«خزان» حاکمیت ولایت فقیه و «انفجار بیثباتی»
ایران
1396/12/23

سردمداران، مهرهها و رسانههای رژیم از دهها تعبیر و توصیف استفاده میکنند که حتی یکی از آنها بهعنوان دلیل و علت سرنگونی یک رژیم کافی است.
ضعف رژیم در مواجه با بحرانهای مختلف و بهخصوص بحران سرنگونی آنچنان آشکار، و بیثباتی آن به گونهیی است که اعتراف میشود که نظام با «ضعف نهادینه»، «معبر سخت» برای عبور از مشکلات و بحرانهای متعدد مواجه است که میرود تا آن را با «انفجار اجتماعی» یعنی قیامی دیگر از طرف مردم مواجه کند.
یکی از آنها وضعیت کنونی رژیم را به اتاق پر از گازی تشبیه میکند که هی در آن کبریت میکشند. بعضیها هم برای تغییر این وضعیت پیشنهادهایی میدهند که جالب است.
آخوندهاشمزاده هریسی عضو مجلس خبرگان آخوندی «همه جا» را «خزان» میداند و «جایی» را سراغ ندارد که آباد باشد.
این عضو خبرگان آخوندی خانه را آنچنان ویران میداند که میگوید: «ما به خانهتکانی عظیمی از بالا تا پایین نیاز داریم. ولی این خانه تکانی باید از بالا شروع شود. بعضی اتفاقات از پایین شروع میشود و اینها که از پایین آغاز میشود، خیلی خطرناک است و از پایین براندازی، تخریب و نابود میکند تا به بالا برسد». (سایت اعتماد آنلاین 22اسفند 96)
یکی ازمهرهها به نام مهدی مطهرنیا ضمن اعتراف به بحرانهای درونی حکومت آخوندی رویکرد آن در مقابله با این بحرانها را از طریق بحران آفرینیهای دیگر بهمثابه «پتک بهعنوان یک ابزار برای حل همه مسائل» میداند که غیرممکن و «در نهایت این ضعف در درون نهادینه و میتواند به انفجار بیثباتی منجر شود». (سایت حکومتی فرارو 22اسفند 96)
روزنامه حکومتی ایران 23اسفند 96 وابسته به دولت نیز وضعیت فعلی رژیم را تشبیه به «معبر سختی» میکند که این وضعیت برای آن «عواقب بدی» خواهد داشت و این نتیجه را دربرخواهد داشت که تمامیت حاکمیت نبست به آن «پشیمان» میشود.
این روزنامه وابسته به دولت آخوند روحانی وضعیت فعلی اقتصادی و اجتماعی را نامساعد میداند و در این رابطه مینویسد: «اکنون بازسازی امید و اعتماد مردم به آینده حتی از کاهش تورم و افزایش صادرات و هر مؤلفه دیگری مهمتر است.
اعتراضات دیماه تلنگری بود برای اینکه به حل مشکلات و ابرچالشهای ریشهیی اقتصاد توجه کنیم. اگر این امید و سرمایه اجتماعی احیا نشود اصلاحاتی که در حوزه اقتصادی شروع شده است، ممکن است نتایج خطرناکی در پی داشته باشد».
ایران
1396/12/23

سردمداران، مهرهها و رسانههای رژیم از دهها تعبیر و توصیف استفاده میکنند که حتی یکی از آنها بهعنوان دلیل و علت سرنگونی یک رژیم کافی است.
ضعف رژیم در مواجه با بحرانهای مختلف و بهخصوص بحران سرنگونی آنچنان آشکار، و بیثباتی آن به گونهیی است که اعتراف میشود که نظام با «ضعف نهادینه»، «معبر سخت» برای عبور از مشکلات و بحرانهای متعدد مواجه است که میرود تا آن را با «انفجار اجتماعی» یعنی قیامی دیگر از طرف مردم مواجه کند.
یکی از آنها وضعیت کنونی رژیم را به اتاق پر از گازی تشبیه میکند که هی در آن کبریت میکشند. بعضیها هم برای تغییر این وضعیت پیشنهادهایی میدهند که جالب است.
آخوندهاشمزاده هریسی عضو مجلس خبرگان آخوندی «همه جا» را «خزان» میداند و «جایی» را سراغ ندارد که آباد باشد.
این عضو خبرگان آخوندی خانه را آنچنان ویران میداند که میگوید: «ما به خانهتکانی عظیمی از بالا تا پایین نیاز داریم. ولی این خانه تکانی باید از بالا شروع شود. بعضی اتفاقات از پایین شروع میشود و اینها که از پایین آغاز میشود، خیلی خطرناک است و از پایین براندازی، تخریب و نابود میکند تا به بالا برسد». (سایت اعتماد آنلاین 22اسفند 96)
یکی ازمهرهها به نام مهدی مطهرنیا ضمن اعتراف به بحرانهای درونی حکومت آخوندی رویکرد آن در مقابله با این بحرانها را از طریق بحران آفرینیهای دیگر بهمثابه «پتک بهعنوان یک ابزار برای حل همه مسائل» میداند که غیرممکن و «در نهایت این ضعف در درون نهادینه و میتواند به انفجار بیثباتی منجر شود». (سایت حکومتی فرارو 22اسفند 96)
روزنامه حکومتی ایران 23اسفند 96 وابسته به دولت نیز وضعیت فعلی رژیم را تشبیه به «معبر سختی» میکند که این وضعیت برای آن «عواقب بدی» خواهد داشت و این نتیجه را دربرخواهد داشت که تمامیت حاکمیت نبست به آن «پشیمان» میشود.
این روزنامه وابسته به دولت آخوند روحانی وضعیت فعلی اقتصادی و اجتماعی را نامساعد میداند و در این رابطه مینویسد: «اکنون بازسازی امید و اعتماد مردم به آینده حتی از کاهش تورم و افزایش صادرات و هر مؤلفه دیگری مهمتر است.
اعتراضات دیماه تلنگری بود برای اینکه به حل مشکلات و ابرچالشهای ریشهیی اقتصاد توجه کنیم. اگر این امید و سرمایه اجتماعی احیا نشود اصلاحاتی که در حوزه اقتصادی شروع شده است، ممکن است نتایج خطرناکی در پی داشته باشد».