Showing posts with label جشن. Show all posts
Showing posts with label جشن. Show all posts

Tuesday, 13 March 2018

ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری

ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری
1396/12/20

آیا برگزاری یک سنت به‌عنوان جشن ملی، باید خطری برای حاکمیت سیاسی مملکتی باشد؟ آیا واقعاً یک سنت دیرینه و ملی این‌قدر بار سیاسی و تعادل‌قوا بین مردم و دولت دارد؟ به‌راستی مگر یک سنت و جشن و مراسم، چقدر قدرت و توان اثرگذاری بر مسائل سیاسی و اجتماعی دارد؟
پاسخ به این پرسش‌ها در یک جامعه دمکراتیک، قطعاً که منفی است یا اساساً به ذهن و خاطر آدمی خطور نمی‌کند؛ چون اصل و اساس هر سنت و جشن و مراسمی به شایستگی برآورده می‌شود و هیچ مانعی هم برای اقشار گوناگون مردم وجود ندارد. این همه سنت و آیین متنوع در فرهنگ ملتها در دنیای ما هست که میلیون‌ها انسان آنها را به‌جا آورده و به عاملی برای وحدت ملی و قومی و فرهنگی‌شان بدل گشته است.

بنابراین مشکل در اصل سنت و آیین نیست. برای ما ایرانیان، مشکل در نوع برخورد و تعریف حکومت‌ دیکتاتوری مذهبی می‌باشد. حکومتی که می‌خواهد همه‌چیز مردم ـ از جمله اعتقادات و سنتها و مناسک و پوشش و رفت و آمد و... ـ تحت کنترل و زیر سلطه‌ی ولایت مذهبی‌اش باشد. یعنی به‌رسمیت نشناختن هیچ وجهی از فرهنگ توده توسط حاکمیت. چهارشنبه‌سوری هم گرفتار این اختاپوس انحصارطلبی سیاسی و مذهبی شده است.

این روزها پاسخ این پرسش را در اظهارات امامان جمعه‌ی ارتجاع آخوندی شاهد بوده‌ایم. قابل‌توجه است که یک ارگانی به‌نام سیاست‌گذاری خطبه‌های نماز جمعه برای امامان جماعت تعیین تکلیف می‌کند که در سراسر ایران علیه چهارشنبه‌سوری و تهدید آن ایراد سخن کنند. همین هماهنگی ارتجاع برای مقابله با سنتی دیرینه در فرهنگ ملت ما، پاسخ عنوان این مقاله می‌باشد. از این یک نمونه می‌توان به رشته‌ها و زنجیرهای تنیده بر انواع سنت‌های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در حکومت ملایان پی برد.

آنچه این حکومت طی ۴۰سال علیه تمام اقشار مردم ایران مرتکب شده، کمیتهایی بوده که به‌طور خاص امسال به کیفیت خشم و نفرتی بازگشت‌ناپذیر علیه تمامیت دستگاه ولایت فقیه بالغ شده است. از جمله‌ی این کیفیت، چگونگی برخورد و برگزار کردن آیین چهارشنبه‌سوری ۹۶می‌باشد. این آیین هم طی ۴۰سال از کوره‌های مبارزه گذشته است و به مقام و شأنی در خور ظرف مبارزه با دیکتاتوری بدل گشته است.

این را البته دشمن سنت‌های ایرانی یعنی حاکمیت ولایت فقیه خوبِ خوب فهمیده است و با تمام حواس پنجگانه‌ی منافعش احساس می‌کند. آنها هرگز درنیافتند که چه اشتباه بزرگی کردند همه امورات زندگی مردم را به سیاستی علیه خودشان برگرداندند. البته این از ویژگی‌های دیکتاتورها ـ به‌طور خاص از نوع مذهبی و ضدبشری‌اش ـ‌ است که دچار مالیخولیای بلاهت و حماقت می‌شوند. از این رو دیکتاتورها از همان آغاز بر سر کار آمدن، در کار کاشتن باد هستند تا روزی که این باد از خانه خانه و محل به محل و شهر به شهر ملت بگذرد و توفانی گردد و به تختگاه ولایت زر و زور و تزویر، تندر و صاعقه بزند.

یک پاسخ دیگر به‌عنوان مقاله را باید در باد کاشتن خمینی در عنفوان دیکتاتوراش سراغ گرفت. خمینی سریر ماه را برای فریب بزرگ در اقلیمی خرافه‌زده انتخاب کرد تا خودش را از قانونمندی‌های متعارف حکومت بالاتر ببرد و به احدی پاسخ ندهد. فکر کرد همانجا می‌ماند و هرگز به زیر کشیده نمی‌شود. رفتار او و بازماندگانش با سنتها و آیین ملی ما ایرانیان از همین آبشخور سیراب می‌شد. این‌ها هم کمیتهایی بودند که در ذهن و خاطر مردم ایران انباشته شدند. هر دانه‌ی انباشته شده در ذهن و خاطر مردم ایران، بسان پاره‌یی آتش شد و پاره‌ها به هم پیوستند و شدند قیام دی ۹۵که توفانی از آتش بر زیر و بنیاد و ارکان ولایت فقیه افکنده است. این است قدرت چهارشنبه‌سوری با قدمتش در مبارزه با حکومتی که به فرهنگ، تاریخ، سنت، اعتقادات، استقلال شخصی و حق شهروندی‌ دوستدارانش توهین و تجاوز کرده است و ادامه می‌دهد.

و نهایت آن‌که پاسخ پرسش آغاز مقاله و جایگاه قیام دی امسال و چهارشنبه‌سوری و را باید از مردم ایران پرسید. مردمی که هرگز از سنت‌های دیرین و فرهنگ ملی‌شان در مقابل اصل و شخص ولایت فقیه کوتاه نیامده‌اند. اکنون همین مردم‌اند که از قدرت قیام و قدمت چهارشنبه سوری، گرز آتش و تیر آرشی می‌سازند برای مقابله با سراپرده‌ی نظام ضدایرانی و ضدانسانی آخوندی...

ٰچهارشنبه سوری و مشکلات رژیم!


ٰچهارشنبه سوری و مشکلات رژیم!
1396/12/20

تا چهارشنبه‌سوری چیزی باقی نمانده.
ظاهراً چهارشنبه‌سوری هم سنتی است مثل دیگر سنن ملی، چیزی از جنس نوروز و سیزده بدر. اما حقیقتاً چیزی است ورای دیگر سننی که سالها و سده‌ها در کنار ش نشسته بودند. یا اگر دقیق‌تر بگوییم حداقل حالا دیگر چهارشنبه‌سوری آن چهارشنبه‌سوری دهه‌های قبل نیست. تفاوت کرده! نسبت به گذشته خودش هم تفاوت کرده، فرصتی شده برای درافتادن مردم با دیکتاتوری!
جشنی ساده و آیینی قدیمی که اینک تجدید حیات کرده، چیزی بایسته روزگار حاضر شده، آن‌چنان که از دیگر آیین‌هایی که قرن‌ها با همدیگر زیسته بودند، به کلی ممتاز شده،
حقیقتاً که چهارشنبه سوری، با خیزی بلند خود را از دایره بسته رسوم مربوط به دوران و تمدن زراعی جدا کرده و تا حد پدیده‌یی نوین و کارآمد در زندگی مدرن امروزی فرا رفته. امکان و موقعیتی که توده‌ها با هر اندیشه و قومیتی آن را هم‌چون ظرفی و فرصتی برای در افتادن با دیکتاتوری حاکم بر ایران، غنیمت شمرده و از آن حداکثر استفاده را می‌کنند. و این همان چیزی است که آخوندهای حاکم بر ایران به‌شدت از آن وحشت دارند.

طی روزهای اخیر و به‌ویژه همین چند روزه آخری که به برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری باقی مانده، بی‌اغراق تمامی رسانه‌های حکومتی از روزنامه‌ها گرفته تا رادیو تلویزیون دولتی و حتی شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی خرج مقابله با چهارشنبه‌سوری مردمی و ممانعت از برگزاری آن یا حداقل مهار آن شده!

حتی فراتر از این تمامی نهادهای حکومتی و دولتی گوییا که سهمیه مقابله با چهارشنبه‌سوری از مدیران خود گرفته‌اند که سران و مسولانشان یکی یکی و به نوبت جلوی دوربین تلویزیون و مقابل میکروفون رادیو آمده و تلاش می‌کنند با خرج کردن خود، با هشدار دادن، با تهدید به بازداشت و زندان کردن، با تطمیع کردن برای شرکت در ورژن حکومتی مراسم، و با هزار ترفند و توطئه دیگر، مانع برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری مردمی شوند.

علت چیست؟

علت بنیادین این مسأله که یک مراسم سنتی ساده به صحنه و ساعت رزم عمومی و سراسری مردم با حاکمیت تبدیل شده چیزی نیست جز سرکوب وحشیانه‌ای که آخوندها به مردم اعمال کرده و می‌کنند!

سرکوبی که تمامی امکانات نفس کشیدن آزاد مردم را حتی در شخصی‌ترین و نهانی‌ترین اندیشه‌هایشان در مخمصه قرار داده و هر«تخلفی» از نرم‌های حکومتی را نه فقط معادل یک «جرم» بلکه عین یک «گناه» قلمداد کرده! و آن را نماد مخالفت با خداوند و خالق هستی دانسته و مستوجب سخت‌ترین عقوبتها دانسته و بدتر این‌که همه این مزخرفات را به لباس قانون هم در آورده و متخلفین را با تمسک به قانون ضدبشری‌اش، مشمول یک سرکوب سیستماتیک، سراسری و مستمر می‌کند! جنایتی که پس از نزدیک به ۴دهه، امان مردم را بریده و کار را به قیامی سراسری کشانده و

اما در تمامی این دهه‌ها مردم به آرامی و با طمأنینه خاص تحولات اجتماعی و با آزمودن تمامی راههای ممکن و در دسترس و با عبور از راهکارهای سهل و ساده، به راه‌کار نهایی و کارآمدترین راه‌کار رسیده‌اند، راهکاری آتشین که مقاومت ایران با تکیه به شناخت عمیق خود از موجودیت آخوندی حاکم و در جریان یک پراتیک جانکاه دو و نیم ساله کمر به حل آن بسته. پراتیکی تماماً مسالمت‌آمیز با تلاشی مسئولانه برای حل اصولی تضاد بین مردم و حاکمیت ضدمردمی.

تلاشی که بیش از همه و پیش از همه بنیانگذار جنایتکار و دجال‌وش نظام ولایت‌فقیه با آن ضدیت داشت و همو بود که با تعطیل کردن تمامی نهادهای اجتماعی، سازمانهای غیردولتی مستقل و احزاب مردمی، سنگ‌های دفاع از مردم را بست و سگ‌های هار ولایت را بند گشود تا مردم را از هم بدرند.

از همین‌روست که اینک مردم با آزمودن تمامی امکانات در دسترس به راهی روی آورده‌اند که اولین دستمایه‌اش «آتش» است!‌

تمامی‌ترس و وحشت رژیم هم از همین موضوع است. وحشتی که همه ساله مثل بیماری «تب نوبه» گریبان آخوندها را می‌گیرد، حسابی تکانشان می‌دهد و پس از یک دوره یکی دو سه هفته‌یی در حالیکه در شب اجرای مراسم، به اوج خود می‌رسد، آخوندها را تکیده و خیس عرق، با پیکری در هم کوفته به جا می‌گذارد و باقی ماجرا را به دیدار بعدی وامی گذارد!

این تقریباً تمامی حکایت آن «خودکرده‌ای» است که دیگر« تدبیر»ی ندارد.

اما امسال مشکل از اینهم کمی فراتر رفته چرا که این چهارشنبه‌سوری در شرایطی برگزار می‌شود که گرمای قیامی بزرگ سراسر میهن را در خود گرفته و وقتی این گرما با آتش چهارشنبه‌سوری هم قرین شود، میزان‌الحراره تب آخوندها را آن‌قدر بالا می‌برد که برای آنها شاید دیگر قابل‌تحمل نباشد.

به یاد داشته باشیم که همین یکی دو ماه پیش بود که بنا‌ به آمار حکومتی، جوانان بپاخاسته در قیام دی، اقامتگاه حداقل 60نماینده خامنه‌ای را در سراسر ایران به آتش کشیدند و حداقل در 20حوزه جهل و جنایت آخوندی آتش افکندند، بیشمار خودروهای نیروهای سرکوبگر را از کار انداختند و دهها مراکز استانداری و فرمانداری آخوندها را در شهرهاى مختلف به تصرف خود درآوردند آن هم در شرایطی که هنوز تا چهارشنبه‌سوری یکی دو ماه فاصله بود.

اکنون در نظر بگیرید روز چهارشنبه‌سوری را که تمامی آحاد مردم از شهری و روستای و پیر و جوان به خیابانها می‌آیند، رسماًًً و علناً آتش می‌افروزند، بساط آتشبازی دایر می‌کنند و زمینه‌ای عمومی فراهم می‌گردد که بهترین پوشش مردمی برای جوانان پرشوری است که تمایل قلبی عمیقی برای تسویه کردن خرده حسابهای تمامی سالیانی دارند که مورد تحقیر و سرکوب پاسداران فاشیست و آخوندهای تبهکار حاکم قرار گرفته‌اند.

بی سبب نیست که در آخرین روزهای مانده به چهارشنبه‌سوری فوقانی‌ترین نهادهای سرکوبگر حکومتی بی‌عبا و عمامه و سر و پا برهنه به میدان رسانه‌ها پریده و با صدور چپ و راست اطلاعیه و هشدار و انذار و تهدید و التماس و تطمیع، تلاش می‌کنند آتشی را خاموش کنند که هنوز روشن نشده!

در تازه‌ترین اقدام از این دست، شنبه شب دادستانی کل آخوندها با یک اطلاعیه شداد و غلاظ به صحنه آمد و از جمله اعلام کرد:

«به‌منظور حفظ نظم و امنیت عمومی و... پیشگیری از بروز حوادث ناگوار و ندامت آفرین ناشی از کاربرد نامتعارف و غیراستاندارد مواد انفجاری و آتش‌زا و نیز جلوگیری از سوءاستفاده برخی افراد فرصت‌طلب از هموطنان خواستار همکاری با نیروهای انتظامی شد».
در همین اطلاعیه و با اشاره به آنچه که «افراد فرصت‌طلب» نامیده، آمده است: «با توجه به روزهای پایانی سال با اقدامات ناهنجار یا مجرمانه خود موجبات تلخ کامی و ایراد خسارات جانی و مالی بر جامعه تحمیل و با ایجاد رعب و وحشت، امنیت روانی را مخدوش می‌سازند، از هم میهنان گرامی و عموم خانواده‌های عزیز خصوصاً نوجوانان و جوانان آینده ساز ایران اسلامی تقاضا می‌شود، در صورت مشاهده و مواجهه با هر نوع اخلال در نظم و آسایش عمومی، ضمن مراقبت کافی، مراتب را به مراجع انتظامی و قضایی اعلام و با مأموران و حافظان نظم و امنیت و مجریان قانون همکاری کنند».

بی تردید، اگر این اطلاعیه‌ها دردی دوا می‌کرد باید پیش از همه، درد بنیانگذار خبیث نظام، خمینی را دوا می‌کرد که از غصه فعالیت‌های مجاهدین دق کرد و مرد! و آرزوی نابودیشان را با خود به گور برد.

در آخرین روزهای سال و کمی‌مانده به چهارشنبه سوری، تماشای تقلاهای همه‌جانبه آخوندها واقعاً که تماشایی است.

Monday, 12 March 2018

چهارشنبه_سوری و قیام مردم ایران – محمود احمدی

چهارشنبه_سوری و قیام مردم ایران – محمود احمدی
ایران
1396/12/19




سنت چهارشنبه‌سوری که در آستانه نوروز هر سال برگزار می‌شود برخاسته از تجربه ملی و مردمی برای زندگی و آمادگی برای ورود به بهاران طبیعت و شادی و نشاط و شکوفایی و سرزندگی است.

این تجربه مردم ایران در طول یک تاریخ چند هزار ساله است که به‌صورت یک رسم، سنت و جشن درآمده است.

پیام زنده این مراسم این است که مردم ایران در جشن چهارشنبه سوری، هرچه زردی و سرما و درد و زشتی است از خود دور می‌کنند و همه رنجها و شکنجها و سختیها و ناامیدی را در آتش می‌سوزانند و به جای آن از آتش همه خوبیها را می‌گیرند. گرما و حرارت و شادابی که نشانه‌های ورود به بهاران است. همسوی با طبیعت زنده و شکوفا و رشد و نوآوری.

چهارشنبه سوری – مراسمی سمبلیک برای پایان دادن به زمستان حکومت آخوندی

سؤال اساسی این است که در شرایط کنونی برای مردم ایران سمبل این زمستان و تاریکی و ظلم و ستم و سرکوب و درد و رنج و زردی کیست و چیست؟ آنچه باید در آتش سوزانده شود چیست و آن که خودش و دودمانش باید در آتش قیام مردم بسوزد کیست؟ برای ورود به بهاران طبیعت و بهار آزادی و شادی و شکوفایی از کدام آتش باید گذشت و کدام فساد و دزدی و چپاول را باید نابود کرد؟

در ادامه قیامی که از 7دی شروع شد، در پایان سال ۹۶ما شاهد همبستگی عمیق سنت و واقعیت هستیم، آنجا که سنتهای ملی و مردمی به خدمت قیام مردم درآمده‌اند و تاریخ به خوبی به نیاز مردم ایران پاسخ می‌دهد.
هراس آخوندها از مراسم چهارشنبه سوری:

رژیم آخوندی و تمام باندهای جنایتکار آن از خامنه‌ای تا روحانی اولین کسانی هستند که از جشن چهارشنبه‌سوری می‌هراسند و در آتش‌بازی چهارشنبه‌سوری مرگ خود را می‌بینند. فرماندهان نیروهای انتظامی و سپاه برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری توسط جوانان را خط سرخ نظام اعلام می‌کنند و خامنه‌ای در اسفند ماه خطر سرنگونی نظام را یادآوری می‌کند.

هم از این رو است که تمام تلاش رژیم و مقامات و نیروهای نظامی و انتظامی‌اش این است که در چهارشنبه‌سوری خطر امنیتی ببینند و اعلام کنند که این مراسم چهارشنبه‌سوری خطر جانی دارد. آیا واقعاً راست نمی‌گویند؟ چرا واقعاً راست می‌گویند. این چهارشنبه‌سوری هم خطر امنیتی برای رژیم دارد و هم خطر مرگ و سرنگونی نظام ولایت فقیه و.... این #آتش_جواب_آتش جنایات ولی‌فقیه، یعنی همان «شاه سلطان ولایت» و قیامی است که باز شعله‌ور می‌شود تا ریش و ریشه خامنه‌ای و روحانی و رژیمشان را بسوزاند، ایران را برای چنین نظامی ناامن کند و راه آنها به سمت زباله‌دان تاریخ را هموار سازد

ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری


ریشه‌های قیام و علت وحشت رژیم از چهارشنبه سوری
ایران
1396/12/20


آیا برگزاری یک سنت به‌عنوان جشن ملی، باید خطری برای حاکمیت سیاسی مملکتی باشد؟ آیا واقعاً یک سنت دیرینه و ملی این‌قدر بار سیاسی و تعادل‌قوا بین مردم و دولت دارد؟ به‌راستی مگر یک سنت و جشن و مراسم، چقدر قدرت و توان اثرگذاری بر مسائل سیاسی و اجتماعی دارد؟

پاسخ به این پرسش‌ها در یک جامعه دمکراتیک، قطعاً که منفی است یا اساساً به ذهن و خاطر آدمی خطور نمی‌کند؛ چون اصل و اساس هر سنت و جشن و مراسمی به شایستگی برآورده می‌شود و هیچ مانعی هم برای اقشار گوناگون مردم وجود ندارد. این همه سنت و آیین متنوع در فرهنگ ملتها در دنیای ما هست که میلیون‌ها انسان آنها را به‌جا آورده و به عاملی برای وحدت ملی و قومی و فرهنگی‌شان بدل گشته است.

بنابراین مشکل در اصل سنت و آیین نیست. برای ما ایرانیان، مشکل در نوع برخورد و تعریف حکومت‌ دیکتاتوری مذهبی می‌باشد. حکومتی که می‌خواهد همه‌چیز مردم ـ از جمله اعتقادات و سنتها و مناسک و پوشش و رفت و آمد و... ـ تحت کنترل و زیر سلطه‌ی ولایت مذهبی‌اش باشد. یعنی به‌رسمیت نشناختن هیچ وجهی از فرهنگ توده توسط حاکمیت. چهارشنبه‌سوری هم گرفتار این اختاپوس انحصارطلبی سیاسی و مذهبی شده است.

این روزها پاسخ این پرسش را در اظهارات امامان جمعه‌ی ارتجاع آخوندی شاهد بوده‌ایم. قابل‌توجه است که یک ارگانی به‌نام سیاست‌گذاری خطبه‌های نماز جمعه برای امامان جماعت تعیین تکلیف می‌کند که در سراسر ایران علیه چهارشنبه‌سوری و تهدید آن ایراد سخن کنند. همین هماهنگی ارتجاع برای مقابله با سنتی دیرینه در فرهنگ ملت ما، پاسخ عنوان این مقاله می‌باشد. از این یک نمونه می‌توان به رشته‌ها و زنجیرهای تنیده بر انواع سنت‌های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان در حکومت ملایان پی برد.

آنچه این حکومت طی ۴۰سال علیه تمام اقشار مردم ایران مرتکب شده، کمیتهایی بوده که به‌طور خاص امسال به کیفیت خشم و نفرتی بازگشت‌ناپذیر علیه تمامیت دستگاه ولایت فقیه بالغ شده است. از جمله‌ی این کیفیت، چگونگی برخورد و برگزار کردن آیین چهارشنبه‌سوری ۹۶می‌باشد. این آیین هم طی ۴۰سال از کوره‌های مبارزه گذشته است و به مقام و شأنی در خور ظرف مبارزه با دیکتاتوری بدل گشته است.

این را البته دشمن سنت‌های ایرانی یعنی حاکمیت ولایت فقیه خوبِ خوب فهمیده است و با تمام حواس پنجگانه‌ی منافعش احساس می‌کند. آنها هرگز درنیافتند که چه اشتباه بزرگی کردند همه امورات زندگی مردم را به سیاستی علیه خودشان برگرداندند. البته این از ویژگی‌های دیکتاتورها ـ به‌طور خاص از نوع مذهبی و ضدبشری‌اش ـ‌ است که دچار مالیخولیای بلاهت و حماقت می‌شوند. از این رو دیکتاتورها از همان آغاز بر سر کار آمدن، در کار کاشتن باد هستند تا روزی که این باد از خانه خانه و محل به محل و شهر به شهر ملت بگذرد و توفانی گردد و به تختگاه ولایت زر و زور و تزویر، تندر و صاعقه بزند.

یک پاسخ دیگر به‌عنوان مقاله را باید در باد کاشتن خمینی در عنفوان دیکتاتوراش سراغ گرفت. خمینی سریر ماه را برای فریب بزرگ در اقلیمی خرافه‌زده انتخاب کرد تا خودش را از قانونمندی‌های متعارف حکومت بالاتر ببرد و به احدی پاسخ ندهد. فکر کرد همانجا می‌ماند و هرگز به زیر کشیده نمی‌شود. رفتار او و بازماندگانش با سنتها و آیین ملی ما ایرانیان از همین آبشخور سیراب می‌شد. این‌ها هم کمیتهایی بودند که در ذهن و خاطر مردم ایران انباشته شدند. هر دانه‌ی انباشته شده در ذهن و خاطر مردم ایران، بسان پاره‌یی آتش شد و پاره‌ها به هم پیوستند و شدند قیام دی ۹۵که توفانی از آتش بر زیر و بنیاد و ارکان ولایت فقیه افکنده است. این است قدرت چهارشنبه‌سوری با قدمتش در مبارزه با حکومتی که به فرهنگ، تاریخ، سنت، اعتقادات، استقلال شخصی و حق شهروندی‌ دوستدارانش توهین و تجاوز کرده است و ادامه می‌دهد.

و نهایت آن‌که پاسخ پرسش آغاز مقاله و جایگاه قیام دی امسال و چهارشنبه‌سوری و را باید از مردم ایران پرسید. مردمی که هرگز از سنت‌های دیرین و فرهنگ ملی‌شان در مقابل اصل و شخص ولایت فقیه کوتاه نیامده‌اند. اکنون همین مردم‌اند که از قدرت قیام و قدمت چهارشنبه سوری، گرز آتش و تیر آرشی می‌سازند برای مقابله با سراپرده‌ی نظام ضدایرانی و ضدانسانی آخوندی...