچه تکرار آن هم برای فهم عمیق‌تر موضوع ضروریه ولی می‌خواهم که در ابتدا روی یک سری پایه‌ها برای تشکیل این کانون صحبت کنیم. چرا که در این مرحله تشکیل کانون‌ها مهمه و باید گفت که یک کانون بیشتر؛ یعنی یک تیر بیشتر بر قلب ارتجاع حاکم و به معنی تولید یک بازوی پرتوان برای رسیدن به روز آزادی این خلق است.
پس باید گفت که پیش بسوی تشکیل کانونهای شورشی و در مورد این امر مهم و حیاتی هیچ زمانی رو هم از دست ندهیم.
وحالا به سوالاتی که دوستان مطرح کرده‌اند می‌پردازیم و به آنها پاسخ می‌دهیم:

پرسش: دوستان مطرح کرده‌اند که کانون شورشی چیست؟ چطور تشکیل می‌شود؟ کارشان چیست؟

حسن تقدیری: بله این در واقع سه سئواله که البته سئوالهای خوبی است.
اما اجازه بدید قبل از اینکه پاسخ مشخص به این سؤالات بدم این رو روشن کنیم که مبارزه انقلابی یک علمه و کانونهای شورشی نیز تابع یکسری قوانین هستند.
برای ساده کردن موضوع می‌توان ساختمان تشکیل دهنده آب را مثال زد که از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن تشکیل شده است و این از قوانین خاص حیطه علم شیمی تبعیت می کنه یا هر پدیده مادی دیگه از قوانین مشخص در رابطه با آن ماده تبعیت می‌کند.

Tuesday, 13 March 2018

احمدی‌نژاد در مسیر براندازی یا در رویای کسب هژمونی در درون خلافت اسلامی!
۱۳۹۶-۱۲-۱۲
احمدی‌نژاد در مسیر براندازی یا در رویای کسب هژمونی در درون خلافت اسلامی!

برخی در جناح خامنه‌ای و روحانی بر این باورند که احمدی‌نژاد به دنبال نقشی برای خود در دوران پس از «جمهوری اسلامی»ست.

ضد هستیم

به‌دنبال نامه احمدی‌نژاد به خامنه‌ای و خواست او برای انجام اصلاحات فوری در دفتر خامنه‌ای [نامه احمدی‌نژاد به خامنه‌ای؛ خامنه‌ای به موضوع نزاع در درون قدرت حاکم تبدیل می‌شود] او در نامه دیگری که در سایت دولت بهار به تاریخ ۸ اسفند منتشر کرد، نوشت: «نامه اخیر به مقام معظم رهبری ترسیم کننده افق جدیدی برای برون‌رفت از شرایط بغرنج و پیچیده امروز کشور است. برخی طی روزهای اخیر گفته‌اند احمدی‌نژاد منحرف شده است، اگر آنها معیار تشخیص انحراف هستند، لازم است بگویم که انحراف به‌معنی چند درجه اختلاف است، این در حالی است که ما با این افراد چند درجه اختلاف نداریم، بلکه «ضد هستیم» و در نقطه مقابل قرار داریم»

خاری در چشم

او که زمانی با حمایت خامنه‌ای برای دو دور به ریاست جمهوری نظام رسیده بود و خامنه‌ای نظر او را به نظر خودش نزدیک‌تر از نظر دوست و شریک قدیمی‌اش هاشمی رفسنجانی دانسته بود، اکنون به خاری در چشم و استخوانی در گلوی خلافت اسلامی! تبدیل شده است. آنها از یک طرف می‌دانند که قرار دادن احمدی‌نژاد در موضع و موقعیت خارج از نظام می‌تواند در سرمایه اجتماعی باقی مانده برای تمامیت خلافت اسلامی! نقصانی دیگر ایجاد کند. و از دیگر سو نمی‌توانند از کنار او بی‌تفاوت عبور کنند.
از اینرو جناح خامنه‌ای ضمن اعمال فشار بر احمدی‌نژاد و دوستانش با احتیاط با پرونده‌ی او برخورد می‌کند. حسین شریعمتداری، نماینده خامنه‌ای در کیهان در ۹ اسفند نوشت: «امروز هم ‌اشعث‌ها هستند و مثل همان ‌اشعث‌ها نق می‌زنند، یکی تسلیم شدن در مقابل آمریکا را سیاست هوشمندانه! جا می‌زند، آن دیگری نامه به علی زمان را سرگشاده می‌نویسد که دیگران هم ببینند و تحسینش کنند».
به این ترتیب او جناح روحانی و احمدی‌نژاد را در برابر خط خامنه‌ای قرار می‌دهد.
محمدرضا باهنر از پشتیبانان قدیمی احمدی‌نژاد نیز کوشید به او هشدار بدهد، او گفت: «احمدی‌نژاد در رفتارهای خود تجدید نظر کند موضوع احمدی‌نژاد هر از چند گاهی سر زبانها می‌آید و شاید یکی از موضوعات ایشان این است که همواره در آنتن باشد. برای برخورد با یک مقام باید استدلال‌ها قوی و افکار عمومی آماده باشد و در برخورد باید مواظب سرمایه اجتماعی هم باشیم؛ چون ممکن است برخورد خشن و یا بدون در نظر گرفتن افکار عمومی سرمایه اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد».

پس از «جمهوری اسلامی»

در کارزار درونی جناح خامنه‌ای، خامنه‌ای برخی از یاران سابق احمدی‌نژاد را نیز به صحنه کشاند که علیه او اعلام برائت کنند. محمد‌علی رامین معاون وزارت ارشاد و مشاور مطبوعاتی احمدی‌نژاد در روز ۸ اسفند ۹۶ «سبک نگارش نامه‌های احمدی‌نژاد را تقلیدی از بیانیه‌های مسعود رجوی خطاب به ‌خمینی» دانسته و گفت: احمدی‌نژاد به‌دنبال انتقام از نظام به هرقیمتی است و خودش را مهیای طرد کامل از نظام کرده تا نقش یک اپوزیسیون تمام‌عیار را به عهده بگیرد. رامین خاطرنشان می‌کند: «رئیس‌جمهور سابق یکجا راه را به خطا رفته و اشتباه وحشتناک او این است که (فکر می‌کند) اگر نظم نظام را متزلزل و موجبات تحریک احساسات مردم را برای ارضای زیاده‌خواهان جهانی فراهم کند او را به‌عنوان آلترناتیو نظام خواهند پذیرفت».
به این ترتیب در میان جناح خامنه‌ای این بحث جای خود را باز می‌کند که موضوع پایان نظام بر مواضع احمدی‌نژاد بی‌تأثیر نبوده است؛ آنچه به نظر می‌رسد برخی در جناح روحانی نیز با آن همنظر هستند؛ روزنامه ابتکار در ۹ اسفند نوشت: «‌به نظر می‌رسد مشاوران و نزدیکان احمدی‌نژاد از مدتها پیش پروژه عبور از جمهوری اسلامی ایران را کلید زده و در پی ایفای نقش در میدان «پساجمهوری اسلامی» هستند. عملکرد و رفتارهای احمدی‌نژاد در ماه‌های اخیر حکایت از آن دارد که تئوریسینهای حامی او به این باور قطعی رسیده‌اند که جمهوری اسلامی‌ توان ادامه حیات نداشته و لازم است برای روزگار پس از این نظام ترفندی بیندیشند و جایی برای خود در ماشین قدرت، پس از فروپاشی نظام دست و پا کنند»

آثار قیام

آثار قیامی که از ۷ دی آغاز شد، خود را در پهنه‌های مختلف نظام نشان می‌دهد. نشانه‌های بسیاری وجود دارد که اجزای خلافت اسلامی! به طور جدی مشغول به فکر کردن و طراحی برای پس از پایان نظام مقدس! هستند؛ شاید احمدی‌نژاد تصور کرده است که می‌تواند در این وادی جلودار نیروهای درون نظام باشد؛ البته شاید هم بتوان کماکان بر این تحلیل پای فشرد که او برای به دست گرفتن هژمونی در جناح خامنه‌ای و نشاندن خود بر کرسی تنها نجات دهنده‌ی «جمهوری اسلامی» پای‌می‌فشارد.
آنچه مسلم به نظر می‌رسد، پیشی گرفتن تحولات از تصمیم‌گیری بازیگران است.

ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری

ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری
1396/12/20

آیا برگزاری یک سنت به‌عنوان جشن ملی، باید خطری برای حاکمیت سیاسی مملکتی باشد؟ آیا واقعاً یک سنت دیرینه و ملی این‌قدر بار سیاسی و تعادل‌قوا بین مردم و دولت دارد؟ به‌راستی مگر یک سنت و جشن و مراسم، چقدر قدرت و توان اثرگذاری بر مسائل سیاسی و اجتماعی دارد؟
پاسخ به این پرسش‌ها در یک جامعه دمکراتیک، قطعاً که منفی است یا اساساً به ذهن و خاطر آدمی خطور نمی‌کند؛ چون اصل و اساس هر سنت و جشن و مراسمی به شایستگی برآورده می‌شود و هیچ مانعی هم برای اقشار گوناگون مردم وجود ندارد. این همه سنت و آیین متنوع در فرهنگ ملتها در دنیای ما هست که میلیون‌ها انسان آنها را به‌جا آورده و به عاملی برای وحدت ملی و قومی و فرهنگی‌شان بدل گشته است.

بنابراین مشکل در اصل سنت و آیین نیست. برای ما ایرانیان، مشکل در نوع برخورد و تعریف حکومت‌ دیکتاتوری مذهبی می‌باشد. حکومتی که می‌خواهد همه‌چیز مردم ـ از جمله اعتقادات و سنتها و مناسک و پوشش و رفت و آمد و... ـ تحت کنترل و زیر سلطه‌ی ولایت مذهبی‌اش باشد. یعنی به‌رسمیت نشناختن هیچ وجهی از فرهنگ توده توسط حاکمیت. چهارشنبه‌سوری هم گرفتار این اختاپوس انحصارطلبی سیاسی و مذهبی شده است.

این روزها پاسخ این پرسش را در اظهارات امامان جمعه‌ی ارتجاع آخوندی شاهد بوده‌ایم. قابل‌توجه است که یک ارگانی به‌نام سیاست‌گذاری خطبه‌های نماز جمعه برای امامان جماعت تعیین تکلیف می‌کند که در سراسر ایران علیه چهارشنبه‌سوری و تهدید آن ایراد سخن کنند. همین هماهنگی ارتجاع برای مقابله با سنتی دیرینه در فرهنگ ملت ما، پاسخ عنوان این مقاله می‌باشد. از این یک نمونه می‌توان به رشته‌ها و زنجیرهای تنیده بر انواع سنت‌های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در حکومت ملایان پی برد.

آنچه این حکومت طی ۴۰سال علیه تمام اقشار مردم ایران مرتکب شده، کمیتهایی بوده که به‌طور خاص امسال به کیفیت خشم و نفرتی بازگشت‌ناپذیر علیه تمامیت دستگاه ولایت فقیه بالغ شده است. از جمله‌ی این کیفیت، چگونگی برخورد و برگزار کردن آیین چهارشنبه‌سوری ۹۶می‌باشد. این آیین هم طی ۴۰سال از کوره‌های مبارزه گذشته است و به مقام و شأنی در خور ظرف مبارزه با دیکتاتوری بدل گشته است.

این را البته دشمن سنت‌های ایرانی یعنی حاکمیت ولایت فقیه خوبِ خوب فهمیده است و با تمام حواس پنجگانه‌ی منافعش احساس می‌کند. آنها هرگز درنیافتند که چه اشتباه بزرگی کردند همه امورات زندگی مردم را به سیاستی علیه خودشان برگرداندند. البته این از ویژگی‌های دیکتاتورها ـ به‌طور خاص از نوع مذهبی و ضدبشری‌اش ـ‌ است که دچار مالیخولیای بلاهت و حماقت می‌شوند. از این رو دیکتاتورها از همان آغاز بر سر کار آمدن، در کار کاشتن باد هستند تا روزی که این باد از خانه خانه و محل به محل و شهر به شهر ملت بگذرد و توفانی گردد و به تختگاه ولایت زر و زور و تزویر، تندر و صاعقه بزند.

یک پاسخ دیگر به‌عنوان مقاله را باید در باد کاشتن خمینی در عنفوان دیکتاتوراش سراغ گرفت. خمینی سریر ماه را برای فریب بزرگ در اقلیمی خرافه‌زده انتخاب کرد تا خودش را از قانونمندی‌های متعارف حکومت بالاتر ببرد و به احدی پاسخ ندهد. فکر کرد همانجا می‌ماند و هرگز به زیر کشیده نمی‌شود. رفتار او و بازماندگانش با سنتها و آیین ملی ما ایرانیان از همین آبشخور سیراب می‌شد. این‌ها هم کمیتهایی بودند که در ذهن و خاطر مردم ایران انباشته شدند. هر دانه‌ی انباشته شده در ذهن و خاطر مردم ایران، بسان پاره‌یی آتش شد و پاره‌ها به هم پیوستند و شدند قیام دی ۹۵که توفانی از آتش بر زیر و بنیاد و ارکان ولایت فقیه افکنده است. این است قدرت چهارشنبه‌سوری با قدمتش در مبارزه با حکومتی که به فرهنگ، تاریخ، سنت، اعتقادات، استقلال شخصی و حق شهروندی‌ دوستدارانش توهین و تجاوز کرده است و ادامه می‌دهد.

و نهایت آن‌که پاسخ پرسش آغاز مقاله و جایگاه قیام دی امسال و چهارشنبه‌سوری و را باید از مردم ایران پرسید. مردمی که هرگز از سنت‌های دیرین و فرهنگ ملی‌شان در مقابل اصل و شخص ولایت فقیه کوتاه نیامده‌اند. اکنون همین مردم‌اند که از قدرت قیام و قدمت چهارشنبه سوری، گرز آتش و تیر آرشی می‌سازند برای مقابله با سراپرده‌ی نظام ضدایرانی و ضدانسانی آخوندی...

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع

طرح اعاده اموال نامشروع یا نفی حاکمیت نامشروع
1396/12/20




یکی از اعضای مجلس آخوندی گفت: «طرح بازگردندان اموال نامشروع مسئولان وارد دستورکار شده است». وی اضافه کرد:‌ «به‌عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این طرح را امضا کردم اما خوشبین نیستم. از این طرحها در کشور زیاد مطرح می‌شود اما کسی اهمیتی برای آن قائل نیست».

«فلاحت‌پیشه با بیان این‌که طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان را امضا کرده‌ام، اظهار کرد معمولاً در کشور از این قبیل طرح‌ها و کارها زیاد مطرح می‌شود اما در نهایت عملیاتی نمی‌شود و متأسفانه اثر عکس دارد». (خبرگزاری قدس - تسنیم ۱۵اسفند ۹۶)

چرا برای این طرحها کسی اهمیتی قائل نیست. عوامل رژیم می‌گویند برای مبارزه با فساد طرحهایی مطرح شده اما اقدامی انجام نشده است.

چه اقدامی قرار است انجام شود، چه کسی این کار را می‌خواهد بکند؟

دولت، قوه قضاییه را مسؤل فساد می‌داند، قوه قضاییه دولت را، شورای نگهبان هم می‌گوید دولت روحانی که حکومت را به‌دست گرفته فساد بیشتر شده است.

خمینی در سال ۶۱طرح ۷ماده‌یی را هم برای مبارزه با فساد اعلام کرده بود که یک اقدام نمایشی بوده است.

چون کسانی که همان موقع در حاکمیت بودند عامل دزدیها و غارت اموال مردم بودند.

اگر خمینی می‌خواست با فساد مبارزه کند باید اول سرکرده‌های خود از رئیس مجلس و رئیس شورای عالی قضاییی و رئیس‌جمهور، خامنه‌ای را مواخذه و محاکمه می‌کرد.

اما بزرگترین فساد این بود که انقلابی که با شکنجه‌ها، اعدامها و سر‌کوبهای فراوانی به پیروزی رسیده بود توسط خمینی سرقت شد.

اگر مبارزه با فساد و دزدی قرار بود انجام گیرد اول باید با دزد بزرگ، خمینی، برخورد می‌شد.

باید او محاکمه می‌شد که چرا ثمره بیش از ۳۰سال مبارزه مردم با حکومت دیکتاتوری شاه را با یک دیکتاتوری وطن‌فروش و به‌مراتب وحشی‌تر عوض کرده است.

همان‌طور که همین نماینده مجلس آخوندی گفت طرح خوب است اما در این کشور که طرحی اجرا نمی‌گردد.

در این کشور آن که دزد است، هم‌زمان دادستان است. آن که فساد می‌کند، رهبر و رئیس‌جمهور است آن که ادعای مبارزه با فساد دارد، همین ۲زوج فاسد هستند.

آن امام جمعه که بیشتر از همه شلوغ می‌کند که فساد باعث شده مردم به زیر خط فقر بروند خودش و امثال خودش فاسدترین هستند.

کسانی که ادعای این را دارند که اموال اضافه و دزدیده شده را می‌خواهند پس بگیرند، خودشان اولین دزدان اموال مردم هستند.

بانک مرکزی که پول و سرمایه مردم در آنجا هست یکی از بالاترین مسئولانش دهها میلیون دلار را دزدیده و به کانادا رفته است.

کدام مسئول درجه ۱ و ۲ تا ۱۰ اموال خود را از حاصل کار و زحمت خود به‌دست آورده است که بگوییم بقیه اموالش نامشروع است.

در توفان قیام، مردم هر روز در چهارگوشه کشور به غارتگری عوامل رژیم آخوندی اعتراض می‌کنند.

این اقدامات نمایشی چوب زیربغل رژیم نمی‌شود.

سرکوب بیرحمانه کشاورزان در ورزنه که آب کشاورزی‌شان به سرقت بردند به چه دلیل است؟

بیش از یک‌سال است که سرمایه‌های مردم توسط ایادی رژیم تحت عنوان بانکهای قرض‌الحسنه مانند کاسپین به غارت رفته است آیا کسی به اعتراض آنها رسیدگی کرده است؟

آنها بارها توسط نیرهای امنیتی مورد حمله قرار گرفته‌اند و مواردی حتی دستگیر شدند.

به چه دلیل؟ چون پولشان را می‌خواهند!

آنهایی که دزدی می‌کنند و اموال مردم را بالا می‌کشند هرگز دستگیر نمی‌شوند.

آنهایی که آب مردم را می‌دزدند کسی با آنها کاری ندارد.

کسانی که حقوق کارگران را نمی‌پردازند آزاد می‌چرخند.

مردم خوب می‌دانند که هیچ تغییری با این حاکمیت ایجاد نمی‌شود.

این پیام قیام دیماه است، مردم فریب نمی‌خورند. همه ماهیت رژیم با همه باندهای آن را شناختند.

حرف اصلی را مردم زدند و به کلیت حکومت نه گفتند: «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا».

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری

وحشت فزایندهٴ رژیم نسبت به فراخوان چهارشنبه سوری
سخن روز
1396/12/21


در آستانهٴ جشن ملی چهارشنبه سوری، رژیم اگرچه مدعی است که کنترل کامل بر صحنه دارد، اما علائمی از خود نشان می‌دهد، که نشاندهندهٴ بهم ریختگی و وحشتزدگی مضاعف اوست.
رژیم امسال هم از مدتی قبل اقدامات و آماده‌سازیهایش را برای مقابله با چهارشنبه‌سوری شروع کرد. این اقدامات حول دو محور بود؛ یکی رو به مردم که طبق معمول همه ساله ابتدا از یک دور تهدید و خط و نشانکشیدن شروع شد، بعد کم کم عقب‌نشینی کرد و سرانجام هم دست به دامان خانواده‌ها شد که مواظب جوانان خود باشند. در رابطه با نیروهای سرکوبگر خودش هم طبعاً به کار سازماندهی و آمادهباش و رسیدگی و تقویت امکاناتشان پرداخت. از جمله خبری بود مبنی بر این که برای مزدوران بسیجی هم در حال خریدن موتور نو و اقدامات امکاناتی مشابه است اما در مضمون همه این خبرها، ترس و وحشتزدگی دیده می‌شود که به‌طور محسوس امسال خیلی بیشتر از گذشته است. فراموش نباید کرد خامنه‌ای در صحبتی که روز پنجشنبه 17اسفند برای گروهی از نیروهایش می‌کرد، از جمله گفت دشمن در پی این است که طبق گفته‌اش در اسفند ماه کار رژیم را تمام کند.

اکنون سؤال این است که رژیم همه ساله در آستانهٴ چهارشنبه سوری، در عین تهدید و خط و نشان کشیدن، همین نوع نگرانیها را از خود ساطع می‌کرده است. اما امسال این نگرانیها به جد بیشتر و عمیق تربه نظر می‌رسد، علت چیست؟

دوماه پیش، ایران یک قیام بزرگ را با شعار محوری مرگ بر خامنه‌ای از سر گذرانده و اکنون چهارشنبه‌سوری با تمام تهدیداتش علیه رژیم، در بستر این قیام در حال وقوع است. جامعهٴ ایران اکنون در فضای قیام و انقلاب است. طبعاً در چنین شرایطی رژیم با خودش حساب می‌کند وقتی جرقه قیام از گرانی شروع شد و در عرض یک روز به سراسر ایران گسترش یافت، الآن در چهارشنبه‌سوری که بستری بسا مهیاتر از قبل است، چه خواهد شد و چه شعله‌ای سر خواهد کشید؟!

بی جهت نیست که می‌بینیم هر روز که به چهارشنبه‌سوری نزدیک‌تر می‌شویم، به‌رغم این‌که رژیم مدعی مهار و مدیریت آن است اما بر میزان ترس و نگرانیهای مقامات وکارگزاران رژیم افزوده می‌شود و خلاصه هر چه بیشتر پرده را کنار زده و نگران اصلی‌شان را که نگرانی نسبت به سرنوشت رژیم در کارزار چهارشنبه‌سوری است را علنی می‌کنند و نسبت به آن هشدار می‌دهند.

به نوشته ایرنا (20اسفند96)، علیرضا شایان مهر جامعه شناس و پژوهشگر علوم اجتماعی می‌گوید چنان‌چه برای شناسایی مطالبات جوانان گامهای موثری برداشته نشود، فرصتها به نقاط ضعف جدی‌تری تبدیل خواهند شد و این‌گونه خسارتهای بیشتری به بار خواهد آمد...

منتظری دادستان کل آخوندها هم به صحنه آمد و در رابطه با چهارشنبه‌‌ سوری گفت«مردم باید مراقب شبکه‌های معاند و تبلیغات آنها باشند». منظورش از تبلیغات چیست؟ آیا جز امواج فزاینده استقبال از چهارشنبه‌سوری پیرو فراخوان سازمان مجاهدین؟ بسیار خوب او نخواست اسم ببرد، اما شب گذشته دادستانی رژیم در فارس این جمله سربسته را به خوبی معنی کرد و گفت: «‌گول فراخوانهای دشمنان برای چهارشنبه‌سوری را نخورید!».

سایت بسیج‌نیوز هم گفت: «دشمن در حال برنامه‌ریزی است که از روزنه چهارشنبه‌سوری برنامه‌های شوم خود را پیاده کند».

عبدالله نوری هم که پس از دهه‌ها ناگهان سروکله‌اش پیدا شده امروز گفت: «آیا عاقلانه است که در مقابل... براندازان ‏ که ‏کسی نمی‌داند ‏چه در سر ‏دارند، ساکت بود؟».

بنابراین پیداست که رژیم با چنین صحنه‌ای روبه‌روست و این چهارشنبه‌سوری برایش سراپا خطرناکتر از سالهای قبل است.

اما نکته مهم دیگری که در اینجا باید وارد ارزیابی وضعیت رژیم کرد و می‌تواند توجیه کنندهٴ شدت نگرانیهایش باشد، بحرانهای درونی رژیم از سویی و بحران بیرونی‌اش از سوی دیگر است. به چند نمونه از این دست توجه کنید:

پاسدار جعفری سرکردهٴ سپاه: «مهمترین دغدغه رهبری وضعیت درونی سپاه است»

حمله باندها به یکدیگر از جمله دهان به دهان شدن مستمر روحانی و باند رقیب که در نمونهٴ اخیر، او در سخنرانیش آنها را کم عقل خوانده بود و متقابلاًً آنها به به او حمله کردند.

داستان احمدی‌نژاد و باندش و افشاگریهای متقابل و دعوا بر سر عضویتش در مجلس تشخیص مصلحت و...

صحبت حسن خمینی در مورد فروپاشی: «امروز دارای یک طبقه ضعیف اقتصادی هستیم که بزرگ‌تر شده است و مطالباتش سیاسی نیست. این مطالبات غیرسیاسی یا غیرفرهنگی، اگر برآورده نشود، فارغ از یأس و ناامیدی که پدید می‌آورد می‌تواند زمینه‌ساز...فروپاشی (نظام باشد).

یا همین عبدالله نوری که مدتها حضور در صحنه نداشت، الآن که متوجه وضعیت نظام شده به صحنه آمده و می‌گوید: «به نظر من یک جریانی در کار هست که هر روز در کشور یک بحرانی ایجاد می‌شود..».

در صحنهٴ خارجی و بین‌المللی هم می‌بینیم که رژیم تحت فشار و درگیر بحران است. بحران برجام و مهلت 120روزهٴ آمریکا، مسأله موشک ها و دخالتهای منطقه‌ای، بالاخره رژیم باید تصمیم‌گیری کند، جام‌زهرهای 2و 3و.. یا بازگشت به تحریم‌ها و..

آری بحرانهای درونی و بیرونی، رژیم را در تعادل‌قوا پایین کشیده و در وضعیت نامطلوبی قرار داده است و همین موجب می‌شود در عالم واقع نتوانند اوضاع را چندان مهار کند و این علت وحشت فزاینده رژیم از فراخوان چهارشنبه‌سوری مجاهدین است.

Monday, 12 March 2018

چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟

چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟
1396/12/20

شاید برای برخی ناباوران این سؤال کمی زود باشد و مقدم بر آن باید پرسید آیا نظام ولایت فقیه از چهارشنبه‌ سوری می‌ترسد؟ مگر این همان چهارشنبه ‌سوری نیست که هر سال نظام به هر ترفندی شده آن را به قول پاسدار رحیمی سرکرده انتظامی تهران بزرگ «مدیریت کرده» و از سر گذارنده است؟

در پاسخ به چنین ناباورانی باید گفت این حرف را که نظام از چهارشنبه‌ سوری می‌ترسد مخالفان نظام نمی‌گویند. سردمداران نظام می‌گویند. آخرین موردش خامنه‌ای است که در روز ۱۷اسفند به مداحانش گفت: «در همین چند ماه قبل از این، به قول خودشان در اتاق فکر -یعنی گروه‌های فکری ویژه- دُور هم نشستند، بحث کردند، تلاش کردند، برای جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی کردند، زمان هم معیّن کردند، دیماه، بهمن‌ماه، اسفندماه -یعنی همین ایّامی که من و شما در آن هستیم- که در دیماه این کار را می‌کنیم، در بهمن این کار را می‌کنیم، در اسفند هم این کار را می‌کنیم» (سایت خامنه‌ای - ۱۷اسفند).

یا در روز ۱۸اسفند نمایشهای جمعه صحنه ابراز وحشت از چهارشنبه‌ سوری بود در تهران و تبریز و دورود و بسیاری شهرهاى دیگر گماشته‌های خامنه‌ای ابراز نگرانی کردند. در تهران آخوند صدیقی از جمله گفت: «مسأله چهارشنبه‌ سوری را که ما اسلام‌مان سنتهای ملی را هیچ‌وقت مقابله نکرده... آنچه را که دشمن برای ما خط‌ و نشان می‌کشد بنا بود ماه دی آن شورش را به‌پا کردند برای بهمن نقشه کشیده بودند برای اسفند هم نقشه دیگری کشیده بودند».

در یک‌کلام رژیم از چهارشنبه ‌سوری بوی قیام و سرنگونی به مشامش خورده است. و از این رو از آن می‌ترسد. حال می‌رسیم به همان سؤال اول: چرا رژیم حق دارد از چهارشنبه‌ سوری بترسد؟

تا آنجا که به خود سران نظام برمی‌گردد، جمع‌بندی واقعی‌شان را از جریان قیامی که در دیماه ِآغاز شده بیرونی نکرده‌اند. اما در میان سخنان پراکنده سران نظام نوک‌هایی بیرون زده است.

مثلاًًً خامنه‌ای در روز ۱۹دی گفت یک مثلثی در این قضایا فعال بوده است... ۲ضلع مثلث را آمریکا و عربستان نام برد و تأکید کرد «این سازماندهی‌شده بود» ضلع سوم این مثلث را هم مجاهدین معرفی کرد. بعد هم با فرهنگ گاوگندچاله دهانش افزود: «پادوئی‌اش هم مربوط به سازمان (مجاهدین) بود. از ماه‌ها قبل اینها آماده بودند؛ خود رسانه‌های (مجاهدین) در همین روزها اعتراف کردند؛ گفتند ما از چند ماه قبل با آمریکایی‌ها در ارتباط بودیم نسبت به این قضیّه؛ که پادویی کنند، سازمان‌دهی کنند... فراخوان را هم آنها دادند و شعار «نه به گرانی» بگذارند. خب این شعاری است که همه خوششان می‌آید؛ با این شعار یک عدّه‌یی را جذب کنند، بعد خودشان بیایند وسط، اهداف شوم خودشان را دنبال کنند و مردم را هم دنبال خودشان بکشند؛ هدف این بود». (سایت خامنه‌ای - ۱۹دی ۹۶».

تا این‌جا خامنه‌ای به آمادگی از قبل و نقش سازماندهی و طراحی اعتراف کرده است. پاسدار جعفری سرکرده سپاه خامنه‌ای درد بی‌درمان دیگری را اذعان کرد و گفت: اگر مجاهدین برای نظام ایجاد دست بستگی نکرده بودند این اغتشاش‌ها را در نطفه خفه می‌کرد. (سایت حکومتی ذاکر نیوز - ۱۵اسفند).

تا همین‌جا به چند نکته مهم خواسته و ناخواسته اعتراف کرده‌اند. یکی این‌که برخلاف سال ۸۸که قیام از میان شکاف باندهای حاکم جرقه زد، در سال 96 قیام از میان تضاد و بحران عمیق اجتماعی شراره کشید. چرا که به قول خامنه‌ای «‌از شعار نه به گرانی همه خوششان می‌آید».

در این اعترافات یکی از پایه‌های مهم استمرار قیام مردم ایران روشن می‌شود. وضعیت انفجاری جامعه در اثر فقر و بیکاری و گرانی و گرسنگی. اگر رژیم توان حل اینها را داشت که وضعیت به این نقطه نمی‌رسید. و اگر الآن بخواهد برای رفع آنها در حد آب روی آتش ریختن، کاری بکند تنگنای محاصره اقتصادی و بلوکه بودن پولهایش چنین توانی را به رژیم نمی‌دهد. در نتیجه این کانون اصلی قیام هم‌چنان ملتهب و آماده انفجار می‌ماند. آن‌هم در هنگامه‌یی که به قول خامنه‌ای مجاهدین «از قبل آماده بودند و سازماندهی کرده بودند و...» یعنی دیگر برخلاف سال ۸۸نیروی رهبری قیام در داخل رژیم نیست که امکان کوتاه‌آمدن و سازش برای رژیم باشد. نیرویی برانداز است که با استفاده از شرایط بین‌المللی به قول پاسدار جعفری برای نظام «ایجاد دست‌بستگی» در سرکوب کرده است. هر چند که با توجه به فضای انقلابی جامعه اگر هم پاسدار جعفری بخواهد سپاهش را به صحنه بیاورد و شلیک کند انگار که بنزین بر آتش قیام بریزد و اگر شلیک نکند باز هم قیام گسترش می‌یابد.

از این‌رو است که می‌گوییم رژیم حق دارد از چهارشنبه ‌سوری بترسد چرا که بستر اجتماعی آماده‌یی است برای خیزی دیگر توسط قیام‌آفرینان و کانونهای شورشی. این وحشت با اعلام حمایت اقشار مختلف مردم اعم از دانشجویان، کسبهٴ‌ بازار، متخصصین، کارگران، دانش‌آموزان و سایر اقشار جامعه از فراخوان ستاد فرماندهی مجاهدین در داخل کشور برای تبدیل چهارشنبه ‌سوری به قیامی دیگر به‌صورت مضاعف ضریب می‌خورد. چرا که نیروی عصیانی و شورشی همراه با سازمان رهبری‌کننده را رژیم در صحنه با گوشت و پوست لمس کرده است.

بالا گرفتن بحران در رأس نظام در توفان انقلاب (گفتگو با محمدعلی توحیدی)

بالا گرفتن بحران در رأس نظام در توفان انقلاب (گفتگو با محمدعلی توحیدی)
1396/12/20


سوال: حرف‌های روحانی در این هفته که در جلسه دولت هم بیان کرد، به‌طور مشخص حاکی از تشدید تضادها و بحران‌ها در داخل حاکمیت است. این حرف‌ها در جواب حملاتی بود که باند مقابل به خودش و هیأت دولتش می‌کرد. باز هم دیدیم که بعد از این حرف‌ها، مجلس به این موضوع پرداخت و حملاتش را ادامه داد. اجازه بدهید چند نمونه را ببینیم تا من سوالم را در این رابطه مطرح کنم.

تلویزیون رژیم، آخوند سالک: «شما در طول دوره یازدهم و دوازدهم، بالغ بر50مورد به ملت ایران توهین کردید. اخیراً حضور پرقدرت مردم در 22بهمن را با مسأله رفراندوم مطرح می‌کنید. اگر این روندی را که در پیش گرفته‌اید و ما آن مطالب را دنبال کنیم، شما ما را به این نتیجه می‌رسانید که یا پای استیضاح شما یا پای اجرای اصل 89قانون اساسی ـ یعنی عدم کفایت سیاسی ـ را رقم بزنیم. شما عامل عدم اعتماد بین دولت و ملت هستید. شما باید پاسخگوی اعتراضات مردم از جمله مالباختگان باشید».

حسن روحانی: «بعضی‌ها فکر می‌کنند که هنوز انتخابات است. یادشان رفته که انتخابات تمام شده. بسیاری از سخنان، بسیاری از حرف‌ها و بسیاری از نکات از طرف افرادی به گوش می‌رسد که اگر آدم عمق حرف را بشکافد، این است که ما هنوز در فضای انتخابات و رقابت انتخاباتی هستیم. این چنین نیست که یک عده مسؤل هستند، یک عده مسؤل نیستند. باید باور کنیم که ضربه به دولت، ضربه به نظام است. اگر کسی فکر می‌کند که دولت را تضعیف کنیم تا نظام قوی شود، این از آن حرف‌هایی است که عجیب و غریب است. بعضی‌ها فکر می‌کنند که اگر دولت تضعیف شد، نهادهای دیگر تقویت می‌شوند. این یک کشتی است که تویش نشستیم؛ اگر شما بخشی از کشتی را تخریب کردید، همه کشتی با هم غرق می‌شود».

نقوی حسینی نماینده مجلس آخوندی: «با اهانتی که آقای رئیس‌جمهور امروز مجدداً به منتقدینشان کردند، ما می‌ترسیم که انتقاد بکنیم. چون ایشان هر بار یک توهینی د و یک فحشی به منتقدان نثار می‌کنند. واقعاً در سطح رئیس‌جمهور نیست که به منتقدان اینطوری اهانت بشود».

چندتا از این زدوخوردها را دیدیم. واقعاً چه خبر است؟ می‌دانید که 15اسفند در مجلس، نسبت به حرف‌های 22بهمن روحانی، مسألهٴ عدم کفایت و تهدید برکناری را مطرح کردند. روحانی هم گفت اینطوری نیست؛ همه غرق می‌شوند. بعد هم اضافه کرد بعضی‌ها فکر می‌کنند هنوز در دوران انتخابات و مبارزات انتخاباتی هستند. واقعاً چه خبر است؟

محمدعلی توحیدی: همان‌طور که اول برنامه گفتید، خبر، خبر توفان انقلاب و قیام است که این‌ها را به این وضعیت انداخته که روحانی می‌گوید بعضی‌ها فکر می‌کنند انتخابات است. در واقع می‌خواهد از روی این واقعیت بپرد. البته خودش می‌فهمد و صورت مسأله را گفت؛ آنجایی که گفت «همه ما غرق می‌شویم»، اصل موضوع را گفت. منتها این‌که می‌گوید انتخابات است، می‌خواهد بگوید من برنده انتخابات هستم و یک‌طوری جواب بدهد. از قضا برخلاف این ادعا، به نظر من خیلی خوب متوجه است که این قیام، از نظر سیاسی یک پیام بسیار قوی و محکم علیه نمایش انتخاباتی رژیم داشت. پیام قوی برای همه ناظران، برای خود حاکمیت و برای حواشی حاکمیت که دنبال مماشات و حفظ این سیستم و به‌اصطلاح حاشیه‌نشینهای دستگاه‌اند؛ هر چند رژیم راهشان نمی‌دهد. خیلی بازارگرمی برای انتخاب روحانی می‌شد که جا بیندازند چند میلیون شرکت کردند. برایشان بسیار غیرمترقبه بود که در فاصلهٴ چند ماه بعد از انتخابات، چنین قیامی در نفی کل رژیم صورت بگیرد. اولین ضربه کوبندهٴ قیام، به بازی انتخابات است.

بنابراین بحث انتخابات مطرح نیست. آن‌چه که این‌ها را این‌طور به جان هم انداخته، معادله جدیدی است که بعد از قیام صورت گرفته است. این معادله عبارت از رویارویی تمام مردم با تمام سیستم و کل نظام است. این معادله از پایین جامعه دارد ضربه می‌زند. از آن‌طرف هم صورت مسأله سرنگونی، مرگ بر ولایت فقیه، مرگ بر خامنه‌ای، مرگ براصل ولایت فقیه را مطرح می‌کند. دیگر شعار، شعار انتخاباتی نیست. شعار آن‌هایی است که انتخابات را تحریم کردند، نه جلاد و نه شیاد می‌گفتند. حالا این شعار آمده صورت مسألهٴ روز شده است. خودشان هم خیلی موارد با ۳۰خرداد مقایسه می‌کنند. یعنی بحثهایی را که خودشان با هم دارند، با اوضاع و احوال آن روزها قیاس می‌کنند. یعنی چه؟ یعنی صورت مسأله‌یی که از نظر سیاسی، کل نظام در خطر است. یعنی جامعه از نظر تقابل سیاسی و قطب‌بندی سیاسی، کل سیستم را نمیخواهد. یعنی یک طرف آن مجاهدین هستند و یک طرف آن کل حاکمیت و رژیم ولایت فقیه.

دعوای مجاهدین از نظر سیاسی با این رژیم، از نفی قانون اساسی و نفی ولایت فقیه که همان مبانی مرگ بر اصل ولایت فقیه است، شروع شد. بنابراین خبر واقعی این است که صورت مسأله قیام، برای سرنگونی آمده جلوی صحنه و قابل پاک کردن نیست.



سوال: فکر می‌کنم با توجه به صحبتی که شما کردید، همین که در برنامه‌های تلویزیونی از این مسائل ـ از جمله مسائل سال 60و مجاهدین و انتخابات ریاست‌جمهوری ـ صحبت می‌کنند، برمی‌گردد به همین تضادی که از بالای حاکمیت غلیان کرده است. اجازه بدهید یک قطعه در این رابطه ببینیم؛ بعد مسائل بعدی را مطرح کنیم.

گزارش تلویزیون رژیم: «مسعود رجوی در رأس این سازمان، در مخالفت با رفراندوم قانون اساسی و محتوای آن، اوج زاویه فکری این تشکیلات با اساس انقلاب اسلامی را نشان می‌دهد. با این وجود، رجوی در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری نام‌نویسی می‌کند؛ اما با تذکر امام و اقدام مسؤلین، صلاحیتش برای ریاست‌جمهوری تأیید نمیشود. رجوی با این‌که پیش‌بینی می‌کرد احتمال رد صلاحیتش زیاد است، اما باز هم نامزد می‌شود و با تبلیغاتی وسیع، حضوری فعال در عرصه انتخابات ایفا می‌کند. رجوی تلاش می‌کند تا به قول خود با رد صلاحیت شدنش، هزینهٴ حکومت را بالا ببرد».

آقای توحیدی! علاوه بر آن مسأله، با توجه به تهدید قبلی روحانی و هر دو رئیس‌جمهور قبلی ـ خاتمی و احمدی‌نژاد ـ که آمدند هشدارهای تند و تیزی به رژیم دادند و هر کدام راه‌حلی ارائه ‌کردند، آیا واقعاً این‌ها فکر می‌کنند حرف‌ها و پیشنهاداتشان مشکلی و تضادی از رژیم حل می‌کند؟

محمدعلی توحیدی: آخوند روحانی می‌گفت شاید آنها هم به این خیال هستند که بساط انتخابات برپا شده است؛ چون احمدی‌نژاد پیشنهاد انتخابات هم کرده بود! واقعیت این است که نخیر، آ‌ن‌ها امتحانشان را دادند. آنها ۸سال در رأس دستگاه اجرایی بودند. از قضا همه‌شان با ولایت فقیه و با همین اصل، در چرخش امور به بن‌بست رسیدند. الآن هم آن چیزی که می‌گویند، آن وجهی که به واقعیت قیام اذعان می‌کنند، خیلی برجسته است. خاتمی همین حرفی را که شما اشاره کردید، این هفته زده بود که: «بعضی‌ها می‌گویند عبور از روحانی مطرح شده؛ درصورتی‌که این بحث مطرح نیست؛ بحث عبور از کل نظام است. ما باید جمهوری اسلامی را نجاتبدهیم». این را کاملاً اذعان می‌کند. این را احمدی‌نژاد هم می‌گوید. هرچه نامه به خامنه‌ای می‌نویسد، حرفش این است که اوضاع جوری است که غیرقابل مدیریت و غیرقابل کنترل است. عبدی هم اخیراً تحلیل کرده بود که نه قوه نظامی و نه قوه تئوریک و ایدئولوژیک، دیگر قادر به کنترل اوضاع در سیستم نیست. به‌طور واقعی، واقعیت یک پیام واضح را خوب متوجه هستند: جامعه از این‌ها عبورکرده است. ولی آن وجه دیگر، یعنی مرگ براصل ولایت فقیه یا پایان نظام مبتنی بر قانون اساسی ولایت فقیه را نادیده می‌گیرند. بنابراین راه‌حلشان در آن مدار دور می‌زند. در نتیجه، هرگز راه‌حلی نیست.



سوال: در ادامه این بحث، شاهد یک سریال عذرخواهی در درون رژیم هستیم. این هفته هم نمونه‌های زیادی داشتیم. قسمتی از این سریال را ببینیم.

میزگرد تلویزیون رژیم، مجری: «آقای دکتر توکلی! فکر می‌کنید که رهبر انقلاب به‌جای چه کسانی در چهار دهه اخیر، هم از خدا و هم از مردم عذرخواهی کردند؟

توکلی: ایشان از طرف خودشان عذرخواهی کردند. مسئولیت اصلی به عهدهٴ ایشان است.

نماینده مجلس رژیم: همه باید از کوتاهی‌های انجام شده، از ملت ایران عذر‌خواهی کنیم.

اژه‌ای: من واقعاً عرضم این است، معتقد هستم که اگر به فساد نرسیم، باعث سقوط نظام می‌تواند شود.

من بارها گفتم، الآن هم با صدای بلند ـ نه یک بار، نه ده بار، بلکه صدها بار ـ از همه کوتاهی‌هایی که داشته و دارم ـ از ابتدای مسؤلیتم تا امروز ـ واقعاً از مردم و از کشورمان عذرخواهی می‌کنم».

آیا این عذرخواهی‌ها مسأله‌یی از رژیم حل می‌کند؟ چرا این‌قدرتکرار می‌کنند؟

محمدعلی توحیدی: اگر از شاه حل کرد، از این‌ها هم می‌تواند حل کند. البته فکر می‌کنم این‌جا یک تفاوتی است؛ اگر مفروض بود که در رژیم وابستهٴ بورژواییِ شاه رفرمی اتفاق بیفتد، در ولایت فقیه که هرگز! بنابراین عذرخواهی به مفهوم این‌که از چیزی عذر بخواهند که چیز دیگری را شروع کنند، هرگز، هرگز! فقط همین دستشان مانده است. این همان بیان صورت مسأله واقعی است که گفتم رو آمده است.

شما در سؤال قبلی به دو رئیس‌جمهور قبلی‌شان اشاره کردید. یک رئیس‌جمهور هم رفسنجانی بود. چهار رئیس‌جمهور هم هر کدام 8سال سر کار بودند. حالا روحانی هم دو سالش مانده است؛ می‌شود ۳۰سال. هر کدام در رأس حاکمیت بودند و کل سیستم اجرایی دستشان بوده است. الآن اما حرف از بن‌بست، حرف از فقدان کنترل و حرف از نارضایتی عمومی است. رفسنجانی هم که الآن نیست. آن زمان که نامه به خامنه‌ای نوشت ـ نامه سرگشاده ـ گفت «آتشفشانهایی بلند می‌شود که همه ما را می‌برد». این جمله را ه‌ برد. خیلی‌ها ریختند سرش که چرا نامه‌ی سرگشاده نوشتی؟ بعد هم گفت به خدا پناه می‌برم.

بعد از رفسنجانی، خاتمی و بعد از خاتمی، احمدی‌نژاد. الآن هم 5ـ 6سال از روحانی ـ از امنیتی‌ترین آخوند سیستم ـ گذشته است. خودشان می‌گویند راه‌حلی نداریم؛ نمی‌توانیم راه‌حلی داشته باشیم. انواع و اقسام بازی‌ها را در می‌آورند. اتفاقاً همین هفته حمید بقایی که معاون رئیس‌جمهور قبلی سیستم بوده، گفت اژه‌ای ـ که جلادی در این سیستم است ـ در آن زمان که حمید بقایی معاون رئیس‌جمهور بوده و اژه‌ای وزیر اطلاعات ـ و زیردست حمید بقایی ـ گفته که «ما اصلاً ماندنی نیستیم؛ نظام ماندنی نیست». بقایی گفت که اژه‌ای می‌گفت بعضی کارها را نکنید.

اینها فقط نشان می‌دهند این 4تا رئیس‌جمهور راه‌حلی نداشته‌اند. اژه‌ای هم که معاون و نفر دوم سیستم قضایی است، در مجلس می‌گفت باید همه ما در هر سه قوه سیستم عذرخواهی بکنیم. آن یکی هم از قول خامنه‌ای گفت؛ سؤال کرد که خامنه‌ای از طرف کی عذرخواهی کرد؟ خواست خامنه‌ای را دور بزند. احمد توکلی هم گفت از طرف خودش عذرخواهی کرد؛ چون خودش مسؤل است. این‌ها بیانگر همان صورت مسأله واقعی هستند. اذعان و اعتراف خودشان است. بن‌بست کاملشان است. اثبات این حقیقت است که راه‌حلی که می‌گوید باید از ولایت فقیه عبور کرد، مرگ بر اصل ولایت فقیه، زنده باد ارتش آزادی، کلام رستگاری است. این فقط یک شعار تهییجی نیست. واقعاً راه‌حل واقعی است. تنها راه‌حل است. این راه‌حل بر روی صحنه آمده و بر زبان دشمن و صاحب عله‌هایش به این شکل تکرار می‌شود.



سوال: آخرین سوالم در رابطه با روابط خارجی رژیم است. دیدیم که خامنه‌ای در حرف‌های دیروزش، مذاکره در رابطه با دخالت‌های رژیم در منطقه را رد کرد. پیش از آن هم ظریف مثل این‌که بعد از دیدار با وزیرخارجه فرانسه، چنین موضعی گرفته بود.

در این رابطه سایت صادق خرازی ـ سفیر سابق رژیم در فرانسه ـ تهدید به قطع روابط و مذاکرات با طرف اروپایی را کرد که ظریف در دیدار با وزیر خارجه فرانسه مطرح کرده بود. این کار را کاری نابخردانه دانست و اضافه کرد «در شرایطی که اروپا در حال موازنهٴ مواضع ایران و آمریکاست، این کاری بسیار نابخردانه از طرف شخص وزیر امور خارجه است». بعد هم استدلال کرد که در پایان این 120روز، آمریکا باید در مورد ماندن در برجام تصمیم بگیرد، مگر رژیم رفتار یا پالس مثبتی از خودش نشان دهد تا این قضیه حل و فصل شود.

آیا این حمله یک حمله شخصی به ظریف است یا به‌دلیل تضادی است که در این رابطه در رژیم وجود دارد؟

محمدعلی توحیدی: طبعاً یک جنبهٴ شخصی با ظریف دارد؛ چون در گیرودار این تنشها که سیستم با آن مواجه است، علاوه بر خود روحانی که بازیهای مدره‌اش سوخت، ظریف هم دوبله سوخته است. الآن هم که کارت خامنه‌ای را بازی می‌کند. دیدید که در مونیخ به چه وضعیتی افتاد. اصلاً هواپیما به او نمی‌دادند. بعد هم رفت کرواسی که کسی به استقبال او نیامد. این برگی شد در دورهٴ برجام. این‌ها خرده حساب‌ها با شخص ظریف دارند. اما اصل قضیه همان پیچی است که این‌ها گرفتار آنند. اتفاقاً همین‌ها می‌نویسند و می‌گویند که رویکرد ما ـ یعنی همین سیاستی که داریم ـ گریزی ندارد. همین را قاسم سلیمانی هم گفت. خود روحانی هم در دیدار با وزیرخارجه فرانسه بر سر سوریه مواضعی گرفت و حرف‌هایی زد که آنها فهمیدند روحانی کی است و دستگاه چه است. بعد در روزنامه‌های فرانسوی نوشتند که جواب دیوانه‌کننده و دیوانه‌واری از روحانی شنیدیم که تنها راه‌حل سوریه این است که بشار اسد بر سرکار باشد! تازه آنها دنبال راه‌حل سیاسی هستند.

این‌ها در برخورد با موضوع منطقه یا به‌قول خودشان زهر منطقه یا برجام 2خودشان می‌دانند ـ خامنه‌ای هم گفت ـ که قادر به یک قدم عقب‌نشینی نیستند. از طرفی هم خودشان قیمت این را در توفان انقلاب و شرایط منطقه، خوب حس می‌کنند. در نتیجه طرف هشدار می‌دهد و اخطار می‌کند که شما باید یک پالس مثبت بفرستید. این خیلی احمقانه و نابخردانه است. این طرف در جریان نیست که وقتی انقلاب در جریان است و تحولات اینطوری پیش می‌رود، هفته به هفته و روز بروز تضادها بالغ می‌شوند. صورت مسأله اصلی، تقابل سرنگونی بین نیروی سرنگونی‌طلب و سرنگونی‌خواه و نیروی سرنگون‌کننده با اصل ولایت فقیه، هرچه بیشتر به روی صحنه می‌آید و مسألهٴ روز و جلوی صحنه می‌شود. با این شامورتی‌بازی‌ها که حالا یک پالس مثبت بفرستی، کارکرد ندارد.

Sunday, 11 March 2018

کابوس نظام از قیام و انقلاب در تقدیر

کابوس نظام از قیام و انقلاب در تقدیر
ایران
1396/12/19

با گذشت حدود2.5ماه از قیام دی ماه، وقوع قیام و انقلابی دیگر، به کابوسی برای سردمداران و مهره‌های رژیم تبدیل شده است.

موضوع قیام در تقدیر روزمره فکر و ذکر سردمداران و مهره‌های رژیم را به خود مشغول کرده و به مناسبتهای مختلف آن را به مزدوران و نیروهای خود یادآوری می‌کنند.

اهمیت این مساله تا آنجاست که ولی‌فقیه ارتجاع به‌رغم این‌که می‌داند اعتراف به این موضوع در سطح و مقام وی برای خود و نظامش هزینه دارد، اما ناگزیر شخصاً به صحنه می‌آید و به مزدوران و نیروهای سرکوب، هشدار و آماده‌باش می‌دهد.

او روز17اسفند96 در جمع مزدوران رژیم گفت: «دشمنان ایران از چند ماه قبل در اتاق‌های فکر دور هم نشستند و برای سه ماه آخر سال طراحی کردند که به خیال خود کار جمهوری اسلامی را در اسفند ماه تمام کنند».

خامنه‌ای برای روحیه دادن به نیروهای وارفته خود اضافه کرد: « ملت ایران همواره آماده است که هر متجاوز و متعرضی را به جای خود بنشاند». او با این جملات ترس و نگرانی خود را از ملت قیام آفرین ایران به نمایش گذاشت. همانهایی که در قیام دی ماه خود با شعار مرگ بر خامنه‌ای مرگ بر روحانی تمامیت این رژیم را هدف قرار دادند. و اکنون کابوس یک قیام دیگر خواب را از چشمان او ربوده است.

نمونه دیگر حسین ذوالفقاری معاون وزیر کشور رژیم است. او ضمن سوز و گداز نسبت به قیام دی ماه و ضربه‌ای که نظام ولایت فقیه از آن خورد، وضعیت امنیتی فعلی را نیز با گذشته «متفاوت تر» می‌داند. او در رابطه با قیام دی ماه اذعان می‌کند:‌ «این اعتراضات بسیار سریع و عموماً در شهرهاى کوچک گسترش یافت و خشونت در این اعتراضات بیش از همیشه بود».

او به خواست و شعارهای سرنگونی طلبانه مردم اعتراف می‌کند و می‌گوید: «این اعتراضات عبور از همه جریانهای سیاسی کشور بود عمده دستگیر ‌شدگان این اعتراضات، افرادی فاقد سابقه امنیتی بودند و 85درصد این افراد زیر 35سال سن داشتند. در این راستا باید توجه داشت که 70درصد کشور زیر 40سال هستند».

ذوالفقاری وحشتش را از آینده و قیامی دیگر چنین ابراز می‌دارد: «تا دیر نشده باید با دنیای مجازی مانند دنیای واقعی مواجه شویم و قانون و چارچوب‌هایی برای آن تعیین کنیم.... امنیت در کشور ما اجتماعی شده است... اگر دچار برخی غفلت‌های راهبردی شویم و پدیده‌ها را دقیق نشناسیم و درست تحلیل نکنیم، امنیت، اجتماعی شده تبدیل به تهدید اجتماعی شده می‌شود. (خبرگزاری حکومتی ایسنا 17اسفند96)

جبارزاده معاون سیاسی وزارت کشور نیز در هراس از قیام مردم به فرمانداران توصیه می‌کند «برای این‌که از وقوع این اعتراضات جلوگیری شود، باید صدای اعتراض مردم را بشنوند».

او ضمن سوز و گداز از این‌که در قیام دی ماه به «ساختار نظام هجمه شد»، خواهان این است که فرمانداران در تجمعات مردم اعتراض کننده حاضر شده و درحد نیاز با آنها صحبت کنند.! (خبرگزاری حکومتی ایلنا17اسفند96)

سایت حکومتی جماران نیز ضمن اشاره به نارضایتی و نفرت شدید مردم و اذعان به این‌که مردم مورد تبعیض و نابرابری از طرف حاکمیت قرار گرفته‌اند، در زمینه گسل عمیق مردم با حاکمیت می‌نویسد: « مردم زمانی دست به اعتراض می‌زنند که نابرابری تبعیض آمیزی را میان خود و سایرین از یک سو و شکافی عمیق را میان خود و مسئولان از سوی دیگر احساس کنند». (سایت حکومتی جماران 17اسفند96)

آخوند مصطفی درایتی وابسته به باند روحانی نیز ضمن نصیحت به باندهای درونی که نمی‌بایست نگاه هایشان به یکدیگر«ستیزه‌جویانه باشد»، در زمینه قیام در تقدیر هشدار می‌دهد: « اتفاقات ممکن است در کشور هر روز به شکلی دیگر خود را نشان دهد و بعضی از مواقع حتی ممکن است آمادگی لازم را نداشته باشیم همان‌گونه که در دی ماه اتفاق افتاد».

وی در ادامه به سران و سردمداران رژیم گوشزد می‌کند که «به نظر می‌رسد به یک تجدیدنظر جدی در کشور نیاز است. اگر این اتفاق نیفتد مردم به شکل دیگری اعتراضات خود را بیان خواهند کرد». (خبرگزاری مجلس رژیم 17اسفند96)

ترس و هراس سردمداران و مهره‌های حکومت آخوندی از خروش و خیزشی دیگر توسط مردم، از این واقعیت ناشی می‌شود که دیوارهای ترس در جوانان به جان آمده فرو ریخته است و یال و کوپال رژیم در زیر گرمای فروزنده اعتراض و انقلاب در حال ذوب شدن است.

سردمداران رژیم نیز به خوبی این پیام را گرفته‌اند، و هشدارهایشان نیز در این رابطه است. آنها به خوبی می‌دانند که با اوجگیری مجدد انقلاب همه سران و مزدوران آن زیر چرخ های انقلاب و قیام از صحنه حذف خواهند شد.


اشتراک گذاری:





ترس رژیم ایران از قیام
ایران



وحشت سرکرده انتظامی رژیم در زنجان:‌ پلیس از تمام توان خود برای برقراری امنیت چهارشنبه‌سوری استفاده می‌کند
اختناق و سرکوب
1396/12/20
چهارشنبه سوری


پاسدار جعفر کردلو جانشین سرکرده انتظامی استان زنجان وحشت خود را از چهارشنبه‌سوری نشان داد و گفت:پلیس از تمام توان خود برای برقراری امنیت چهارشنبه‌سوری آخر سال استفاده می‌کند. وی افزود:‌ در چهارشنبه‌سوری امسال با تمام نیرو و توان ۱۰۰درصدی برای برقراری امنیت و آرامش در استان استفاده می‌کند و در این میان با هنجارشکنان برخورد قاطع کرده و تا پایان تعطیلات مهمان پلیس خواهند بود.

وی افزود: در چهارشنبه‌سوری از ظرفیت پلیس افتخاری هم استفاده می‌شود و پلیس انتظامی و امنیتی و نظامی در تمام نقاط استان به‌خصوص نقاط پرتردد حضور محسوس و نامحسوس دارد.